مفاهیم حقوقی

 

عدالت ترمیمی

عدالت ترمیمی، مدلی از عدالت است که بر پایه ترمیمو جبران خطا از سوی مجرم قرار دارد. طرفداران عدالت ترمیمی، مخالفت خود را با عدالت سزادهنده، از مفهوم بزه آغاز می‏کنند. آنان بزه را به عنوان یک عمل علیه نظم اجتماعی، روابط انسانی و نقض حقوق افراد تعریف می‏کنند. بر پایه مدل ترمیمی عدالت، بزه باید در قلمروی جامعه محلی که جرم در آن حوزه اتفاق افتاده است، به وسیله اعضای آن جامعه محلی- بزه‏دیده و بزهکار- حل‏وفصل شود. در این مدل از عدالت، بزه‏دیده یک نقش فعال بر عهده دارد، به او امکان رویارویی با بزهکار و طرح نیازهایش داده می‏شود. در این مدل باید به بزهکار کمک شود تا بتواند زیان‏ها و صدمات وارده بر بزه‏دیده را به نحو مطلوبی جبران کند و روابطش را با بزه‏دیده سروسامان دهد و صدماتی را که به نظم اجتماعی وارد آورد جبران کند. بنابراین، در این مدل به افراد اهمیت داده می‌شود و بزهکار، بزه‏دیده حتی اعضای جامعه محلی، به کنشگرانی فعال در قلمروی اجرای عدالت تبدیل می‏شوند. برای روشن شدن مفهوم عدالت ترمیمی در ادامه مفاهیم و تعاریف عدالت ترمیمی مورد نقد و بررسی قرار می‏گیرد.

تعاریف عدالت ترمیمی

واژه «عدالت ترمیمی» برای توصیف و تبیین پدیده‏ای به کار می‏رود که دارای محتوایی وسیع و چندجانبه است؛ بنابراین، ارایه تعریف عدالت ترمیمی، کار ساده‏ای نیست و تاکنون نیز هیچ‏کس، یک تعریف جامع از آن ارایه نکرده است. به تعبیر جنیفر لی لیولاین و رابرت هوس: «این واژه در شکل عبارت هزار معنایی برای استناد به هر فعالیتی که در جریان اصلی اداری عدالت انجام نمی‏شود یا شکل ظاهری فرآیندهای عدالت کیفری را ندارد، استفاده می‏شود.» همچنین هوارد زهر به جای تعریف عدالت ترمیمی، به طور مفصل درباره آنچه عدالت ترمیمی نیست سخن می‏گوید و در نیمه‌های کتاب خویش، به تعریفی شبیه تعریف تونی مارشال از عدالت ترمیمی می‏پردازد. تونی مارشال در تعریف عدالت ترمیمی می‏نویسد: «عدالت ترمیمی پاسخ و واکنشی است به بزه که بر ترمیم و جبران خسارت‏های بزه‏دیده تاکید و تمرکز دارد. همچنین این روش بزهکار را نسبت به آسیب و خسارتی که به وجود آورده مسئولیت‏پذیر کرده و آشتی را در میان گروه‏ها به وجود می‏آورد.» این تعریف بسیار گسترده است. با تجزیه و تحلیل این تعریف مشخص می‏شود که عدالت ترمیمی یک فرآیند و روش خاصی است که به رابطه بین بزه‏دیده و بزهکار و همه گروه‏هایی که به نوعی با بزه ارتباط دارند و نیز به تنظیم این رابطه توجه‏ می‏کند. این اشخاص شامل بزهکار، بزه‏دیده، اعضای خانواده آنان و همه کسانی که به نوعی در ارتباط با بزه هستند، می‌شوند. این افراد دو دسته هستند، گروهی که مستقیما تحت تاثیر بزه هستند یعنی بزه‏دیده و بزهکار و گروهی که غیرمستقیم از وقوع جرم تاثیر می‏پذیرند، اعضای خانواده بزهکار و بزه‏دیده، جامعه محلی، شاهدان و حتی کل جامعه.

نکته دیگر که در این تعریف دیده می‏شود، توجه به خسارت‏های حاصله از بزه است که شامل خسارت‏هایی می‌شود که متوجه بزه‏دیده بوده و باید چاره‏ای برای شناسایی و جبران آن‏ها اندیشیده شود. در اینجا التیام و جبران باید بر کیفر ترجیح داده شود.

اما آنچه در نگاه کلی‏تر در این تعریف مشاهده می‏شود، نگاه به آینده است، یعنی دست یافتن به اجماع و توافق کلی برای موارد مشابهی که ممکن است در آینده رخ دهد. به عبارت دیگر، نه تنها در فرآیند عدالت ترمیمی در صدد تنظیم رابطه بین بزه‏دیده و بزهکار هستیم، بلکه باید به روش کلی برای آینده دست پیدا کنیم و در موارد مشابه نیز بتوانیم از طریق این فرایند، خسارت‏های حاصله از وقوع بزه را جبران کنیم و نسبت به پیش‏گیری از ارتکاب بزه در آینده نیز چاره‏اندیشی کنیم.

بنابراین، عدالت ترمیمی بر اهمیت ارتقای نقش بزه‏دیده­گان و اعضای جامعه از رهگذر درگیر کردن فعالانه‏تر آنان در فرآیند عدالت تاکید داشته، بزهکاران را مستقیما در قبال بزه‏دیدگان و جوامعی که مورد آسیب و زیان قرار گرفته‏اند، مسئول می‏داند.عدالت ترمیمی آسیب‏های معنوی و مادی بزه‏دیدگان را ترمیم می‌کند و طیفی از فرصت‏های مناسب را برای گفت‏وگو، مذاکره و حل‏وفصل مشکل- هر زمانی که امکان داشته باشد- فراهم می‏آورد. این فرصت‏ها احساس بیش‏تری از امنیت و آرامش‏ جامعه هماهنگی اجتماعی، صلح و آشتی را برای تمام کسانی که درگیر در مساله هستند، به ارمغان می‏آورد.

استفان پی گروی، عدالت ترمیمی را شیوه‏ای برای نشان دادن واکنش به بزه توصیف می‏کند. وی طبق نظریات هواداران عدالت ترمیمی، به مقایسه عدالت سزادهنده و عدالت ترمیمی می‏پردازد و سپس نتیجه می‏گیرد که واکنش عدالت ترمیمی نسبت به بزه، بهتر از کیفر بزهکار است. در عدالت سزادهنده، سرزنش بزهکار نقش محوری دارد در حالی که در عدالت ترمیمی، به جای سرزنش بزهکار، به اصطلاح آسیب‏های ناشی از بزه توجه می‏شود. هواداران عدالت ترمیمی معتقدند، این شیوه بهتر از عدالت سزادهنده است؛ زیرا آسیب‏های وارده به بزه‏دیده را ترمیم می‏کند یا حداقل سعی دارد، بزه‏دیده ترمیم شود؛ هدف عدالت سزادهنده فقط کیفر بزهکار است و بزه‏دیده نادیده گرفته می‏شود.

هلن بوئن عدالت ترمیمی را این گونه تعریف می‏کند: «عدالت ترمیمی بزه را نوعی تخطی نسبت به مردم و روابط میان آنان می‏داند. این فرایند تعهداتی به وجود می‏آورد تا از آن طریق مسایل را سامان یابند. عدالت ترمیمی، بزه‏دیده، بزهکار و جامعه را درگیر جست‌وجویی در جهت یافتن راه‏کارهایی برای کمک به ترمیم، آشتی و ایجاد اطمینان خاطر می‏کند. از طرف دیگر، عدالت سزادهنده که بزه را نوعی تخطی و تخلف در قبال دولت می‏داند، بر اساس قانون‏شکنی تعریف می‏شود. این نوع عدالت، تقصیر و کیفر را در اختلاف میان بزهکار و دولت تعیین و تبیین می‏کند.»

هلن بوئن در تعریف خویش، مفاهیم بزه، بزه‏دیده و بزهکار را تبیین می‏کند. در تعریف نامبرده خطوط کلی عدالت ترمیمی و تمایز آن از عدالت سزادهنده نیز تبیین شده است. به طور خلاصه می‏توان درباره تعریف بوئن نکات زیر را بیان داشت:

مطابق این تعریف، بزه نوعی تخطی نسبت به مردم و روابط بین آنها عنوان شده است. در دیدگاه عدالت سزادهنده، بزه، نقض حقوق جامعه و دولت قلمداد می‏شود، حال آنکه عدالت ترمیمی در درجه اول بزه را تعرض به حقوق افراد می‏داند. در واقع بوئن، تعریف جدیدی از بزه ارایه می‏دهد. در سایر تعاریف ارایه شده از عدالت ترمیمی، تعریفی از بزه ارایه نمی‏شود. در حالی که بوئن، اول مفهوم را روشن می‏کند. از این جهت تعریف ارایه شده به وسیله بوئن ویژگی خاصی دارد.

نکته دیگر در این تعریف، یک پل ارتباطی بین بزه‏دیده، بزهکار و جامعه محلی که درگیر بزه هستند، برقرار می‏شود. بنابراین در این نوع عدالت، سعی در ایجاد ارتباط بین بزه‏دیده و بزهکار برای یافتن راه‏حلی جهت جبران خسارت‏های وارده به بزه‏دیده و ایجاد التیام و آشتی میان آنان است. در این دیدگاه، تحقق عدالت در کیفر بزهکار جست‌وجو نمی‏شود، بلکه با سازش، آشتی، التیام و جبران خسارت بزه‏دیده عدالت محقق می‏شود.

برابری نقش بزه‏دیده و بزهکار و جامعه درگیر بزه از ویژگی‏های دیگر تعریف بوئن است. در مقایسه این تعریف با سایر تعریف‏های ارایه شده مشاهده می‏شود که نقش بزه‏دیده در این تعاریف برجسته نمی‏شود. این ویژگی در تقابل با اندیشه‏هایی است که اساسا عدالت ترمیمی را یک فرآیند بزه‏دیده محور تلقی می‏‌کنند

ویژگی دیگر تعریف بوئن، تکیه بر واژه روابط است. یعنی روابط بین گروه‏های درگیر بزه، بزه‏دیده و بزهکار، بزهکار و جامعه، بزه‏دیده و جامعه. بوئن معتقد است، فقط از طریق فرآیندهای ترمیمی، امکان تغییر و دگرگونی در این روابط و اصلاح آن پدید می‏آید.

منبع: روزنامه حمایت

No votes yet.
Please wait...

About ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: 66965272 -021

Check Also

بسته دکتری حقوق عمومی برای آزمون نیمه متمرکز ۹۶ ??? منابع دکتری حقوق عمومی مطابق آزمون …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *