سرخط خبرها
مقاله
مقالات حقوق عمومی

مفهوم حاکمیت

مفهوم حاکمیت : قدرت عالیه ای است که اولاً ، بر کشور و مردم آن اقتدار و برتری بلامنازع دارد به صورتی که همگان در داخل کشور از آن اطاعت کنند ، ثانیاً کشورهای دیگر آنرا به رسمیت شناخته و مورد احترام قرار دهند .

نظریات حاکمیت به ۴ دسته تقسیم می شوند : ۱٫ حاکمیت الهی ۲٫ حاکمیت فردی ۳٫ حاکمیت مردمی ۴٫ حاکمیت ملی

۱-نظریه حاکمیت الهی : حاکمیت را ناشی از اراده ی خداوند می دانند و زمامداران دستورات خداوند را به اجرا در می آورند . این نظریه دو مکتب را به خود اختصاص داده

 الف : مکتب فوق طبیعی : خداوند خالق قدرت سیاسی است و افراد خاصی را منصوب و مأمور اعمال این قدرت کرده است .

ب : مکتب یزدانی : افراد انسانی ، با اعتقاد به اقتدار و مشیت الهی خداوند را ناظر بر اعمال خود نمی دانند و تحت اراده او اعمال قدرت می کنند .

۲-نظریه حاکمیت فردی : مجموعه اقتدارات سیاسی به فردی تعلق دارد که به دلایل مورثی و شخصی لیاقت و استطاعت اعمال قدرت را دارد ، تمام اقتدار خود را از خدا می داند و تمام تصمیمات به اراده ی اوست .

۳-نظریه حاکمیت مردم : حالتی که در آن هر یک از افراد مردم متساویاً و بدون واسطه در تعیین سرنوشت خویش نقش اساسی دارند .

۴-نظریه حاکمیت ملی : مجموعه ملت بعنوان پیکره واحد و شخصیت حقوقی مستقل از افراد تشکیل دهنده آن اقتدار عالیه بر امور جامعه دارند . حاکمیت نفس قدرت است و حکومت مجموعه عوامل و ابرازی است که قدرت مذکور بوسیله آن اعمال می گردد .

بند اول : ماهیت حاکمیت

اول : حاکمیت الهی

حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خواست . هیچکس جز خداوند ولی مردم نیست پس حم تنها از آن اوست . حاکمیت الهی نیز زیر بنای تشکیل حکومت اسلامی می باشد . اصل ۴  قانون اساسی ، (( کلیه قوانین و مقررات مدنی ، جزائی ، مالی ، اقتصادی ، اداری و غیره باید بر اساس موازین اسلامی باشد . این اصل بر عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بعهده شواری نگهبان است )) حاکمیت و زمامداری جامعه به معنای ولایت بیان گردیده و شخص حاکم را ولی مسلمین یا ولی امر می نامند .

قانون اساسی ایران زمامداری اول را بر عهده ولایت امر قرار داده است .

دوم : حاکمیت ملی و مردمی

بین حاکمیت ملی و حاکمیت مردمی این تفاوت وجود دارد که در حاکمیت مردم هر یک از افراد حق تعیین سرنوشت فردی و اجتماعی خویش را دارد (دموکراسی مستقیم ) در حالی که در حاکمیت ملی قدرت یکپارچه و متحد مجموعه افراد از طریق نمایندگی (دموکراسی غیر مستقیم ) بر سرنوشت افراد فعلیت می یابد . اصل ۵۶ مقرر می دارد (( خداوند انسان را بر سونوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است )) که مبین حاکمیت مردم و دموکراسی مستقیم است . و در قسمتی دیگر اعلام می نماید (( ملت این حق را خدا داد را از طرفی که در اصول بعد می آید اعمال می کند )) که نشان دهنده قبول حاکمیت ملی و دموکراسی غیرمستقیم می باشد . در این اصل حاکمیت ملی و مردمی بدین ترتیب تضمین شده که (( هیچکس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد. جلوه هایی از مشارکت حقوقی (اصل ۱ ، ۱۰۷ ، ۱۱۴ ، ۱۰۸) سیاسی (۱۲۶) و اجتماعی (۸)) مردم را پیش بینی نموده است .

No votes yet.
Please wait...

درباره ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: 66965272 -021

همچنین ببینید

بسته دکتری حقوق عمومی برای آزمون نیمه متمرکز ۹۶ ??? منابع دکتری حقوق عمومی مطابق آزمون …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *