واقع نگری به شبکه های اجتماعی

شبکه اجتماعی، پدیده‌ای است که مرزهای جغرافیایی را در می‌نوردد و امکان ارتباط بین افراد را در نقاط مختلف جهان، از طریق متن، عکس و فیلم و مانند آن، فراهم می‌کند. ‌گاه افراد در این محیط، دوستان دوران مدرسه خود را که سال‌هاست از  یکدیگر بی‌خبرند، پیدا می‌کنند و ‌گاه امکان دوستی یا ارتباطات شغلی برای آنها فراهم می‌شود.  گاهی ممکن است این دانش مورد توجه عموم کاربران اینترنت قرار گیرد اما استفاده از این امکان سریع و دقیق، از کارکردهای مثبت شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر وب است که جامعه‌ علمی جهان نیز از آن بهره‌مند است.فقط نکته این است که قبل از استفاده از هر پدیده جدیدی باید آموزش دید و دانش و فرهنگ مورد نیاز آن را فرا گرفت؛ در غیر این صورت، هر کسی به شیوه خودش، راه استفاده از آن را پیدا خواهد کرد.
از ورود نخستین اتومبیل به ایران بیش از یکصد سال می‌گذرد اما همانطور که می‌دانیم هنوز در استفاده از این ماشینِ متولد در سال‌های آغازینِ عصر تکنولوژی، دچار مشکلات زیادی هستیم و با اینکه مثلا اخیرا استفاده از کمربند ایمنی الزامی است و به زورِ جریمه، مردم خود را ملزم به بستن آن می‌دانند ولیکن متاسفانه خودرو در کشورمان، ماشینی مرگ زا است؛ حتی هنوز به جای «خودرو» می‌گوییم «ماشین» و «اتومبیل».
همچنین در گذشته‌ای نه چندان دور، موبایل که پس از مدتی آن را به نام «تلفن همراه» نیز می‌شناسیم، اس‌ام اس یا‌‌ همان پیامک را مانند اتومبیل، قبل از اینکه آموزش و تبلیغات فرهنگی در مورد آن‌ها را شاهد باشیم، زود‌تر در دستان مردم دیدیم؛ بی‌آنکه طرز استفاده از این تکنولوژی‌ها را «پیش‌تر» بیاموزیم و منطبق با فرهنگ عمومی جامعهٔ خویش، بومی سازی کرده باشیم.
امروزه، نرم افزار‌ها و سخت افزارهای مختلف می‌آیند و می‌روند و هر روز تازه‌تر از دیروز، قبل از اینکه کارآیی قبلیِ آن‌ها کاملا شناخته شود، نرم افزاری جدید‌تر، با نسخه‌ای پیشرفته‌تر وارد بازار می‌شود.
ورود به مبحث مهم تاریخچه شبکه اجتماعی یعنی «Social Network»، خارج از حوصلهٔ این یادداشت است اما همین کافی است که بدانیم اکنون، شبکه‌های اجتماعی، نقش کلیدی در رشد تجاری و پیشرفت‌های شغلی افراد دارد. و در سطح جهانی، استفاده از خدمات شبکه‌های اجتماعی، روزبه‌روز محبوبیت بیشتری پیدا می‌کند تا جایی که حتی گوگل، به دنبال تصاحب پُرکاربر‌ترین شبکه‌های اجتماعی است.
تا یکسال پیش‌تر از این، اگر در گوگل واژهٔ ترکیبی «شبکه اجتماعی» جستجو می‌شد، شاید تعداد صفحات مربوط به این اصطلاح، کمتر از تعداد انگشتان دو دست بود اما اکنون، نتایج جستجوی آن، رقمی بالغ بر ۲۵، ۷۰۰، ۰۰۰را نشان می‌دهد که نشانگر رشد ناباورانهٔ عدد کاربران اینترنتی فارسی زبان در سراسر دنیا است که به تکرار، از طریق موبایل و رایانه و تبلت و مانند آن، به دنبال این واژه بوده‌اند.
گفتنی است که تعداد شبکه‌های اجتماعی پرطرفدار دنیا، عدد ۲۴ را نشان می‌دهد و شاید دانستن این مهم که مجموع کاربران همین تعداد شبکهٔ اجتماعی در سراسر دنیا، از مرز یک میلیارد کاربر گذشته است، بتوان به میزان تاثیرگذاری شبکه‌های اجتماعی بر کاربرانی که دارای فرهنگ‌ها و آداب و رسوم اجتماعی و اخلاقی بسیار متفاوت و متمایزی هستند، پی برد.
ممکن است پرسش‌هایی از این دست، به ذهن متبادر شود که؛ متولیان امور فرهنگی ما برای جامعهٔ جوان ایرانی چه کرده‌اند؟
مسؤولان، حقیقتاً در خصوص ترویج بی‌حد و اندازهٔ بازی‌های کامپیوتری وارداتی، چه عکس العملی داشته‌اند؟
نظام آموزشی ما از روش آموزش از راه دور، تا چه میزان بهره برده است؟
نظام بازار کار ایران، تا چه حد بر «دورکاری» استوار است؟
به راستی! دولت الکترونیک به کجا انجامید؟
به عنوان مثال؛ آیا واقعاً راه‌های امکان گسترش و فراگیرشدنِ رایانامهٔ فارسی و پست الکترونیکی ایران، مسدود است؟
حال که بجای تبلت، همچنان بایستی از گچ و تخته سیاه و خوشبینانه اینکه از ماژیک وایت برد، استفاده نمود، به ناگزیر، برخورد واقع بینانه با تکنولوژی روز دنیا، راه گریز است.
واقع نگری و داشتن نگرشی مبتنی بر واقعیت‌های روز دنیا، به ما نمی‌گوید که درِ دروازه‌های شهر را بسته نگاه داریم و مرزهای جغرافیایی را بر روی کالاهای وارداتی ببندیم. ما نباید از این مهم غافل باشیم که دنیای امروزین مجازی است و در فضای مجازی، خدمات اینترنتی ارائه می‌شود که فرامرزی است و جهانی را به سان دهکده‌ای کوچک، می‌نمایاند.
دو نکتهٔ قابل اهتمام وجود دارد:
نکته اول: اصولاً انسان‌ها اگر از چیزی منع شوند، بیشتر به آن علاقه‌مند می‌شوند؛ به خصوص وقتی که آگاهی کافی و لازم را هم دربارهٔ آن چیز، نداشته باشند. در ایران نیز این مسأله خصوصاً در میان جوانان و نوجوانان، بسیار فراگیر‌تر است.
مثلا اگر شایع شود که پخشِ فلان فیلم، ممنوع شده و اصطلاحا جزو فیلم‌های ممنوع الپخش قرار گرفته است یا نشر فلان کتاب ممنوع است و عنوانِ آن کتاب، در فهرست سیاه قرار دارد یا فلان بازیگر ممنوع التصویر شده است، مردم، به هر دلیل، بیشتر دنبال‌‌ همان فیلم یا کتاب یا دلیل ممنوع شدنِ آن‌ها می‌روند؛ اگرچه لازم شود تا بهای گزافی هم بپردازند. همچنین، اگر علامت زیر ۱۶ سال ممنوع! در فیلمی دیده شود، دقیقاً‌‌ همان نوجوانان و کسانی که نباید آن را ببینند، مشتاق ترند به دیدن فیلم. در مورد شبکه‌های اجتماعی نیز همین موارد، صادق است.
نکته دوم: اینکه شبکه‌های اجتماعی، نوعی تکنولوژی ارتباطی جدید هستند که هر روز در حال پیشرفت و نو به نو شدن است و‌‌ همان طور که می‌دانیم الآن، مثلاً پدیدهٔ وایبر (wiber) را داریم و پیش از آن، وی چت (wechat) که خیلی هم فراگیر شده بود، بدون فیل‌تر و حتی ارزان‌تر و راحت‌تر، در دسترس همه هست چون امکان ارتباطیِ واسطِ آن، موبایل است.
این روز‌ها در دست هر جوان و نوجوانی می‌توان موبایل را دید که بدون توجه به اطراف خود مشغول چت کردن (chat) است و احتمالاً با افرادی که در‌‌ همان محیط آشنا شده و خدا می‌داند وقت و بی‌وقت چه‌ها که به هم نمی‌گویند!
حال، نمی‌توان گفت که مقصرِ اصلیِ عقب ماندگی فرهنگی و اجتماعیِ مردم، غرب و ابرقدرت‌ها هستند و یا این عقب ماندگی در حوزهٔ فرهنگ، نتیجهٔ تهاجم فرهنگی یا جهانی سازی و تمهیدهایی از این دست است؛ چرا که غرب، کار خود را سال‌ها پیش، با جسم مردم کشورهای جهان سوم، به تمامی کرده است. مثال بارز آن؛ ورود بیماری‌هایی همچون ایدز، هپاتیتC و بسیاری از دیگر بیماری‌های ناشناخته است که چه بسا حتی خودخواسته باشد مانند شیوع بیماری‌های ناشی از تشعشعات اتمی. و به دنبالِ آن و همزمان، کار خود را چندین سال است که با روح مردم کشور‌ها آغاز کرده‌اند. (facebook، twitter، youtube، wechat، wiber، tango…)
نتیجه اینکه این نیز بگذرد! باید فکری به حال سلامت فرهنگ و اخلاق جامعه کرد، نه منع کردن کورکورانه!
به یقین، بالا بردن سطح آگاهی‌های اجتماعی و افزایش اطلاع رسانی به مردم و صداقت داشتنِ رسانه‌ها با مخاطب، در بیانِ هشدارهای فرهنگی، مهم‌ترین راهکار جهت مقابله با هجمه‌های نابهنجارِ غیربومی است.
No votes yet.
Please wait...

درباره ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: ۰۲۱۶۶۹۲۱۰۰۲ ۰۲۱۶۶۵۸۱۷۴۸

همچنین ببینید

نقد حقوقی فیلم عدالت برای همه

اگه وجدان نداشته باشی هیچی نداری                         ال پاچینو در نقش یک وکیل شرافتمند …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *