پزشکی و قانون

اگر چه از اسم پزشکیقانون همراه بودن پزشکیباقانون مفهوم میشود ولیدر حقیقت درعین حالیکه پزشکیدر خدمت قانون است و پزشکیقانونیاز تمام معلومات پزشکیاستفاده میکند تا راه را برایموفقیت قانون بگشاید یک تضادینیز بین آنان وجود دارد.
صدر نشینان مسند قضا که ترازویعدالت بر کف, سرنوشت انسانها را رقم میزنند در یک کفه ترازو, قانون را قرار میدهند که با تمام صلابت واستحکام و پایداریو قاطعیت عرض اندان میکند ودر کفه دیگر پزکس را, یعنیدر حقیقت نتایج حاصل از پزشکییا بطور دقیق کارشناسیپزشکیقانونیرا, که درست برعمس قانون از قاطعیت و صلابت و پایداریدر ان خبرینیست بلکه پر از ناپایداری, بیثباتیو تغییر و تحول است.
گفتیم پزشکیقانونیمعلومات پزشکیرادر خدمت قانون قرار میدهد یعنیوقتیدر یک مساله مربوط به انسان کارشناسیدر کفه ترازو در مقابل قانون قرار میگیرد در خقیقت از علم پزشکیاستفاده شده است و اظهار نظر پزشکیقانونیدر واقع حاصل از علم پزشکیمیباشد و از اصول و قوانین موجود در آن متاثر است. علم پزشکیمربوط به انسان است که یک موجود بیولژیک بوده و تابع اصول کلیبیولژیو زندگیو حیات است که پر تغییرات و تحولات و ناپایداریها و ناهمگونیهاست: انسانها با شکلها و قیافه هایمختلف, با طرز فکرها و مغزها و روانهایمتفاوت خلق شده اند, سیاده زرد, بلند قد, کوتاه قامت زشت, زیبا, چاق, لاغر … مدتهایمتفاوتیعمر میکنند از چند ساعت, روز , ماه , سال تا چندین ده سال حتیمتجاوز بر قرن, و در شرایط متفاوت زندگیرا بسر میبرند. فقر یا غنا, رفاه یا سختی, سعادت یا نگون تا ۵۰ + درجه, سختیهایاقلیمیرا تحمل مینمایند و دارایخصوصیات انفرادیکاملا متفاوت از همدیگر میباشند که هیچکدام از این خصوصیات نیز ثابت و لا یتغیر نیست: بدین معنیکه مثلا انسان سالم قاعدتاً دارایقلبیاست که قریب ۸۰ ضربان در دقیقه دارد در حالیکه صاحبان ۷۰ یا ۹۰ ضربان نیز سالم و طبیعیمیباشند همچنین فشار خون طبیعیانسان حدود ۱۳ و ۱۴ است در حالیکه شخص با فشار خود ۱۰ یا ۱۱ نیط بطور طبیعیو کاملا سالم زندگیمیکند, یک نفر با فشار خون ۱۵ _ ۱۶ احساس ناراحتیهایمختلف مینماید در حالیکه دیگریبا فشار ۱۷ و ۱۸ نیز هیچگونه ناراحتیحس نمیکند و وقتیدرجه فشار خودن را به خودش اطلاع میدهند تعجب میکند, انسانیمکن است ساعتها و روزهایگرسنگییا تشنگیرا تحمل کرده و زنده و سالم بماند و یا در شرایط مختلف سرما و گرما مقاومت نماید و انسان دیگریبامختصر تغییریدر شرایط حرارتییا تغذیه ایاز بین برود و هزاران نمونه دیگر که نشان دهنده این است که انسان موجودیبیولوژیک بوده و تابع قوانین و اصوبل متغیر بیولوژییا زندگیو حیات میباشد و طبیعتاً قوانین ثابت و یکنواخت و مشابهینمیتواند داشته باشد.یک بیماریهمه گیر شیوع پیدا میکند. عده ایمبتلا میگردند و عده دیگریکوچکترین ناراحتیپیدا نمیکنند از آنهائیکه مبتلا شده اند گروهیمیمردند و گروه دیگریزنده میماند از عده ایکه زنده مانده اند گروهیسلامت کامل خود را بازیافته و هیچگونه نقص و معلولیتینشان نمیدهند در حالیکه گروه دیگریبقایائیاز بیماریمبتلا شده را بصورت معلولیت و نقص عضو تا آخر عمر با خود دارند, تمامیاین مسائل نسان دهنده متغیر بودن قوانین و اصوال بیولژیک است که مخصوص ه رموجود زنده از جمله انسان میباشد که پزشکیانسان نیز متاثر از آن است در نتیجه علم پزشکیقانونینیز منعکس کننده این اصول متغیر بیولوژیک میباشد. اگر بخواهیم در پزشکیبا قاطعیت سخن بگوئیم باید هر انسانیرا مستقلا بطور کامل و کلیمطالعه کرده و بشناسیم و خصوصیات بیول.ژیک او را مشخص و معین سازیم سپس درباره او بعنوان فردیمستقل با خصوصیات ویژه و منحصر به خود اظهار نظر نمائیم یک شکستگیاستخوان ران در فردیممکن است در ظرف دو ماه بکلیجوش خودره و بهبودییابد در حالیکه همین امر در فرد دیگریامکان دارد در مدت یک ماه انجام گیرد و یا در شخص دیگریماه ها طول بکشد ویا اصلا جوش نخورد و یا عوارض ثانویبوجود اورده حتیمنجر به مرگ نیز گردد یعنیدر حقیقت شکستگیاستخوان ران و جوش خوردن ان اگر چه در کل یک پدیده واحد است ولیبطور انفرادیمیتوان گفت هر انسانیشکستگیمخصوص به خود و جوش خوردن مخصوص به خود را دارد یعنیهر وجودیاز وجود دیگر مستقل است وهر کدام واکنشهایمخصوص به خود را دارد.
نمونه دیگریبیان کنیم, دختر باکره ایمورد تجاوز جنسیقرار میگیرد, قاعدتاً معاینه او باید پارگیپرده بکارت را نشان داده و پارگیهم با خونریزیهمراه باشد در حالیکه بعضیاوقات نه پرده بکارت پاره میشود و نه خونریزیبوجود میآید و درعین حال تجاوز نیز انجام گرفته است اینم امر وقتیاتفاق میافتد که پرده دختر از پرده هایبه اصطلاح نوع الاستیک یاکشدار باشد یعنیبا وجود انجتم عمل جنسیپاره نشود فقط بعلت کشدار بودن کشش پیدا کرده و این عمل را ممکن سازد طبیعتاً چون پارگینیست خونریزیهم نخواهد بود, در بعضیمواقع بعلت فقدان خونریزیمورد اتهام و بحرمتیداماد قرار گرفته وحتیگاهیمظلومانه جان خود را نیز از دست داده است.
برایروشن شدن بیشتر مساله و درک مشکلات پزشکان قانونینمونه هایدیگریاز ناپایداریو ناهمگونیاصول بیولوژیک انسانیارائه میکنیم تا خوانندگان محترم ملاحظه فرمایند تا چه حد پزشکیقانونیدر رابطه با بیثباتیو تغییر پذیریاصول بیولوژیک با سختیها رو دروست.داروئیبه بیماریتجویز میشود معمولا اثر شفا بخش دارو سبب بهبودیوبیمار میگردد و اگر دارو با مقادیر زیادتر از اندازه تجویز شود باعث خطر بوده و در صورت تجویز بمقدار کمتر از اندازه, بیتاثیر خواهد بود پس پزشک دارو را به اندازه تعیین شده و توسط علم پزشکیتجویز میکند و مطمئن است که کار صحیح انجام داده و هیچ خطائیمرتکب نشده است ولیبعد از دقایقیحال مریض بهم میخورد و بیمار حالت شوک پیدا میکند که اگر بطور فوریو صحیح درمان نشود امکان دارد فوت نماید در این حالت میگویند بیمار نسبت به آن دارو حساسیت یا آلرژیداشده و داورئیکه با مقدار صحیح و بدون عیب و نقص تجویز شده بود بجایبهبودیو شفایبیمار سبب ناراحتیو احیاناً مرگ او گردیده است پس مساله ایبه اسم آلرژینیز وجود دارد که پزشک باید به فکر آن باشد بار دیگر همان دوایشفا بخش را به بیمار دیگریتجویز میکند ومساله آلرژیرا نیز در نظر میگیرد از مریض تحقیقات کافیکرده در صورت لزوم, آزمایشهایمشخصیرا نیز انجام میدهد تا از بابت آلرژیخطریمتوجه بیمار نگردد این بار پس از تجویز دارو مشاهده میشود که مثلا اگر دارو را برایناراحتیعصبیتجویز کرده بود و رویاعصاب او اثر شفابخش اعمال کرده ولیرویدستگاه تنفس ویاثر تضعیف کننده داشته و او را دچار ناراحتیتنفسیساخته است این بار اثر به اصطلاح جانبییا اثر فرعیدارو مطرح میباشد. نوبت دیگر باز در تجویز همان دارو به بیمار دیگریپزشک اثرات جانبیانرا نیز در نظر میگیرد و دارو را تجویز میکند ایندفعه پس از چند روز بیمار دچار اختلالات گوارشیمیگردد و معلوم میشود که ناشیاز آثار به اصطلاح ثانویدارو بوده بار دیگر به هنگام تجویز همان دارو آثار ثانویممکن را نیز درنظر میگیرد و با احتیاط کاملتر دارو را تجویز میکند متاسفانه پس از مدت کوتاهیبیمار دچار اختلالاتیدر یکیاز دستگاههایبدن مثلا دستگاه خونیمیگردد و معلوم میشود که این بیمار بخصصو, نقصانیدر ساختمان آنزیمیبدن داشته و کمبود آن ماده یا آنزیم باعث این نوع اختلالات خونیگردیده است بالاخره ماهها یا سالها پس از تجویز یک دارو ممکن است بیمار دچار سرطان یا نقص عضو یا اختلال دیگریگردد که معلوم شود ناشیاز تجویز همان دارو و اثرات ویروسیانبوده است.
بدنیترتیب ملاحظه میشود که در تجویز فقط یک قلم دارو که ساده ترین و رایجترین اقدام پزشکیاست چه اندازه مشکلات و پیچیدگیها وابهام وجود دارد و چقدر بدن انسانها در پذیرش یک دارو از همدیگر متفاوتن و جتییک دارویتنها رویهمه آنها یکساتن و مشابه اثر نمیکند و ظایف پزشک قانونیمثلا دررابطه با همین عوارض یک دارو, در ارزیابیخطایپزشکیچقدر مشکل میباشد.نگاهیبه مساله مرگ بیندازیم , همه اسنانها طعم مرگ رامیچشد و دیر یا زود کالبد خاکیرا وداع میگویند و به عالم میشتابند در این سفر بیبازگشت تعجب میکنیم وقتیمیبینیم یک انسان ماهها بلکه سالها رویتخت بیمارستانییا در منزل خود با مرگ دست و پنجه نرم میکند و مغلوب ان نمیشود و انسان دیگریصحیح و سالم در یک چشم بهم زدن و بطور آنیدر سر کار خود و یا درمنزل بدون کوچکترین مبارزه یا کمترین تقلائیچشم از جهان فروبسته ودارافانیرا بدرود میگوید و باصطلاح با یک مرگ انیدر میگذرد در اینجا مختصر مکثیدرباره گروه مرگهایبه اصطلاح انیداشته باشیم و ببینیم این مرگهایآنیچگونه اتفاق میافتند و مثلا چگونه انسانیبا شنیدن یک خبر ناگهانیبر یا بعضیب اوقات حتیخوب آناً قالب تهیکرده رخت از جهان بر میبندد و در کالبد گشائیهیچگونه ضایعه و عیب و نقصیدر داخل بدن او دیده نمیشود که علت مرگ را توجیه کند و میگویند او در اثر رفلکس وقفه ایمرده است رفلکس وقفه ایدیگر چیست؟ رفلکسیکه ممکن است در اثر یک اقدام کوچک پزشکیحتیمانند وارد کردن یک سوزن در بدن اتفاق بیفتد ویا در اثر شوخیدو نفر با همدیگر و وارد شدن یک ضربه مختصر از طرف یکیبدیگریپیش آید در مطالعات پزشکیقانونی”, کالبد گشائیهیچ علامت کمک کننده ایبه پزشک قانونینمیدهد یعنیعملا پزشک ضایعه ایپیدا نمیکند تا مرگ را به آن نسبت دهد و علت مرگ را رفلکس وقفه ایاعلام م یکند و از طرف دیگر میدانیم که هر روز به هزاران هزار انسان آمپول تزریق میکنند و اعمال پزشکیگوناگون رویآنها انجام میدهند و هزاران انسان با همدیگر شوخیمیکنند یا بهم ضربه میزنند ولیهیچکدام نمیمیرند و اتفاق هم نمیافتد پس از واکنش انسانها نسبت به داروها, به ضربه ها, و اقدامات دیگر پزشکییکسان نمیست و هر کدام واکنش مخصوص بخود را داراست وقتیارزیابیاین واکنشها به پزشک قانونیمحول میگردد پزشک قانونیدر اقیانوس بیپایان بیثباتیها و ناهمگونیها و ابهامات باید غوطع خورد تا صدفیمقصود را که همان حقیقت امر است شناسائیکرده و ارائه نماید.
نمونه هایفراوانیاز این قبیل که همه و همه نشان دهنده متفاوت و متغیر بودن قوانین و اصول بیولژیاست, که در کل پزشکیو بطور اختصاصیدر پزشکیقانونی, متجلیاست.
در مقابل این ناپایداریها, ناهمگونیها و تغییر و تحول پذیریها پزشکیقانونیبا آنها روبرواست علم حقوق قرار دارد که علم ثبات و پایداریو تداوم است قوانین وضع شده در ان ثابت و پایدار بوده و مجریان آن عادت به قاطعیت و ثبات داشته از پزشکان قانونینیز همین خصوصیات را انتظار دارند ولیبا توجه به آنچه گذشت انصاف باید داد که کار پزشک قانونیاز این حیث فوق العاده مشکل و پیچیده بوده و انتظار همچو قاطعیت و صلابتیاز او چندان منصفانه و واقع بینانه نیست,
زیرا همانگونه که ملاحظه شد یکنواختیو ثبات در پزشکیو در نتیجه پزشکیقاننیوجود ندارد و پزشک قانونیباید خیلیمجاهدت کرده ودقت و مهارت بخرج دهد تا بتواند از ورایابرهایتیره و تار ابهامات , غیر یکنواختیو بیثباتیها, حقیقت ثابت و پیادار را که مطلوب مراجع قضاست پیدا کرده و با اطمینان خاطر و قاطعیت بر آنان عرضه نماید تا آنان بتوانند بعد از اطلاع از حقیقت ثابت و پایدار را که مطلوب مراجعه قضاست پیدا کرده و با اطمینان خاطر و قاطعیت بر آنان عرضه نماید تا آنان بتوانند بعد از اطلاع اط حقیقت امر و پیبردن به کنه مطلب رایصائب خود را صادر نمایند.

No votes yet.
Please wait...

About ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: 66965272 -021

Check Also

بلیط هواپیما – ticketyab.com

سامانه تیکت یاب یک موتور جستجو گر بلیط هواپیما می باشد که بلیط های چارتری و بلیط …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *