مقاله ای کامل در مورد تالاب

واژه تالاب هنوز در نزد افکار عمومی جایگاه علمی، مناسب و تعریف شناخته شده و مشخصی ندارد. بسیاری از مردم تالاب، باتلاق یا مرداب را مناطقی دور از دسترس می‌دانند که محل تکثیر انواع حشرات و بسیاری از ناقل‌های بیماری است. بدین ترتیب باتلاق‌ها یا مرداب‌ها نقاط مرموزی هستند که علاوه بر محل زندگی حیوانات وحشی از جمله گراز‌ها، ممکن است انسان را به بیماری‌هایی همچون مالاریا مبتلا کنند.
در لغتنامه‌های فارسی و مقالات علمی مختلف نیز واژه تالاب به صورت‌های گوناگونی تعریف شده و مورد بحث قرار گرفته است، به نحوی که نزدیک به ۵۰ تعریف مختلف از تالاب مورد استفاده قرار می‌گیرد (۱۹۹۰ – Dugan). در فرهنگ دهخدا کلمه کول یا کولاب معادل تالاب به کار رفت است. ثابتی (۱۳۵۵) تال را نوعی نبات پیچیده جنگلی (داردوست) معرفی کرده است. برخی کلمه تالاب را متشکل از دو کلمه «تال» و «آب» می‌‌دانند که کلمه تال آن در زبان هندی به معنی آبگیر است و یا تال به معنی رشته است که به علت حالت گسترش نهر در لابه‌لای نیزارهای اطراف تالاب با این واژه مرتبط شده است.

anzali1 مقاله ای کامل در مورد تالاب
با وجود همه تعاریف و دیدگاه‌های فوق اولین تعریف علمی تالاب توسط کنوانسیون رامسر (۱۳۵۱) ارایه شد. بر اساس این تعریف تالاب شامل مناطق مردابی، آب مانده، نم‌زارهای سیاه و باتلاقی، برکه‌های مصنوعی یا طبیعی که به طور دایم یا موقت دارای آب ساکن یا روان، شیرین یا شور یا نیمه‌شور هستند و یا مناطقی از سواحل دریا که هنگام جذر ارتفاع آب در آنها بیشتر از ۶ متر نباشد، است.
با توجه به ناقص بودن تعریف فوق که بعضاً دارای نقاط مبهمی بود و فهم کامل آن برای همگان مشکل می‌نمود، کمیسیون تالاب‌های کشور در سال ۱۳۶۲ تعریف دیگری را به شرح ذیل از تالاب‌ها عنوان کرد که نسبت به بقیه تعاریف موجود به نظر کامل‌تر و با درک بهتری همراه است.
«تالاب ناحیه‌ای از مظاهر طبیعی و خدادادی است که در روند پیدایشش، خاک آن توسط آب‌های سطحی و زیرزمینی به صورت اشباع درآمده و در طی یک دوره کافی و شرایط عادی محیطی تشکیل شده است و دارای توالی زیستی می‌باشد. این مجموعه دارای جوامعی از گیاهان و جمعیت‌هایی از جانوران ویژه است که امکان سازگاری در چنین نقاطی را دارند».
بر اساس تعاریف ارایه شده تالاب‌ها بوم سازان‌های بی‌نظیری هستند که از لحاظ ویژگی‌های بوم‌شناختی منحصر به فرد بوده و به خوبی از سایر بوم‌سازگان‌‌های‌ دیگر قابل تفکیک می‌باشند. آب و خاک شرایط خاص خود را دارند و این شرایط از یک طرف امکان رویش هر گیاه و زیست‌ هر جانداری را میسر نمی‌سازد و از طرف دیگر گونه‌های زیستی بی‌نظیری را که بعضاً در هیچ یک از زیستگاه‌های دیگر طبیعت یافت نمی‌شوند، پرورش می‌دهد. شرایط زیست‌محیطی حاکم بر تالاب دسترسی انسان را به آن مشکل و گاهی غیرممکن نموده و به این ترتیب بکرترین جلوه‌های زیبای طبیعت را به وجود آورده است.
ارزش و اهمیت تالاب‌‌‌ها
در بین بوم‌سازگان‌های طبیعی، ارزش و اهمیت تالاب‌ها دیرتر از بوم‌سازگان‌های دیگر درک شده و کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. متاسفانه هنوز آثاری از این تصور که تالاب‌ها نقاط بد و کثیفی هستند که می‌بایست خشکانده شوند تا علاوه بر مصارف کشاورزی و زراعی، از شر آنها خلاص شویم، وجود دارد. حتی برخی این دست‌درازی و چپاول طبیعت را که با گسترش علم و فناوری به راحتی انجام م‌گیرد، نوعی پیشرفت و خدمت به بشریت می‌دانند!
اما با همه نگرانی‌ها و تصورات غلطی که پیرامون شناخت و درک تالاب‌ها و ارزش و اهمیت آنها وجود دارد، اشخاص و سازمان‌هایی وجود دارند که در سطح ملی و بین المللی با تحقیقات و تلاش‌های پیگیر و مستمر خود هر روز گوشه تازه‌ای از اهمیت اقتصادی، اجتماعی و بوم‌شناختی آنها را کشف و معرفی می‌کنند. امید است مسئولین محترم کشور ما نیز همگام با تلاش‌هایی که در سطح جهان و به صورت بین المللی در راستای شناخت ارزش‌ها و حفاظت از محیط زیست و تالاب‌ها به عنوان یکی از مظاهر با ارزش و بسیار زیبای طبیعت انجام می‌شود، اقدامات موثرتری را به مرحله اجرا گذارند.
تالاب‌ها به خاطر داشتن ویژگی‌های خاص هیدرولوژی دارای فوایدی می‌باشند. تالاب‌ها نه تنها موجب تغذیه و تامین بخشی از سفره‌های آب زیرزمینی می‌شوند، بلکه محیطی را فراهم می‌کنند که بسیاری از پرندگان، ماهی‌ها و آبزیانی که حیات آنها وابسته به وجود چنین نقاطی است، بتوانند از آن به عنوان بهترین زیستگاه جهت بقا و تامین غذای خود از آن استفاده کنند.
در بیش از نیمی از کشورهای جهان برداشت محصول ماهی منوط به سلامتی تالاب‌هاست ، ۱۶% از گونه های پرندگان در معرض خطر انقراض پرندگان تالابی هستند و کاهش جمعیت پرندگان تالاب یکی از شاخص‌های روند انهدام و تخریب چنین محیط‌هایی محسوب می‌شود . تالاب‌ها هم‌چنین با تنظیم جریان آب از گسترش سیلاب و نفوذ آب‌های شور جلوگیری کرده و در امور حمل و نقل بسیار از کشورهای جهان به طور موثر مورد استفاده قرار می‌گیرند.
خاستگاه نهایی بسیاری از آبراهه‌ها، نهر‌ها، رودخانه‌ و سیلاب‌ها، تالاب‌ها می‌باشند. جریانات آبی در مسیر خود بقایای گیاهان، اجساد جانواران و مواد آلی و کانی را شسته و در نهایت به تالاب می‌ریزند که موجب کوتاه شدن طول عمر، اما غنی شدن این زیستگاه‌ها از لحاظ غذایی می‌شوند. به این ترتیب تالاب‌ها بالاترین میانگین تولید اولیه خالص در میان بوم‌سازگان‌های جهان دارا هستند، مثلاً یک تالاب آب شور می‌تواند ۲۰ برابر یک دریای ژرف زی‌توده در متر مربع در سال تولید کند (۱۹۷۵ – odum) و با وجود اینکه تالاب‌ها درصد ناچیزی از سطح بیوسفر جهان را شامل می‌شوند، اما حدود ۱۰ تا ۱۴ درصد کربن جهان را در خود نگهداری می‌کنند . خاک تالاب نیز عمدتاً از نوع توربزا بوده که از لحاظ مقدار مواد آلی بسیار غنی و از لحاظ زراعی حاصل‌خیز است.
تنوع زیستی، ژنتیکی و تنوع گونه‌هایی که در تالاب زندگی می‌کنند از اهمیت بالایی برخوردار است. تالاب‌ها اگرچه وسعت چندانی نسبت به سایر محیط‌های زیستی ندارند، ولی در عمل به خاطر داشتن شرایط خاص محیطی، ویژگی‌های آب و خاک و پیچیدگی‌های بوم‌شناختی تنوع قابل ملاحظه‌ای را به وجود می‌آورند. تالاب‌ها به عنوان کانون‌های حساس نه تنها دارای تنوع گونه ای بسیار بالای جانوری و گیاهی هستند،‌ بلکه تنوع ژنتیکی در هر یک از گونه‌ها در حد بالایی است و این تنوع به طور عمده در ارتباط مستقیم با تنوع محیط زیست و زیستگاه‌های متشکله در تالاب است. به عنوان مثال تنها فون حشرات در تالاب حدود ۵۰% تنوع زیستی جهان را تشکیل می‌دهد.
تالاب‌ها در جلوگیری از گسترش کویر نیز نقش به‌سزایی دارند. بسیاری از تالاب‌های جهان در نقاطی واقع شده‌اند که در واقع مرز بین دو بوم‌سازگان آبی و خشکی است. به طور مثال تالاب گاوخونی به عنوان تنها دریاچه آب شور دایمی در فلات مرکزی ایران و در دل کویر واقع شده و نقش موثری را در جلوگیری از گسترش کویر ایفا می‌کند. رودخانه زاینده‌رود همانند یک کمربند سبز دل کویر را می‌شکافد و در نهایت به تالاب ختم می‌شود و آنجاست که بوم‌سازگان آبی کویر را به مبارزه می‌طلبد و این نقش وقتی مشخص‌تر می‌شود که می‌بینیم تپه‌های گسترده وسیعی که در امتداد تالاب قرار دارد، توسط رطوبت و پوشش گیاهی آن تثبیت شده است و در صورت نابودی تالاب حرکت شنهای روان به نواحی شرقی اصفهان، از جمله شهر ورزنه که نزدیکترین شهر به تالاب است، آغاز خواهد شد. نظیر این حالت در بیشتر تالاب‌های مرکزی و نواحی جنوبی ایران و بسیاری از نقاط دیگر جهان وجود دارد.
تالاب‌ها یکی از بی‌نظیرترین، زیباترین، بکرترین و شگفت‌انگیزترین پدیده‌های طبیعی هستند که هر یک دارای جلوه‌های بسیار بدیع، جالب، ناشناخته و پررمز و رازی هستند. به عنوان مثال گوشه‌هایی از تالاب گاوخونی در اصفهان، بخش‌هایی از تالاب سیاه کشیم در گیلان و یا دشت ارژن و دریاچه پریشان در فارس را می‌توان ذکر کرد که هر یک در اوج زیبایی قرار دارند و به همین دلیل می‌توان از تالاب‌ها به عنوان کانون‌های تفرج و تفریح، بازدید و سیاحت و جلب گردشگری استفاده کرد، به شرط آن که این برنامه‌ها همراه با یک نظام مدیریتی هدفدار و حساب‌شده باشد، علاوه بر افزایش آگاهی عموم افراد جامعه و شناخت زیبایی‌های آن می‌توان از مردم در حفاظت از تالاب‌ها و جلوگیری از تخریب آنها کمک خواست.
علاوه بر موارد ذکر شده تالاب‌ها در جلوگیری از فرسایش سواحل دریاها، تثبیت هوای منطقه از لحاظ مقدار بارندگی و دمای محیط، آموزش و تحقیق، تامین علوفه دام، مصارف کشاورزی، استخراج مواد معدنی مثل پتاسیم و فسفر، تصفیه هوای مناطق مجاور، بهره‌برداری و اشتغال مردم حاشیه تالاب، جلوگیری از فرسایش بادی نقاط همجوار، پرورش ماهی و . . . نیز نقش دارند.
عوامل تهدید و تخریب تالاب‌ها
از گذشته‌های بسیار دور انسان آزمند و حریص همواره به گسترش سیطره و تسلط خود بر سرزمین‌ها و دشت‌‌های پهناوری که در مقابل دیدگان بشر قرار می‌گرفت، توجه داشت و بر اساس این باور غلط که منابع طبیعی موجود پایانی ندارند و انسان می‌تواند تا ابد از این چشم‌اندازهای طبیعی و غنی استفاده کند، هر روز دست‌درازی و چپاول بخش‌‌های جدیدی از آن را آغاز کرده و بر جمعیت خود بر روی کره خاکی افزود، غافل از این که پایان ناخوشایندی در انتظارش است. فشار و سنگینی بار بهره‌برداری‌های مکرر، غیر آگاهانه و بیش از حد و حصر از منابع طبیعی و از جمله تالاب‌ها بر همه بخش‌های زیست ما به شدت احساس می‌شود. در این میان الگوهای پیچیده اقتصادی کشور پیشرفته از یک طرف و فقر و رشد نگران‌کننده جمعیت کشورهای در حال توسعه از طرف دیگر بر این سنگینی بار می‌افزایند. بخش اعظم این تخریب‌ها و انهدام‌ها متوجه بوم‌سازگان‌های آبی و محیط‌های تالابی می‌‌باشد که حتی شدت تخریب آنها از بخش‌های دیگر به خاطر عدم درک صحیح از ارزش‌های نهفته آنها بیشتر است و روند بیابانی شدن و توسعه کویر با از بین رفتن آنها سرعت بیشتری می‌گیرد.
پایداری روند تخریب تالاب‌ها وجه اشتراک تمام کشورهای جهان است. هر روز در گوشه‌ای از این زی‌سپهر پهناور شاهد مرگی یکی دیگر از تالاب‌ها هستیم. اگر چه از آهنگ سریع تخریب و نابودی تالاب‌ها به مقدار قابل ملاحظه‌ای کاسته شده، ولی حجم عظیم تخریب‌های گذشته و نابودی‌هایی که بعضاً هنوز هم به چشم می‌خورد، اوضاع نگران‌کننده‌ای را در مورد وضعیت آینده تالاب‌ها فراهم کرده است. امروزه خطر نابودی تالاب‌ها و آلودگی آب‌های ساحلی همانند بحران تخریب لایه ازن، نابودی جنگل‌ها و انقراض بسیاری از گونه‌های جانوری و گیاهی به یکی دیگر از بحران‌های زیست‌محیطی جهان تبدیل شده است. بر اساس اطلاعات منتشر شده از طرف کنوانسیون رامسر (۱۹۹۷) آمار تخریب و از بین رفتن تالاب‌ها در برخی از کشورهای جهان به این گونه است:
هم‌چنین بر اساس اطلاعات موجود در ایالات متحده آمریکا تقریباً ۵۰ % تالاب‌های طبیعی نابود شده‌اند و تاثیر این نابودی در انواع زیستگاه‌های مهم مشهود است. برای مثال دشت غرقابی جنگل‌های می‌سی‌سی‌پی تنها به چند درصد رسیده و تالاب‌های کالیفرنیا ۹۰ % کاهش یافته است. در بریتانیا ۶۰ % تالاب‌ها نابود شده و از سال ۱۹۳۰ تا کنون ۶ گونه گیاهی تالابی منقرض شده‌اند. در سراسر اروپا تغییرات مشابهی در جریان است،‌۴۰ % تالاب‌های ساحلی از سال ۱۹۶۰ تا کنون نابود و ۷۰ درصد تالاب‌های پرتغال جهت کشت و ذرع خشک شده‌اند.
روند تخریب و نابودی تالاب‌ها در ایران نیز وضعیت بهتری از سایر کشورها ندارد. اگر چه آمار دقیق و کاملی از وضعیت تالاب‌های کشور از لحاظ پوشش گیاهی و نقشه رویشی آبزیان، پرندگان مهاجر و بومی،‌ گونه‌های بومی و مهاجم گیاهی و جانوری، تخریب و دگرگونی این بوم‌سازگان‌های طبیعی و خدادادی وجود ندارد و تحقیقاتی که در این راستا انجام گرفته، پراکنده و به صورت مقطعی بوده است. اما گزارش‌ مقدماتی ارایه شده از وضعیت تالاب‌های جمهوری اسلامی ایران دل‌نگرانی‌های درخور توجهی را از وضعیت آینده‌ی تالاب‌های کشور به وجود آورده است.
بر اساس گزارش مذکور (صادقی – ۱۳۷۸)،‌ میزان قابل ملاحظه‌ای از تالاب‌های حوزه آبریز دریای خزر برای مقاصد کشاورزی، ساخت مسکن و جایگاه دفن زباله نابود شده‌اند. همچنین در حوزه آبریز خلیج فارس و دریای عمان بخش قابل ملاحظه‌ای از تالاب‌ها طی جنگ تحمیلی و عوارض ناشی از آن آسیب دیده و البته جنگ خلیج فارس نیز بر آن بی‌تاثیر نبوده است. در حوزه آبریز هامون نیز علاوه بر جنگ طولانی مدت داخلی در کشور افغانستان که موجب بروز آثار سوء در تالاب‌های آن حوزه شده است، اعمال مدیریت نامناسب منطقه‌ای از جمله تغییر مسیر، ایجاد تاسیسات جدید و وارد کردن گونه‌های غیر بومی، صدمات و خسارات قابل ملاحظه‌ای را به دنبال داشته است. نابودی تالاب کمجان و تبدیل راضی آن به زمین‌های کشاورزی، پس از مدتی موجب غیرقابل استفاده شدن اراضی کشاورزی مذکور می‌شود. همچنین ر معرض تهدید جدی قرار داشتن تالاب گاوخونی (بدون اقدامات و ملاحظات مدیریت آبریز زاینده رود) از فاجعه‌های زیست‌محیطی در حال تکوین در این حوزه‌ها به شمار می‌آید. به علاوه در حوزه آبریز دریاچه ارومیه احداث سد بر روی رودخانه‌ها و احداث بزرگراه‌ در داخل دریاچه ارومیه و عوارض ناشی از آن، تاسیسات آبزی‌پروری و زهکشی بخش‌هایی از آن از عوامل تهدید کننده جدی نابودی تالاب‌های این حوزه است. موارد گفته شده تنها گوشه‌ای از روند تخریب و نابودی تالاب‌ها در ایران می‌باشد.
در مجموع عمده‌ترین عوامل موثر در از بین رفتن تالاب‌ها در ایران و سایر نقاط را می‌توان به صورت ذیل خلاصه کرد، شایسته‌ است با اتخاذ تدابیر آگاهانه و به موقع از بحران زیست‌محیطی عنقریب جلوگیری شود.
یکی از عوامل عمده تخریب و انهدام تالاب‌ها عوامل انسانی است (۱۹۹۴ – Dugan). عدم شناخت واقعی ارزش‌های بالقوه و نقش و اهمیت این بوم‌سازگان‌ها در زندگی بشر که ادامه حیات بقای ما و سایر موجودات را تضمین می‌کند، موجب ناکام ماندن بسیاری از اقداماتی می‌شود که سعی در حفاظت از تالاب‌ها و جلوگیری از تخریب آنها دارند.
تبدیل بوم‌سازگان‌های تالابی به زمین‌‌های کشاورزی از دیگر عوامل نابودی تالاب‌ها است. تالاب‌ها از لحاظ مواد توربزا بسیار غنی بوده و برای امور زراعی مناسب می‌باشند،‌ از این رو تالاب‌های بی‌شماری تاکنون زهکشی و تبدیل به زمین‌های کشاورزی شده‌اند. این اقدام اگرچه ممکن است به ظاهر و در کوتاه‌مدت مفید به نظر آید، اما آنچه مسلم است این که در درازمدت با خسارات جبران‌ناپذیر زیست‌محیطی همراه است.
رودخانه‌ها و جریانات آبی دیگر در مسیر خود به وسیله‌ی فاضلاب‌های شهری، کشاورزی و صنعتی آلوده شده‌ و در نهایت موجب آلودگی تالاب می‌شوند. بخشی از این آلودگی‌ها (فاضلاب‌های شهری) در درازمدت و طی یک سری واکنش‌های شیمیایی از بین می‌رود، لیکن مسمومیت ناشی از مابقی فاضلاب‌ها حیات آبزیان، پرندگان، حیات وحش و به طور کلی بقای تالاب را به شدت به مخاطره می‌اندازد.
رسوبات حمل شده به تالاب نیز موجب پر شدن تالاب، رسوب‌زایی و در نتیجه کم شدن گستره و توسعه تالاب شده و چنانچه با اقدامات به موقع لایروبی نشود، زمینه را برای نابودی کامل آن در آینده فراهم می‌کند. شاید به همین خاطر باشد که اصولاً‌ تالاب‌ها از دیدگاه زمین‌شناسی طول عمر اندکی دارند.
از عوامل متعدد دیگر در نابودی تالاب‌ها عدم وجود مدیریتی هدفدار و توانمند است که در بسیاری از موارد اقداماتی را که جهت حفاظت و حراست از تالاب‌ها پیش‌بینی می‌شود، به نتیجه نهایی و مورد نظر نمی‌رساند. عدم اطلاعات لازم و ضروری پیرامون بسیاری از تالاب‌ها و عدم ارایه طرح‌های جامع مدیریتی، حفاظت‌ از تالاب‌ها را با مشکل مواجه کرده است و از این رو است که در پنجمین نشست کنوانسیون رامسر در کوشیرو ژاپن در سال ۱۹۹۳ بر اصول استفاده خردمندانه از تالاب تاکید و اعلام شد که لازم است از محدودیت‌های بوم‌شناختی یک سیستم تالابی شناخت کاملی داشته باشیم تا بتوانیم در مورد تاثیر عملکردها بر تالاب به درستی داوری کنیم. بنابراین زمانی که اطلاعات کافی و جامعی در دست نیست، باید فعالیت‌های موثر بر تالاب‌ها با رعایت کلیه اصول احتیاطی صورت گیرد، به عبارت دیگر هنگامی که یک فعالیت بر تالاب مجاز است که به وضوح کلیه آثار و پیامدهای آن مشخص شود و در صورت وجود هر گونه ابهام باید از انجام آن ممانعت به عمل آید.
استفاده از تالاب‌ها به عنوان مناطق تفرجگاهی اگرچه یکی از اهداف جدید مدیریت تالاب‌ها در راستای آشنایی مردم با ارزش‌ها و حفاظت از آنها به شمار می‌آید، لیکن اگر این اقدام بدون برنامه‌ریزی صحیح و لجام گسیخته باشد، نه تنها هدف مذکور محقق نمی‌شود، بلکه گاهی به روند تخریب تالاب نیز کمک می‌کند. صید و شکار نیز در این مناطق باید طبق ضوابط و مقررات حساب‌شده و مدون صورت پذیرد. خوشبختانه اعمال قوانین شکار در ایران سابقه‌ای بس تاریخی دارد، چرا که اولین احکام قانونی در باب شکار در اردیبهشت ۱۳۰۷ تدوین شده است، اما صدور مجوز شکار بیش از حد ظرفیت در چنین مناطقی و همچنین شکارهای غیرمجاز و دور از چشم قانون موجب شده تا پرندگان و حیات وحش تالاب‌ها نیز همانند سایر نقاط دیگر صدمات شدیدی را متحمل شوند. در کشور ما حدود یک میلیون اسلحه شکاری با پروانه مجاز در اختیار شکارچیان قرار دارد و سالانه بیش از پانصد میلیون گلوله حیات وحش و پرندگان کشورمان را هدف قرار داده و آنها را با خطرات شدیدی مواجه کرده است .
علاوه بر موارد ذکر شده، برداشت مواد توربی از تالاب‌ها،‌ استفاده مکرر اقتصادی نظیر استخراج نمک، مواد معدنی و پرورش آبزیان و . . . دیوارکشی و تغییر شکل آنها به مخازن آب، تغییر مسیر آبراهه‌ها و یا پمپاژ آب‌های زیرزمینی نواحی مجاور، ایجاد سد و کنترل آب رودخانه‌ها، افزایش رسوب‌گذاری، کانالی کردن رودخانه‌ها، معرفی گونه‌های غیر بومی و جمع‌آوری تخم پرندگان توسط افراد سودجو از جمله عمده‌ترین عوامل دیگری هستند که در نابودی تالاب‌ها هر یک به نوبه خود نقش به‌سزایی دارند.
تلاش‌های جهانی در حمایت از تالاب‌ها
سال‌های بسیاری به طول انجامید تا بشر با بخشی از واقعیت‌ها و ارزش‌های نهفته و غنی تالاب‌ها آشنا شود. پیچیدگی روابط بوم‌شناختی،‌ دور از دسترس بودن و وجود رموز زیستی فراوان در بسیاری از نقاط تالابی جهان روند شناخت آنها را با مشکل موجه می‌ساخت، تا این که از سال ۱۹۰ به بعد، تحولی عظیم در بررسی مسایل زیست‌محیطی تالاب‌‌ها شکل گرفت.
بیشتر تحقیقات و تلاش‌های انجام شده در طی سال‌های مذکور در ارتباط با شناخت ویژگی‌های کلی تالاب‌ها بود و مطالعات تخصصی کمتری صورت می‌گرفت، به طوری که فهرست کاملی از پرندگان، آبزیان و گیاهان مناطق تالابی جهان هنوز در دسترس نیست و موجودات زنده بسیاری از تالاب‌‌ها ناشناخته مانده اند، ولی این اقدام‌ها خود گامی موثر در مطالعات کامل‌تر و جامع‌تر بعدی به شمار می‌آید. آنچه مسلم است، هر قدر انسان بر میزان دانش خود پیرامون تالاب‌ها بیافزارید، علاوه بر شناخت استعدادهای نهفته زیست‌محیطی تالاب‌ها، می‌تواند از میزان صدمات و خسارات ناشی از نابودی آنها بکاهد.
یکی از اولین اقدامات موثر هماهنگ جهانی در حمایت از تالاب‌ها، کنوانسیون رامسر بود که با انگیزه آشنایی بشر و با ویژگی‌های منحصر به فرد تالاب‌ها و مشارکت جهانی در حفاظت از تالاب‌ها شکل گرفت. این کنوانسیون در طی سال‌های فعالیت خود توانست ضمن جلب افکار عمومی جهان، زمینه را جهت مطالعات و حفاظت بیشتر تالاب‌ها در سطح بین‌المللی فراهم کند که به لحاظ اهمیت در بخشی جداگانه آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
I.U.C.N و I.W.R.B از موسسات بین المللی معتبری هستند که سابقه طولانی در حمایت از منابع طبیعی، تالاب‌ها و حیات پرندگان جهان دارند. این سازمان‌ها حتی در طی سال‌های اولیه حیات کنوانسیون رامسر، آن را رهبری کرده و همکاری تنگاتنگی با آن داشتند. همچنین هر یک از سازمان‌های مذکور به نوبه خود تلاش‌هایی را در سطح جهانی به مرحله اجرا گذارده‌اند که بخشی از این تلاش‌ها ویژه حمایت از تالاب‌ها بوده است.
از تلاش‌های بین المللی دیگری که در حمایت از ین گونه‌های جانوری و گیاهی تالاب‌ها موثر بوده است، هم‌اندیشی بسیاری از کشورهای جهان در سال ۱۹۹۲ می‌باشد که منجر به تشکیل کنوانسیونی به نام تنوع زیستی شد و به خاطر تنوع زیستی بالا و منحصر به فرد گونه‌های موجود در تالاب‌ها، همواره بخشی از فعالیت این کنوانسیون به شناخت موجودات زنده تالاب‌ها معطوف بوده است. I.U.B.S و SCOPE نیز با همراهی یونسکو برنامه‌ای را تحت عنوان «تنوع» طرح‌ریزی کرده تا تحقیقات بهتری را درباره تنوع زیستی به مرحله اجرا بگذارند.
هم‌اندیشی بیش از ۹۰۰ دانشمن از ۲۵ کشور جهان در چهارمین کنفرانس تالاب‌‌ها Irintecol در کلمبو، گردهمایی بیش از ۱۰۰۰ نفر متخصص محیط زیست در اولین کنفرانس «تالاب‌ها و توسعه» در ۱۹۹۵ در مالزی و مشارکت بیش از ۱۵۰۰ دانشمند در دومین کنفرانس « تالاب‌ها و توسعه» از ۵۰ کشور جهان در سال ۱۹۹۸ در سنگال، گوشه‌ای از ادامه‌ی تلاش‌هایی است که پیرامون شناخت، حفاظت،‌ احیا،‌ توسعه و بهره‌برداری معقول از تالاب‌ها در سطح جهانی انجام می‌گیرد (۸).
در حال حاضر مهم‌ترین موسسات جهانی که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم مسایل مربوط به تالاب‌ها را دنبال کرده و اهتمام خاصی به حمایت از آنها دارند، عبارت‌اند از:
اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی I.U.C.N
کنوانسیون رامسر (کنوانسیون تالاب‌‌ها و پرندگان مهاجر)
کنوانسویون بش
مرکز بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی (I.W.R.B).
کنوانسیون تجارت بین المللی گونه‌های گیاهی و جانوری در معرض خطر انقراض (C.I.T.E.S).
شورای بین المللی حفاظت از پرندگان (I.C.B.P).
کنوانسیون بین المللی رامسر سند افتخار ملی
بنا به دعوت ایران در سال ۱۳۴۹ نمایندگان برخی از کشورهای جهان در شهر رامسر گر هم آمدند تا با هم‌اندیشی تاریخی خود یکی از اولین نهاد‌های بین‌المللی حفاظت از تالاب‌ها را تشکیل دهند. کنوانسیون رامسر که به نام محل برگزاری آن معروف شد، توافقی بین‌المللی است که بر اساس آن کشورهای عضو فراتر از مرزهای جغرافیایی مسایل زیست‌محیطی تالاب‌‌های کشورهای متعهد، به ویژه تالاب‌‌های بین‌المللی را مورد مطالعه، تحقیق و بررسی قرار داده و نتایج حاصل از مطالعات لیمنولوژی، بوم‌شناسی،‌هیدرولوژی، گیاه‌شناسی و جانورشناسی را در اختیار سایرین قرار می‌دهند. کشورهای عضو همچنین موظف هستند که تمام تلاش‌های ممکن خود را در راستای منافع ملی‌ کشورشان به کار برند تا از تخریب و نابودی این بوم‌سازگان‌های بی‌نظیر طبیعت جلوگیری به عمل آید.
کنوانسیون رامسر طی سالیان متمادی از فعالیت خود توانسته است ضمن جلب نظر افکار عمومی، جهانیان را از تاثیر و اهمیت قابل توجه این جلوه‌های بدیع در زندگی انسان و بقای موجودات زنده آگاه سازد و رغبت کشورهای جهان را در همکاری با این نهاد گسترش دهد، به نحوی که اگر تنها در سال ۱۳۴۹ فقط تعداد معدودی از کشورهای جهان (حدود ۱۸) کشور عضو این کنوانسیون بودند، امروزه بر اساس آخرین اطلاعات موجود تعداد کشورهای عضو به ۱۱۸ کشور افزایش یافته است و در مجموع ۱۰۱۵ تالاب‌ را با مساحتی بالغ بر ۷۱ میلیون همکتار در دفتر کنوانسیون به ثبت رسانیده‌اند که در این میان کشور ایران به عنوان اولین کشور آسیایی عضو و بنیان‌گذار کنوانسیون ۱۹ تالاب‌ خود را با مساحتی در حدود ۱۴۰۹۲۴۰ هکتار در اختیار این کنوانسیون قرار داده است.
این نهاد بین المللی پس از تاسیس در سال ۱۹۷۱ همواره می‌کوشد تا با برگزاری منظم جلسات کنوانسیون در کشورهای مختلف عضو مسایل و مشکلات زیست‌محیطی تالاب‌ها را در اقصی‌نقاط جان مورد بررسی قرار دهد و راه حل‌های ممکن را در حمایت و حفاظت هر چه بیشتر این بوم‌سازگان‌های طبیعی پیشنهاد کند. کنوانسیون سعی دارد با توسعه این تفکر که تالاب‌ها محیط‌های کثیف و بد نیستند، بلکه سازنده منابع بزرگ اقتصادی، فرهنگی، عملی و تفریحی هر کشور به شمار می‌آیند، از روند تخریب و دگرگونی آنها جلوگیری کرده و مردم را متوجه خسارات جبران‌ناپذیر ناشی از نابودی آنها نماید.
هر یک از کشورهای جهان که بخواهند به عضویت کنوانسیون رامسر درآیند، می‌بایست حداقل یکی از تالاب‌های کشور خود را به دفتر کنوانسیون معرفی کنند. کنوانسیون بر اساس شرایط ذیل تالاب‌ را مورد بررسی قرار می‌دهد و چنانچه شرایط لازم را دارا باشد، آن را در دفتر کنوانسیون به عنوان تالاب‌ بین‌المللی ثبت می‌کند .
منحصر به فرد بودن تالاب‌ به طوری که نظیر ان در آن کشور یا منطقه وجود نداشته باشد.
وجود بیش از یک درصد جمعیت پرندگان نادر و در خطر انقراض منطقه یا جهان در تالاب.
وجود بیش از ۲۰۰۰۰ پرنده‌ی آبزی و کنار آبزی در تالاب‌.
ارزش‌های اقتصادی و اجتماعی تالاب‌.
ارزش علمی و حفاظتی تالاب‌.
ارزش جمعیت گونه های جانوری و گیاهی.
چنانچه کشوری بخواهد به هر دلیلی تالابی را از کشور خود که قبلاً در دفتر کنوانسیون به ثبت رسانیده، حذف کند، می‌بایست تالابی دیگر از کشورش را جایگزین نماید.اصطلاح تالاب برای مردم مختلف،معانی متفاوتی دارد.درحقیقت نزدیک به ۵۰ تعریف از تالاب امروزه مورد استفاده قرارمی گیرد.این تعارف را می توان دردو گروه اصلی قرار داد:

گروه اول تعایف باز و گسترده

گروه دوم تعاریف بسته و محدود

درتعاریف بازاینطورآمده است:تالاب به مناطق مردابی، آبگیر، آبی به صورت طبیعی یا مصنوعی، دایـم یا موقت با آب ساکن یا جاری شیرین، لب شوریا شورمشتمل برآن دسته از آبهای دریایی که عمق آب درکشند پایین تراز۶مترتجاوزنکند.این تعریف کفه های صخره ای، بسترهای علفی دریایی درمناطق ساحلی،کفه های گلی رودخانه ها،آبهای شیرین،باتلاقهای جنگلی،دریاچه ها،مردابها ودریاچه های شوررا دربرمی گیرد.

اما درتعریف بسته ومحدود تالابها بعنوان اکوتون تلقی می شوند. اکوتون ها مناطق گذرگاهی بین دو یا چند جامعه متمایزیا محیط زیست آبی و خشکی به شمارمی آیند که غرقابی شدن خاک باعث بوجود آمدن پوشش گیاهی ویژه ای می شود.

تالابها؛ زیستگاههایی پیچیده و حیاتی

بر خلاف رشد وآگاهی مردم وکشورها نسبت به اهمیت محیط های طبیعی به ویژه تالابها هنوز درک واقعی ازاهمیت، کارکرد واهمیت این زیستگاههای حیاتی و متنوع بسیارپایین است. تالابها را می توان شاهکارخلقت به شمارآورد. به جرأت می توان گفت درمجموعه چهره های محیط طبیعی زمین کمترزیستگاهی می توان تا بدین پایه با اهمیت پیدا کرد که تا بدین حد در مورد آنها غفلت شده باشد. در واقع می توان تالابها را ازجمله نظام های حیات بخشی به حساب آورد که مطلقا جایگزین ندارند. تالابها مفید ترین ودرعین حال بدبیارترین اکو سیستم های طبیعیت بشمارآورد. هیچیک ازاکوسیستمهای جهان به اندازه تالابها صدمات ناشی از کوته اندیشی بشروتمایلات خودخواهانه انسان محوری را تجربه نکرده اند. درواقع بشربا نابودی تالابها سطح پایین معرفت ودانش خود را درابعاد علمی،اقتصادی و اجتماعی ، فرهنگی نشان داده است و متأسفانه هنوزروند تخریب این سیستمهای طبیعی بی همتا که دهها کارکرد متفاوت و موزون را یکجا در خود دارند متوقف نشده است. تا دسامبر ۱۹۹۰ تعداد تالابهای ثبت شده با اهمیت بین المللی به ۷۷۰ تالاب رسیده است و تعداد اعضای کنوانسیون رامسر به ۹۱ کشور ارتقاء یافته است. این روند روبه رشد اگرچه امیدوارکننده است ولی همزمان و به موازات آشکارشدن اهمیت این زیستگاهها موج تخریب آنها درچهارگوشه جهان هنوز آنطور که لازم است فرو ننشسته است. در ششمین کنفرانس کنوانسیون رامسردر بریسبن کشور استرالیا برگزار شد تعداد تالابهای ثبت شده به ۸۰۰ نونه و گستره ای به وسعت ۳ میلیون هکتار رسید. این تالابها معرف بهترین نمونه های تالابی جهان و باز نمای تالابهای شاخص کشورهای عضو بشمارمی روند. کشوراسترالیا نخستین میزبان کشورهای متعاهد کنوانسیون رامسر در سال ۱۹۷۴ بوده است. نخستین همایش کشورها برای امضای معاهده حفظ و حمایت از تالابهای با اهمیت جهانی درسال ۱۹۷۲ در شهررامسرایران برگزارگردید و بدین ترتیب کنوانسیون رامسرپا به عرصه وجود نهاد. کشورایران بعنوان زادگاه این معاهده آنچنان که شایسته است در حفظ و حمایت ازاین پدیده های شکننده تلاشی درخوربدعت گذارانجام نداده است. به نظرمی رسد همه کشورها از نظرپیشینه فرهنگی دارای ضعفهای کم و بیش یکسانی هستند. درتمام طول تاریخ انسان، تالابها بعنوان نامناسب، بد،بی فایده،مضر و بستری برای زندگی وحوش و مأمنی برای حشرات ناقل بیماریها شناخته می شدند؛ اراضی غیر قابل مهاری که همیشه تصویرآن با نماد کروکدیل آراسته گردد یا تصویری از باتلاق که هر کس در آن پا بگذرد در کام مرگ فرو می رود. انگیزه ای جزستیزدایمی انسان برعلیه آن به وجود نمی آورد. به همین دلیل رابطه انسان با تالابها همیشه خصمانه ودرجهت تخریب آن بوده است. به طوری که مهار تالابها و تبدیل آنها به گستره های قابل کشت و کاریا حتی تبدیل آن به اراضی بایرورها شده ازموفقیتهای جامعه انسانی تلقی می شد. درهمه این سالها بدون استثنا در تمام کشورها هرگونه کاربری زمین تالابی برای استفاه های ممکن نظیر کشاورزی، آبزی پروری، زهکشی و خشکاندن تالابها برای توسعه اراضی زراعی یا تحصیل زمین برای توسعه صنعت نه تنها مجار تلقی می شد. بلکه بعنوان اصلاح و بهبود به حساب می آمد. باید اعتراف کرد که این فنون تنها زمانی می توانند قابل دفاع باشند که کاربردی بجا،منطقی وحساب شده داشته باشند. تبدیل تالابها به سایر کاربریها زمانی موجه است که دستاوردی بیش ازفواید چند جانبه موجودیت تالابها را دربرداشته باشد. درحالی که بدون ارزیابی ومقابله کاریها با یکدیگر ازجنبه های مختلف نظیرمقابله سود و هزینه،پیش بینی پیامدهای احتمالی وهزینه های جبران اثرات وفرصتهای ازدست رفته،زهکشی و خشکاندن تالابها درنهایت چیزی جزتخریب، ساده سازی و یکنواخت سازی پیچیدگی های طبیعت نیست.

تالابها بعنوان اکوسیستمهای حاصلخیزوغنی ومنحصربه فردمی توانند دربرنامه های راهبردی اقتصادی،اجتماعی نقش تعیین کننده داشته باشد. این مفهوم در تقابل و تضاد با تصور سنتی و مرسوم از آنها قرار دارد. تصور رایج از تالابها هنوز هم آنها را اراضی خیس یا آبی با حاشیه های لجنی و دور از دسترس و کانونی برای نشو و نمای حشرات و شیوع بیماری هایی نظیر مالاریا می داند که اغلب با واژه های مرداب و یا باتلاق تعریف می شود. بدیهی است آگاهی های علمی ازتالابها ازنظرمکانیسم های درونی کارکردهای غیرملموس یا آشکارفقط درسطح بوروکراتیک ارتقاء یافته و درسطوح عام و خاص یعنی مردم و تصمیم گیران هنوزهم تصمیم سنتی چیره است. که به همین دلیل رهایی ازدست این اراضی ازطریق زهکشی و تبدیل آنها به اراضی زراعی نه تنها نخسین هدف جوامع روستایی و نهادهای دولتی است بلکه درالگوهای رایج توسعه اقتصادی و تصمیم گیران سیاسی بعنوان نوعی توسعه تلقی می شود. روندی که تا به امروز ادامه داشته و تأثیرات مفاهیم جدید حفاظت نظیرتنوع زیستی و توسعه پایدارکمتر توانسته اند رویکردهای سنتی را تغییر دهند. نابودی تالابها مختص کشورهای درحال توسعه نیست و درکشورهای صنعتی نیز گسترش کشاورزی با اتکا به نابودی تالابها صورت پذیرفته است. از این نظر هر دو گروه ازکشورهای توسعه یافته ودرحال توسعه جهان دارای ویژگی مشترکی هستند. آمریکا با ۸۷ میلیون هکتارازتالابهای خود را اززمان استعمارتاکنون از دست داده است و بقیه تالابهای باقیمانده نیزبه شدت درمعرض پیامدهای توسعه صنعتی قراردارند. در حالی که قانون آب پاک آمریکا امروزه ناظر برلایروبی، خاکریزی و پرکردن تالابها است و ضرورت سازماندهی آنها را مد نظرقرارداده است. ولی به نظرمیرسد برای جبران فرصت های از دست رفته کمی دیرشده است. درابتکارات جدید تدوین قوانین در بخشی از اصل امنیت غذایی، سال ۱۹۸۵ زهکشی تالابها محدود شده و مورد حمایت دولتها قرارندارند.هرگونه مساعدت دولتی برای تبدیل تالابها برخلاف سالهای گذشته محدود شده است. فعالیت های سازمان هایی نظیر WWF، IUCN، IWRB و بویژه سازمانهای NGO در ارتقای سطح آگاهی مردم و کشورها برای اقدامات هماهنگ جهانی برای حفاظت و مدیریت آخرین بازمانده تالابها در سالهای اخیر بسیار مؤثر بوده است

بر خلاف رشد وآگاهی مردم وکشورها نسبت به اهمیت محیط های طبیعی به ویژه تالابها هنوز درک واقعی ازاهمیت، کارکرد واهمیت این زیستگاههای حیاتی و متنوع بسیارپایین است. تالابها را می توان شاهکارخلقت به شمارآورد.

بررسی مهم ترین سرمایه های زیست محیطی ایراناینکه جوامع اولیه بشر در کنار تالاب ها شکل گرفته، به تنهایی اهمیت اکوسیستمی را در کره زمین نشان می دهد که در نوع خود منحصربه فرد است؛ اکوسیستمی غنی از مواد غذایی، خاک حاصلخیر و آب فراوان که همیشه مورد توجه جوامع انسانی بوده است؛ نمونه باارزش، شکل گیری تمدن های بین النهرین در میان تالاب های دشت های آبرفتی دجله و فرات. هرسال، همزمان با ۱۶ خردادماه که روز جهانی محیط زیست نام دارد، نشست ها و سمینارهایی در سراسر جهان برگزار می شود تا مسائل مهم محیط زیستی مورد بررسی قرار گیرند. برای ما یکی از این مسائل مهم و در معرض خطر، تالاب ها هستند؛ شریان های حیاتی کره زمین که غذای بسیاری از موجودات زنده را فراهم می کنند و در صورت نابودی، ضربه جبران ناپذیری نه تنها برای نوع بشر که برای تمامی موجودات زنده به بار خواهد آمد.
تالاب چیست؟در نظر بسیاری از مردم جایی که کمی آب جمع شود و رفت و آمد در آن سخت شود، باتلاق یا مرداب شکل گرفته است، درحالی که تالاب تعریفی علمی دارد و همین تعریف علمی است که ارزش و اعتبار را به ما نشان می دهد. برای تالاب، تعریف های مختلفی صورت گرفته که تعریف ساده آن را پیش از این در همین متن گفتیم. از بین تمام تعریف های موجود از تالاب ها، تعریف بیان شده توسط کنوانسیون جهانی حفاظت از تالاب ها، معروف به «کنوانسیون رامسر»، رایج ترین تعریف است: «مناطق مردابی، آبگیرها، تورابزارها، آب هایی که به صورت طبیعی یا مصنوعی؛ دائم یا موقت، با آب ساکن یا جاری، شیرین، لب شور یا شور انباشته شده باشند و همچنین آن دسته از آب های دریایی که عمق آب از ۶متر تجاوز نکند را تالاب می گویند.» این تعریف آبسنگ های مرجانی، بسترهای علفی دریایی در مناطق ساحلی، کفه های گلی، جنگل های جزر و مدی مانگروها، مصب ها، رودخانه ها، دریاچه های آب های شیرین و شور، باتلاق های جنگلی و مشجر، مرداب ها و سایر انواع تالاب ها را شامل می شود. در مجموع ۴۲نوع تالاب در ۳دسته اصلی در کل کره زمین طبقه بندی شده که عبارتند از تالاب های ساحلی – دریایی، تالاب های داخل خشکی و تالاب های مصنوعی.
این تالاب ها در بعضی ویژگی ها مشترک هستند؛ تمامی آنها آبی کم عمق و یا خاک اشباع از آب دارند. در تمامی آنها مواد آلی گیاهی تجمع یافته و به آهستگی تجزیه می شوند و همگی دارای گونه های مختلف گیاهی و جانوری بوده که باشرایط غرقابی تطابق دارند. از این رو برای تعریف تالاب ها می توان گفت که تالاب ها معمولاً دارای ۳ ویژگی هستند؛ اول این که دارای آبِ در سطح و یا در منطقه ریشه دوانی هستند. دومین ویژگی این که خاک ویژه و متفاوت از خاک مناطق اطراف دارند که خاک های «هیدرومورف» نامیده می شوند و سوم این که دارای گیاهان آب دوست (هیدروفیت) هستند که خود را با شرایط غرقابی تطبیق می دهند و برعکس، در آنها گیاهان حساس به غرقاب شدن دیده نمی شود. در میان این ۳دسته تالاب، در هر کشور مهم ترین ها به ثبت جهانی در کنوانسیون رامسر می رسند تا از آنها حفاظت شود.
مقاله ای کامل در مورد تالاب

تالاب مهجور
اینجا میقان است؛ تالابی در استان مرکزی با حدود ۱۱۰ کیلومتر مربع مساحت که توقفگاه گروه های بزرگی از پرندگان مهاجر شده. با این که این تالاب در سفر پرندگان مهاجر به سمت جنوب ایران نقشی حیاتی ایفا می کند، اما هنوز به ثبت تالاب های بین المللی رامسر نرسیده استجهان در رامسرحدود ۴۰سال پیش بود؛ ۱۳بهمن ماه سال ۱۳۴۹، شهر «رامسر» در استان مازندران میزبان گروهی از مسئولان محیط زیست از سراسر جهان شد تا فکری برای تالاب ها و حفاظت از آنها کنند. در این روز توافقی بین المللی برای حمایت از تالاب های مهم سراسر جهان شکل گرفت که کنوانسیون رامسر نام دارد. به همین دلیل هرساله در روز ۱۳ بهمن ماه، مصادف با دوم فوریه به عنوان روز جهانی تالاب ها، در ۱۶۰ کشور جهان از جمله ایران که عضو این کنوانسیون هستند، مراسم و گردهمایی های متنوعی برگزار شده و یادبود زمان انعقاد کنوانسیون گرامی داشته می شود. تا امروز، حدود ۳۸ سال از زمان فعالیت این کنوانسیون می گذرد چرا که فعالیت های جدی و اساسی آن از سال ۱۳۵۳ برابر با ۱۹۷۵ میلادی آغاز شده است. از آن زمان تاکنون کشورهای بسیاری به عضویت کنوانسیون درآمده اند و تا امروز ۲۰۰۵ تالاب با مساحت نزدیک به ۱۹۳ میلیون هکتار تحت عنوان «رامسرسایت» (Ramsarsite) به ثبت رسیده اند. (International importance wetlands as waterfowl habitate (Ramsar 1971) نام اصلی این کنواسیون است که به اختصار کنواسیون رامسر (Ramsarconvention) نامیده می شود.
به طور کلی براساس این توافق بین المللی، کشورهای عضو درباره تالاب های مهم جهان، به ویژه آنها که زیستگاه های پرندگان آبزی و کنارآبزی هستند، مطالعه و تحقیق کرده و از آنها حمایت می کنند. این کنوانسیون با انگیزه مشارکت بین المللی و همکاری همه جانبه در مطالعه، بررسی، حفاظت و بهره وری عقلایی از تالاب های مهم منعقد شده و بر حفاظت و بهره برداری معقول از تالاب ها، به خصوص در جهت فراهم ساختن زیستگاهی برای پرندگان آبزی تأکید می کند. طی گذشت سال ها، کنوانسیون، گستره نگرش خود را چنان افزایش داده که تمام ابعاد حفاظت و بهره برداری معقول و پایدار از تالاب ها را در برمی گیرد و تالاب ها را در زمره اکوسیستم هایی می داند که در حفاظت از تنوع زیستی و رفاه جامعه بشری اهمیت فوق العاده ای دارند. درحال حاضر مرکز منطقه ای کنوانسیون رامسردر غرب و مرکز آسیا با هدف ارتقاء همکاری های درون منطقه ای و تحقیق و آموزش در موضوعات تالابی در کشورمان استقرار یافته است.
چرا تالاب ها اهمیت دارند؟تالاب ها بنیاد جمعیت حیات وحش هستند. همان طور که پیش از این گفتیم، ارزش زیست محیطی بالای تالاب ها، به خاطر کارکردهای بسیار مهمی است که برای جوامع انسانی و حفظ و حمایت از گونه های گیاهی و جانوری دارند. کارکردهایی مثل حفظ تنوع زیستی و سلامت اکوسیستم، بهبود کیفیت آب، ذخیره و تأمین آب، کنترل سیلاب، تعدیل آب و هوا در سطح محلی، کارکردهای فرهنگی و اجتماعی، ارزش های حاصلخیزی، کارکردها و ارزشهایی برای آینده و منابع ژنتیکی و پشتوانه تحقیقاتی و پژوهشی. این کارکردها را با هم مرور می کنیم:
۱- حفظ تنوع زیستی و سلامت اکوسیستم:بررسی ها نشان می دهد که تالاب ها مأوی و زیستگاه تنوع زیادی از گونه های گیاهی و جانوری هستند. با اینکه تالاب ها تنها یک درصد از سطح زمین را اشغال کرده اند، اما بیش از ۴۰ درصد گونه های گیاهی جهان و ۱۲درصد از گونه های جانوری را حفظ می کنند. یکی از مهم ترین انواع تالاب ها در حفظ جانداران، وجود آبسنگ های مرجانی در آب های کم عمق دریاست که غنی ترین تنوع زیستی را در میان اکوسیستم های جهان دارند. درست است که این آبسنگ ها تنها ۰/۲ درصد از کل گونه های دریایی را دربرگرفته اند.
ترکیب آب های کم عمق تالاب و مقدار زیاد مواد غذایی داخل آن، برای رشد جاندارانی که پایه زنجیر غذایی هستند، بسیار ایده آل است و به همین خاطر، تعداد بی شماری از گونه های گیاهی و جانوری برای حیات خود به تالاب وابسته اند. خاک تالاب، محیطی مناسب برای تخم گذاری پرندگان مهاجر و دوزیستان ساکن در تالاب است و آب تالاب، خانه ای ثابت برای ماهی ها، محل تجمع گروهی پستانداران برای استفاده از آب و فرار دوزیستان و خزندگان از داغی آفتاب است. جالب است که بعضی گونه های گیاهی فقط در باتلاق ها و آبگیرهای بی دوام یافت می شوند.
مقاله ای کامل در مورد تالاب

وداع با حیات
سال گذشته نام این مکان سر زبان ها افتاد و قرار شده تا فکری اساسی برای خشک شدن آن انجام شود. دریاچه ارومیه در سال ۱۳۵۴، با ۴۸۳ هزار کیلومتر مربع به ثبت کنوانسیون رامسر رسید و امروز با نصف این مساحت در خطر نابودی قرار گرفته است
۲- بهبود کیفیت آب:تالاب ها نقش مؤثری در حفظ و بهبود کیفیت آب نهرها، رودخانه ها، دریاچه ها و خورها دارند. تالاب ها قابلیت بالای تصفیه آب های سطحی و زیرزمینی دارند. وقتی آب سطحی به تالاب می رسد، موادمغذی و بعضی آلودگی ها را در آن جا می گذارد و رسوباتی که می توانند کانال های آب را مسدود کنند و بر ماهی ها و تخم گذاری دوزیستان اثر بگذارند، در آنجا ته نشین می شوند. علاوه بر این، بعضی تالاب ها جریان آب را در حین فصول خشک حفظ و به آب های زیرزمینی تبدیل می کنند.
۳- ذخیره و تأمین آب:تالاب ها نقش منابع ذخیره آب حوزه ها را بازی می کنند. تالاب ها می توانند آبی که از طریق بارندگی، رواناب ها (آب جاری روی سطح زمین که جذب خاک یا گیاهان نشده) و یا منابع آب زیرزمینی وارد آنها می شود را در خود نگه دارند و به آرامی آزاد کنند. تالاب ها سطح سفره آب زیرزمینی را هم کنترل می کنند.
۴- کنترل سیلاب:تالاب ها نقش دخیره منابع آب در دوره بارندگی های سنگین را بازی می کنند و عموماً می تواند بیش از آنچه به نظر می رسند، آب را در خود ذخیره کنند و میزان سیلاب را کاهش دهند. درحقیقت تالاب همانند یک اسفنج عمل می کند که آب های سطحی، آب باران و برف آب زیرزمینی و سیلاب ها را جذب کرده و به آرامی آزاد می کند. درختان و گیاهان تالابی هم با ایجاد اصطکاک در برابرحرکت آب، سرعت طغیان آب را کاهش می دهند.
۵- تعدیل آب و هوا در سطح محلی:بسیاری از تالاب ها سالانه بیش ازدو سوم آبی که به آن وارد می شود را از طریق تبخیر به اتمسفر بر می گرداند و به این ترتیب، سبب تعدیل آب و هوای منطقه می شوند. همچنین تالاب، کربن را در خاک خود و کود گیاهی ذخیره می کند که ذخیره کربن، کارکردی مهم در چرخه کربن است. یکی از انواع تالاب های داخل خشکی و ساحلی – دریای «پیت لند» نام دارد که در تنظیم اقلیم کره زمین نقش مهمی را بازی می کنند و ذخیره کننده عظیم کربن در کره زمین هستند. جالب اینجاست که ورود گازهای متان، گازکربنیک و اکسید نیتروژن به جو و جذب آن توسط خاک به مقدار زیادی به عملکرد همین پیت لندها وابسته است. میزان کربن ذخیره شده در پیت لندهای نواحی زیرقطبی، نواحی معتدله و جنگل های استوایی به ترتیب ۳/۵، ۷ و ۱۰ برابر بیشتر از اکوسیتسم های هم جوار است. پیت لندها با اینکه تنها ۳درصد خشکی ها را پوشش داده اند ولی بیش از ۵۵۰میلیارد تن ذخیره کربن را در خود جای داده اند.
۶- کارکردهای فرهنگی و اجتماعی:جذب گردشگر، جنبه های تفریحی، ارزش علمی و مطالعاتی، ماهیگیری، شکار خزندگان، داروهای گیاهی، شکار پرندگان و تأمین آب، سوخت و انرژی و مواد معدنی از جمله کارکردهایی است که می توان برای تالاب ها درنظر گرفت. همزیستی مردم با تالاب، اثر خود را در آداب و رسوم و فرهنگ آنها به جای گذاشته است. صنایع دستی تولید شده از مواد تالابی، معرف افکار و باورهای بومیان تالاب هستند. اشعار، باورها، ضرب المثل ها و قصه های فراوانی در بستر فرهنگی تالاب ها شکل گرفته است.
یکی از این باورها به وجود آمدن تالاب زریوار، یکی از زیباترین تالاب های ایران است. اینکه براساس باور بخشی از مردم کردستان، تالاب زریوار مدفن ظالمان و محلی پاکی است، یعنی احترامی که آن عده برای وجود این اکوسیستم قائلند، نمونه های دیگر این همنشینی را درجای جای ایران می توان دید؛ مثلاً در باور بومیان خلیج «گواتر» و هور «باهو» که یکی از رامسر سایت های ایران است؛ «گاندو» یا همان کروکودیل پوزه کوتاه ایرانی، جایگاه ویژه ای دارد و هرکس به آن آسیبی برساند، باید همان سال منتظر از دست رفتن یکی از عزیزانش باشد. غواصان سواحل شمالی خلیج فارس هم معتقدند اگر غواصی، گاو دریایی را ببیند و به آن آزار نرساند، گشایش بزرگی در کارش حاصل می شود.
۷- ارزش های حاصلخیزی:تالاب ها دارای خدماتی چون تأمین منابع تجدید پذیر (منابع گیاهی و جانوری)، منابع تجدید ناپذیر (تأمین انرژی از بقایای گیاهی پیت لند) و تأمین محصولات کشاورزی و تأمین آب برای کشاورزان هستند.
۸- کارکردها و ارزش های آینده و منابع ژنتیکی:تمام ارزش ها و منافع یک تالاب، تنها مختص زمان حال نیستند و پیشرفت های آینده، تأثیر فزاینده ای برارزش های تالاب دارد. با از بین رفتن بعضی تالاب ها در اثر توسعه بشری، تالاب های باقیمانده باارزش تر می شوند و با توجه به نیاز فزاینده و کاهش زیستگاه های پرندگان مهاجر و محل های مناسب برای تخم ریزی ماهی ها، ارزش آنها به مرور زمان بیشتر هم خواهد شد. تالاب ها با ذخیره ژنتیکی بی نظیر خود، منابع با ارزشی برای نسل های حاضر و آینده برای استفاده از این منابع هستند.
۹- پشتوانه تحقیقاتی و پژوهشی:تالاب ها مانند آزمایشگاه های آماده ای هستند که عرصه مناسبی برای تحقیقات میدانی زیست شناسان، اکولوژیست ها (محققانی که اثر محیط بر موجود زنده و برعکس آن را بررسی می کنند)، زمین شناسان، هیدرولوژیست ها (محققان علم آب شناسی) و… را فراهم آورده اند.
مقاله ای کامل در مورد تالاب

تالاب در خطر
تالاب انزلی با این که هنوز هم از مهم ترین توقفگاه های پرندگان مهاجر به ایران است، اما روز به روز حجم آب آن کاهش می یابد و زباله ها بخش وسیعی از آن را پوشانده اند. این تالاب در فهرست خطر کنوانسیون رامسر است و اگر زودتر فکری برای آن نشود، از بین خواهد رفت
قوری گل
یکی از زیباترین تالاب های ایران «قوری گل» در استان آذربایجان شرقی است، تالابی که ۳۸ سال پیش با ۱۲۰ هکتار مساحت به ثبت کنوانسیون رامسر درآمد و از سال ۱۳۷۳ به بعد به عنوان منطقه شکار ممنوع از آن حفاظت می شود
ایران، کشور اقلیم های متنوعاز اقلیم بسیار سرد تا بسیار گرم و از خیلی مرطوب تا خیلی خشک؛ ایران سرزمین انواع اقلیم هاست. فلات مرتفع ایران که بیش از ۸۰درصد خاک سرزمینی کشور ایران در بر گرفته، به همراه دشت های وسیع سواحل خلیج فارس و دریاهای عمان و مازندران، تنوعی از چشم اندازهای کوهستانی، کوهپایه ای، دشتی، ساحلی و کویری و… را به وجود آورده که در دنیا کم نظیر است. همین ویژگی باعث شده که کشور ایران با وجود قرار گرفتن در کمربند خشک و نیمه خشک جهان، دارای این میکرواقلیم های متنوع باشد و همه نوع اقلیمی در آن یافت شود. تنوع اقلیم، پستی و بلندی های فراوان، وجود ۲دریای وسیع در شمال و جنوب کشور و گسترش وسیع تشکیلات زمین شناسی دوران سوم زمین شناسی که اغلب شور هستند، باعث شده که انواع مختلفی از تالاب ها از جنگل های مانگرو و صخره های مرجانی گرفته تا دریاچه های کوهستانی و آبگیرهای شور کویری در آن شکل بگیرند.
از طرفی ایران در مسیر ۲ کریدور اصلی مهاجرت پرندگان کره زمین قرارگرفته، برای همین اهمیت تالاب های ایران در پشتیبانی نظام طبیعی مهاجرت پرندگان بسیار زیاد است. جالب اینجاست که از ۴۲ نوع تالاب مشخص شده توسط کنوانسیون رامسر در سطح جهان، به جزیک نوع تالاب یعنی تالاب های «تندرا» بقیه در کشور ایران یافت می شوند که تنوع بسیار زیاد تالاب های ایران را نشان می دهد. همچنین تعداد تالاب های ایران به واسطه وسعت کشور بسیار زیاد و محدوده تغییرات ابعاد آنها بسیاروسیع است، به طوری که وسعت آنها بین کمتر از چند هکتار تا بیش از ۵۰۰هزار هکتار در نوسان است.
در میان تالاب های کشور ۸۴تالاب با اهمیت بین المللی شناسایی شده که از بین آنها تا کنون ۲۴ تالاب با مجموع مساحت نزدیک به ۱/۵ میلیون هکتار به عنوان تالاب با اهمیت جهانی به کنوانسیون رامسر معرفی شده و مشمول مقررات این کنوانسیون شده اند. این تالاب ها نقش منابع غذایی کشور را بر عهده دارند و اگر از بین بروند، ضربه سختی به تمام موجودات زنده در این سرزمین وارد خواهد آمد.
حفاظت از تالاب، حفاظت از زندگیتالاب ها آئینه تمام نمای عملکرد ما در حوضه های آبخیز است. حوضه آبخیز می تواند دربرگیرنده دریا، دریاچه، باتلاق، رود و … باشد، یعنی محوطه، ناحیه یا بخش مشخص و ممتاز شده ای از زمین که آب ها در آنجا به پست ترین مکان موجود در پهنه آن جریان یابد. برای همین است که واقع شدن تالاب ها در خط القعر حوضه های آبخیز باعث شده هرگونه عملکرد مثبت یا منفی، اثر خود را روی تالاب ها بگذارد.
تنوع فعالیت های انسانی در حوضه های آبخیز به قدری زیاد و از نظر تأثیر گذاری پیچیده است که شاید نتوان با شفافیت، سهم هرکدام را در سرنوشت تالاب مشخص کرد. این فعالیت ها، هم در بخش دولتی و هم در بخش غیردولتی جریان دارد و علاوه بر وابسته بودن به برنامه های توسعه دولت؛ به سایر عوامل مثل مناسبات اجتماعی، وضعیت اقتصادی مردم، ویژگی های فرهنگی و حتی سیاسی بستگی دارد. اگر در این میان، حکمفرمایی خشکسالی و کمبود آب که پدیده ای رایج در فلات ایران است را هم در نظر بگیریم، معادله مدیریت تالاب ها پیچیده تر می شود.
درحال حاضر تالاب های کشور از بعضی مشکلات و تنش های محیطی رنج می برند که دربعضی موارد حتی کارکردهای اصلی آنها که حمایت از تنوع زیستی است هم خدشه دار می شود و این موضوع، خسارت بزرگ مادی و معنوی به کشور وارد می کند. براساس مطالعات بانک جهانی که در سال ۲۰۰۲ میلادی در بسیاری از کشورها از جمله ایران انجام داده است، هزینه خسارت ناشی از تخریب تالاب ها برابر با ۳۵۰میلیون دلار آمریکا (معادل ۲هزار و ۸۰۰میلیارد ریال) بوده است. عمده ترین تهدیدات تالاب ها درحال حاضر را می توان به این ترتیب معرفی کرد: اول کم آبی تالاب ها که ناشی از برداشت های غیرمجاز از منابع آب بالا دست است. مسأله دیگر، اجرای طرح های توسعه ای و زیربنایی بزرگ مثل راه سازی، پتروشیمی، پالایشگاه، فرودگاه، خطوط انتقال نیرو و… است، آن هم بدون درنظر گرفتن ملاحظات مربوط به تالاب ها، ورود انواع آلاینده های بیولوژیکی، شیمیایی و فیزیکی گسیل شده ازمزارع کشاورزی، شهرها و آبادی ها و صنایع و رسوبات ناشی از فرسایش خاک بالادست هم تأثیر فراوان درتهدید یک تالاب دارد. از طرفی تغییر کاربری اراضی تالابی برای امور کشاورزی و … و شکار و صید غیرمجاز و بی رویه و برداشت علوفه و سایر محصولات تالابی، بیش از حدتوان تجدیدپذیری تالاب هم یکی از موارد مهم تهدیدات تالاب های ایران است. جا دارد برای حفظ و احیای این میراث مشترک ملی، همکاری و مشارکت بین بخشی را تقویت کرده و طرح های توسعه را براساس توان طبیعی سرزمین مان مستقر کنیم. یادمان نرود که کلید تمام مشکلات پیش روی تالاب، نقش مؤثر و مسوولانه، مردم در مدیریت خردمندانه تالاب است.
رده بندی جهانی تالاب های ایرانجدول زیر فهرست تالاب های با اهمیت جهانی ایران که در کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده اند را نشان می دهد. دراین جدول علامت MR اشاره به فهرستی است که به «مونترورکورد» معروف است و فهرست تالابهایی است که پس از ثبت در کنوانسیون رامسر، بنا به دلایل مختلف دچار تغییرات اکولوژیکی و تخریب شده اند. متأسفانه در حال حاضر ۶ رامسرسایت کشور، یعنی تالاب های شادگان در خوزستان، هامون های سیستان (۲رامسر سایت)، تالاب های یادگارلو، شورگل و دورگه سنگی (مجموعاً یک رامسر سایت) در آذربایجان غربی، تالاب بختگان در فارس و تالاب انزلی در گیلان در این فهرست قرار دارند.
ردیف عنوان تالاب سال ثبت استان مساحت (هکتار)
۱ آلاگل، اولماگل و آجی گل ۱۳۵۴ گلستان ۱۴۰۰
۲ امیر کلایه ۱۳۵۴ گیلان ۱۲۳۰
۳ انرلی MR ۱۳۵۴ گیلان ۱۵۰۰۰
۴ بندر کیاشهر و سفیدرود ۱۳۵۴ گیلان ۵۰۰
۵ دلتای رود گز و رود حرا ۱۳۵۴ هرمزگان ۱۵۰۰۰
۶ دلتای رود شور، شیرین و میناب ۱۳۵۴ هرمزگان ۴۵۰۰۰
۷ گاوخونی ۱۳۵۴ اصفهان ۴۳۰۰۰
۸ دهانه جنوبی هامون پوزک MR ۱۳۵۴ سیستان و بلوچستان ۱۰۰۰۰
۹ هامون صابری و هیرمند MR ۱۳۵۴ سیستان و بلوچستان ۵۰۰۰۰
۱۰ خوران ۱۳۵۴ هرمزگان ۱۰۰۰۰۰
۱۱ قوری گل ۱۳۵۴ آذربایجان شرقی ۱۲۰
۱۲ کپی ۱۳۵۴ آذربایجان غربی ۱۲۰۰
۱۳ ارومیه ۱۳۵۴ آذربایجان غربی ۴۸۳۰۰۰
۱۴ ارژن و پریشان ۱۳۵۴ فارس ۶۲۰۰
۱۵ میانکاله، لپوی زاغمرزو خلیج گرگان ۱۳۵۴ مازندران ۱۰۰۰۰۰
۱۶ نیریز و کمجان (بختگان) MR ۱۳۵۴ فارس ۱۰۸۰۰۰
۱۷ شادگان MR ۱۳۵۴ خوزستان ۴۰۰۰۰۰
۱۸ شورگل، یادگارلو و دورگه سنگی MR ۱۳۵۴ آذربایجان غربی ۲۵۰۰
۱۹ هورباهوگواتر ۱۳۷۸ سیستان و بلوچستان ۱۰۰۰۰
۲۰ شیدور ۱۳۷۸ سیستان و بلوچستان ۱۰۰۰۰
۲۱ گمیشان ۱۳۸۰ گلستان ۱۷۷۰۰
۲۲ فریدونکنار و ازباران ۱۳۸۲ مازندران ۵۴۲۷
۲۳ چغاخور ۱۳۸۹ چهارمحال وبختیاری ۱۵۰۰
۲۴ کانی برازان ۱۳۸۹ آذربایجان غربی ۶۰۰

در تفکر عام هر جا که کمی آب جمع شده ورفت و آمد به سهولت در آن صورت نپذیرد باتلاق یا مرداب گفته می­شود در حالیکه تالاب دارای تعریف علمی بوده و ارزش­های بسیاری دارد. کلمه تالاب از نظر لغوی معادلWetland (زمین­های خیس) بکار برده می­شود و از دو کلمه تال و آب تشکیل شده است. کلمه تال در زبان هندی به معنی آبگیر است ولی چگونگی وارد شدنش به زبان فارسی و قرار گرفتن آن در کنار آب به طور دقیق مشخص نیست. در فرهنگ دهخدا کلمه کول یا کولاب معادل تالاب بکار رفته است، یا تال را نوعی نبات پیچیده جنگلی (دار دوست) گفته اند(ثابتی ۱۳۵۵)، ولی تال به معنای رشته نیز می­باشد و چون تالاب معمولاً به صورت رشته­رودها و نهرهای بهم پیوسته می­باشد، بکارگیری آن همراه با آب می­تواند معادلWetland باشد که همان زمین های خیس است. بهرحال برای تالاب تعریف­های مختلفی صورت گرفته است که از بین آنها تعریف بیان شده توسط کنوانسیون رامسر در جهان پذیرفته شده است.تالاب‌ها دارای سیمای بسیار متفاوتی در طبیعت بوده و وجود آب ساکن، خاک هیدرومورف و گیاهان تطابق یافته و یا مقاوم به خاک‌های غرقابی، از مهم‌ترین ویژگی‌های آنهاست. با این وجود با توجه به شرایط هیدرولوژیکی بسیار متفاوتی که دارند و از سراب حوضه‌ها شروع شده و تا آب‌های عمیق ادامه دارند و همچنین با توجه به ابعاد متفاوت، موقعیت‌های جغرافیایی مختلف و اثر انسان روی آن‌ها، نمی‌توان بطور دقیق آنها را تعریف نمود. بنابراین نخستین سئوالی که مطرح می‌گردد آنست که: تالاب چیست؟ تعریف تالاب از این رو مشکل است که بیش از آن که به مسائل علمی توجه شود مسائل سیاسی مورد استفاده قرار می‌گیرد. هنگامی که در یک تالاب بزرگ، بهره‌برداران مختلفی وجود دارند که به آن، از منظر اقتصادی می‌نگرند و زمانی که جوامع بشری متوجه ارزش‌های والای تالاب‌ها شدند سعی در تعیین محدوده آن و مناطق اثرگذار روی آن (حوضه آبخیز) نمودند و آن را وارد قوانین و مقررات کشوری کردند تا از نابودی آن جلوگیری شود.در قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم میلادی هنگامی که زهکشی تالاب‌ها و تبدیل آن‌ها به کاربری‌های دیگر امری عادی بود تعریف تالاب اهمیت چندانی نداشت چون برای آن ارزشی قائل نبودند ولی از دهه ۱۹۷۰ به بعد که اهمیت تالاب‌ها در سطح جهان مطرح شد، نیاز به داشتن تعریف دقیق از تالاب‌ها نیز احساس گردید تا بتوان مشخص نمود که چه مناطقی را می‌توان تالاب نامید. این نتیجه بدست آمد که تعریف تالاب بسیار با اهمیت تر از تعریف هر اکوسیستم دیگری می‌باشد و سیاست دولت‌ها در برخورد با مسئله مدیریت تالاب‌ها، بستگی به این تعاریف خواهد داشت.یک باتلاق شور ساحلی(مانند تالاب شادگان در خوزستان) با پدیده های ظاهری ناشی از جذر و مد آب و یا یک دریاچه کم عمق با پوشش گیاهی ویژه در اطراف آن(مانند دریاچه پریشان) تصاویر مشخصی از تالاب‌ها را ارائه می‌دهند و در تشخیص انها اشتباهی صورت نخواهد گرفت، درحالیکه در موارد دیگر اشکال تالاب براحتی قابل تفکیک و تمیز نیستند، مثل چمنزارهای مرطوب یا پیت لندها (تالاب گندمان در چهارمحال و بختیاری).تمامی این تالاب‌ها در بعضی ویژگی‌ها مشترک می‌باشند. تمامی آنها دارای آب کم عمق بوده و یا خاک اشباع از آب دارند، در تمامی آنها مواد آلی گیاهی تجمع یافته و به آهستگی تجزیه می‌شوند و همگی دارای گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری بوده که با شرایط غرقابی تطابق دارند. از این رو برای تعریف تالاب‌ها می‌توان گفت که تالاب‌ها اغلب دارای سه ویژگی زیر می‌باشند:- دارای آب در سطح و یا در منطقه ریشه دوانی هستند.- دارای خاک ویژه و متفاوت از خاک مناطق اطراف می‌باشند(خاک‌های هیدرومورف)- دارای گیاهان آبدوست (هیدروفیت) بوده که خود را با شرایط غرقابی تطبیق داده‌اند و برعکس، در آنها گیاهان حساس به غرقاب شدن دیده نمی‌شود.با وجود این، نمی‌توان تنها با ترکیب سه عامل بالا، نسبت به تعریف تالاب‌ها اقدام نمود زیرا ویژگی‌های دیگری نیز وجود دارند که عبارتند از:- هر چند آب در تالاب‌ها حداقل در بخشی از سال وجود دارد ولی عمق و مدت آن از تالابی به تالاب دیگر و از سالی به سال دیگر بسیار متفاوت است. بعضی از تالاب‌ها(مانند تالاب انزلی) همواره دارای آب بوده درحالیکه در بعضی‌ دیگر(مانند کفه‌های نمکی در مناطق بیابانی و یا تالابهای هامون در سیستان) تنها مدت کوتاهی در سطح و یا حتی در زیر سطح آبگیری می‌شود. همچنین با توجه به تغییرات سطح آب از فصلی به فصل دیگر و از سالی به سال دیگر، تعیین محدوده تالاب‌ها نمی‌تواند تنها بر اساس آب موجود در آن تعیین شود.- تالاب‌ها اغلب حد فاصل بین آب‌های عمیق و سراب حوضه‌ها می‌باشند و در نتیجه برخوردار از هر دو سیستم هستند. این موقعیت اکوتونی باعث شده تا بعضی از دانشمندان برای آن هویت جداگانه‌ای قائل نباشند و آن را جزو یکی از سیستم‌های خشکی و یا آب‌های عمیق بدانند هر چند بسیاری از دانشمندان ویژگی‌هایی را برای تالاب‌ها بیان می‌کنند که نه در سیستم خشکی و نه در سیستم آب‌های عمیق نمی‌توان سراغ داشت.از لحاظ تغذیه آب، تالابها به چهار دسته تقسیم می شوند. چنانکه در شکل(۲) نشان داده شده تالاب ها از نظر منبع تغذیه آب به صورت زیر طبقه بندی می شوند:۱- تالاب عمدتا تحت تاثیر آبهای سطحی است.۲- تالاب عمدتا تحت تاثیر آب زیرزمینی است.۳- تالاب تحت تاثیر جزر و مد است.۴- تالابهای جنگلی مناطق بارانی شکل(۲): حالت های مختلف تغذیه آب تالابها – گونه‌های موجود در تالاب شامل گیاهان، جانوران، میکروب‌ها و طیف و دامنه‌ای از موجودات تطابق یافته با شرایط مرطوب یا خشک بطور اختیاری(faculative)، تا آنهایی که تنها در شرایط مرطوب بطور اجباری (obligate) زندگی می‌کنند را دارا می‌باشند و در نتیجه استفاده از آنها به عنوان شاخص‌های تالاب (Wetland indicators) مشکل است.بطورکلی در یک سایت تالابی نسبتا“ دست نخورده، می توان گیاهان را مهم ترین عامل برای تشخیص مرز تالاب به حساب آورد. اگر این گیاهان از نوع گیاهان پرستار تالابی باشند احتمال این که منطقه تالابی باشد بسیار است.گیاهان پرستار نقش تغذیه کننده و پناهگاه جانوران تالاب را بازی میکنند و بطور کلی در سه حالت زیر دیده می شوند:- گیاهان آبزی مانند نی ، لویی ، جگن و بوته برنج- گیاهان کنار آبزی مانند حرا و چندل- گیاهان سطح آب مانند لاله تالابیاگر بیش از ۵۰ درصد گیاهان منطقه ای از نوع گیاهان پرستار تالابی طبیعی و یا کاشته شده باشند ، آنگاه آن منطقه با معیارهای تالاب مطابقت دارد.- تالاب‌ها دارای اندازه‌های مختلف بوده که از یک سطح مرطوب و چمنزار مرتعی چند هکتاری و یا دریاچه‌های کم عمق حدود یک هکتار شروع و به چند صد هزار هکتار می‌رسد. هر چند این طیف وسیع مساحت منحصر به تالاب‌ها نیست ولی مسئله مقیاس همواره برای بحث حفاظت از آنها مطرح می‌باشد و وارد جنبه‌های حقوقی می‌گردد. تالاب‌ها می‌توانند در اندازه بزرگ، به تدریج نابود شوند و یا در اندازه کوچک در یک زمان کوتاه نابود گردند. اما آیا باید تخریب را به‌طور تجمعی و در طول زمان (Cumulative loss) در نظر گرفت و یا حساس به تخریب‌های آنی ولی در مقیاس کوچک بود؟- موقعیت تالاب‌ها می‌تواند خیلی گسترده باشد به‌طوری که از تالاب‌های داخلی(inland wetlands) تا تالاب‌های ساحلی(coastal wetlands) و مناطق شهری و غیرشهری پراکنده می‌باشند. با وجود آنکه اکوسیستم‌های زیادی مانند جنگل‌ها و یا دریاچه‌ها چنین ساختار و عملکردی دارند، ولی تفاوت اساسی بین انواع تالاب‌ها مانند باتلاق‌های شور ساحلی، چاله‌های ماندابی داخلی و مناطق پوشیده از جنگل وجود دارد. در مناطق غیرشهری، تالاب‌ها در ارتباط با اراضی کشاورزی، مرتعی و جنگلی بوده؛ درحالیکه در مناطق شهری، تالاب‌ها در معرض اثرات شدید فاضلاب‌های ورودی به آنها و تغییرات هیدرولوژیکی می‌‌باشند.- وضعیت تالاب(Wetland condition) یا درجه‌ای که تالاب تحت تأثیر عوامل انسانی قرار دارد از یک منطقه به منطقه‌ای دیگر و از یک تالاب به تالابی دیگر متفاوت است. بسیاری از تالاب‌ها می‌توانند به آسانی زهکشی شده و توسط دخالت انسان به اراضی خشک تبدیل گردند. همچنین تغییر وضعیت هیدرولوژیکی و افزایش رواناب در سراب حوضه‌های آبخیز ناشی از تخریب پوشش گیاهی و خاک و یا آبیاری زیاد می‌تواند باعث توسعه تالاب‌ها در مناطقی گردد که پیش از آن جزو اراضی خشک محسوب می‌شدند. آبیاری بیش از اندازه در دشت مغان در شمال استان اردبیل و تغییر وضعیت هیدرولوژی (altered hydrology) نمونه بارزی از این موضوع است.در این زمینه تعیین محدوده و حریم تالابها نقش مهمی دارد. حریم اکولوژیکی تالاب مطابق شکل(۳) شامل مرز تالاب باضافه زیستگاههای بلافصل حاشیه ای و مرتبط با آن می باشد. برای تعیین حریم اکولوژیکی تالاب علاوه بر مطالعات پوشش گیاهی و خاک که در تعیین مرز تالاب کاربرد دارد ، بررسی زیستگاهها و قلمرو حیوانات نیز صورت میگیرد. شکل(۳): حریم اکولوژیکی تالاب شامل مرز و زیستگاههای بلافصل تالاب می گردد. از آنجا که تالاب‌ها می‌توانند به سادگی تغییر یابند اغلب مشکل خواهد بود بتوان آنها را پس از تخریب و تغییر شکل شناسایی نمود. در این مورد برای نمونه می‌توان تالاب‌هایی را نام برد که سال‌هاست زیر کشت قرار دارند (تالابهای دشت مغان در اردبیل و جلگه رودخانه های دز و کرخه و کارون در خوزستان نمونه‌ای از اینگونه تالاب­های دگرگون شده در سال‌های اخیر هستند).بر اساس تعریف R.L.Smith ، «تالاب‌ها نیمه‌ راه جهانی بین اکوسیستم‌های خشکی و آبی بوده و نمایشگاهی از ویژگی‌های هر یک از آنها می‌باشند». به عبارتی دیگر، تالاب‌ها بخشی از مسیر ممتد بین سراب حوضه‌ها و آب‌های عمیق را تشکیل می‌دهند.مشاهده می‌شود که در بسیاری از تعاریف، حد بالا و پایین تالاب‌ها بطور کلی مشخص می‌باشد. مشکل اصلی در تعریف محدوده خود تالاب بروز می‌کند که دارای شرایط مرطوب‌ تر و یا خشک تر می‌باشند. به عبارتی دیگر از محدوده مرطوب تا کجا باید بالاتر رفت که دیگر آنرا محیط تالابی ندانیم و از سوی دیگر در محیط‌های دریایی و دریاچه‌های بزرگ، چقدر می‌توان جلو رفت تا بگوییم که محیط تالابی را ترک نموده‌ایم. آیا یک توده شناور گیاهی می‌تواند محدوده تالاب را تعیین کند؟احتمال سیل‌گیری و غرقاب شدن، متغیری است که باعث تعاریف ضد و نقیضی از تالاب‌ها شده است. در بعضی از طبقه‌بندی‌ها، جنگل‌های پهن برگ دشتی را که بطور فصلی غرقاب می‌شوند جزو تالاب‌ها می‌دانند درحالیکه در سایر طبقه‌بندی‌ها، این نوع جنگل‌ها از فهرست تالاب‌ها حذف شده‌اند چون سطح آنها در مدت زیادی از سال، خشک می‌باشد. با این وجود لازم است تعریف مشخصی از تالاب صورت گیرد تا بتواند نیازهای دانشمندان، برنامه‌ریزان و مدیران را برطرف نماید.دانشمندان علم تالاب مایل هستند تعریف قابل انعطاف و دقیقی را داشته باشند که طبقه‌بندی و نحوه دخالت و تحقیقات را امکان‌پذیر نماید. از سوی دیگر، مدیران و برنامه‌ریزان تالاب‌ها، که با مسائل حقوقی و تدوین مقررات روبرو می‌باشند تا از نابودی و تغییر آنها جلوگیری نمایند، نیاز به تعاریف روشن با محدوده‌های دقیق قانونی دارند. با توجه به نیازهای متفاوت این دو گروه، تعاریف مختلفی نیز برای تالاب ارائه شده است.در زیر، انواع تعاریف ارائه شده در مورد تالاب‌ها بیان می‌گردند:
– تعریف تالاب در بخش‌نامه شماره ۳۹ (circular 39) آمریکا

یکی از تعاریف قدیمی واژه تالاب که هنوز نیز توسط هر دو گروه دانشمندان و مدیران مورد استفاده قرار دارد تعریف ارائه شده توسط سازمان شیلات و حیات وحش آمریکا(Fish and wildlife service، ۱۹۵۶) می‌باشد که به نام بخش‌نامه شماره ۳۹ معروف شده است:«واژه‌ تالاب به مناطق پستی اطلاق می‌شود که توسط آب کم عمق دائمی و یا موقتی پوشیده شده و شامل (marshes)، (swamps)، (bogs)، (wet meadows)، (potholes)، (sloughs)، (river- Overflow lands) می‌باشند.دریاچه‌های کم­عمق(shallow lakes) و آبگیرها(ponds) که معمولاً مملو از گیاهان می‌باشند سیمای واضحی از تالاب‌ها بوده و در تعریف گنجانده شده‌اند ولی این تعریف آب‌های دایمی رودخانه‌ها، مخازن‌ سدها و دریاچه‌های عمیق را در بر نمی‌گیرد. همچنین مناطقی که بسیار موقتی از آب پوشانده شده­اند و اثر بسیار کم و یا بدون اثر بر توسعه گیاهان در رابطه با رطوبت خاک هستند جزو تالاب‌ها محسوب نشده‌اند.»بخشنامه شماره ۳۹ اولاً تالاب‌ها را مناطقی می‌داند که از نظر زیستگاههای پرندگان آبی(waterfowl habitats) بسیار مهم می‌باشند و ثانیاً ۲۰ نوع تالابی را که در آن زمان برای طبقه‌بندی تالاب‌ها بکار رفته در بر می‌گیرد. بنابراین، تعریف فوق تنها بخشی از نیازهای دانشمندان و مدیران را تأمین می‌نماید.
– تعریف سازمان شیلات و حیات وحش آمریکا در سال ۱۹۷۹

پس از چند سال استفاده از تعریف بخشنامه ۳۹ و بازنگری‌های لازم در آن، سازمان شیلات و حیات وحش آمریکا در سال ۱۹۷۹ در گزارش مربوط به طبقه‌بندی تالاب‌ها و زیستگاه‌های آب‌های عمیق در آمریکا، تعریف زیر را برای تالاب ارائه نمود:«تالاب‌ها اراضی بینابینی (lands transitional) بین سیستم‌های خشکی و آبی بوده که در آنها سفره آب معمولاً روی سطح زمین و یا نزدیک به آن بوده و یا اراضی پوشیده از آب کم عمقی می‌باشند. تالاب‌ها می‌بایست یک یا چند مشخصه از مشخصه‌های سه گانه زیر را دارا باشند:- ، زمین باید شرایط زیست را حداقل بطور فصلی برای گیاهان عمدتاً آب‌دوست(hydrophytes)، فراهم نماید.- کف تالاب بطور عمده از خاک‌های غرقابی و بدون زهکشی پوشیده شده باشد.- کف تالاب پوشیده از آب کم عمق در پاره‌ای مواقع در فصل رویش گیاهی در هر سال می‌باشد.تعریف ارائه شده اگر چه طیف وسیعی از نیازهای دانشمندان را تأمین می‌کند ولی از نظر مدیریتی و حقوقی، دارای مشکلاتی می‌باشد.
– تعریف کانادایی‌ها از تالاب:

در کانادا مناطق وسیعی از تورب‌زارها و مناطق ماندابی وجود دارد و نیاز اساسی به تعریف تالاب وجود داشته است. Zoltai در ۱۹۷۹ با همکاری کارشناسان مختلف، تالاب را به صورت زیر تعریف نمود:«تالاب‌ها اراضی هستند که‌ بطور عمده‌ای دارای خاک‌های مرطوب و سطح سفره آب در نزدیکی و یا بالاتر از سطح زمین بوده و یا زمین به مدت کافی مرطوب بوده تا شرایط لازم برای بوجود آمدن وضعیت آبی (aquatic) که شامل خاک‌های هیدریک، پوشش­گیاهی هیدروفیت و انواع مختلف فعالیت‌های بیولوژیکی می‌باشد را فراهم نماید.»
– تعریف کنوانسیون رامسر:

اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (IUCN) در کنوانسیون بین‌المللی تالاب‌ها که به کنوانسیون رامسر معروف است و اولین اجلاس آن در سال ۱۹۷۱ در رامسر تشکیل شد تعریف زیر را برای تالاب ارائه نموده است: تالاب به مناطق مردابی، آب مانده اراضی سیاه خیس باتلاقی، برکه ها، که مصنوعی یا طبیعی، بطور دائم یا موقت دارای آب ساکن یا جاری، با مزه آب شیرین، شور و لب شور بوده و هم چنین مناطق ساحلی دریاها که هنگام جذر، ارتفاع آب بیشتر از ۶ متر نباشد، تالاب گفته می شود.تالاب ها بهترین و مهم ترین مخازن ژن گیاهی و جانوری روی زمین می باشند که تعاریف مختلفی برای آنها بکار رفته است. دوگان (۱۹۹۴) عقیده دارد که امروزه نزدیک به ۵۰ تعریف از تالاب وجود دارد که این تعاریف را به دو دسته تعاریف گسترده و باز و تعاریف محدود و بسته می توان گروهبندی کرد. تعریفی که در سال ۱۳۴۹ در کنوانسیون رامسر مورد قبول قرار گرفت و کاربرد آن بخاطر مؤثر بودن تعریف، مورد قبول همه کشورها و سازمانهای مرتبط با تالابها است و در زمره تعاریف باز قرار دارد و به این صورت تعریف شده است : ” Wetlands are area of marsh , fen, peatland or water , whether natural or artificial , permanent or temporary , with water that is static or flowing , fresh , brackish or salt , including areas of marine water the depth of which at low tide does not exceed six meters. “ ” مناطق مردابی، آبگیرها، توربزارها، آبهایی که به صورت طبیعی، مصنوعی، دائم یا موقت با آب ساکن یا جاری، شیرین، لب شور یا شور، همچنین آن دسته از آبهای دریایی که عمق آب از ۶ متر تجاوز نکند را تالاب می گویند. “این تعریف کفه‌های صخره‌ای، بسترهای علفی دریایی در مناطق ساحلی، کفه‌های گلی، مانگروها، مصب‌ها، رودخانه‌ها، آب‌های شیرین، باتلاق‌های جنگلی و مشجر، دریاچه‌ها، مرداب‌ها و دریاچه‌های شور را در برمی‌گیرد.مفاهیم زیر در سومین همایش کشورهای عضو کنوانسیون رامسر در رژینای کانادا در سال ۱۹۸۷ از تعریف فوق استخراج و مورد پذیرش قرار گرفته است:- استفاده خردمندانه از تالاب‌ها عبارت ا‌ست از بهره‌برداری پایدار از آنها برای نوع بشر به شیوه‌ای که خصوصیات طبیعی اکوسیستم برای همیشه حفظ و تضمین گردد.- بهره‌برداری پایدار از تالاب‌ها عبارت‌ است از استفاده‌ انسان به گونه‌ای که حداکثر فواید مستمر برای نسل حاضر بدون کاهش پتانسیل منابع برای برآورد نیازهای مادی و معنوی نسل آتی تأمین گردد.- خصوصیات طبیعی اکوسیستم عبارت است از خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی اجزاء تشکیل‌دهنده اکوسیستم نظیر خاک، آب، گیاهان، جانوران، عناصر غذایی و روابط متقابل بین آن‌ها.کاربری تالاب‌ها و اراضی پیرامون آنها بسیار متفاوت است تفرج و توریسم در ۴۱ درصد، صید و شکار در ۴۰ درصد از مناطق ثبت شده رامسر از جمله رایج­ترین کاربری‌ها هستند. در اراضی پیرامونی، تالاب‌ها عمدتاً برای کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرد و در ۵۶ درصد از سایت‌ها کشاورزی یک فعالیت عمده محسوب می‌شود.در کشورهای جنوب بیشتر کاربری‌ها بر حفاظت تفوق دارند، درحالیکه در کشورهای شمال حفاظت نسبت به بقیه کاربری‌ها برتری نشان می‌دهد و در هر یک از کشورها نوعی از کاربری‌ها غالب است.در سایت‌های رامسر در آفریقا، استفاده از فرآورده‌های طبیعی از جمله پنج کاربری مهم، در اروپای شرقی جنگل‌داری و در امریکای لاتین اسکان به عنوان عمده‌ترین کاربری‌ها گزارش شده‌اند.پیامدهای کاربریها بسیار متفاوت بوده ولی اغلب منجر به تغییر ویژگی‌های اکولوژیکی تالاب‌ها می‌گردند. پیامدهای کشاورزی و آلودگی از مهم‌ترین و ملموس‌ترین عوامل تغییر دهنده تالاب‌ها محسوب می‌شوند.
تالاب‌ها محیط‌هایی هستند که مشخصاتشان چیزی میان خشکی و دریا است. تالاب ممکن است همواره دارای آب باشد و یا اینکه گاهی خشک و گاهی آبدار باشد

با وجود اینکه بیش از ۵۰ تعریف مختلف برای تالاب مورد استفاده قرار گرفته اما اولین تعریف علمی تالاب توسط کنوانسیون بین‌المللی رامسر ارائه شده است:«تالاب به مناطق مردابی، آب مانند؛ نم زارهای سیاه و باتلاقی، برکه‌های مصنوعی یا طبیعی که به طور دایم و یا موقت دارای آب ساکن یا روان، شیرین، شور یا نیمه شور هستند و یا مناطقی از سواحل دریا که در هنگام جذر ارتفاع آب در آنها بیش از ۶ متر نباشد، گفته می‌شود.»کنوانسیون رامسر معاهده‌ای بین‌المللی است که در سال ۱۹۷۱ به منظور حفظ و نگهداری تالاب‌ها امضا شده‌است.اما کمیسیون تالاب‌های کشور در سال ۱۳۶۲ تعریف دیگری را به شرح ذیل از تالاب‌ها عنوان کرد: «تالاب ناحیه‌ای از مظاهر طبیعی و خدادی است که در روند پیدایش، خاک آن توسط آب‌های سطحی زیرزمینی به صورت اشباع شده درآمده و در طی یک دوره کافی و شرایط عادی محیطی تشکیل شده است و دارای توالی زیستی می‌باشد. این مجموعه دارای جوامعی از گیاهان، جمعیت‌هایی از جانوران ویژه است که امکان سازگاری در چنین نقاطی را دارند.»مشخصه اصلی تالاب‌ها ماندگاری نسبی آب در آنها است. آب تالاب‌ها ممکن است شور باشد یا شیرین و همچنین برخی از تالاب‌های نزدیک دریا با جزر و مد تغییر وضعیت می‌دهند. در کنوانسیون رامسر فهرستی از تالاب‌های مهم جهان نیز تهیه شده که به «فهرست رامسر» شهرت دارد.بیش از ۱۲۲۰ تالاب از سوی کنوانسیون رامسر، شناسایی شده که ۲۲ مورد آن، مربوط به ایران است. همچنین در این فهرست کشورهای بریتانیا با ۱۶۴ تالاب از لحاظ تعداد و کانادا با ۱۳۰ هزار کیلومتر مربع تالاب، از لحاظ وسعت رکورددار هستند.
منابع:
همشهری آنلاین
وبلاگ تالاب های ایران
راسخون
کویرها و بیابان های ایران
وبلاگ علی شفیعی

منبع:
http://www.pazhoheshkade.ir/

Rating: 2.0/5. From 2 votes.
Please wait...

درباره ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: ۰۲۱۶۶۹۲۱۰۰۲ ۰۲۱۶۶۵۸۱۷۴۸

همچنین ببینید

تمدید مهلت ثبت نام در آزمون دکتری ۹۸

طلاعیه سازمان سنجش آموزش کشور در باره تمدید مهلت ثبت نام درآزمون ورودی دوره دکتری …

یک دیدگاه

  1. سلام علیکم مقاله شما خیلی قشنگ و جذاب بود بنده یک تحقیق میدانی در رابطه با کم آبی تالاب بر کسب زندگی تالاب نشینان دارم حقیقتش نمیدونم چطور شروع کنم می توانید کمکم کنید تشکر ویژه

    No votes yet.
    Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *