سرخط خبرها

مشروعیت ازدواج موقت در کتاب های اهل سنت

کلیه مطالب ذیل به همراه پرسش های مطرح شده در سایت http://www.valiasr-aj.com مطرح شده است. برای مشاوره های حقوقی رایگان می توانید با ما تماس بگیرید:

shamabadi.abolghasem@yahoo.com

متعه چیست؟

اتفاق شیعه وسنی در تعریف متعه و ازدواج دانستن آن :

اتفاق شیعه و سنی در اینکه متعه در صدر اسلام مدتی جایز بوده است :

اختلاف بین شیعه وسنی در مورد متعه در چیست؟

ادله حلیت متعه:

۱- کلام خداوند متعال :

اثبات نزول این آیه در مورد متعه :

۲- نهیعمراز دو متعه حلال

مدارک این روایت در کتب اهل سنت 

ماجرای یحیی بن اکثم و این روایت :

ماجرای مامون خلیفه عباسی و این روایت :

۳- روایات دال بر حلیت متعه در کتب اهل سنت:

۴- کلام امیر مومنان و ابن عباس : اگر عمر از متعه نهی نمی کرد جز افراد بدبخت زنا نمی کردند :

۵- نظر صحابه ، تابعین و علمای اهل سنت و سیره آنها در مورد متعه :

مالک بن أنس:

احمد بن حنبل :

صحابه ای متعه کرده و یا آن را جایز می دانسته اند :

تابعین و یا علمای اهل سنت که متعه کرده و یا آن را جایز دانسته اند:

آیا متعه نسخ شده است؟

۱- نسخ با آیه سوره مومنون :

۲- نسخ با آیه میراث :

نسخ با نهی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در غزوه خیبر:

آیا صحیح است که امیر مومنان فرموده اند متعه در خیبر نسخ شد؟

آیا شما قبول می کنید که کسی با خواهر یا مادر شما متعه کند

۱ – گفتگو میان امام باقر علیه السلام و لیثی&rlm :

۲ – گفتگو میان ابو حنیفه و مؤمن طاق&rlm :

متعه چیست؟

مساله متعه  یا ازدواج موقت ، از جمله مسائلی است  که اختلاف بین شیعه و سنی  در مورد آن بسیار شدید بوده و اهل سنت از آن به عنوان حربه ای بر ضد شیعه استفاده می کنند .

اتفاق شیعه وسنی در تعریف متعه و ازدواج دانستن آن :

در ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که همگی علمای مذاهب در این نکته اتفاق دارند که “متعه ازدواجی است که در آن مرد و زن مدت زمانی را برای عقد معین می کنند و پس از گذشتن مدت ، خود به خود محرمیت از بین رفته و احتیاجی به طلاق ندارد “.

قالأبوعمر (بن عبد البر)لمیختلفالعلماءمنالسلفوالخلفأنّالمتعهنکاحإلىأجللامیراثفیه،والفرقهتقععندانقضاءالأجلمنغیرطلاق. وقالابنعطیه : وکانتالمتعهأنیتزوجالرجلالمرأهبشاهدینوإذنالولیإلىأجلمسمّى،وعلىأنلامیراثبینهما،ویعطیهامااتفقاعلیه،فإذاانقضتالمدهفلیسلهعلیهاسبیلویستبرئرحمها : لانالولدلاحقفیهبلاشک،فإنلمتحملحلتلغیره. 

تفسیرقرطبی  ج۵ ص۱۳۲

ابو عمر (بن عبد البر) گفته است که هیچ یک از علمای سلف و گذشته در این اختلاف نداشته اند که متعه ، ازدواجی است که در آن ارث نیست و جدایی در آن با گذشتن مدت و بدون طلاق صورت می گیرد . وابن عطیه گفته است : متعه این است که شخص با زن ازدواج کند و دو شاهد و اذن ولی داشته باشد و تاریخ (برای انتهای عقد) معین کند . و چنین است که ارثی در بین آن دو نباشد و اینکه هر مقداری را که بر آن موافقت نمودند ، (به عنوان مهر زن ) به وی بدهد . پس وقتی که مدت زمان گذشت دیگر مرد راهی بر این زن نخواهد داشت ( دیگر همسر او نیست ) و زن باید عده نگه دارد . زیرا فرزند در متعه به پدر ملحق می شود . پس اگر این زن عده باردار نمی شد (عده نداشت) برای دیگران حلال می شود ( می توانند با وی ازدواج کنند) 

تفسیرطبری ج۵ ص ۱۲سوره نساء  ذیل آیه ۲۴  نیز همین مطلب را می گوید .

اتفاق شیعه و سنی در اینکه متعه در صدر اسلام مدتی جایز بوده است :

 همچنین  در اینکه متعه مدت زمانی در ایام حیات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مشروع بوده است هیچ شکی نیست :

 ولا شک أنه کان مشروعا فی ابتداء الإسلام

هیچ شکی در این نیست که متعه در ابتدای اسلام جایز بوده است .

 تفسیر ابن کثیر ج۱ ص۴۷۵

 پس ادعای حلیت اضطراری آن مانند حلیت گوشت مرده و خون در حال اضطرار نیز معنی ندارد . زیرا ضرورت ، در هر زمانی حکم حرمت را &ndash در هر موضوعی که باشد – بر می دارد و مختص به زمان رسول خدا نیست .

اختلاف بین شیعه وسنی در مورد متعه در چیست؟

 اما  اختلاف اصلی در این است که آیا برای این حکم در زمان خود رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نسخی وارد شده است یا اینکه حکم به حرمت متعه بعد از وفات ایشان و توسط دیگران وضع شده است ؟

مشهور بین اهل سنت نظر اول و اجماع شیعه بر نظر دوم است . 

ادله حلیت متعه:

برای اثبات حلیت متعه – جدا از اجماعی که حتی اهل سنت نیز آن را در مورد سالهای اولیه اسلام نقل کرده اند  – می توان از قرآن کریم و روایات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم استفاده نمود  : 

۱- کلام خداوند متعال :

فَمَااسْتَمْتَعْتُمْبِهِمِنْهُنَّفَآتُوهُنَّأجُورَهُنَّفَرِیضَهً) سوره نساءآیه ۲۴ )

اثبات نزول این آیه در مورد متعه :

الف) کلمات مفسرین  در این زمینه:

 مفسرین شیعه و سنی در این نکته که نزول این آیه در مورد متعه بوده است ، تقریبا اتفاق نظر دارند . و با اثبات این مطلب حلیت متعه ثابت شده و اثبات حرمت و یا نسخ آن به دلیل نیاز دارد :

۱- وقالالجمهور:المرادنکاحالمتعهالذیکانفیصدر  الإسلام

 جمهور علما( مشهور علما) گفته اند که مراد از این آیه متعه است که در صدر اسلام  بوده است .

تفسیرالقرطبی   ج ۵ ص ۱۳۰

 ۲- وإلى ذلک ذهبت الإمامیه والآیه أحد أدلتهم على جواز المتعه وأیدوا استدلالهم بها بأنها فی حرف أبی   فما استمعتم به منهن   إلى أجل مسمى وکذلک قرأ ابن عباس وابن مسعود رضی الله تعالى عنهم والکلام فی ذلک شهیر ولا نزاع عندنا فی أنها أحلت ثم حرمت

 و شیعه به همین نظر میل دارند و این آیه یکی از ادله ایشان بر جواز متعه است ؛ و استدلال خود را با این مطلب که این آیه در قرائت أبیّ و ابن عباس “إلی أجل مسمی” بوده است تایید می کنند ؛ و کلام در این مطلب مشهور است . ما نیز در این مطلبی بحثی نداریم که متعه در ابتدا حلال بود سپس حرام شد .

 روح المعانی ج۵/ص۵

 ۳- وقد استدل بعموم هذه الآیه على نکاح المتعه ولا شک أنه کان مشروعا فی ابتداء الإسلام ثم نسخ بعد ذلک وقد ذهب الشافعی وطائفه من العلماء إلى أنه أبیح ثم نسخ ثم أبیح ثم نسخ مرتین وقال آخرون أکثر من ذلک وقال آخرون إنما أبیح مره ثم نسخ ولم یبح بعد ذلک وقد روى عن بن عباس وطائفه من الصحابه القول بإباحتها للضروره وهو روایه عن الإمام أحمد وکان بن عباس وأبی بن کعب وسعید بن جبیر والسدی یقرؤون   فما استمتعتم به منهن إلی أجل مسمی فآتوهن أجورهن فریضه   وقال مجاهد نزلت فی نکاح المتعه

و به این آیه برای اثبات نکاح متعه استدلال شده است ؛ وشکی نیست که  متعه در ابتدا جایز بوده است و سپس نسخ شده است ؛ و شافعی همین نظر را دارد و عده ای چنین می گویند که در ابتدا جایز شد و سپس نسخ شد و دوباره مباح شد و دوباره نسخ شد ؛ و عدهای دیگر بیشتر از این نیز گفته اند . و عده ای نیز می گویند تنها یک بار جایز شده و بعد از آن حرام شده و دیگر جایز نشد . و مباح بودن آن به خاطر ضرورت ، از ابن عباس و عده ای از صحابه نقل شده است. و این روایت از امام احمد است . و ابن عباس و أبی بن کعب و سعید بن جبیر و سدی آیه را چنین می خواندند: ” إلی أجل مسمی …” و مجاهى نیز  گفته است که در نکاح متعه نازل شده است .

 تفسیر ابن کثیر ج۱/ص۴۷۵

 در کتب ذیل همین مطلب به بیان های مختلف آمده است :

 فتحالقدیر ج ۱ ص۴۹۹ – جامعالبیان ج ۵ ص۱۸بتحقیقصدقیجمیلالعطار  چاپدارالفکربیروت – تفسیرأبی حیّان ج ۳ ص ۲۱۸- درالمنثور ج۲ ص۱۴۰،چاپ مطبعهالفتح  جدّهنواسخالقرآنابنالجوزی ص ۱۲۴ تفسیرالثعالبی ج ۲ ص۲۱۵ – تفسیرالرازی ج۳ ص۲۰۰ 

ب) قرائت بسیاری از بزرگان صحابه:

طبق روایات اهل سنت ، بسیاری از  بزرگان صحابه و تابعین مانند ابن عباس و ابی بن کعب و مجاهد و سعید بن جبیر و ابن مسعود و سدی و دیگران این آیه را چنین قرائت می کرده اند:

“فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ إلیَ أجَلٍ مُسَمًّی  فَآتُوهُنَّ أجُورَهُنَّ”

۱-  أخبرنا أبو زکریا العنبری حدثنا محمد بن عبد السلام حدثنا إسحاق بن إبراهیم أنبأ النضر بن شمیل أنبأ شعبه حدثنا أبو سلمه قال سمعت أبا نضره یقول قرأت على بن عباس رضی الله عنهما فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضه  قال بن عباس فما استمتعتم به منهن إلى أجل مسمى قال أبو نضره فقلت ما نقرأها کذلک فقال بن عباس والله لأنزلها الله کذلک هذا حدیث صحیح على شرط مسلم ولم یخرجاه

شنیدم ابانضره را که می گوید بر ابن عباس این آیه را خواندم که زنانی را که ایشان ایشان را متعه کرده اید  پس اجر ایشان را به عنوان واجب وفریضه به  ایشان بدهید .

ابن عباس گفت زنانی را که ایشان را متعه کرده اید تا زمان معین  ابو نضره گفت: ما آن را چنین نمی خوانیم .ابن عباس گفت قسم به خداوند که خدا آن را چنین نازل کرد .

 این حدیث بنا بر نظر مسلم (در شروط صحت حدیث) صحیح است ولی بخاری و مسلم آن را در کتب خودشان نیاورده اند .

 المستدرک على الصحیحین ج۲ ص۳۳۴ شماره ۳۱۹۲

 قرائت ایشان در کتابهای ذیل نیز نقل شده است :

جامعالبیان ج ۵ ص۱۹ – المصنفلعبدالرزاقالصنعانی ج ۷ ص ۴۹۷و ۴۹۸شرحالنوویعلىصحیحمسلم ج ۹ ص ۱۷۹-الکشافللزمخشری ج ۱ ص۵۱۹-أحکامالقرآنللجصاص ج ۲ ص ۱۸۵-تفسیرالقرطبی ج۵ ص۱۳۰- تفسیرابنکثیر ج۱ ص۴۸۶ –الدرالمنثور ج ۲ ص ۱۳۹و ۱۴۰ و… 

قطعا مقصو د ابن عباس نزول به عنوان قرآن نبوده است . چون تحریف قرآن به اجماع مسلمانان باطل است . بلکه مقصود نزول به عنوان تفسیر این آیه از جانب خداوند است . یعنی خداوند متعال بعد از نزول آیه یا همزمان با آن مصداق وتفسیر آیه را به همراه ذکر متن آیه ، به رسول خدا وحی می نمود . پس مقصود این آیه همان ازدواج تا زمان معین ومتعه است . جدا از لفظ استمتاع که در نص آیه آمده و می تواند دلیل دیگری بر اراده متعه باشد .

۲- نهیعمراز دو متعه حلال

ا ز اموری که دلالت بر حلیت متعه می کند ، کلام  عمر بن الخطاب است که گفت : دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود . من از آن دو نهی می کنم و بر(انجام دادن) آن دو عقاب می نمایم .

 اگر در زمینه متعه  نسخی از جانب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم موجود بود ، قطعا عمر به آن استهشاد می کرد ، اما چنین نکرده است .بنا بر این ، روایت صراحت دارد در اینکه متعه در زمان رسول خدا حلال بوده است و تحریم آن نظر شخصی عمر است .

مدارک این روایت در کتب اهل سنت :

 سرخسی در دو کتاب خود این روایت را از جمله روایاتی می داند که با سند صحیح از عمر نقل شده است :

 وقدصحّأنّعمررضىاللّهعنهنهىالناسعنالمتعهفقال: متعتانکانتاعلىعهدرسولاللّهصلىاللّهعلیهوسلموأناأنهىالناسعنهما ؛متعهالنساء،ومتعهالحج .

با روایت صحیح ا ز عمر نقل شده است که وی مردم را از متعه نهی کرد ، پس گفت : دو متعه در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم حلال بود ؛ متعه زنان و حج تمتع

المبسوط للسرخسی ج۴ ص۲۷ – أصول السرخسی ج۲ ص۶

 همین روایت در کتب ذیل نیز نقل شده است :

مسند أحمد بن حنبل ج۳ ص۳۲۵ ش ۱۴۵۱۹  – المغنی ج۷ ص۱۳۶چاپ دار الفکر ۱۴۰۵- أحکام القرآن للجصاص ج۱ ص۳۴۷ چاپ دار احیاء التراث العربی تفسیر القرطبی ج۲ ص۳۹۲ –  تذکره الحفاظ ج۱ ص۳۶۶التفسیر الکبیر ج۵ ص۱۳۰ چاپ اول دار الکتب العلمیه بیروت – بدایه المجتهد ج۱ ص۲۴۴ چاپ دار الفکر بیروت – وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان ج۶ ص۱۵۰ دار الثقافه لبنان

ماجرای یحیی بن اکثم و این روایت :

 در همین زمینه روایتی از یحیی بن اکثم نقل شده است که جالب توجه است :

قالیحیىبنأکثملشیخبالبصره: بمناقتدیتفیجوازالمتعه؟قال: بعمربنالخطابرضىاللّهعنه. قال: کیفوعمرکانأشدّالناسفیها؟قال: لأنّالخبرالصحیحأنّهصعدالمنبرفقال: إنّاللّهورسولهقدأحلاّلکممتعتینوإنّیمحرّمهماعلیکموأعاقبعلیهما. قبلناشهادتهولمنقبلتحریمه. 

محاضراتالأدباء ج۳ ص۲۱۴

یحیی بن أکثم به یکی ا ز شیوخ در بصره گفت در جواز متعه از چه کسی تبعیت می کنی ؟ گفت از عمر . سوال کرد که چگونه و حال آنکه عمر از سخت گیر ترین مردمان در مورد متعه بود . گفت چون روایت صحیح می گوید که وی بالای منبر رفت و گفت خداوند و رسول وی متعه را حلال کردند و من آن را بر شما حرام می کنم و برای آن عقوبت ؛ پس ما شهادتش را ( در مورد حلیت آن از نظر خدا و رسولش) قبول کردیم اما حرام کردنش را (توسط عمر) قبول ننمودیم .

ماجرای مامون خلیفه عباسی و این روایت :

 همچنین مأمون خلیفه عباسی – که در نظر ایشان امیر المومنین بوده است – نیز ماجرای جالبی در مورد این روایت دارد :

ایشان می گویند روزی مامون دستور داد تا در بین مردم به حلیت متعه ندا دهند (یعنی بگویند که متعه رسما حلال است ) . محمد بن منصور و ابو العیناء از فقهای دربار وی بر وی داخل شدند تا شاید نظر وی را بر گردانند. در حالیکه وی با عصبانیت مشغول مسواک کردن بود ، کلام عمر را ذکر کرده و گفت :

  ” دو متعه در زمان رسول خدا و ابو بکر  بود و من آن دو را حرام می کنم !!!”

 تو که هستی ای چپ چشم ( کنایه از کسی که به مطالب با دید درست نگاه نمی کند) تا از آنچه که رسول خدا و ابو بکر انجام داده اند نهی کنی؟

 پس محمد بن منصور خواست با وی سخن بگوید اما ابو العیناء به وی گفت کسی که صراحتا در مورد عمر چنین سخن می گوید ما به وی چه بگوییم؟

 در این هنگام یحیی بن اکثم بر وی وارد شده و با وی خلوت کرد و آنقدر با وی سخن گفت تا وی را از این نظر باز گرداند .

 تاریخبغداد ج ۱۴ ص ۲۰۳-تاریخمدینهدمشق ج ۶۴ ص ۷۱-تهذیبالکمال ج ۳۱ ص ۲۱۴-وفیات  الأعیان ج ۵ ص ۱۹۷

۳- روایات دال بر حلیت متعه در کتب اهل سنت:

در بسیاری روایات می بینیم که  صحابه صراحتا می گویند که ایشان در زمان رسول خدا ، ابو بکر و قسمتی از دوران خلافت عمر متعه می کرده وآن را جایز می دانسته اند :

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَا ابْنُ جُرَیْجٍ أَخْبَرَنِی أَبُو الزُّبَیْرِ قَالَ سَمِعْتُ  جَابِرَ  بْنَ عَبْدِ اللَّهِ یَقُول کُنَّا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَهِ مِنْ التَّمْرِ وَالدَّقِیقِ الْأَیَّامَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَأَبِی بَکْرٍ حَتَّى نَهَى عَنْهُ عُمَرُ فِی شَأْنِ عَمْرِو بْنِ حُرَیْثٍ

از جابر بن عبد الله الأنصاری شنیدم که می گفت : ما در زمان رسول خدا و ابو بکر در مقابل یک مشت خرما یا آرد متعه می کردیم . تا اینکه عمر در قضیه عمرو بن حریث از آن نهی کرد . 

 صحیح مسلم ج۲ ص ۱۰۲۳ باب نکاح المتعه

الجمع بین الصحیحین ج۲ ص۳۹۹ – سنن البیهقی الکبرى ج۷ ص۲۳۷ – مسند أبی عوانه ج۳ ص۳۳- مصنف عبد الرزاق ج۷ ص۵۰۰ – معرفه السنن والآثار ج۵ ص۳۷۵ – التمهید لابن عبد البر ج۱۰ ص۱۱۲ – عون المعبود ج۶ ص۱۰۱ و…

شبیه همین روایت در مسند احمد وکتب دیگر  ذکر شده است .

 مسند أحمد بن حنبل ج۱ ص۵۲ و ج۳ ص۳۲۵ و…

۴- کلام امیر مومنان و ابن عباس : اگر عمر از متعه نهی نمی کرد جز افراد بدبخت زنا نمی کردند :

این مطلب را ابن جریر طبری و سیوطی در تفسیرشان از امیر مومنان علی علیه السلام نقل می کنند که فرمود:

 لولاأنّعمررضیاللّهعنهنهىعنالمتعهمازنىإلاّشقی.

 اگر عمر از متعه نهی نمی کرد جز افراد بد بخت زنا نمی کردند ( بلکه به متعه رو می آوردند)

تفسیر الطبری ج۵ص۱۳  چاپ دار الفکر بیروت – الدر المنثور ج۲ ص۴۸۶ دار الفکر بیروت

عبد الرزاق نیز شبیه همین مطلب را از امیر مومنان در المصنف (ج۷ ص۵۰۰ شماره۱۴۰۲۹) نقل می کند

 قرطبی نیز در تفسیرش ج ۵ ص ۱۳۰ (چاپ دار الشعب قاهره) شبیه همین مطلب را از ابن عباس نیز نقل می کند .

۵- نظر صحابه ، تابعین و علمای اهل سنت و سیره آنها در مورد متعه:

یکی از ادله ای که نمی توان آن را انکار کرد سیره صحابه و تابعین در عمل به متعه بعد از زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بوده است . این عمل به قدری در میان ایشان شایع بوده است که با توجه به آن نمی توان ادعای نسخ متعه یا عالم نبودن این عده زیاد از علما و بزرگان صحابه و تابعین و نیز علمای اهل سنت را پذیرفت .

وقدثبتعلىتحلیلهابعدرسولاللّهصلىاللّهعلیهوسلمجماعهمنالسلفرضىاللّهعنهممنهممنالصحابهرضىاللّهعنهم: أسماءبنتأبىبکرالصدیق . وجابربنعبداللّه . وابنمسعود . وابنعباس. ومعاویهبنأبىسفیان،وعمروبنحریث . وأبوسعیدالخدرى . وسلمه . ومعبدأبناءأمیّهبنخلف،ورواهجابربنعبداللّهعنجمیعالصحابهمدّهرسولاللّهصلىاللّهعلیهوسلم . ومدّهأبىبکر . وعمرإلىقربآخرخلافهعمر. 

واختلففیإباحتهاعنابنالزبیر . وعنعلىفیهاتوقّف . وعنعمربنالخطابأنّهإنّماأنکرهاإذالمیشهدعلیهاعدلانفقطوأباحهابشهادهعدلین.

 

ومنالتابعینطاوس . وعطاء . وسعیدبنجبیر . وسائرفقهاءمکّهأعزهااللّه

 المحلى ج ۹ ص ۵۱۹

گروهی از سلف بر حلیت متعه بع د از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم باقی ماندند . در بین ایشان از صحابه اسماء دختر ابو بکر صدیق است وجابر بن عبد الله الانصاری و ابن مسعود و ابن عباس ومعاویه وعمرو بن حریث و ابو سعید خدری و سلمه ومعبد فرزندان امیه بن خلف .

 جابر نظر به حلیت متعه را در زمان رسول خدا از همه صحابه نقل کرده است . و نیز در زمان خلافت ابو بکر و نیز مدتی در زمان عمر تا اواخر خلافتش ( که طبق روایات خود اهل سنت بعد از آن از متعه نهی کرد)

 و در مورد اعتقاد ابن زبیر به حلال بودن آن اختلاف شده است . نیز از علی در مورد آن سکوت وتوقف در نظر دادن نقل شده است .

 و از عمر نیز نقل شده است که تنها زمانی در مورد متعه اشکال می گرفت که دو شاهد در آن حاضر نباشند ، اما اگر دو شاهد شهادت دادند آن را جایز می دانست .

نیز قرطبی در کتاب الجامعلأحکامالقرآنقرطبی  ج ۵ ص۱۳۳ فتوای به حلیت متعه را نظر علمای مکه و یمن می داند .

  از سوی دیگر می بینیم که بزرگان علمای اهل سنت نیز در مورد متعه نظر مخالفی نداشته اند و بالعکس حتی بسیاری از ایشان به این عمل رغبت بسیار نشان می داند .

 مثلا عبد العزیز بن عبد الملک بن جریج از بزرگان علمای امویین و فقیه وعالم مکه که در زمان وی یکی از ارکان اصلی روایت بود و روایات وی به وفور در صحاح سته یافت می شود ۹۰ زن متعه ای داشت :

 ۱- قال أبو غسان زنیج سمعت جریرا الضبی یقول کان ابن جریج یرى المتعه تزوج بستین إمرأه وقیل إنه عهد إلى أولاده فی أسمائهن لئلا یغلط أحد منهم ویتزوج واحده مما نکح أبوه بالمتعه

جریر می گفت که نظر ابن جریج حلیت متعه بود . او با ۶۰ زن متعه کرد و گفته شده است که او نام ایشان را به اولادش گفت تا مبادا کسی از ایشان به اشتباه افتاده و با زنی از زنانی که پدرش با ایشان متعه کرده بود ازدواج کند!!! 

 سیر أعلام النبلاء ج۶/ص۳۳۱

 ۲- وقال محمد بن عبد الله بن عبد الحکم سمعت الشافعی یقول استمتع ابن جریج بتسعین امرأه حتى إنه کان یحتقن فی اللیل بأوقیه شیرج طلبا للجماع

 سیر أعلام النبلاء ج۶/ص۳۳۳

از شافعی شنیدم که می گفت : ابن جریج با ۹۰زن متعه کرد ؛ حتی  او شبها یک ظرف روغن کنجد به خود تنقیه می کرد تا بتواند نزدیکی کند !!!

هم چنین از مالک بن أنس و أحمد بن حنبل دو فقیه بزرگ اهل سنت و رهبران مذاهب مالکی و حنفی نیز قول به جواز متعه نقل شده است :

مالک بن أنس:

 ۱- وَتَفْسِیرُ الْمُتْعَهِ أَنْ یَقُولَ لِامْرَأَتِهِ : أَتَمَتَّعُ بِکَ کَذَا مِنْ الْمُدَّهِ بِکَذَا مِنْ الْبَدَلِ ، وَهَذَا بَاطِلٌ عِنْدَنَا جَائِزٌ عِنْدَ مَالِکِ بْنِ أَنَسٍ وَهُوَ الظَّاهِرُ مِنْ قَوْلِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ

 تفسیر متعه آن است که به زنی گفته شود: من تو را برای فلان زمان و با فلان مقدار مال متعه می&rlmکنم و این در اعتقاد ما باطل است و مالک بن انس آن را جایز می داند و گویا نظر ابن عباس هم چنین باشد .

 المبسوط للسرخسی ج۵ ص۱۵۲

 ۲- وفی أن النهی للتحریم أو الکراهه قولان لمالک

در اینکه نهی (از خوردن گوشت الاغ ومتعه ) برای کراهت است یا حرمت مالک دو قول دارد .

 شرح الزرقانی ج۳ ص۱۹۸

 ۳- وَقَالَ مَالِکٌ : هُوَ جَائِزٌ ؛ لِأَنَّهُ کَانَ مَشْرُوعًا فَیَبْقَى إلَى أَنْ یَظْهَرَ نَاسِخُه وَاشْتَهَرَ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ تَحْلِیلُهَا وَتَبِعَهُ عَلَى ذَلِکَ أَکْثَرُ أَصْحَابِهِ مِنْ أَهْلِ الْیَمَنِ وَمَکَّهَُ

مالک بن أنس می گوید که متعه جایز است . زیرا در ابتدا مشروع بوده است . پس همینطور باقی می ماند تا نسخش مشخص شود.  مشهور است که ابن عباس نیز آن را حلال می&rlmدانست و بیشتر اصحاب او از اهل یمن و مکه نیز به تبعیت از ایشان ، آن را جایز می&rlmدانستند

تبیین الحقائق شرح کنز الدقائق فخر الدین ابو محمد عثمان بن علی زیلعی کتاب النکاح باب المتعه

احمد بن حنبل :

وقال أبو بکر فیها روایه أخرى أنها مکروهه غیر حرام لأن ابن منصور سأل أحمد عنها فقال یجتنبها أحب إلی قال فظاهر هذا الکراهه دون التحریم

از ابن قدامه نقل شده که ابوبکر گفت: روایت دیگری وارد شده که طبق آن ، متعه مکروه است ، نه حرام ؛ چون ابن منصور از احمد پرسید و او گفت: به نظر من ، دوری کردن از آن ( متعه ) بهتر است. گفت: پس ظاهر این گفته ، کراهت است نه حرمت. 

 المغنی ج۷ ص۱۳۶

همین مطلب در کتابالکافی فی فقه ابن حنبل ج۳ ص۵۷و کتابشرح الزرکشی ج۲ ص۳۹۹آمده است . 

صحابه ای متعه کرده و یا آن را جایز می دانسته اند :

ما اکنون فهرستی از اسامی بعضی از کسانی را که در کتب اهل سنت ، قول به حلیت متعه از ایشان نقل شده است ذکر می کنیم: 

 جابر بن عبداللَّه انصاری :

 صحیح مسلم ج۲ ص۱۰۲۲ باب نکاح المتعه چاپ دار إحیاء التراث العربی بیروت

مصنف عبد الرزاق ج۷ ص۴۹۹ باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت

 عمده القاری ج۱۷ ص ۲۴۶ باب غزوه خیبر چاپ دار إحیاء التراث  العربی بیروت

 شرح الزرقانی ج۳ ص ۱۹۹ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه

 و…

 عمران بن حصین خزاعی :

صحیح بخاری ج ۴ ص ۱۶۴۲ چاپ دار ابن کثیر بیروت ۱۴۰۷ کتاب التفسیر باب “فمن تمتع بالعمره إلی الحج” (بقره أیه ۱۹۶)

 مسند أحمد بن حنبل ج۴ ص ۴۳۶ چاپ موسسه قرطبه مصر

 المحبر ص ۲۸۹ باب من کان یری المتعه من أصحاب النبی

التفسیر الکبیر ج۱۰ ص۴۱ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت سوره نساء ذیل آیه “فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَئَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً”

 تفسیر قرطبی ج۵ ص ۱۳۳چاپ دار الشعب قاهره

ابو سعید خدری :

 المحلى ج۹ ص ۵۱۹چاپ دار الآفاق بیروت

شرح الزرقانی ج۳ ص ۱۹۹ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه

 عمده القاری ج۱۷ ص ۲۴۶ باب غزوه خیبر چاپ دار إحیاء التراث  العربی بیروت

 عبداللَّه بن مسعود :

 المحلى ج۹ ص ۵۱۹چاپ دار الآفاق بیروت

شرح الزرقانی ج۳ ص ۱۹۹ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه

 سلمه بن اکوع :

 المحبر ص ۲۸۹ باب من کان یری المتعه من أصحاب النبی

 شرح الزرقانی ج۳ ص ۱۹۹ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه

 مصنف عبد الرزاق ج۷  ص ۴۹۸ ش ۱۴۰۲۳ باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت

 کنز العمال ج ۱۶ ص ۲۱۹ ح ۴۵۷۳۱ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

 امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام :

 التفسیر الکبیر ج۱۰ ص۴۳چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ذیل آیه متعه سوره نساء    

 (روایت نهی عمر از متعه به نقل ازامیر مومنان):

 الدر المنثور ج۲ ص۴۸۶ دار الفکر بیروت – تفسیر الطبری ج ۵ ص۱۳ چاپ دار الفکر بیروت –  المصنف ج۷ ص۵۰۰ شماره  ۱۴۰۲۹ – کنز العمال ج۱۶ ص۲۱۹ح &rlm 45728 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

 ابن حزم نیز می گوید در مورد متعه از امیر مومنان روایات مختلفی نقل شده است (بعضی جواز و بعضی حرمت):

 المحلى ج۹ ص ۵۲۰ چاپ دار الآفاق بیروت

 سعد بن أبی وقاص:

 صحیح مسلم ج۲ ص ۸۹۸  کتاب الحج باب جواز التمتع چاپ دار احیاء التراث العربی بیروت

 مسند أحمد بن حنبل ج۱ ص۱۸۱ چاپ موسسه قرطبه مصر و…

اشکال : این روایت و باقی روایات نقل شده از سعد مربوط به متعه حج است .

 پاسخ : در روایت وی لفظ متعه آمده است ؛ علمای اهل سنت این روایت را مربوط به متعه حج( حج تمتع) می دانند ولی خود سعد در این روایت گفته است: زمانی متعه کردیم که معاویه کافر بود و همگان می دانند که حج تمتع رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در سال حجه الوداع بوده است و معاویه در آن سال اسلام آورده بود .

پس این روایت مربوط به قبل از آن زمان می گردد و مقصود از آن متعه نساء است نه حج .

عمرو بن حریث (حویرث) :

 المحلى ج۹ ص ۵۱۹چاپ دار الآفاق بیروت

 شرح الزرقانی ج۳ ص ۱۹۹ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه

مصنف عبد الرزاق ج۷  ص ۴۹۷ ش ۱۴۰۲۱ و ص ۴۹۹ ش ۱۴۰۲۵ و ص۵۰۰  ش ۱۴۰۲۸ و ۱۴۰۲۹ باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت

 کنز العمال ج ۱۶ ص ۲۱۷ ح ۴۵۷۱۲ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

 فتح الباری ج۹ ص۱۷۲چاپ دار المعرفه بیروت

سنن کبری بیهقی ج&rlm7  ص&rlm237 چاپ مکتبه دار الباز مکه المکرمه

 أخبار المدینه ابن شبه ج۱ص ۳۸۱ ش ۱۱۹۴چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

 معاویه بن ابی سفیان:

 معاویه در ماجرای فتح مکه اسلام آورد . وی در زمان فتح طائف ، زنی به نام معانه را  متعه نمود . این زن ، تا زمان خلافت معاویه زنده ماند و معاویه همه ساله هدایایی برای وی می فرستاد . پس ادعای حرمت متعه در فتح خیبر یا بعد از آن و حتی در ماجرای فتح مکه نمی تواند صحیح باشد .

المحلى ج۹ ص ۵۱۹چاپ دار الآفاق بیروت

شرح الزرقانی ج۳ ص ۱۹۹ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه

 مصنف عبد الرزاق ج۷  ص ۴۹۷ ش ۱۴۰۲۱ و ص ۴۹۹ ش ۱۴۰۲۶ باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت

 سلمه بن أمیّه:

مصنف عبد الرزاق ج۷  ص ۴۹۸ ش ۱۴۰۲۴ باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت

 جمهره انساب العرب ابن حزم  ص&rlm 159 ذیل بحث بنو جمح

الإصابه حرف السین المهمله القسم الأول

المحلى ج۹ ص ۵۱۹چاپ دار الآفاق بیروت

فضاله بن جعفر بن أمیه:

أخبار المدینه ابن شبه ج۱ص ۳۸۱ ش ۱۱۹۴چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

ربیعه بن أمیه:

  موطأ مالک ج۲ ص۵۴۲، ح&rlm1130 باب نکاح المتعه چاپ دار احیاء التراث العربی مصر

 

 الدر المنثور ج۲ ص۴۸۶ چاپ دار الفکر بیروت

 سنن البیهقی الکبرى ج۷ ص۲۰۶ ش ۱۳۹۵۰ باب نکاح المتعه چاپ مکتبه دار الباز مکه

 الإصابه فی تمییز الصحابه ج۲ ص۵۲۱ چاپ دار الجیل بیروت

 الأم ، ج &rlm7  ص &rlm235 چاپ دار المعرفه بیروت

کنز العمال ج ۱۶ ص ۲۱۷ ح ۴۵۷۱۷ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

 أخبار المدینه ابن شبه ج۱ص ۳۸۲ ش ۱۱۹۷چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

 معبد بن أمیه:

 المحلى ج۹ ص ۵۱۹چاپ دار الآفاق بیروت

مصنف عبد الرزاق ج۷  ص ۴۹۹ ش ۱۴۰۲۷ باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت

عبد الله بن أبی عوف بن جبیره:

أخبار المدینه ابن شبه ج۱ص ۳۸۱ ش ۱۱۹۴چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

عمرو بن حوشب:

 

 

 مصنف عبد الرزاق ج۷  ص ۵۰۰ ش ۱۴۰۳۱ باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت

أبی بن کعب:

 وی از کسانی بود که آیه متعه را به صورت إلی أجل مسمی (یعنی صریح در حلیت متعه) قرائت می کرد:

 التفسیر الکبیر ج۱۰ ص۴۳ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

 الدر المنثور ج۲ ص۴۸۴ چاپ دار الفکر بیروت

 تفسیر الطبری ج۵ ص۱۳ چاپ دار الفکر بیروت

 فتح القدیر ج۱ ص۴۴۹ چاپ دار الفکر بیروت

 نیل الأوطار ج۶ ص۲۷۰ چاپ دار الجیل بیروت

 و…

زید بن ثابت :

  المحبر ص ۲۸۹ باب من کان یری المتعه من أصحاب النبی

 

اسماء دختر ابوبکر:

المحلى ج۹ ص ۵۱۹چاپ دار الآفاق بیروت

 شرح الزرقانی ج۳ ص ۱۹۹ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه

 مسند طیالسی ص&rlm227 ح&rlm1637 چاپ دار المعرفه بیروت

در محاضرات الأدباء راغب ج۲ ص۲۳۴ – باب جواز المتعه چاپ دار القلم بیروت-  آمده است :

 ابن زبیر به ابن عباس گفت : چرا فتوای به حلیت متعه می دهی ؟ پاسخ داد از مادرت (أسماء) بپرس که چگونه تو را حامله شد . پس سوال کرد ؛ وی پاسخ داد تو را به دنیا نیاوردم مگر از متعه.

 همین مطلب به صورت خلاصه در کتب ذیل آمده است :

 زاد المعاد ج۲ ص۲۰۶ چاپ موسسه الرساله بیروت و  التمهید لابن عبد البر ج۸ ص ۲۰۸ و الاستذکار ابن عبد البر ج۴ ص۶۱ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت و..

البته متن کامل گفتگو در بعضی از منابع شیعه چنین آمده است:

    ابوالقاسم کوفی می&rlmگوید: بعضی از علمای شیعه نقل کرده&rlmاند که وقتی ابن عباس وارد مکه شد و عبداللَّه بن زبیر نیز بر فراز منبر خطبه می&rlmخواند ، چون نظرش به ابن عباس افتاد ( در آن روزها نابینا بود ) گفت: ای مردم ، کوری نزد شما آمده که خدا دل او را نیز کور کند ، او عایشه امّ المؤمنین را دشنام می&rlmدهد و نزدیکان و اصحاب پیامبرصلی الله علیه وآله را لعن می&rlmکند و متعه را حلال می&rlmشمارد ، در حالی که زنای محض است .

    این گفتار بر ابن عباس سنگین آمد ، در آن حال غلامش – عکرمه که دست او را گرفته بود – را صدا زد و گفت: مرا نزدیک او ببر ، پس او را نزدیک برد ، تا اینکه مقابل او ایستاد و شعری به این مضمون خواند:

    زمانی&rlmکه با گروهی رو برو می&rlmشویم ،  آن گروه را متلاشی می&rlmکنیم&rlm

    … تا اینکه گفت: و اما اینکه می&rlmگویی: متعه را در حالی که زنای محض است ، حلال می&rlmدانم ؛ به خدا قسم! در زمان رسول خداصلی الله علیه وآله به آن عمل می&rlmشد و پس از ایشان نیز پیامبری بر انگیخته نشد ؛ دلیل جواز آن نیز گفته ابن صهاک است ، که می&rlmگفت: دو متعه در زمان رسول&rlmخداصلی الله علیه وآله وجود داشت و من آن دو را منع می&rlmکنم و ( مرتکبین را مجازات می&rlmکنم ) و ما گواهی او ( جواز متعه در زمان پیامبرصلی الله علیه وآله ) را می&rlmپذیریم و تحریم او را قبول نمی&rlmکنیم . تو نیز از متعه متولد شده&rlmای ، پس وقتی از این چوب ( منبر ) پایین آمدی از مادرت در مورد بُردهای ( پیراهن ) عوسجه بپرس! عبداللَّه بن عباس رفت و عبداللَّه بن زبیر نیز پایین آمد و با سرعت به سوی مادرش رفت و گفت: درباره بردهای عوسجه برایم بگو! و با عصبانیت اصرار کرد ، مادرش گفت: پدرت با رسول خداصلی الله علیه وآله بود و مردی به نام عوسجه دو برد ( پیراهن ) را به او هدیه کرد و پدرت از بی&rlmهمسری به پیامبرصلی الله علیه وآله گلایه و شکایت کرد ، آنگاه آن حضرت یکی از دو پیراهن را به او داد و او نیز نزد من آمد و با آن پیراهن مرا متعه کرد و مدتی گذشت و پیراهن دیگر آورد و به وسیله آنها مرا متعه کرد و من به تو حامله شدم ، پس تو فرزند متعه هستی! حالا بگو از کجا این خبر به گوش تو رسید ؟ گفت: از ابن عباس شنیدم . مادرش گفت: آیا من تو را از تماس با بنی هاشم منع نکردم ، و نگفتم – مواظب باش – آنها زبان&rlmهای غیر قابل تحمل و پیروزی دارند.

کتاب الاستغاثه ، ص&rlm145 ، مستدرک الوسائل ، ج&rlm14 ، ص&rlm450

قسمتی از سخنرانی ابن زبیر و بر خورد شخصی باوی (بدون ذکر نام ابن عباس) در صحیح مسلم باب المتعه  ذکر شده است .

 در کتب ذیل روایت را با متنی شفاف تر آورده و آن شخص را ابن عباس معرفی می کند :

 سنن البیهقی الکبرى ج۷ ص۲۰۵ ش ۱۳۹۴۳ باب نکاح المتعه چاپ مکتبه دار الباز مکه

 جمهره خطب العرب ج۲ ص ۱۲۵ چاپ المکتبه العلمیه بیروت

 سمط النجوم العوالی ج۳ ص۲۳۷ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

امّ عبداللَّه بنت ابی خیثمه:

 کنز العمال ج ۱۶ ص ۲۱۸ ح ۴۵۷۲۶ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

 سعد بن أبی سعد بن أبی طلحه:

 أخبار المدینه ابن شبه ج۱ص ۳۸۱ ش ۱۱۹۴چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

 عبداللَّه بن عباس بن عبد المطّلب :

 صحیح مسلم ج۲ ص ۱۰۲۸ ش ۱۴۰۷ باب نکاح المتعه چاپ دار احیاء التراث العربی بیروت

 مصنف عبد الرزاق ج۷  ص ۴۹۷ ش ۱۴۰۲۱ و ص۴۹۹ ش ۱۴۰۲۷ و ص ۵۰۱ ش ۱۴۰۳۲ و ص ۵۰۲ ش ۱۴۰۳۳ و ۱۴۰۳۵ باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت

 المحلى ج۹ ص ۵۱۹چاپ دار الآفاق بیروت

المحبر ص ۲۸۹ باب من کان یری المتعه من أصحاب النبی

 التفسیر الکبیر ج۱۰ ص۴۳ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

 الدر المنثور ج۲ ص۴۸۴ چاپ دار الفکر بیروت

 تفسیر الطبری ج۵ ص۱۳ چاپ دار الفکر بیروت

 فتح القدیر ج۱ ص۴۴۹ چاپ دار الفکر بیروت

 سیر أعلام النبلاء ج۱۵ ص۲۴۳ چاپ موسسه الرساله بیروت

 سنن البیهقی الکبرى ج۷ ص۲۰۵ ش ۱۳۹۴۳ باب نکاح المتعه چاپ مکتبه دار الباز مکه

آیا ابن عباس از قول خود با ز گشت؟

 سوال : عده ای ادعا می کنند که ابن عباس به سبب بر خورد شدید امیر مومنان با وی ، از این نظر برگشته و فتوا به حرمت متعه داد . آیا این نظر صحیح است؟

 پاسخ : در بحث اسماء دختر ابو بکر روایتی ذکر شد که در آن به تواتر در مورد بحث ابن زبیر با ابن عباس در مورد فتوا به حلیت متعه سخن گفته شده است .

 این روایت مربوط به زمان حکومت ابن زبیر بود و حکومت وی سالها بعد از زمان شهادت امیر مومنان علی علیه السلام بوده است .

 این قرینه به ما نشان می دهد که روایت مربوط به نهی امیر مومنان ابن عباس را از فتوای به متعه جعلی بوده و برای نسبت دادن حرمت متعه به امیر مومنان و ابن عباس صورت گرفته است . و گرنه معنی ندارد که امیر مومنان به ابن عباس بگویند رسول خدا از متعه نهی کرده اند ولی وی تا آخر عمر ، بر همان نظر سابقش باقی بماند . البته باید گفت که این روایت جعلی اهل سنت ، احتمال عالم نبودن ابن عباس را به نسخ متعه نیز باطل می کند .

سمیر (احتمالا همان سمره بن جندب است):

  الاصابه ذیل عنوان سمیر والد سلیمان

 

ابن عمر :

 از وی در مورد متعه سوال شد : گفت ما در زمان رسول خدا زنا نمی کردیم ( متعه زنا نیست ؛ زیرا اگر زنا باشد یعنی ما در زمان رسول خدا زنا می کردیم البته لازم به ذکر است که از وی روایات مخالف نیز نقل شده است )

 مسند أحمد بن حنبل ج۲/ص۹۵، ح&rlm5694 چاپ موسسه قرطبه

تابعین و یا علمای اهل سنت که متعه کرده و یا آن را جایز دانسته اند:

اما در مورد تابعین و علمای اهل سنت :

 مالک بن انس:

کلام در مورد وی مفصلا گذشت .

 احمد بن حنبل :

 کلام در مورد وی مفصلا گذشت .

سعید بن جبیر :

 المحلى ج۹ ص ۵۲۰ چاپ دار الآفاق بیروت

مصنف عبد الرزاق ج۷  ص ۴۹۶ ش ۱۴۰۲۰ باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت

 الدر المنثور ج۲ ص۴۸۴ چاپ دار الفکر بیروت

 عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریج :

کلام در مورد وی مفصلا گذشت .

 عطاء بن ابی رباح:

 المحلى ج۹ ص ۵۲۰ چاپ دار الآفاق بیروت

 المغنی ج۷ ص۱۳۶ چاپ دار الفکر بیروت باب “ولا یجوز نکاح المتعه”

طاووس یمانی:

 المحلى ج۹ ص ۵۲۰ چاپ دار الآفاق بیروت

 المغنی ج۷ ص۱۳۶ چاپ دار الفکر بیروت باب “ولا یجوز نکاح المتعه”

مجاهد بن جبر :

 تفسیر الطبری ج۵ ص۱۲ چاپ دار الفکر بیروت

تفسیر ابن کثیر ج۱ ص۴۷۵ چاپ دار الفکر بیروت

سدّی:

 تفسیر الطبری ج۵ ص۱۲ چاپ دار الفکر بیروت

تفسیر ابن کثیر ج۱ ص۴۷۵ چاپ دار الفکر بیروت

حَکَم بن عتیبه :

 تفسیر الطبری ج۵ ص۱۳ چاپ دار الفکر بیروت

ابن ابی ملیکه :

 الحاوی الکبیر  ج&rlm11  ص&rlm449

زفر بن اوس بن حدثان مدنی :

 البحر الرائق  ابن نجیم  ج&rlm3  ص&rlm115 چاپ دار المعرفه بیروت

طلحه بن مصرّف الیامی :

 الکشف و البیان ، ج&rlm3   ص&rlm286

فقهای اهل مکه :

المحلى ج۹ ص ۵۲۰ چاپ دار الآفاق بیروت

 سیر أعلام النبلاء ج۷ ص۱۳۱

 تفسیر قرطبی  ج&rlm5  ص&rlm133چاپ دار الشعب قاهره

فتح الباری ، ج&rlm9 ، ص&rlm173 چاپ دار المعرفه بیروت

فقهای اهل یمن:

 تفسیر قرطبی  ج&rlm5  ص&rlm133چاپ دار الشعب قاهره

فتح الباری ، ج&rlm9 ، ص&rlm173 چاپ دار المعرفه بیروت

گروهی از اهل بیت و تابعین :

تفسیر البحر المحیط ج۳ ص۲۲۶ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

آیا متعه نسخ شده است؟

علما ی اهل سنت چنین می گویند که متعه اگر چه در ابتدا مباح بوده است ولی در ادامه نسخ شده است . در مورد این نسخ سه قول وجود دارد :

۱- نسخ با آیه سوره مومنون :

 عده ای از ایشان ادعا کرده اند که متعه با نزول آیه شریفه ذیل نسخ شده است :

 وَالَّذِینَ هُم لِفُرُوجِهِم حَافِظُونَ إلَّا عَلَی أزوَاجِهِِم أو مَا مَلَکَت أیمَانُهُم (سوره مومنون آیات ۵و۶)

  و کسانیکه پاکدامنند ؛ مگر در مورد همسرانشان یا و یا کنیزکانی که مالک آنها می شوند.

 ایشان ادعا کرده اند که در این آیه تنها نزدیکی با همسران و کنیزان جایز دانسته شده است و زن در متعه هیچ کدام از این دو نیست پس نزدیکی باوی حرام است .

 متعه نکاح ( ازدواج است ) :

 قطعا این استدلال برای اثبات نسخ متعه مردود است ؛ زیرا همانطور که در ابتدا گذشت متعه به اقرار علماء اهل سنت ، ازدواج است ؛ پس در مفاد این آیه داخل شده و حلال است .

 آیه سوره مومنون مکی است و آیه متعه مدنی :

 جدا از این نکته که این سوره مکی است و آیه متعه مدنی ؛ پس این آیات نمی تواند ناسخ حکم متعه باشد .

روایاتی از اهل سنت صریحا نسخ را منکر می شود :

جدای از ادله گذشته ( مانند کلام عمر و عمل صحابه ) و ادله ای که در پاسخ به بحث غزوه خیبر مطرح خواهد شد ؛ که صریحا دلالت بر عدم ورود نسخ برای متعه دارد .

۲- نسخ با آیه میراث :

 ایشان ادعا می کنند که در متعه ارث نیست ؛ پس آیه میراث که ارث را برای همسر اثبات می کند ناسخ حکم متعه است .

در جواب باید گفت :

 ارث نبردن در متعه نظر همه علمای شیعه نیست :

 ارث نبردن در متعه نظر همه علما نیست . بلکه عده ای میراث را در آن به طور مطلق یا مشروط جاری می دانند . یعنی اگر شرط ارث بکند ارث می برد و گرنه خیر.

 فتوای مطلق نظر عده ای از علما مانند قاضی ابن براج است :

 جامع الشتات میرزای قمی ج ۴ ص ۳۹۰

 و فتوای مشروط نظر عده ای از علما مانند آیت الله خویی و نیز آیت الله اراکی است :

 توضیح المسائل آیت الله خویی ص۴۳۴ شماره ۲۴۳۴

توضیح المسائل آیت الله اراکی ص ۴۴۸ شماره ۲۴۳۹

 پس طبق نظر ایشان نمی توان آیه ارث را ناسخ  حکم متعه گرفت بلکه تنها این آیه، در متعه حکم ارث را ثابت می کند .

 


 می توان ادله متعه را ناسخ و یا مخصص ادله ارث گرفت :

 روایاتی که دلالت بر عدم نسخ حکم متعه می کنند – و در بحث بعدی ذکر خواهند شد – شاهد بر این مطلب هستند که ادله متعه یا ناسخ حکم ارث در ازدواج موقت است یا مخصص ؛ نه مثل آنچه که بعضی از اهل سنت ادعا می کنند.

 طبق نظر اهل سنت هم ، ارث مربوط به همه ازدواج ها نمی شود :

 خود اهل تسنن هم در بسیاری موارد در ازدواجها میراث را باطل می دانند :

 مثلا در فرضی که یک مسلمان با زنی از اهل کتاب ازدواج کند و بمیرد به اجماع مسلمانان آن زن از وی ارث نخواهد برد . یا اگر همسری شوهر خود را بکشد از وی ارث نخواهد برد ؛ پس حکم ارث بردن از لوازم ازدواج نیست تا در صورت نبودن آن حکم به بطلان ازدواج کنیم . بلکه از فروعی است که در بعضی حالات بر ازدواج بار می گردد.

 این آیات قبل از آیه متعه نازل شده است پس ناسخ نیست:

 این آیات قبل از آیات متعه نازل شده اند پس نمی توانند ناسخ آن باشند .

 روایاتی از اهل سنت صریحا نسخ را منکر می شود :

 و این ادله ، جدای از ادله ایست که در گذشته ( مانند کلام عمر و عمل صحابه ) مطرح شد و یا در پاسخ به بحث غزوه خیبر مطرح خواهند گشت ؛ که صریحا دلالت بر عدم ورود نسخ برای متعه دارند .

نسخ با نهی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در غزوه خیبر:

 عده ای از ایشان ادعا می کنند که متعه با نهی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در غزوه خیبر یا بعد از آن نسخ شده است  ؛ حتی عده ای می گویند متعه چندین بار نسخ شده و دوباره حلال شد.

تفسیر القرطبی ج ۵ ص ۱۳۰

کلام صحابه و خود عمر درعدم نسخ حلیت متعه توسط رسول خدا و نسخ آن توسط عمر!!!

ظاهر کلام عمر بن خطاب ( در مورد تحریم شدن متعه توسط وی) این است که در زمان رسول خدا نسخی نبوده است . زیرا می گوید : این دو متعه در زمان رسول خدا بودند و من  از آنها نهی می کنم .

 این جمله صریح در مدعای ماست .

 نیز اگر چنین بود ( یعنی واقعا در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نسخ صورت گرفته بود یا لا اقل عمر می خواست چنین تظاهر کند ) باید می گفت من از آن دو نهی می کنم چون رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از آن نهی کردند ولی شما نشنیدید ؛ یا در قرآن نسخ آن مطرح شده است و شما نمی دانید . لذا اگر کسی مخالفت کند وی را عقاب می کنم . (همانطور که ابو بکر در ماجرای ارث نبردن از رسول خدا چنین ادعایی کرد و روایتی از رسول خدا ذکر کرد که غیر از وی احدی آن را از ایشان نقل نکرده است . یا خود وی در مورد رجم شبیه این مطلب را ادعا نمود  ) و راه معقول برای جلو گیری صحابه از این عمل ، همین است که سنت رسول خدا را به ایشان یاد آور شد .

کلام فخر رازی در توجیه کار عمر :

حتی فخر رازی &ndash از علمای متعصب اهل سنت – هم این مطلب را پذیرفته است ؛ اما می گوید که ما مجبوریم  که این روایت را از ظاهرش بر گردانده و بگوییم  که نسخ متعه و نهی رسول خدا تنها به عمر رسیده بود و به باقی صحابه کرام مانند علی بن أبی طالب ، ابن عباس ،ابن مسعود ،ابی بن کعب ، جابر  سعد بن أبی وقاص و… نرسیده است !!! زیرا اگر چنین نکنیم لازمه اش اعتقاد به دخل و تصرف عمر در احکام دین و تکفیر وی اس !!!

تفسیر کبیر ، ج&rlm10 ص&rlm53

 

 این مطلب خود بیانگر پاسخ ما نیز هست که مگر می شود نهی از چنین مطلبی از این تعداد از بزرگان صحابه پنهان بماند؟

 راوی روایت نسخ توسط رسول خدا کیست؟

 جالب اینجاست که روایات دال بر نسخ عمدتا به شخصی به نام سبره می رسد که در هیچ کدام از کتب رجالی و تاریخی ذکری از وی نیست . تنها وقتی بحث متعه می رسند می گویند روایت سبره دال بر نسخ است ووقتی به اسم سبره می رسند می گویند وی راوی روایت نسخ متعه است .

تعارض این روایت با روایات عدم نسخ توسط رسول خدا :

روایاتی که نسخ را ادعا می کنند با روایاتی که صریحا نسخ را نفی می کنند معارض است . زیرا در این روایات آمده است که نه نسخی در قرآن نازل شد و نه رسول خدا از آن نهی فرمودند . بلکه عمر آن را طبق نظر خود حرام کرد .

 ۴۲۴۶ حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ حَدَّثَنَا یَحْیَى عَنْ عِمْرَانَ أَبِی بَکْرٍ حَدَّثَنَا أَبُو رَجَاءٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَیْنٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَال أُنْزِلَتْ آیَهُ الْمُتْعَهِ فِی کِتَابِ اللَّهِ فَفَعَلْنَاهَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَلَمْ یُنْزَلْ قُرْآنٌ یُحَرِّمُهُ وَلَمْ یَنْهَ عَنْهَا حَتَّى مَاتَ قَالَ رَجُلٌ بِرَأْیِهِ مَا شَاءَ

 آیه متعه در کتاب خدا نازل شد . پس ما آن را در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم انجام دادیم و قرآنی (آیه ای) نازل نشد تا آن را حرام  کند و رسول خدا هم از آن نهی نفرمودند . در این هنگام  شخصی طبق نظر خودش هرچه خواست گفت ( متعه را حرام کرد)

صحیح بخاری ج۴ ص۱۶۴۲ کتابالتفسیر،بابقولهتعالى«یاأیّهاالذینآمنوالاتحرّمواطیّباتماأحلاللّهلکم» (المائده ۸۷) 

در ذیل این روایت بسیاری از شارحین گفته اند که مقصود از “رجل” عمر بن خطاب است که با نظر خودش متعه را حرام کرد :

غوامض الأسماء المبهمه ج۲ ص۷۹۲ – الجمع بین الصحیحین ج۱ ص۳۴۹ – شرح النووی على صحیح مسلم ج۸ ص۲۰۵- فتح الباری ج۳ ص۴۳۳  و ج۸ ص۱۸۶چاپ دار المعرفه بیروت و …

  روایت جابر نیز سابقا نقل شد که صریحا در آن می گوید ما در زمان رسول خدا و ابو بکر و ابتدای زمان عمر متعه می کردیم . تا اینکه عمر از آن نهی کرد .

 پس از خدا و رسولش در این زمینه نهی صادر نشده است .

نیز از حکم بن عتیبه از فقهای مشهور تابعین نقل شده است که آیه متعه نسخ نشده است :

  حدثنا محمد بن المثنى قال ثنا محمد بن جعفر قال ثنا شعبه عن الحکم قال سألته عن هذه الآیه   والمحصنات من النساء إلا ما ملکت أیمانکم   إلى هذا الموضع   فما استمتعتم به منهن   أمنسوخه هی قال لا

شعبه می گوید از حکم در مورد آیه متعه سوال کردم که آیا نسخ شده است ؟ گفت : نه

 تفسیر الطبری ج۵ ص۱۳

 اقرار عمر دیگری از عمر در مورد عدم نسخ آیه متعه توسط رسول خدا:

 همچنین روایتی که عمران بن سواده از عمر نقل می کند صریح در عدم نسخ متعه است ؛ بلکه آن را اجتهاد عمر می داند :

 عیسى بن یزید بن دأب عن عبدالرحمن بن أبی زید عن عمران بن سواده قال صلیت الصبح مع عمر فقرأ سبحان وسوره معها ثم انصرف وقمت معه فقال أحاجه قلت حاجه قال فالحق قال فلحقت فلما دخل أذن لی فإذا هو على سریر لیس فوقه شیء فقلت نصیحه فقال مرحبا بالناصح غدوا وعشیا قلت عابت أمتک منک أربعا قال فوضع رأس درته فی ذقنه ووضع أسفلها على فخذه ثم قال هات قلت ذکروا أنک حرمت العمره فی أشهر الحج ولم یفعل ذلک رسول الله ولا أبو بکر رضی الله عنه وهی حلال قال هی حلال لو أنهم اعتمروا فی أشهر الحج رأوها مجزیه من حجهم فکانت قائبه قوب عامها فقرع حجهم وهو بهاء من بهاء الله وقد أصبت قلت وذکروا أنک حرمت متعه النساء وقد کانت رخصه من الله نستمتع بقبضه ونفارق عن ثلاث قال إن رسول الله أحلها فی زمان ضروره ثم رجع الناس إلى السعه ثم لم أعلم أحدا من المسلمین عمل بها ولا عاد إلیها فالآن من شاء نکح بقبضه وفارق عن ثلاث بطلاق وقد أصبت

 عمران بن سواده گفت: نماز صبح را با عمر خواندیم و عمر سوره اِسراء و سوره دیگری را همراه آن خواند و آنگاه منصرف شد. من با او برخاستم. رو به من کرد و گفت: آیا کاری داری ؟ گفتم: آری. گفت: پس با من بیا. وقتی داخل خانه شد ، بر روی تخت قرار گرفت در حالی که چیزی رویش نبود. گفتم: نصیحتی دارم ، گفت: نصیحت کننده ( خیرخواه ) صبح و شب ، خوش می&rlmآید ، گفتم: امّت چهار اشکال به تو دارند.

 عمر سرِ تازیانه&rlmاش را در چانه&rlmاش و انتهای آن را بر رانش قرار داد و گفت: ادامه بده!

 گفتم: می&rlmگویند که تو : در ماه&rlm های حج ، عمره را تحریم کرده&rlmای در حالی که پیامبرصلی الله علیه وآله و ابوبکر چنین نگفته&rlmاند و این کار حلال است… .

 متعه زنان را حرام کرده&rlmای ، در حالی که خداوند آن را مجاز شناخته است. ما با یک مشت ( خرما و… ) متعه می&rlmکردیم و با سه مشت نیز جدا می&rlmشدیم.

 عمر گفت: رسول خداصلی الله علیه وآله به خاطر زمانِ ضرورت و اضطرار ، آن را حلال شمرد اما اکنون مردم به راحتی و توانگری رسیده&rlmاند و دیگر کسی از مسلمانان را نمی&rlmشناسم که به آن عمل کند و به متعه برگردد. اکنون هر کسی می&rlmتواند با مشتی ( خرما و… ) ازدواج ( دائم ) کند و می&rlmتواند با سه مشت نیز آن را طلاق دهد ( و دیگر از متعه دست برداشته&rlmاند ) و نظر من درست بوده است .

  تاریخ الطبری ج۲ ص ۵۷۹ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

 پس دیگر جایی برای ادعای نسخ باقی نمی ماند ؛ زیرا خود عمر هم نسخ این آیه را قبول ندارد .

آیا صحیح است که امیر مومنان فرموده اند متعه در خیبر نسخ شد؟

حال که بحث عدم نسخ ثابت شد بابد گفت که عده ای از مدافعین خلیفه دوم ، برای حفظ آبروی وی ، روایتی وضع کرده و در آن می گویند که امیر مومنان علیه السلام فرمودند که رسول خدا در خیبر از متعه نساء منع فرمودند !!! و حتی این روایت را در صحیح بخاری ومسلم  نیز آورده اند!!!

  صحیح بخاری ج۴ ص۱۵۴۴ کتاب المغازی باب غزوه خیبر – صحیح مسلم ج۲ ص۱۰۲۷باب نکاح المتعه

 لذا مناسب است برای تکمیل بحث در مورد نهی از متعه در خیبر – که ایشان آن را ادعا می کنند-  به کلام علمای اهل سنت اشاره کنیم:

پاسخ این روایت :

مع ما وقع فی خیبر من الکلام حتى زعم ابن عبد البر أن ذکر النهی یوم خیبر غلط والسهیلی أنه شیء لا یعرفه أحد من أه  السیر ولا رواه الأثر

   لاوه بر این ( که تحریم متعه روایات صحیح و صریحی ندارد جز روایت خیبر )، در ماجرای خیبر نیز اشکال شده است . حتی ابن عبد البر اعتقاد داشته که ذکر نهی در روز خیبر ( از متعه در آن روایت ) غلط است . و سهیلی چنین اعتقاد داشته است که آن ( نهی از متع در روز خیبر) مطلبی است که هیچ یک از صاحبان سیره و راویان روایت آن را نمی شناسند!!!

شرح الزرقانی ج۳ ص۱۹۸

  همین مطلب را در عمده القاری ج۱۷/ص۲۴۷ و نصب الرایه ج۳/ص ۱۷۸ آورده اند  و در همه آنها گفته اند که ظاهرا اشتباه از راوی یعنی زهری بوده است .

و به همین دلیل چنین به نظر می رسد که روایتی که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در خیبر از متعه نهی نمودند ، جزو روایات مجعوله است ؛ که بعد از نهی عمر از متعه  و برای توجیه کلام وی صورت گرفته است .

آیا شما قبول می کنید که کسی با خواهر یا مادر شما متعه کند

وسیله هر کسی &rlmکه از پاسخ عاجز شده و در ردّ ادلّه و نص فرو مانده ، آن است که مانند شناگرِ در حال غرق ، دست و پا می&rlmزند و منطق و برهان واستدلال را فراموش می&rlmکند.

 در اینجا نیز ( چنین انسان ) به کسانی که متعه را جایز می&rlmدانند خطاب می&rlmکند و می&rlmگوید: آیا شما دوست دارید که زنانتان متعه شوند ؟!

 پس این نهایت چیزی است که عاجز و ناتوان به آن استدلال می&rlmکند و گویا آن را جواب کوبنده&rlmای که بالاتر از آن جوابی وجود ندارد می&rlmشمارد ، گویی پیروزی بزرگی نصیبش شده و دشمن را با این شیوه سخن ، از پاسخ دادن عاجز کرده است! و خصم نیز نمی&rlmتواند جواب او را بدهد.

 بعضی از مخالفین جواز متعه ، در گفتگوهای خود به این حربه روی آورده&rlmاند ؛ مانند عبداللَّه بن معمر ( عمر ) لیثی و ابو حنیفه و متن گفتگوی آنها چنین است:

  ۱ – گفتگو میان امام باقر علیه السلام و لیثی&rlm :

 آبی گوید: روایت شده که عبداللَّه بن معمر لیثی به امام باقرعلیه السلام عرض کرد: به من گفته&rlmاند که شما به ( حلّیت ) متعه فتوا می&rlmدهید ؟ حضرت فرمود: خداوند آن را در کتابش حلال شمرده و پیامبرصلی الله علیه وآله نیز آن را سنت خویش قرار داده و اصحاب او نیز به آن عمل کرده&rlmاند.

 عبداللَّه گفت: ولی عمر آن را نهی کرده است.

 امام باقرعلیه السلام فرمود: پس تو به اعتقاد صاحبت عمل کن! و من نیز به فرمایش رسول خداصلی الله علیه وآله عمل می&rlmکنم.

 عبداللَّه گفت: آیا خوشحال می&rlmشوی اگر دختران شما مورد متعه واقع شوند ؟

 امام فرمود: چرا نام دختران را به میان می&rlmآوری ای احمق ؟ آن کسی&rlmکه در کتابش متعه را حلال شمرده و برای بندگانش مباح قرار داده ، از تو و آن کس که بی جهت از متعه نهی می&rlm کنید غیرت &rlmمندتر است و دیگر اینکه آیا می &rlmپسندی و خوشحال می&rlmشوی که دخترانت به ازدواج حائک ( بافنده و جولا ) در آیند ؟

 گفت: نه.

 فرمود: چرا حلال خدا را حرام می&rlmشماری ؟

 گفت: نه حرام نمی &rlmشمارم. ولی آن مرد هم شأن من نیست.

 حضرت فرمود: خداوند نیز انجام آن را پسندیده و به آن ترغیب و تشویق نموده و به انجام دهنده آن حوری بهشتی تزویج می &rlmکند. آیا تو از آنچه خداوند رغبت دارد دوری می&rlm جویی ؟ و از آنچه هم &rlmشأن حوری بهشتی است کبر و تجاوز می &rlmکنی ؟

 عبداللَّه خندید و گفت: سینه&rlmهای شما ریشه درخت&rlmهای علم است که میوه&rlmهای آن برای شما و برگهای آن برای مردم است.

نثر الدرر ، ج&rlm1 ، ص&rlm344 ؛ الهیئه المصریه العامه للکتاب ، کشف الغمه ، ص&rlm362 ؛ بحارالانوار ، ج&rlm46 ، ص&rlm356


 گفتنی است ، کلینی آن را روایت کرده و مجلسی نیز سند آن را نیکو دانسته و در آن بعد از جمله او که گفت: آیا خوشحال می&rlmشوی که… آمده است: امام باقرعلیه السلام هنگامی&rlmکه سخن از زنان و دختران به میان آورد ، از او روی گرداند.

کافی ، ج&rlm5 ، ص&rlm445 ، ح&rlm4 ، تهذیب الاخبار ، ج ۷ ، ص ۲۵۰ ، ح ۶ ، وسائل الشیعه ، ج&rlm21 ، ص&rlm6 ، باب ۱ ، ح&rlm4 ؛ بحار الانوار ، ج&rlm100 ، ص ۲۱۷ ؛ مستدرک الوسائل ، ج&rlm14 ، ص&rlm449 ، باب ۱ ، ح&rlm11 ؛ مرآه العقول ، ج&rlm20 ، ص&rlm229

  ۲ – گفتگو میان ابو حنیفه و مؤمن طاق&rlm :

 مرحوم کلینی می&rlmگوید: علی بن ابراهیم گفته است: ابو حنیفه از ابوجعفر محمد بن نعمان صاحب طاق پرسید: ای ابو جعفر ، در مورد متعه چه می&rlmگویی ؟ آیا آن را حلال می &rlmدانی ؟ گفت: آری.

 گفت: پس چرا زنانت را از اینکه متعه شوند و ( برایت ) درآمد کسب کنند ، باز می&rlm داری؟

 ابو جعفر پاسخ داد: چنین نیست که در هر چیزی شوق و رغبتی باشد ، هر چند در شمار حلالها است. مردم اندازه&rlm ها و مراتبی دارند و اندازه&rlm های خود را نگه می&rlm دارند ، ولی ای ابو حنیفه ، در مورد نبیذ ( شراب ) چه می&rlmگویی ، آیا حلال است ؟ گفت: آری.

 گفت: پس چرا زنانت را در مغازه&rlmهای شراب فروشی قرار نمی&rlmدهی تا برایت درآمد کسب کنند ؟

 ابو حنیفه گفت: یکی در برابر یکی ، ولی پاسخ تو محکم &rlmتر بود.

 آنگاه گفت: ای ابو جعفر. آیه&rlmای که در « سَأَلَ سائِلٌ » ( سوره معارج آیه۲۹۲) است ، به حرمت متعه حکم می &rlmکند و روایت از پیامبرصلی الله علیه وآله نیز به نسخ آیه وارد شده است.

 ابو جعفر پاسخ داد: سوره « سَأَلَ سائِلٌ » مکی است و آیه متعه مدنی است. و روایت تو نیز شاذّ و نادر است.

 در این هنگام ابو حنیفه گفت: آیه میراث نیز به نسخ متعه دلالت می&rlmکند.

 ابو جعفر گفت: این نکاح ( متعه ) بدون ارث است.

 ابو حنیفه گفت: چنین چیزی چگونه ممکن است ؟ ( که ازدواج بدون ارث واقع شود ؟ )

 ابو جعفر پاسخ داد: اگر مردی از مسلمانان با زنی از اهل کتاب ازدواج کند و آنگاه آن مرد بمیرد ، در مورد آن زن چه می &rlmگویی ؟

 گفت: آن زن اهل کتاب از مرد مسلمان ارث نمی &rlmبرد.

 گفت: پس ازدواج بدون میراث هم وجود دارد.

 آنگاه از هم جدا شدند… .

  الکافی ج ۵ ص ۴۵۰ أبواب المتعه

خداوند همه ما را از کسانی قرار دهد که به خاطر امیال شخصی و اغراض نفسی حلال خدا را حرام نمی نمایند و حرام خدا را حلال نمی نمایند .

 

**********************

 

دوست عزیز به نام یزدان ، سؤالاتی پیرامون عقد موقت از کتاب&zwnjهای شیعه مطرح کرده&zwnjاند که ما سؤالات وی را به همراه پاسخ&zwnjهایش در این جا اضافه می&zwnjکنیم :


بررسی روایات حرمت متعه در کتاب&zwnjهای شیعه :


حرمت متعه در فتح خیبر :


طوسی در کتاب التهذیب ۲/۱۸۶ والاستبصار ۳/۱۴۲ و الحر العاملی در کتاب وسائل شیعه ۱۴/۴۴۱ نقل می نمایند:


از زید بن علی روایت است که ایشان از پدرانشان و آنان نیز از حضرت علی نقل می کنند که ایشان فرمودند: پیامبر اکرم در روز فتح خیبر گوشت الاغ و نکاح موقت و متعه را حرام گرداندند.


پاسخ این مساله در برابر حلیت متعه چیست؟


پاسخ :


در پاسخ به این سوال باید گفت : در همان مصادری که این روایت را از آنها نقل نموده است پاسخ این اشکال داده شده است ؛ در کتاب تهذیب بعد از ذکر این روایت آمده است :


فان هذه الروایه وردت مورد التقیه وعلى ما یذهب إلیه مخالفوا الشیعه ، والعلم حاصل لکل من سمع الاخبار ان من دین أئمتنا علیهم السلام إباحه المتعه فلا یحتاج إلى الاطناب فیه .


تهذیب الأحکام ج ۷ ص ۲۵۱


در کتاب استبصار نیز می فرماید :


فالوجه فی هذه الروایه أن نحملها على التقیه لأنها موافقه لمذاهب العامه والاخبار الأوله موافقه لظاهر الکتاب وإجماع الفرقه المحقه على موجبها فیجب أن یکون العمل بها دون هذه الروایه الشاذه .


الاستبصار ج ۳ ص ۱۴۲


و همان طور که در سایـت در مقاله مورد نظر شما ذکر شد ، اهل سنت حلیت متعه را نظر عده زیادی از اهل بیت می دانند ؛ بنا بر این مضمون این روایت مخالف کلام شیعه و اهل سنت است .


جدای از این مطلب باید گفت : نه علمای شیعه و نه بزرگان علمای اهل سنت حرمت متعه در خیبر را قبول ندارند و  حتی روایـتی را که در صحیح بخاری به همین مضمون از امیر مومنان نقل شده است &ndash همان طوری که در متن این مقاله آمده است – از اشتباهات زهری می دانند ؛ بنابراین ، این روایت قطعا تقیه ای بوده و موافق با مضمون روایت دروغین زهری است .

  نیز در مورد این روایت باید گفت که در آن بحث حرمت گوشت الاغ اهلی مطرح شده است که در این مطلب نیز مخالف اجماع شیعه است ؛ و شیعه آن را تنها کراهت می دانند .



با وجود نکاح دائم ، نیازی به ازدواج موقت نیست :


محمد بن یعقوب کلینی در الکافی روایتی را از علی بن یقطین نقل می کند که ایشان از حضرت علی درباره حلت و حرمت نکاح موقت و متعه پرسیدند ایشان ((حضرت علی)) در جوابشان فرمودند: شما به آن هیچ نیازی ندارید و خداوند متعال به وسیله نکاح دائم شما را از آن مستغنی گردانده است (الفروع من الکافی ۲/۴۳ و وسائل الشیعه ۱۴/۴۴۹) پاسخ این مساله در برابر حلیت متعه چیست؟


پاسخ :


پاسخ این روایت ، با نقل درست و بدون تحریف روایت آشکار می گردد :


علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن ابن أبی عمیر ، عن علی بن یقطین قال : سألت أبا الحسن موسى ( علیه السلام ) عن المتعه فقال : وما أنت وذاک فقد أغناک الله عنها ، قلت : إنما أردت أن أعلمها ، فقال : هی فی کتاب علی ( علیه السلام ) ، فقلت : نزیدها وتزداد ؟ فقال : وهل یطیبه إلا ذاک .


الکافی ج ۵ ص ۴۵۲


از علی بن یقطین &ndash از ثروتمندترین مردمان دوران خویش و کسی که به دستور حضرت موسی بن جعفر علیه السلام وزارت هارون الرشید را پذیرفته بود تا بتواند در حد امکان مانع ظلم وی به شیعیان شود – روایـت شده است که گفت از موسی بن جعفر علیه السلام در مورد متعه سوال نمودم پس حضرت فرمود : تو دیگر با متعه چه کار داری ؟ زیرا خداوند تو را از آن بی نیاز ساخته است !!! ( تو که از ثروتمندانی و همسران متعدد و کنیزکان بسیار داری ؛ تو دیگر برای چه در مورد متعه سوال می کنی)


پاسخ دادم : می خواستم بدانم ؛ حضرت فرمودند : در کتاب امیر مومنان موجود است ( در نظر ما اهل بیت حلال است ) .


پرسیدم : آیا می توانیم آن را زیاده &ndash از چهار عدد &ndash بگیریم وآیا زیاد می شود ؟


فرمودند : آیا چیزی غیر از این سبب شیرینی متعه می شود ؟ – همین است که سبب گوارایی متعه شده است که هر تعداد که مایل بودی می توانی به متعه بگیری –


زنان فاجره ، مرتکب نکاح موقت می&zwnjشوند :


در روایتی که هشام بن حکم آن را از ابی عبدالله نقل می کند چنین می فرماید: که حضرت ابوعبدالله فرمودند: زنان فاجره و فاسقه مرتکب نکاح موقت می شوند و زنان پاکدامن و محصنه از آن پرهیز می نمایند. (بحار الانوار ۱۰۰/ ۳۱۸ و السرائر ۴۸۳). پاسخ به این مساله در برابر حلیت متعه چیست؟


در روایتی دیگر که توسط عبدالله بن سنان نقل شده است چنین وارد شده است که ایشان می فرمایند از حضرت ابوعبدالله درباره ی نکاح موقت پرسیدم ایشان فرمودند: خود را با آن چرکین و کثیف نگردان (بحار الانوار ۱۰۰/۳۱۸ و السرائر ۶۶)


پاسخ به این مساله در برابر حلیت متعه چیست؟


پاسخ :


همانطور که در پاسخ به سوال اول گفته شد ، حکم به حرمت متعه از مطالبی است که شیعه و ائمه ایشان بدان معروف هستند ؛ و به همین جهت تمامی روایات مخالف با این مطلب از طرف شاگردان مکتب ائمه حمل بر تقیه گردیده است .


آیه «فما استمتعتم … » در باره ازدواج موقت نیست :


آیه “فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً” .این آیه هرگز در باب ازدواج موقت نیست. زیرا خودش جزئی از یک آیه است که در مورد ازدواج دائم سخن می گوید و “ف” اول جمله امکان تفاوت موضوع آیه را منتفی می کند.


پاسخ به این مساله در برابر حلیت متعه چیست؟


پاسخ :


این که این قسمت از آیه در مورد متعه نازل شده است ، اجماع مفسرین صدر اول اهل سنت و مشهور در بین سائر ایشان است ؛ روایات صحیحه ایشان را نیز در این باره در مقاله مطرح نمودیم .


 اما این اشکال که در این آیه فاء آمده است و ابتدای آیه در مقام بیان حکم ازدواج دائم است کلام صحیحی نیست ؛ زیرا :


الف ) ابتدای آیه می گوید :


َالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ کِتَابَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَأُحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِکُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا


زنان شوهر دار نیز &ndash برای شما حرام هستند &ndash مگر آنکه ایشان را به کنیزی بگیرید ؛ حکمی است که خداوند برای شما قرار داده است ؛ و غیر این زنان برای شما حلال است که با اموال خویش ، به ایشان میل نمایید در حالیکه پاکدامنی را حفظ کرده و زنا ننمایید &ndash زنا اگر با دادن مالی به زن باشد جایز نیست &ndash پس کسانی را که از این زنان به متغه  گرفتید پس حقوق ایشان را واجب است که به ایشان پرداخت نمایید …


سوال اینجاست که کجای آیه فوق ، قبل از بحث متعه ازدواج دائم را مطرح کرده است ؟


ب) فاء می توان برای اضراب باشد ؛ یعنی بحث در مورد کلام قبل را مسکوت گذاشته و به موردی جدید بپردازد ؛ یعنی حتی اگر در آیه قبل از بحث متعه بحث ازدواج دائم  بود ، منافاتی نداشت که با فاء بر آن عطف گردد .


عقد موقت با زنی که از خانواده شریفی باشد ، درست نیست :


شیخ طوسی چنین فتوا می دهد:”وقتی زن از خانواده ی شریفی باشد نکاح متعه با او درست نیست چون برای خانواده اش عیب و عار و برای خود زن ذلت و خواری است


(تهذیب الاحکام جلد هفتم ص ۲۵۳)


پاسخ به این مساله در برابر حلیت متعه چیست؟


پاسخ :


این نیز از دروغ هایی است که عده ای از مغرضین از علمای اهل سنت به مرحوم شیخ طوسی نسبت می دهند ؛ در این زمینه بهتر است متن کتاب ایشان را ذکر نماییم :


۱۴ – واما ما رواه أحمد بن محمد عن أبی الحسن عن بعض أصحابنا یرفعه إلى أبی عبد الله علیه السلام قال : لا تتمتع بالمؤمنه فتذلها . فهذا حدیث مقطوع الاسناد شاذ ، ویحتمل أن یکون المراد به إذا کانت المرأه من أهل بیت الشرف فإنه لا یجوز التمتع بها لما یلحق أهلها من العار ویلحقها هی من الذل ویکون ذلک مکروها دون أن یکون محظورا


تهذیب الأحکام ج ۷ ص ۲۵۳


آنچه که احمد بن محمد از ابی الحسن از بعضی از اصحاب ما نقل کرده و سند آن را تا امام صادق علیه السلام بالا می برد که فرمود : با زن مومن متعه نکن ، زیرا با این کار وی را خوار می سازی ؛ این روایت روایتی است که سند آن قطع شده ( روات آن مشخص نمی باشد ) و روایت شاذ – مخالف مشهور &ndash می باشد ؛ و شاید مراد روایت آن است که اگر زنی از خاندان شرف باشد ، نباید با او متعه کرد ، زیرا این کار سبب عار برای خاندان وی و ذلت خود وی می گردد واگر این چنین باشد مکروه بوده و باز هم حرام نیست &ndash پس بر فرض صحت سند باز هم این روایت نمی تواند مدرکی برای حرمت متعه باشد ؛ زیرا دلالت بر حرمت آن ندارد &ndash


مشخص است که مرحوم شیخ طوسی در مقام رد استدلال به این روایت برای حرمت متعه است ؛ نه اثبات این و این کلام ایشان هم توجیهی برای کلام مستشکل است که باز هم در انتها با گفتن و یکون ذلک مکروها آن را نیز رد می نماید .


زیدیه ، متعه را حرام می&zwnjدانند :


زید پسر امام سجاد رحمهما الله هم قائل به حرمت صیغه بود(رجوع کنید به کتاب شرح فقه الکبیر). زیدیه و اسماعیلیه هر دو متعه را حرام می دانند و مخالفت یکی دو صحابی که حدیث تحریم متعه بدانها نرسیده اجماع را به هم نمی زند.


پاسخ به این مساله در برابر حلیت متعه چیست؟


پاسخ :


زیدیه ادعا می کنند که زید ادعای امامت نیز کرده است ؛ آیا تمامی ادعاهای ایشان مقبول است ؟


نه شیعه و نه اهل سنت این ادعای ایشان را نمی پذیرند ؛ در مورد متعه نیز همین سخنان مطرح می گردد .


چرا در عقد موقت ، ارث و طلاق وجود ندارد :


سوره مومنون آیات ۵ الی ۷ ازدواج را تنها به شکل دائم با زنان آزاد یا کنیز جایز می داند. علمای شیعه می گویند ازواجهم شامل ازدواج موقت هم می شود. اما اگر چنین است پس باید به حکم آیات دیگر قرآن زوجین از همدیگر ارث ببرند و طلاق بینشان امکان پذیر باشد و فرزدانشان هم از والدین ارث ببرند و سقف ۴ زن در حالی که در ازدواج موقت چنین نیست.


پاسخ به این مساله در برابر حلیت متعه چیست؟


پاسخ :


 پاسخ این سوالات در متن مقاله داده شده است که در اینجا به صورت اجمالی بدان اشاره می نماییم :


۱- آیه سوره مومنون تنها حرمت زنا را اثبات می کند و می گوید نکاح تنها با همسر- در ازدواج-  و یا کنیز جایز است و علمای شیعه و سنی متعه را نوعی ازدواج دانسته و زن را در این ازدواج همسر مرد می دانند .


۲- قرآن به طور مطلق برای جدایی مرد از زن طلاق را مطرح نمی نماید و این تنها مربوط به بعضی از افراد ازدواج دائم است ؛ به عنوان مثال اگر مردی مرتد شود خود به خود از زن خویش جدا می گردد بدون اینکه بین این مرد و زن صیغه طلاق جاری گردد ؛ در مورد ارث نیز چنین است ؛ جدای از این نکته که بسیاری از علمای شیعه در مورد زن در متعه حکم ارث را جاری می دانند ؛ بنا بر این اشکال بر ایشان اصلا وارد نیست تا بخواهند پاسخ بگویند .


موفق باشید



گروه پاسخ به شبهات

گروه پاسخ به شبهات ، مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)
    فهرست نظرات
۴۱  نام و نام خانوادگی:  سیدعلی سیداف     –   تاریخ:  ۲۱ مرداد ۹۰ – ۱۷:۴۲:۱۸
عالی بود
۴۲  نام و نام خانوادگی:  صدرا     –   تاریخ:  ۰۸ شهریور ۹۰ – ۰۷:۱۵:۴۲
در مورد نکاح مثیار که شبیه متعه است توضیح دهید.
۴۳  نام و نام خانوادگی:  ىکى     –   تاریخ:  ۱۴ شهریور ۹۰ – ۱۹:۵۷:۵۹
خوب…….شما حرمت خانوده رو زیر سوال بردید
خوب اگه این جوریه پس زنا میشه بی معنی
اقا دوست من میره برای خودش دوست دختر پیدا میکنه بعدش هم می ره بین خودشون صیغه رو جاری می کنه !!!!!!!!!!حالا صیغه که گیرم حلال دیگه چه لزومی داره زنا چجاب رو رعایت کنن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه لزومی داره دوست دختر بازی حرام باشه؟؟؟؟؟///
اقا من یه پیشنهادی دارم برید تو هر شهری یه مکانی بسازید و چند تا زن البته از فک وفامیل های خودتون باشه توش قرار بدین و یه تابلو هم بذارید و تو تلویزیون هم اعلام کنید!!!!!!!چه شود!!!!دیگه شهر میشه کاملا اسلامی!!!!!!!
خوب من سوالم اینجایه که شما چرا این کار رو نمی کنید؟؟؟؟؟؟///
در حالی که پیامبر گفته وظیفه ی علما اینه که مردم را اگاه کنن ! مگه این هم جز اسلام نیست پس چرا مخفیانه این کار رو می کنید؟؟؟؟؟؟؟علنا هم بگید
۴۴  نام و نام خانوادگی:  مجید م علی     –   تاریخ:  ۱۶ شهریور ۹۰ – ۱۶:۲۷:۵۶
با سلامجناب یکی یعنی نعوذ بالله خود خداوند سبحان تعالی اشتباه کرده آستغفرالله ربی آتوآب آلیــه .

جناب برو احکامشو بخون بعد بیا این اباطیل را نقل کن . راستی مسیار را چی میگی ؟؟؟ اینکه نه امر الهی بوده و نه سنت حضرت نبی صلی الله علیه و اله .

لبیک یا علی

۴۵  نام و نام خانوادگی:  آرش     –   تاریخ:  ۱۷ شهریور ۹۰ – ۰۱:۳۸:۲۵
با عرض حرمتببینید اصلا این ازدواج موقت شما برای عادی ترین افراد جامعه قابل پدیرش نیست به همین علت با همه کوشش های خود نتوانستید این عرف زشت را در میان مردم گسترش دهید چو ن هیچ عقل سلیم آنرا قبول نمی کند.
میگویید که اگر مردم به این عمل مبادرت ورزند از گناه ها دور میشوند مگر میشود با آنجام گناهی گناهی دیگری را از بین برد.
میگوید که ازدواج موقت برای جوانانی است که امکانات مالی ندارند تا ازدواچ دایم نمایند یکبار خود بنگرید امروز کسانی که ازدواج موقت .میکنند از چمله کدام افراد اند پول دار یا فقیر. بلی این پولداران اند که برای خوش گدارانی خود در یک روز میتوانند ده زن را صیغه کنند و خرچ شان را هم به نوغ احسن آن بپردازند که یک چوان بی پول هرگز نمی تواند از مخارج یک زن بخصوص که بچه دار هم باشد براید
میگویید که مردان به مسافرت میروند از خانواده شان دور میشوند و شهوت هم چیز طبیعی است که نمیتوان چلو اش را گرفت پس برای اجتناب از زنا باید صیغه کنند بیایید ببینیم مردی که مسافرت میرود زن دارد که آن هم انسان و دارای عین خواست هاست آیا به نظر شما خانم اش هم در غیاب شوهرش با کسی صیغه کند یا اینکه میگوید نه او میتواند برای رفغ غرایز خود رو به زنا بیاورد.
شما که صیغه یک ساعته و چندین ساله دارید آیا اگز زنی در یک روز با دو مرد صیغه کند و در نتیجه بار دار شود بچه اش مربوط کدام یک از آقایان میشود اولی و یا دومی یا اینکه آنر ا برای اخند های که صیغه را مشروع میدانند تحفه بدهد
شما هیچ به فکر زنان استید که آنان مادران اند نه وسیله عشر ت و خوشگداراتی پولداران بی دین که از راه های نا مشروع پول بدست میاورند و امکانات پرداخت مهر ازدواج موقت را بدست میاورند.
خوب اگر صیغه یک عمل شرعی و مشروع بود چرا امام خمینی فرمان به تخریت گمرک زمان شاه داد نمیشد که آن را تبدیل به یک دفتر ثبت صیغه موقت مینمود و چند نفر از اخند های معتقد به صیغه را وظیفه بستن عقد ازدواج های یک ساعته و چند ساعته را میداد از یک طر ف آن زنان بی سرپرست صاحب شغلی میشدند و از طرف دیگر اخند های محترم معتقد به صیغه امرار مغاش میکردند.
مخواستم بدانم که تا حال چند نفر از این اخند ها از خانواده و بستگان خود را به عقد موقت دیگران آورده اند تا سر مشقی باشد برای زنان دیگر که از آنها پیروی کنند. میدانیم که هیچ یک از آخند ها تا حال این کار را نکرده همانطور که تا حا ل هیچ اخندی را ندیده ایم که در عاشورا خود را با زنجیر وکارد بخاطر شهادت حضرت امام حسین و حسن بزنند در حالیکه مردم دیگر را تشویق میکنند.
باور دارم که دین اسلام ، مذهب تشیع و عقل سلیم چنین چیزی را هرگز باور نخواهد کرد به همین خاطر از تمام مردم متدین و شرافتمند ایران بخصوص خواهران پاک ایرانی خود اظهار سپاس و امتنان میکنم که درمقابل این عمل زشت ار خود هوشیاری نشان داده و تسلیم چنین خرافات تا به حال نشده اند و انشالله بادرک درست از اسلام در آینده هم نخواهند شد.
۴۶  نام و نام خانوادگی:  سید محمد حسینی     –   تاریخ:  ۱۷ شهریور ۹۰ – ۰۹:۳۲:۲۷
جواب نظر
جناب———————————————ی کی——————————————-
آیا پدر و مادر شما(هرچند کاری حلال!!!)را در جلوی چشم شما و خواهر و برادرانت انجام میدهند!!!
در خانه کس است؟!!!!!!
توضیحات بیشتر:( آیا جماع پدر و مادر شما در مقابل چشمان شما صورت میگیرد؟اگر آری!پس… .اگر نه پس چرا کاری شرعی را غیر علنی انجام میدهندد؟!)
دوست من ابتدا یاد بگیر چگونه بحث بکنی سپس وارد نقد سنت پیامبر بشو.
((((((((((((((توجه:دوستان پاسخ به شبهات اگر جواب بنده را خلاف شان سایت میدانند علنی نکنند.اگر خواستند علنی کنند این جمله را از انتهای کامنت حذف کنند.))))))))))))))))
۴۷  نام و نام خانوادگی:  مجید م علی     –   تاریخ:  ۱۹ شهریور ۹۰ – ۱۴:۳۲:۵۷
با سلامجناب ارش اینکه صیغه یک حکم الهی است و در قران هم ایه ای برای ان امده است و بحث های فراوان شده شــــــکــــــــــی نـــیــست
ولی متاسفانه شما هنوز حرف (منطق کافرانه ) خودتان را میزنید .
و عدم درکتان از این موضوع گفتن این جمله شنیع است که … آیا اگز زنی در یک روز با دو مرد صیغه کند ……

شرایط صیغه کردن را بخوان .

یک سوال جناب اقای ارش ” مگر ازدواج با چهار زن اسلامی نیست ؟؟؟ چرا سنی ها نتوانستد ای عرف را ( که سنت نبوی هم میباشد ) در جامعه خود رواج بدهند ..

لبیک یا علی

۴۸  نام و نام خانوادگی:  فرشید     –   تاریخ:  ۰۷ مهر ۹۰ – ۱۳:۰۳:۵۳
مثلا زنی با۶نفر صیغه کرده بچه به دنیا بیاد بچه مال چه کسی است
جواب نظر:
با سلامدوست گرامی

اگر زنی با ۶ نفر ازدواج دائم کند و بعد طلاق بگیرد ، و بعد فرزندی بیاورد بچه مال چه کسی است ؟

گروه پاسخ به شبهات

۴۹  نام و نام خانوادگی:  مجید م علی     –   تاریخ:  ۰۹ مهر ۹۰ – ۱۱:۴۲:۰۸
با سلامجناب فرشید خیلـــــــــــــــــــی شوتی
جناب شوتی یک سوال از تو میکنم یا خود جواب بده یا علمای شوتت بپرس .
اگر یک زن در وسط چهار دیواری بخوابد و حامله شود شما کدام دیوار را مقصر میدانید ؟؟؟؟

خوابیدن زن در کنار دیوار بدلیل مذکر بودن آن حرام است
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=93

مثل اینکه قضیه نکبت بار تولد معاویه ملعون را فراموش کردی که هند چطور حامله شده و چگونه پدر معاویه ملعون ولد زنا را انتخاب کرد .

لبیک یا علی

۵۰  نام و نام خانوادگی:  علیرضا     –   تاریخ:  ۱۷ آذر ۹۰ – ۱۹:۰۲:۴۹مفتی الازهر مصر در فتوایی نکاح و ازدواج به شرط طلاق را جایز دانسته است. یعنی یک دختر و پسر می توانند از ابتدا ضمن عقد ازدواج شرط کنند که پس از مدتی از یکدیگر جدا شوند. آیا این غیر از همان نکاح و ازدواج زماندار یا موقت است؟(نقل از روزنامه القبس مورخه ۲۱-۱-۲۰۰۴)

آیا نکاح مسیار که از ابداعات شما است غیر از این است؟

۵۱  نام و نام خانوادگی:  سید عبدالرحمن حسینی     –   تاریخ:  ۰۹ بهمن ۹۰ – ۱۳:۴۰:۵۸
به نظر من اگر بزرگان ! اهل سنت از زمان ؟ متعه را حرام نمی کردند الان مجبور نبودند اینطوری قانون ابداع کنند .
موفق باشیدنوکر آقاسید محمد حسینی قزوینی هستیم . خدا حفظشون کنه .
۵۲  نام و نام خانوادگی:  مهدی شجاعی     –   تاریخ:  ۲۰ بهمن ۹۰ – ۲۱:۴۵:۵۹
سلام ببخشید میخوام بدونم درمراسم حج طواف نساء برای اهل سنت منع شده است؟ اگرمنع شده آیا فرزندان کسانی که حتی ازشیعه ها این طواف را بجا نمی آورن حرام زاده اند؟ یکمی اگه میشه درمورد این جریان خوردن قرآن توسط بز توضیح دهید آیا قصد تحریف قرآن راداشتند؟
جواب نظر:
با سلامدوست گرامی

۱٫ هر مذهبی ازدواج خود را دارند و فرزندان آنها اگر طبق شرائط محرمیت و حلیت مذهب خودشان باشد صحیح است و فرزندان آنها حلال زاده است

۲٫ اگر یکی از طرفین نیز شرائط را داشته باشد و طرف دیگر خیر ، ولی بی خبر باشد نیز فرزند شبهه است و حرام زاده به حساب نمی اید

۳٫ اهل سنت طواف نساء را واجب نمی‌دانند ولی چیزی به نام طواف وداع دارند .

۴٫ در کتب اهل سنت روایتی با سند معتبر آمده است که عائشه می‌گوید دو آیه ای که در مسائل خلافی وی با سائر صحابه به آنها استناد می‌کرد در قرآنی بود که وقتی پیامبر (ص) از دنیا رفت و آنها مشغول کفن و دفن پیامبر بودند ، بزی آمد و آن را خورد !

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

۵۳  نام و نام خانوادگی:  مسلمان     –   تاریخ:  ۰۳ اسفند ۹۰ – ۲۱:۰۷:۰۵
اگر عمر این سنت اسلامی را منع نمی‌کرد به جز شقی کسی زنا نمی‌کرد. اگر کسی بگوید بین صیغه موقت و زنا چه فرقی هست میگویم همان فرقی هست که میان نکاح دائم و زنا می باشد. وقتی دو نفر صیغه شرعی میخوانند در واقع دارند خود را ملتزم می‌کنند به پیروی از قانون شرع و این یعنی جلوگیری از بی‌بندوباری یعنی مشروعیت، که در ازدواج دائم هم همه این‌ها هست. دست از لجاجت برداریم چرا از خودمان حرف می‌زنیم چرا استدلال‌های عرفی و الکی به کار می‌بریم. چرا تعصبانه صبحت می‌کنیم. مطلب بالا آنقدر جامع و کامل بود که دیگر جایی برای صحبت نیست. آیا سنت پیامبر را قبول کنیم یا سنت عمر را ؟؟؟؟؟ کسی که می‌گوید صیغه هم مثل زنا می‌باشد نمی‌داند که شرایط صیغه چیست. دختر باکره بدون رضایت پدر نمی‌تواند صیغه شود. حتی با رضایت پدر هم اگر صلاح او نباشد نمی‌توان او را صیغه کرد و دختر می‌تواند مانع شود تا اینکه کار به قاضی کشیده شود. در صیغه باید مرد مبلغی را همانند مهریه به زن بدهد و زن باید بعد از پایان مدت صیغه عده نگه دارد مانند ازدواج دائم. بنابراین هیچ زنی نمی‌آید در برابر پول کمی این همه دردسر را برای خود ایجاد کند. چون حداقل باید مخارج چند ماه خود را بگیرد. و این یعنی اگر مردی نیاز واقعی نداشته باشد زنی را صیغه نمی‌کند. بنابراین یک صیغه واقعی از چند ماه تا چند سال ممکن است به طول بیانجامد نه اینکه امروز صیغه یک مرد باشد فردا بلافاصله صیغه مرد دیگر. (((البته اگر دخول در دبر یا قبل صورت نگیرد زن می‌تواند بلافاصله به صیغه مرد دیگری در بیاید چون در صورتیکه دخول صورت نگیرد نیازی به عده نگهداشتن نیست همانند ازدواج دائم))) البته اگر مردی امکان ازدواج دائم نداشته باشد، مثلا در دیار غریب باشد یا اینکه درآمد کافی برای ازدواج دائم نداشته باشد و به دلایل دیگر برایش مناسب است که صیغه انجام دهد.
۵۴  نام و نام خانوادگی:  مسلمان     –   تاریخ:  ۰۳ اسفند ۹۰ – ۲۱:۱۴:۳۵
ازدواج مسیار ساخته دست کسانی است که بیش از هزار سال از زمان شریعت فاصله دارند. احکام آن با ازدواج اسلامی در تضاد و تعارض کامل است. چطور به خود اجازه می‌دهید وقتی به بن بست می‌رسید از پیش خودتان بدعت وارد دین کنید. وقتی شیعه می‌گوید صیغه حلال است نمی‌گوید حرف الان علمای آنهاست بلکه به کلام پیامبر، قرآن و احادیث وارده از خاندان پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت و آنچه که در کتب حدیثی اهل سنت وارد شده استدلال می‌کند. چرا به خودتان اجازه تشریع و بدعت می‌دهید مگر احکام بازیچه دست ما هستند. برای اینکه یک عالم بتواند فتوایی بدهد باید از اصولی پیروی کند. ببینید چقدر علمای سنی با نظرات یکدیگر اختلاف و دعوا دارند. در بسیاری از مسائل جدید کاملا با یکدیگر اختلاف دارند. آیا این است دین راستین خدا ؟؟؟؟
۵۵  نام و نام خانوادگی:  علیرضا     –   تاریخ:  ۰۵ فروردین ۹۱ – ۲۲:۳۰:۰۷
با سلام درود محضر صاحب العصر و الزمان و ولی امر مسلمین حضرت آقا و همچنین تشکر از مدیریت سایت که تلاشی همچون جهاد در راه خدا به تبلیغ و رفع شبهات عامه مردم انجام میدهند امید است که مورد شفاعت مادرمان حضرت زهرا (س)در شب اول قبر قرار گیریم. نکته قابل ذکر برای مخالفان متعه:مسلمانان اعم از شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که متعه در صدر اسلام وجود داشته و اختلافی در آن زمان وجود نداشته بلکه مشکل اصلی در مورد نسخ یا عدم نسخ بعد رحلت رسول اکرم(ص)است که این مشکل هم با درایت علمای شیعی و استناد آنها حل شده و قائل به عدم نسخ هستند و هستیم.خواهشمندم افرادی که در مسائل فقهی نظر میدهند مطالعات پیش زمینه فقهی داشته تا با نظرات اشتباه خود مورد گمراهی سایرین نشوند. متعه از جمله مسائلی است که از فرامین خداوند متعال و پیامبر (ص)است ومورد پذیزش عقل است. سخنی که شیعه و سنی و حتی ادیان الهی و حتی فراتر ان را قبول دارند این است که هرانچه شرع حکم کند مورد پذیزش عقل است و هر انچه عقل حکم کند مورد پذیزش شرع مقدس است منظور از عقل هم عقل سلیم خردمندان میباشد نه عقل سایر عامه مردم و حتی خودم زیرا اطلاعات عامه در جهت کنکاش ای مسائل ناتوان است مگر اینکه خودمان را کامل کنیم همچنین سایر ملل غربی هم در عصر حاضر پی به فواید ازدواج موقت برده اند. خداوند یار و یاور مروجین اسلام و حافظ رهبر فرزانه امت اسلامی حضرت آقا امام خامنه ای(حفظه ا…) باتشکر علیرضا دانشجوی سال آخر حقوق از ساری
۵۶  نام و نام خانوادگی:  علی یارمحمدی     –   تاریخ:  ۲۱ اردیبهشت ۹۱ – ۰۵:۳۶:۲۰
دوستان خوبم/ایرانیای عزیز/متعه یا صیغه یاازدواج موقت حرام نیست ولی متاسفانه بعضی ها از این لطف الهی سوء استفاده می کنند وبلد نیستن چطوری ازش استفاده کنن و قوانین الهی وسنت پیامبر ورعایت نکردن ان را زیرپا می زارن.وخودشان بر خودشان این لطف الهی رو حرام میکنن.
۵۷  نام و نام خانوادگی:  مجید م علی     –   تاریخ:  ۲۳ اردیبهشت ۹۱ – ۲۱:۳۳:۴۰
با سلام جناب علی یا محمدی نظرتان راجه به نماز جماعت چیست ؟؟؟ البته این را بخوانید بعد نظر بدهید . http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=49 لبیک یا علی
۵۸  نام و نام خانوادگی:  غضنفری     –   تاریخ:  ۲۴ اردیبهشت ۹۱ – ۰۲:۰۱:۱۲
جناب فرشید:البته حق داری این سئوال را بپرسی چون بزرگانت بهت توضیح ندادند.ولی این را بدان که زنی با ۶نفر زنا کنه وبچه دار بشه قرعه کشی میکنن ویا از روی شباهت حدس میزنن که بچه از ابوسفیانه یا کس دیگر.البته اینکه گفتم داستان امیرالفاسقین معاویه علیه الحاویه است .ومتاسفانه علمایتان اینرا مخفی کردن.واین را بدان که ازدواج موقت یا متعه حرام نیست ودستور قرآن است وبه همین دلیل هم دختر ابوبکر هم متعه کرده وتو خبر نداری.پس این راهم بدان که متعه حلال خدا ورسول بود وامیرالمومنین علی(ع)هم فرموده که اگر متعه را منع نمیکردند هیچکس دنبال زنا نمی رفت به جز فاسق.ولی با کمال تاسف کسی متعه را منع کردیعنی حلال خدا را حرام کرد که مشخص است نسبش کیه وپدر ومادر ومادربزرگش وبابا بزرگش وداییش همشون روی هم از۲یا۳نفر بیشتر نیستن وبنابر این دوست داشته به جهت اینکه بیشتر ضایع نشه از طریق منع ازدواج حلال زنا را رایج کنه که شاید امثال خودش زیاد بشن
۵۹  نام و نام خانوادگی:  سامان بیگی     –   تاریخ:  ۱۸ خرداد ۹۱ – ۰۹:۲۷:۲۳
باعرض سلام وتقدیم خسته نباشیدازاینکه سعی بی وقفه درجهت شناساندن ریشه هاواصول وادله ومکشوف نمودن حقایق و مطلع نمودن عامه مردم می نماییدصمیمانه متشکرم دین اسلام ومذهب شیعه به عنوان یکی ازمترقی ترین ادیان ازدواج موقت را هم درکنارازدواج دایم دارد که سنت حضرت محمد(ص)می باشدوهرانچه که حضرت محمدبه اذن خداوندحلال اعلام کردندتا قیامت حلال باقی خواهد ماندو همانگونه که هیچگاه نمی شودخورشیدرامخفی نمودحقیقت رانمی توان مخفی کردوخدای عزوحل این رامی داندودین اسلام بایدبدان عمل کردیعنی درجامعه فرهنگ سازی شودفقط صحبت نشودچراوقتی می شودباخواندن صیعه نکاح وتبادل ایجاب وقبول دونفر رابه هم محرم کرداینقدرسخت گیری شودکه طرفین به زنا بیافتند به درستی که حضرت محمد (فرمود)من دینی اسان وراحت برای شما اوردم .
۶۰  نام و نام خانوادگی:  محمد حسین     –   تاریخ:  ۱۴ تیر ۹۱ – ۲۳:۴۰:۱۵
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام وتحیت در ابتداء کلامی با دوستانی که به همدیگر ناسزا می گویند : ۱ – در قران کریم خطاب به همه مسلمانان آمده است اشداء علی الکفار رحماءبینهم سخت گیر بر کافران و مهربان با هم هستند وسیره امام متقیان و اهل البیت نیز همین است پس چگونه به خود اجازه می دهیم به همدیگر توهین و ناسزا بگوئیم ؟ آیا مرتکب گناه کبیره نمی شویم ؟ ۲ – در قران آمده است وما ارسلناک الا رحمتا للعالمین آیا ما نیز نباید به تاسی از پیامبر ص پیام آور رحمت و جذب برای تمام جهانیان باشیم ؟ آیا سراغ داریم حضرت رسول وائمه اطهار در مقابل تمام آزارها و اذیت ها و توهین ها آن هم از طرف کفار زبان به کلامی جز دعوت به حق وهدایت گشوده باشند ؟ ۳ – اگر پیشوای ما امام المتقین است آیا کلامی از او که صاحب حق است در تو هین و تفرقه بین مسلمین شنیده اید ؟ آیا نماز مالک اشتر برای هدایت و بخشش فردی که روی سر او زباله ریخته بود را نمی دانیم ؟ آیا بر خورد امام حسین ع با حر در کربلا را نشنیده ایم ؟ آیا حدیث حرمت مومن از کعبه بالاتر است را نخوانده ایم ؟ آیا امام خمینی هفته وحدت را اعلام نکردند ؟ و اما در خصوص مبحث ازدواج موقت یا صیغه : ۱ – هیچگاه نباید به موضوعات بصورت صفر یا یک نگاه کرد بلکه می بایست با نگاه عمیق به ظاهر و باطن امری و با نگاه اجتهادی و توجه به کلیه عناصر زمان حال موضوعی مورد بررسی قرار گیرد ۲ – آیا رد کردن صیغه بدون توجه به کاربردها و مزایایی که ممکن است در شرایط خاص داشته باشد منطقی است ؟ آیا پذیرش صیغه با پذیرش جمیع شرایطش ولی بدون حد ومرز بامفاهیم دینی ما و معضلات اجتماعی که ممکن است ایجاد کند منطقی است ؟ ۳ – آیا انجام کاری مانند صیغه با فرض جلو گیری از گناه که منجر به گناه کبیره دیگری شود صحیح است ؟ بطور مثال آیا مرد متاهلی که بدو ن اطلاع همسرش صیغه می کند و بعد به او نمی گوید یا دروغ می گوید صحیح است ؟ آیا با این وضعیت عدالت بین همسران قابل تحقق است ؟ آیا فرزندان این فرد از این که دارای خواهر یا برادری دیگر هستند بی اطلاعند در مبحث ارث و حفظ کانون خانوادگی مسلمین ایجاد مشکل نمی کند ؟ بنظر شما چند زن حاظرند شرکای متعدد ونامحدود جنسی را برای شوهرشان بپذیرند ؟ آیا کانون خانواده که اسلام بر آن تاکید دارد به خطر نمی افتد ۴ – امروزه ثابت شده است نیاز و قدرت جنسی در زن ۷ برابر مرد است با فرض اینکه یک مرد برای جلوگیری از گناه اجازه صیغه کردن داشته باشد آنگاه برای جلوگیری از به گناه افتادن زنان چه راه کاری داریم ؟ اگر زن می بایست عفیف باشد و پاکدامن بماند و صبر کند چرا مرد نباشد ؟ ۵ – آیات الهی فرقی در حفظ عفاف از نگاه کردن تا ارتباط با نامحرم بین مرد و زن قائل نیست خطاب قران همواره به مومنین ومومنات است ۶ – تربیت فرزندان به قدری در اسلام مهم است و آیات و احادیث داریم که مایه شگفتی است و اهتمام و توجه و وقت گذاشتن پدر ومادر را می طلبد آیا فرزندان صیغه ای که مرد در یک شهر است وزمانی در شهر دیگری زنی را صیغه کرده است با فرض تامین مالی فرزند امکان پذیر است ؟ آیا سلامت روحی و روانی و امنیت اجتماعی و آینده این فرزندان به خطر نمی افتد ؟ دختران و پسران بالغی را در نظر بگیرید که مادرشان سالی چند بار با مردان مختلف ارتباط جنسی بر قرار می کند چه احساسی دارند و چه آموزشی می بینند ؟ ۷ – در قران مفهوم ازدواج با مثال زیبای زن ومرد لباس همدیگرند که نگاه بسیار عمیقی به ازدواج نه صرفا عمل جنسی است بیان شده است و به تمام کسانی که امکان ازدواج ندارند از زن ومرد دستور عفاف میدهد تا خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز کند ۸ – زن ومرد برای آرامش همدیگر و حرکت با همدیگر بسوی کمال الهی و تربیت نسلی مومن ازدواج میکنند نه ارضای غریزه جنسی بعبارت دیگر غریزه جنسی وسیله ای است برای ازدواج نه ازدواج وسیله ای برای غریزه جنسی ۹ – جوانی که استطاعت مالی وشرایط ازدواج و تر بیت فرزند را ندارد زنی را صیغه و صاحب فرزند می شود این فرد که خود نان خور پدرش است و مسکن و درامد وماوایی ندارد چگونه فرزندی به جامعه تحویل می دهد ؟ ۱۰ – همانگونه که خداوند به حضرت رسول ص دستور داد تا برای فرهنگ سازی جامعه زن مطلقه پسر خوانده اش را بگیرد چگونه است که بزرگان معتقد به این امر با همین شرایط صیغه فعلی و بصورت علنی جهت فرهنگ سازی این مستحب و بردن ثواب صیغه کنند و دخترانشان را به عقد مو قت دیگران در اورند در دستورات دینی ماست آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند وآنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند ۱۱ – سخن در این باب بسیار است که به صدها بند می رسد اما شاید از این سخنان این گونه بر داشت شود که با صیغه مخالف هستم ؟ خیر اینگونه نیست بلکه اعتقاد دارم انجام ازدواج موقت تحت شرایط بسیار حساب شده و در موارد بسیار خاص که جز شامل حال درصد بسیار اندکی از جامعه نمی شود قابل بررسی است که ضمن پرهیز از اثرات نامطلوب از مزایای این موضوع بدون داشتن رفتاری صلب در موارد بسیار ضروری استفاده شود که قطعا مورد تایید همکان خواهد بود که : ما حکم به العقل حکم به شرع
۶۱  نام و نام خانوادگی:  اسماعیل مفاخری     –   تاریخ:  ۱۷ تیر ۹۱ – ۱۰:۴۵:۲۰
با سلام من از تمام اهل تشیع خواهش دارم که کمی منطقی فکر کنند و اصل مذهب و تعصب را کنار بزارند . آیا کدامیک از آنانی که زنی را صیغه می کنند حاضر اند که خواهر یا مادر خود را برای یکی صیغه کنند.ولی دوست دارند زنی را صیغه کنند چون عمل زنا را انجام داده و شهوات خود را خالی کرده بعد لال دانسته و هر کسی در این باره چیزی بگوید ان را رد و دلایل چرت وژرت می اورند .من ازتون خواهشت می کنم منطقی فکر کنید و راه راست را انتخاب کنید تا مورد رحمت خدا قرار گیرید.
۶۲  نام و نام خانوادگی:  اسدالله طهرانیان     –   تاریخ:  ۰۹ مرداد ۹۱ – ۲۲:۰۳:۲۷
با سلام! جناب اسماعیل مفاخری!!!! اگر اهل بیت دستور به صیغه دادند شرایطش را هم ذکر کرده اند! اگر گفتند متعه کنید در کنارش هم دستور داده اند متعه برای افرادی که نیازی ندارند لازم نیست! شیعه ی واقعی کسی است که نعل به نعل دستورات ائمه رو اطاعت کنه نه فقط یکیش رو!!!! ائمه دستور داده اند متعه را باید افرادی انجام دهند که در اضطرار هستند! اضطرار میدانی یعنی چه؟ یعنی کسی که به هر دلیلی امکان ازدواج دائم ندارد و باز به هر دلیلی توانایی کنترل شهوتش را هم ندارد!!!!! حالا یک همچین شخصی در دین و مسلک شما چه راه حلی جز زنا و استمنا دارد؟؟؟ نگو صبر! که عاقلانه نیست! چون کمتر کسی میتواند تا آخر عمر غریضه ی خدادای اش را سرکوب کند و این راه حل برای همه عملی نیست!!! پس میماند همان زنا!!!! خب سوال : زنا بهتر است یا متعه؟؟؟؟ صد البته که متعه!!!! پس این سوالتان خود به خود پاسخ داده شد!!! همین سوال که میپرسید آیا شیعیان راضی هستند خواهر و مادر خودشان را به صیغه کسی دراورند!!! مطمئن باشید اگر خواهر یا مادر یک شیعه در این شرایط اضطراری که برای متعه توصیه شده است قرار بگیرد و نتواند پاکدامنی پیشه کند و بداند که اگر صیغه نکند به زنا آلوده میشود ! مطمئن باشید آن شیعه راضی است که خواهر و مادرش از راه پاک نیازشان را براورده کنند تا از راه زنا و گناه!!!!!!!!!!! من هم یک سوال از اهل سنت میپرسم! اگر خواهر و مادر خودتان دچار همچین شرایط اضطراری شود شما راضی به زنا کردن آنها میشوید؟؟؟ اگر راضی به این نمیشوید چه راهکاری به او پیشنهاد میدهید؟ منتظریم!
۶۳  نام و نام خانوادگی:  محمد     –   تاریخ:  ۲۵ شهریور ۹۱ – ۱۳:۲۸:۰۴
جواب به اسماعیل مفاخری خود شما چه کار می کنید؟ نظر می دید که خواهرتون سر چهار راه رسولی زاهدان خودفروشی کنه و با چند چند تا مرد طرف بشه تا مشکلش حل بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یا مثل بعضی سنی های……….. که تو دانشگاه از حراج زدن خودشون هیچ باکی ندارن الگوی خواهرشما بشه؟؟؟ همون دختر سنی هایی رو میگم که اصلا گناه ازدواج موقت رو نمی کنن؟؟؟!!××!!!!!! ولی همچین حراجی به بالا و پایین شون می زنن که انگشت به دهن می مونی!! بگید راهکار شما چیه ؟ برای زنی که امکان ازدواج دائم نداره. بقول دوستمون جواب به فرشید و آرش و ….( فلان زهی و بسار زهی که چون عقده تشخص دارند خودشون رو باکلاس می خوان نشان بدن):::: آیا شما خواهرتان را شوهر دادین؟؟ خب تو رو خدا ناراحت نشین ولی سوال من اینه که چرا خواهراتون رو دادین که یک عمر یک مردی ب ترتیبشون رو بده اگه یک عمر حال کردن با یه زن بد نیست خیلی هم خوبه ، چرا یک ماه یا یک سال جماع کردن بد باشه؟؟ من به این علت این جوری نوشتم که دیدم گویا منتقدین ازدواج موقت اصلا درد دین ندارن فقط مثلا مثلا غیرتی می شن اگه آیه و روایت مشکل شما رو حل نمی کنه . رک بگم جلوی لنگ به هوا شدن خواهراتون رو بگیرین اگه هم درد دین دارین که آیه قرآن “فاتوهن اجورهن ” باید براتون کافی باشه.
۶۴  نام و نام خانوادگی:  اشرف مخلوقات     –   تاریخ:  ۲۶ مهر ۹۱ – ۲۰:۱۵:۴۰
سلام با تشکر از محمد حسین ۶۰ وبه اقای محمد ۶۳ که به نظر از قربانی ها باشد فیلم خوصوصی را پیشنهاد میکنم حتما این فیلم را ببینید در ضمن چیزهایی مانند شیرنیجات وفلفل وچیزهایی که محرکن کمتر بخورید در قران نوشته انهایی که نمیتوانند ازدواج کنند تقوا پیشه کنند تا خداوند انها را بینیاز کند ودر جایی دیگر از قران امده زن ومرد باعث ارامش همدیگرند اگر کسی دایما صیغه کند ایا به ارامش میرسد البته معنی ارامش را متاهل میفهمد
۶۵  نام و نام خانوادگی:  سیدمحمد     –   تاریخ:  ۰۶ اسفند ۹۱ – ۱۲:۰۴:۳۵
سلام
اگر میتونید جواب بدهید سر بزنید
والا ولکم دینکم ولی دین
آیا شما چقدر آگاهی در رابطه دختر حضزت رسول (صلوات الله علیه)حضرت فاطمه (سلام الله علیها)دارید؟
منتظر..
۶۶  نام و نام خانوادگی:   م م     –   تاریخ:  ۱۱ اردیبهشت ۹۲ – ۲۲:۰۹:۳۲
روش استدلال تشیع از آیه ?فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً? علماء و اندیشمندان تشیع از آیه فوق به حلت نکاح موقت فتوی داده اند و آن را قوی ترین و مستدل ترین آیه بر حلت نکاح موقت می دانند ولی این استدلال بنا به دلایل زیر باطل است: اولاً: این آیه جزیی از آیاتی است که درباره ی نکاح و ازدواج دائم نازل گردیده اند لذا آن نیز بیانگر نکاح دائم است نه نکاح موقت آنجایی که خداوند متعال می فرماید: ?حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ وَعَمَّاتُکُمْ وَخَالاتُکُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُکُمُ اللَّاتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ مِنَ الرَّضَاعَهِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِکُمْ وَرَبَائِبُکُمُ اللَّاتِی فِی حُجُورِکُمْ?إلى قوله تعالى:?إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیماً حَکِیماً?. ثانیاً: زنی که با آن عقد ازدواج موقت بسته می شود در نزد تشیع زوجه و ملک یمین به حساب نمی رود و جزو ازواجی که از آنان ارث برده شود نیز به شمار نمی رود و نسب نیز از آن ثابت نمی شود چنانچه در کتابهای همچون الفروع الکافی ۲/۴۳ التهذیب ۲/۱۸۸ الاتبصار ۳/۱۴۷ وسائل الشیعه ۱۴/۴۴۶ از محمد بن مسلم روایت نقل می کنند که ایشان از امام جعفر صادق شنیدند که ایشان درباره ی زنان نکاح متعه چنین می گفتند: آن زن جزو زنان اربعه ای که در قرآن مجید ذکر شده است به شمار نمی رود و آن زن نیازی به طلاق ندارد بدون طلاق پس از اتمام عقد قرارداد و ایام ازدواج خود به خود جدا می شود و آن زن به وسیله این نکاح میراث نیز نمی برد و در روایتی دیگر از ابوبصیر نقل شده است که ایشان می فرمایند از امام جعفر صادق درباره ی زنانی که توسط نکاح موقت ازدواج شده اند پرسیده شد آیا آن زنان جزو زنان چهارگانه ای که ذکر آن در قرآن آمده است می باشند؟ ایشان فرمودند خیر. و در روایت زراره بن اعین از امام جعفر صادق چنین آمده است در نزد امام جعفر صادق درباره ی زنانی که توسط ازدواج موقت به عقد نکاح آمده پرسیده شد آیا آنان جزو زنان چهار گانه اند ایشان فرمودند: اگر می خواهی می توانید هزار زن را به عقد نکاح موقت در بیاورید زیرا که آنان به اجاره گرفته شده اند. اگر واقعا آنان جزو زوجات و همسران به شمار می رفتند هرگز ازدواج با بیش از چهار تن از آنان بنا به آیه ?فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ? جایز نبود بنابراین آنان زوجه نیستند و حکم آن را نیز نمی گیرند و جزو زنان زنا کار به شمار می روند. ثالثاً: زنان ازدواج شده توسط نکاح موقت نیازی به طلاق و جدای ندارند ولی زنان دائم بدون طلاق و گذراندن عده هرگز جدایی و فرقت بین زوجین صورت نمی گیرد. از زراه روایت است که ایشان از امام جعفر صادق روایت می کنند که ایشان فرمودند: هنگامی که وقت نکاح موقت به پایان برسد زن بدون طلاق جدا می شود و اگر شخصی خواست در ایام و مهر او بیافزاید. رابعاً: ارث یکی از حقوق مسلم زوج و زوجه است که بنا به آیات الهی زوج و زوجه از یکدیگر ارث می برند ولی زنانی که توسط نکاح موقت به عقد در آمده اند هرگز از شوهر و شوهر از آنان ارث نمی برند و در روایتی که از ابن ابی عمیر نقل شده است امام جعفر صادق چنین می فرمایند: زنان نکاح موقت ارث نمی برند. در روایتی دیگر از سعید بن یسار نقل شده است می فرماید درباره ی زنی که به نکاح موقت عقد می شود و شرط میراث نیز گذاشته شده است پرسیدم ایشان فرمودند زنان نکاح موقت از شوهران ارث نمی برند برابر است که آن ارث مشروط باشد یا غیر مشروط. و در روایتی دیگر از زراره نقل شده است چنین وارد شده است که امام جعفر صادق فرمودند: در نکاح متعه بین زن و شوهر میراث جاری نمی شود.
جواب نظر:

باسلام

 

دوست گرامی؛ شما از کجای این آیه فهمیدید که در مورد ازدواج دائم نازل شده است؟ این آیات در مورد ازدواج است اعم از دائم و موقت و ازدواج با کنیز و در این آیات در مورد همه اینها سخن گفته شده است.

 

زن در ازدواج موقت همانند ازدواج دائم است فقط نفقه ندارد و ارث نمی برد ولی زوجه به حساب می آید البته محدود به چهار تا نیست و نسب هم ثابت می شود. این دلایل شما زوج بودن و نسب را رد نمی کند فهم این مساله برعهده مراجع است می توانید دلایل و نظرات آنها را ببینید شما لطفا در کاری که اهلش نیستید دخالت نکنید. به کتبی که مراجع در مورد نکاح نوشته اند مانند کتاب النکاح آیت الله شبیری زنجانی یا کتاب النکاح آیت الله مکارم شیرازی و… مراجعه کنید و استدلالات آنها را ببینید.

 

دلیل ما برای اینکار همین روایات است که از ائمه به ما رسیده و روایات فراوان دیگری که از رسول الله صلی الله علیه و آله نقل شده است و در کتب شما هم فراوان آمده که در مطلب بالا هم به برخی اشاره شده اما مفصل آن را در بخش «فقه مقارن » می توانید مطالعه کنید. اما دلیل شما مستند به قول عمر است که تصریح می کند در زمان رسول الله صلی الله و علیه و آله چنین چیزی بود ولی من آن را حرام می کنم. به نظر ما جناب عمر حق چنین کاری نداشته و این بدعت در دین است اما شما این را بی اشکال می دانید! پس ما دنباله رو حضرت رسول و معصومین علیهم السلام هستیم ولی شما بر خلاف حکم رسول الله صلی الله علیه و آله، حلال ایشان را حرام نموده اید و از عمر تبعیت می کنید!

 

موفق باشید

 

گروه پاسخ به شبهات

 

(۱)
۶۷  نام و نام خانوادگی:  م م     –   تاریخ:  ۱۱ اردیبهشت ۹۲ – ۲۲:۱۴:۱۶
یا ازدواج موقت (صیغه) در قرآن وجود دارد؟ پاسخ: در قرآن ازدواج موقت (صیغه) وجود ندارد. کسانی که گمان میکنند در قرآن ازدواج موقت وجود دارد به جمله «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً» استناد می کنند که جمله ای از آیه ۲۴ سوره نساء است. در سوره نساء در آیه ۲۳ افرادی را که نمیشود با آنها ازدواج کرد یکی یکی نام برده و در آیه ۲۴ آنرا ادامه داده، و در ادامه آن چنین گفته: «… وَأُحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِکُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ». این آیه از ازدواج صحبت می کند. نوع خاصی از ازدواج را مطرح نمی کند و زمان در آن نیست. کسانیکه این جمله از آیه را مربوط به ازدواج موقت میدانند یکی از دلایلی که مطرح می کنند اینست که «استمتاع» بمعنی لذت بردن است، و ازدواج موقت (صیغه) هم برای لذت بردن است. این دلیل البته غلط است. هم از این نظر که در ازدواج دائم هم لذت هست و هم از این نظر که «استمتاع» بمعنی «لذت» نیست. در زبان عربی دو تا واژه به یک معنی وجود ندارد. هر واژه ای معنی و کاربرد خاص خود را دارد. واژه هائی که معانی زیادی دارند و در معنی دوم خود معانی مشترکی دارند نیز دقیقاً به یک معنی نیستند، بلکه با هم فرق می کنند و فرق آنها به معنیِ اصلیِ مصدر آنها برمی گردد. در زبان عربی بجای واژه های مترادف واژه های هم خانواده وجود دارد. واژه «لذت (لذه)» به مفهومی که ما آنرا بهتر درک می کنیم بمعنی: کیف کردن است. «استمتاع» بمعنی: بهره مند و برخوردار شدن از چیزی است که حق ما نیست. مثلاً کسی ما را مهمان می کند و به ما غذا میدهد. ما از غذا و مهمانیِ وی برخوردار و بهره مند می شویم و این حق ما نیست (یعنی وی ملزم به چنین کاری نبوده، چنین کاری وظیفه او نبوده، از طرف ما چنین حقی به گردن او نبوده است، ما چیزی از او طلب نداشته ایم. با این حال از کار و دارائی وی برخوردار و بهره مند شده ایم. اینگونه برخورداریها و بهره مندیها استمتاع نامیده میشود). دلیل دیگری که گفته میشود این آیه مربوط به ازدواج صیغه است اینست که در آیه گفته شده اجر آنها (یعنی اجر زنان) را بدهید و در ازدواج دائم اجر وجود ندارد. این دلیل هم البته غلط است. اَجـر دادن در آیات دیگری هم مطرح شده است. از جمله: در آیه ۵ سوره مائده که از ازدواج با زنان اهل کتاب صحبت می کند ـ و در آیه ۱۰ سوره ممتحنه ـ و در آیه ۶ سوره طلاق که از زنان طلاق گرفته که بچه شیر خوار دارند و بچه را شیر میدهند صحبت میکند. «اجر» بمعنی: «دادن مزد یا پاداش بنابر قرار داد قبلی» است. و معنیِ جمله « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِـهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً» چنین است: هر گاه از چیزی از آنها (یعنی از کار زنان نه خودِ آنها) که حق شما نیست (یعنی آنها ملزم به انجام آن نیستند) بهره مند و برخوردار شدید پاداش آنها را بنابر قرار قبلی خود که تعهد شما است بپردازید. و بدنبال آن گفته: « وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا » یعنی: اگر پس از تعهدی که پذیرفته اید به اتفاق هم چیزی از آن قرارداد را کم یا زیاد کنید اشکالی ندارد. خدا مسائل شما را میداند و با حکمت کار میکند». خلاصه اینکه آیه از ازدواج صحبت می کند (و چیزی مبنی بر ازدواج موقت در جمله و در آیه نیست)، و به مردان می گوید در قبال بهره مندیها و برخورداریهای خود از آن دسته از کارهای زنان، که زنان فراتر از وظیفه و مسئولیت زندگی زناشوئی خود برای همسران خود انجام میدهند، بنابر قراردادی که با هم می بندند، به قرار و تعهد خود عمل کنند و پاداش زنان را بدهند. و پاداش دادن به زن مقوله ای است میان دو نفری که با هم ازدواج میکنند (که مهریه نامیده میشود) و یک الزام مذهبی نیست.
جواب نظر:

باسلام

 

دوست گرامی؛ مساله نکاح موقت در ابتدای اسلام قطعی است و از این آیه استفاده می شده و علمای اهل سنت آنرا در کتب تفاسیر خود آورده اند و لکن اهل سنت آن را منسوخ می دانند بر خلاف شیعه؛ این استدلال شما با این مساله نمی سازد برای نمونه به سخن این علما دقت کنید:

 

ابن کثیر و سیوطی می گویند:
قوله (ولا یحل لکم أن تأخذوا مما آتیتموهن شیئ) وقد استدل بعموم هذه الآیه على نکاح المتعه ولا شک أنه کان مشروعا فی ابتداء الإسلام ثم نسخ بعد ذلک وقد ذهب الشافعی وطائفه من العلماء إلى أنه أبیح ثم نسخ ثم أبیح ثم نسخ مرتین وقال آخرون أکثر من ذلک وقال آخرون إنما أبیح مره ثم نسخ ولم یبح بعد ذلک وقد روى عن ابن عباس وطائفه من الصحابه القول بإباحتها للضروره وهو روایه عن الإمام وکان ابن عباس وأبی بن کعب وسعید بن جبیر والسدی یقرؤن (فما استمتعتم به منهن إلى أجل مسمى فآتوهن أجورهن فریضه) وقال مجاهد نزلت فی نکاح المتعه…

 

((تفسیر القرآن العظیم، إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی أبو الفداء، دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۱، ج۱ ص۴۷۵))

 

((الدر المنثور، عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین السیوطی، دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۳، ج۲ ص۴۷۸))

 

طبری در تفسیرش اینگونه می گوید:

 

فهذه المتعه الرجل ینکح المرأه بشرط إلى أجل مسمى ویشهد شاهدین وینکح باذن ولیها وإذا انقضت المده فلیس له علیها سبیل وهی منه بریه وعلیها أن تستبرئ ما فی رحمها ولیس بینهما میراث لیس یرث واحد منهما صاحبه
حدثنی محمد بن عمرو قال ثنا أبو عاصم عن عیسى عن بن أبی نجیح عن مجاهد (فما استمتعتم به منهن ) قال یعنی نکاح المتعه … حدثنا بن المثنى قال ثنا أبو داود قال ثنا شعبه عن أبی إسحاق عن عمیر أن بن عباس قرأ فما استمتعتم به منهن إلى أجل مسمى .
((جامع البیان عن تأویل آی القرآن، محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر، دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۵، ج۵ ص۱۲))

 

و…

 

در این مورد می توانید همین مطلب را دوباره با دقت بخوانید یا به بخش «فقه مقارن » بروید تا با استدلال علمای خود و استدلال شیعه به تفصیل آشنا شوید.

 

موفق باشید

 

گروه پاسخ به شبهات

 

(۱)
۶۸  نام و نام خانوادگی:  مهسا     –   تاریخ:  ۱۲ اردیبهشت ۹۲ – ۰۱:۰۶:۰۱
کسی که خودت رو اشرف مخلوقات می دونی :اگر کسی که صیغه می کنه آرامش نداره دلیلش همون آدمی که از اوّل این کار رو نهی کرد و این کار در انظار جامعه منفور شد والسلام
۶۹  نام و نام خانوادگی:  مهتاب     –   تاریخ:  ۲۶ اردیبهشت ۹۲ – ۱۱:۴۷:۳۰
دوستان.من نمی خوام خیلی صریح صیغه رو تایید یا رد کنم.اما…
فرض کنیم صیغه با رضایت پسر و دختر(که دختر رو با تاکید بیشتری می گم،و روی رضایتش بیشتر تایید می کنم چون در جامعه ممکنه پدر معتاد یا نادانی باشه که از این طریق بخواد به زور ذخترش رو متعه کسی شه تا از اون فرد پول بگیره یا مثلا به خاطر اینکه دخترش باکره نمونه به عقد موقت یه آخوند در بیاره،(کم نیستن آدمای معتاد و جاهل تو جامعه ما)و دختر بیچاره خودش ناراضیه!!!)در این صورت به نظر من صیغه نه یک حکم اسلامی بلکه یک عمل شیطانی است…چون هیچ چیز برای یک دختر بدتر و دردناک تر از این نیس که تنش بدون رضایت خودش در اختیار مرد دیگه ای قرار بگیره…حالا چه با عمل تجاوز باشه چه حکم شرعیه!!!به نام صیغه….
اما دسته دوم دخترانی و (پسرانی) هستن که واقعا در انتخاب این موضوع آزادن پس با هم صیغه می کنن البته مشابه روابط آزادی میشه که تو اروپا و ..وجود داره.اما به صلاح جنس زنه چرا؟چون توی حکم صیغه یه سری حقوقی برای طرفین وجود دارد.مث اگه فرد بچه دار شه و…
دسته سوم مردایی هستن که همسر دارن و صیغه می کنن که این هم عمل شیطانیه؟چرا؟چون ناشی از هوس بازیه و مرد با اسم دین به هوا و هوس خودش می رسه و زن هم به عنوان یه موجود احمق!!!باید بش خیانت بشه ولی حق اعتراض نداره چون عمل شرعیه!!!(من خودم به شخصه ترجیح می دم با مردی ازدواج کنم که صد تا دوس دختر داره نه با کسی که صد نفر رو صیغه می کنه…چون لااقل در حالت اول می تونم با اطمینان بگم شوهرم هوس بازه و من تو انتخابش اشتبا کردم نه اینکه اون شوهرم با عملی مشابه!!!(چون من واقعا در این حالت فرقی بین صیغه و زنا نمی بینم)به هوس بازی اش برسه و من مث آدمای احمق بگم…نهههههههههههه این حکم خدااااااااااااس عجب شوهر خوب و خیر خواه و خدا پرستی دارم!!!
پس به نظر من صیغه فقط و فقط برای دختر و پسر مجرد که هر دو رضایت کامل دارن نه تنها بد بلکه بسیار هم خوبه.درواقع همون رابطه جنسی آزاده که همه مردم کشورهای محروم از این موضوع می خوان براشون این آزدی باشه منتها با قوانین و حد و مرزهایی که جلوی بی بندوباری و می گیره و حقوق زن به خاطر شرایط فیزیکی اش نادیده گرفته نمیشه…در کل من می گم این حکم برای رفع نیاز جنسی تا جایی که توش اجبار نباشه یا به زن دیگه ای خیانت نشه خوبه…
والسلام
۷۰  نام و نام خانوادگی:  فاطمه املشی     –   تاریخ:  ۲۷ اردیبهشت ۹۲ – ۱۸:۳۹:۴۵
بسمه تعالی مهتاب خانم : در بررسی دسته ی دوم که فقط (این گروه کارشون شرعیه ه دسته های دیگه ای که برشمدی ) گفتی مشابه روابط آزاد در اروپاست ، خانمی که صیغه می کنه در ان واحد نمی تونه با چند نفر صیغه کنه و بعد از تمام شدن مدّتش باید عده نگه داره پس این روابط آزاد نیست و فکر نکن این فقط یه محدودیتی برای زن هاست بلکه محدودیتی هم برای مردها حساب میشه چون برخلاف جوامع اروپایی مرد هم نمی تونه با زن متأهل یا زنی که به طور موقت صیغه است یازنی در دوران عده است هیچ ارتباط خاصی داشته باشه و این امر باعث میشه که مرد هم نتونه زنهای زیادی برای صیغه کردن پیدا کنه در ضمن هر چیزی که حلاله تا حدی حلاله که اسیب به خود و دیگری نزنه مثلا خوردن انار نه تنها حلاله که بسیار هم تأکید شده ولی معنیش این نیست که اگه چهار کیلو انار بخوری بگی من از لحاظ شرعی کار خیلی خوبی کردم یا مثلا فشردن دست در هنگام دید و بازدید مستحبه ولی نه اینکه اگه دست دوستت شکسته بود بری فشارش بدی که ثواب ببری ، و در ضمن در احادیث شیعه تأکید شده (حتی برای کسی که یکبار ازدواج می کنه ) که از روی هوس همسر انتخاب نکنند ( به خاطر زیبایی با کسی ازدواج نکنند) از گروه پاسخگویی تقاضا دارم که متن دقیق این احادیث رو برای شما بازگو کنند
جواب نظر:

باسلام

 

کاربر محترم؛ رسول خدا(صلى الله علیه وآله) می فرمایند: من تزوج امرأه لا یتزوجها إلا لجمالها لم یر فیها ما یحب، ومن تزوجها لمالها لا یتزوجها إلا وکله الله إلیه، فعلیکم بذات الدین (بحارالانوار، ج١٠٣)

 

اگر کسی با زنی برای زیباییش ازدواج کند به هدفش نمی رسد و اگر بخاطر مالش ازدواج کند خداوند او را به خودش واگذار می کند پس بر شما باد بر زنان دیندار.
رسول الله (صلى الله علیه وآله): لا تزوجوا النساء لحسنهن،فعسى حسنهن أن یردیهن، ولا تزوجوهن لأموالهن، فعسى أموالهن أن تطغیهن، ولکن تزوجهن على الدین (کنز العمال، حدیث ۴۴۵٣٧ )

 

با زنان بخاطر زیباییشان ازدواح نکنید چه بسا همان زیبایی او باعث هلاکتش شود و با زنان بخاطر پولشان ازدواج نکنید چه بسا باعث طغیان او شود بلکه بخاطر دین آنها با آنها ازدواج کنید.
لا یختار حسن وجه المرأه على حسن دینها (کنز العمال، حدیث ۴۴۵٣٧ )

 

سزاوار نیست زیبایی زن بر دین او برتری داده شود.
(ر.ک: وسائل الشیعه باب نکاح و میزان الحکمه ذیل عنوان زواج و…)
موفق باشید

 

گروه پاسخ به شبهات

 

(۱)
۷۱  نام و نام خانوادگی:  مجتبی خدادوست     –   تاریخ:  ۰۲ خرداد ۹۲ – ۱۹:۴۸:۲۲
کامنت شماره ۶۹ « مهتاب» با فتوای علمای اعلم ازدواج موقت با دختر حرام هست. ضمنا ما نمی توانیم نظر خودمان را به حکم خدا ترجیح دهیم: آیه قرآن: الیس الله باحکم الحاکمین آیا خدا بهترین حکم کنندگان نیست؟
۷۲  نام و نام خانوادگی:   سوال     –   تاریخ:  ۰۱ تیر ۹۲ – ۰۱:۴۱:۳۵
آیا متعه حج با متعه تفاوت دارد؟؟
جواب نظر:

با سلام

 

دوست گرامی

 

منظور از متعه حج این است که انسان در ماه هاى حج به قصد انجام حج تمتّع از میقات، لباس احرام بپوشد، سپس به خانه خدا بیاید و طواف کند و پس از سعى بین صفا و مروه، تقصیر(گرفتن مقداری از مو) نماید و از احرام بیرون بیاید  آن گاه در همان سفر، دوباره از مکه لباس احرام بپوشد و مُحرِم شود; هر چند بهتر است که از مسجد الحرام مُحرِم شود. سپس به سوى عرفات و مشعر الحرام برود و اعمال حج را تا پایان به جاى آورد.با این اقدام، حج تمتّع و عمره آن را انجام داده است. واژه «متعه» به معناى بهره و لذّت بردن است. از آن جا که در این نوع حج، انجام امور ممنوع در حال احرام و لذّت بردن ها، در فاصله زمانى میان دو احرام مباح مى شود، از آن به متعه حج یاد مى شود. که عمر این را ممنوع کرد

 

اما متعه النساء یا متعه النکاح این است که اگر زنى شوهر نداشته باشد بخواهد با مردى بطور موقّت ازدواج کند، این زن مى‏تواند با آن مرد ازدواج کند و یا اگر مردى بخواهد با زنى بطور موقت ازدواج کند و آن زن شوهر نداشته باشد، این مرد مى‏تواند با آن زن ازدواج کند و وقتى که آن مدت تمام شد ازدواج پایان مى‏پذیرد و دیگر به یکدیگر مَحرم نیستند. حتى انسان مى‏تواند با اهل کتاب هم اینگونه ازدواج بکند. از دیدگاه اسلام مرد و زن در این امر آزادند. عمر بن خطاب این آزادى را هم تحریم کرد و گفت هیچ زن و مردى حق ندارند به این صورت ازدواج کنند. از نظر مکتب اهل بیت اینگونه ازدواج  هیچ اشکالى ندارد و آن زن موقتا زن این مرد است و این مرد موقتا شوهر آن زن است و اگر در این مدت آن زن حامله شد، بچه، حلال‏زاده و بچه همین مرد و زن است. که عمر این نوع ازدواج را حرام کرد.
موفق باشید

 

گروه پاسخ به شبهات
۷۳  نام و نام خانوادگی:  محمدیمااسلمی     –   تاریخ:  ۰۴ مرداد ۹۲ – ۱۰:۴۵:۴۵
جانم فدای خاک پای عمررض توحبن به عمر توحین به اسلام است خاک بر سرشما شیعه های مشرک این هم ُثثثب
۷۴  نام و نام خانوادگی:  اهل سنت و جماعت     –   تاریخ:  ۲۹ شهریور ۹۲ – ۰۰:۱۲:۲۰
ایهاالروافض « لکم دینکم ولی دین»
۷۵  نام و نام خانوادگی:  فاطمه املشی     –   تاریخ:  ۳۰ شهریور ۹۲ – ۲۱:۴۷:۰۴
بسمه تعالی
محمدیمااسلمی چطور اینکه خودتون میگین جانم فدای خاک پای فلان کسک این شرک نیست ههه خسته نمی شید از این همه متناقض گویی ها
۷۶  نام و نام خانوادگی:  فاطمه املشی در جواب ۷۴     –   تاریخ:  ۳۰ شهریور ۹۲ – ۲۱:۴۹:۰۹
یا ایها الکافرون ” لا اعبد ما تعبدون”
۷۷  نام و نام خانوادگی:  محسن م     –   تاریخ:  ۰۶ مهر ۹۲ – ۰۱:۰۷:۴۰
ایهاال…یه دعا میکنم اگه تو امین گفتن شک کردی پس بدون اهل بیت (ع) حق هستن و دفاع کردن از عمر از روی تعصب هستش اگه هم امین گفتی پس انشاالله با هاش تو اون دنیا هم کوپه باشی
**الهی هر کس رو با پیشواش محشور و هم نشین کن**
۷۸  نام و نام خانوادگی:  محسن م     –   تاریخ:  ۰۶ مهر ۹۲ – ۰۱:۲۸:۵۶
اونی که به شیعیان میگی رافضی اون قدر اسم پیش ما به امانت دارید
حیف اسلام دست و بال ما رو بسته
برو کتاباتونو بگرد ببین یه روایت ضعیف از عمر و یزید و معاویه و… دارید که یه توصیه اخلاقی کرده باشه که تو نیای پیروان خاتم الانبیا(ص) وخاتم الاوصیا(عج) رو رافضی بیگی
No votes yet.
Please wait...

درباره ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: 66965272 -021

همچنین ببینید

نظر فقها در مورد مهریه

آیت‌الله مکارم شیرازی در دیدار با اعضای فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی درباره ازدواج و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *