سرخط خبرها

محاصره مسلمانان در شعب ابیطالب

  • محاصره تازه مسلمانان در شعب ابیطالب

    وقتی که قریش خبردار شدند که از مهاجران در حبشه با عزت و احترام استقبال شده است و از طرف دیگر علیرغم سخت گیری هر روز به یاران رسول اکرم(ص) درهمان مکه افزوده می شود و تلاش‏های پیش گیرانه قریش نه تنها سبب نابودی آنها نمی شود بلکه ابعاد گسترده تری هم پیدا می کند و از محدوده مکه فراتر می رود. لذا در صدد برآمدند تا به اقدام دیگری دست بزنند و این اقدام جدید محاصره اقتصادی اجتماعی  و فکری و فرهنگی بنی هاشم و ابوطالب بود. به این ترتیب که یا ابوطالب حاضر شود محمد(ص) را به قریش تحویل دهد تا آنها وی را بکشند یا محمد(ص) از آیین خود دست بردارد یا همگی در نتیجه محاصره همه جانبه اشراف مکه از گرسنگی و…. نابود شوند.

    نقل شده است سران قریش عهدنامه ای را به خط منصور بن عکرمه و امضای بزرگان مکه نوشتند و هم قسم شدند که تا دم مرگ به مفاد آن پایبند باشند. طبق این پیمان آنها متعهد شدند:

    ۱٫هرگونه خرید و فروش با طرفداران رسول خدا(ص) تحریم می شود و کسی حق ندارد به آنها چیزی بفروشد یا از آنها چیزی بخرد.

    ۲٫معاشرت با آنها ممنوع است.

    ۳٫کسی حق ندارد به آنها زن داده و یا همسر برگزیند.

    ۴٫درتمامی پیش آمدها از مخالفان محمد(ص) و یارانش باید حمایت شود.

    پس از امضای اغلب سران قریش این عهدنامه را در کعبه آویختند. نقل شده است  که بعداً از سرقت آن ترسیدند و آن را به خانه مادر ابوجهل انتقال دادند. بر طبق بعضی نقل ها این عهدنامه در سال هفتم بعثت بسته شد و البته برخی سال ششم را هم احتمال داده اند.

    پس از این حادثه ابوطالب تصمیم گرفت از همه خویشاوندان( فرزندان هاشم و مطلب) دعوت به عمل آورد که جهت امکان حفظ انسجام یاران پیامبر خدا(ص) و همین طور حفظ وجود پیامبر اکرم(ص) همگی از مکه خارج شده در محل دره ای که در میان کوه های مکه بود و به شعب ابیطالب شناخته می‏شد ساکن شوند. به این ترتیب تمامی پیروان و حامیان رسول اکرم(ص) به آنجا آمدند و در آنجا به مدت سه سال با سختی به زندگی پرداختند. قریش نگهبانانی را قرار داده بود که کسی به آنها کمک نرساند و با آنان معاشرت نداشته باشد.

    از طرف دیگر حضرت ابوطالب جهت حفظ جان رسول اکرم(ص) او را در یک جای خاص مستقر نکرد بلکه محل سکونت آن حضرت را مرتب تغییر می داد که مبادا آسیبی از طرف دشمنان به او نرسد و ضمنا گروهی را نگهبان قرار داده بود که در ارتفاعات مستقر باشند و مراقب حرکت های مشرکان باشند که مبادا حمله یا شبیخونی انجام دهند.

    در این سال های سخت رشادت های کم نظیر امام علی(ع) در انتقال برخی اقلام از بیرون شعب و همینطورثروت حضرت خدیجه(س) بسیار کارساز واقع شد.

    نقل شده است از بیرون هم گاهی حکیم بن حزام و عاص بن وائل و هشام بن عمر نیمه شب به صورت مخفیانه مواد خوراکی به شعب ابی طالب می رساندند ولی در هر حال آن دوره روزهای بسیار سختی بر یاران رسول خدا(ص) محسوب می شود. نقل شده است از نظر غذا و خوراک گاهی چنان در تنگنا قرار می گرفتند که ناله دلخراش کودکان بنی هاشم به آسمان بلند می شد و گاهی بیش از یک عدد خرما در شبانه روز نصیب شان نمی شد. در این سالها فقط در ماه های حرام آنها به مکه می آمدند تا بلکه آذوقه ای تهیه کنند و در همین ایام بود که رسول اکرم(ص) با افرادی که از دور و نزدیک برای زیارت خانه خدا می آمدند درباره آیین خود سخن می گفت و از آنها دعوت به عمل می آورد.

    نقل می کنند برای اینکه یاران پیامبر موفق به خرید کالا از مردم نشوند اشراف قریش کالاهای فروشندگان را به چندین برابر قیمت آنها خریداری می کردند که آنها موفق به خرید اقلام مورد نیاز خود نشوند. معروف است ابوجهل با صدای بلند در بازار مکه فریاد می زد: ای مردم! قیمت اجناس را بالا ببرید تا پیروان محمد نتوانند مواد مورد نیاز خود و خانواده هایشان را به دست آورند. ولی این سخت گیری ها در برخی از افراد نتیجه معکوس داشت. بعضی از بزرگان مکه نظیر هشام بن عمر وقتی از وضع رقت بار کودکان و پیران از یاران پیامبر آگاه شدند تصمیم گرفتند به این وضع پایان دهند. نقل شده است هشام به نزد زهیر بن ابی امیه آمد و گفت: آیا سزاوار است که تو غذا و لباس خوب داشته باشی اما خویشاوندان تو گرسنه و برهنه در میان کوه ها در آن وضع باشند؟ به خدا سوگند اگر کسی درباره خویشان ابوجهل چنان تصمیمی می گرفت هرگز او پایبند آن نمی شد. زهیر می گوید: من که به تنهایی نمی توانم کاری انجام دهم ولی اگر کسی با من همراه شود حاضرم که این عهدنامه را پاره کنم. هشام گفت: من با تو هستم و سپس به سراغ مطعم بن عدی رفت و او را با خود هم رای ساخت. بعد با ابی البختری و زمعه این موضوع را در میان گذاشتند.

    نقل می کنند روزی که جلسه قریش با حضور سران آنها تشکیل شد زهیر مهر سکوت را شکست و گفت: باید قریش این لکه ننگین را از دامن خود پاک کند. باید آن عهدنامه ظالمانه پاره شود. چون وضع اسف بار فرزندان هاشم همه را ناراحت کرده است. ابوجهل خواست مخالفت کند که زمعه و مطعم به حمایت از زهیر برخاستند و بالاخره زمینه برای لغو این پیمان مهیا شد.

    از سوی دیگر پیامبر اکرم(ص) بوسیله وحی خبردار شد که موریانه همه مفاد این پیمان قریش را خورده است فقط کلمه بسمک اللهم که قریش نامه های خود را با آن آغاز می کرده است باقی مانده است. حضرت رسول(ص) این موضوع را با ابوطالب در میان می گذارد. ابوطالب با اطمینان کامل به سخن برادر زاده اش نزد مشرکان رفته به آنها این واقعه را خبر می دهد. آنان بنابر نقلی گفتند: اگر چنین چیزی نباشد باید محمد را به ما تحویل بدهی. ابوطالب قبول کرد. وقتی آنها عهدنامه را آوردند و آن را باز کردند، از دیدن آن شگفت زده شدند. چون موریانه طبق فرموده رسول خدا(ص) همه مفاد آن را خورده بود الا کلمه باسمک اللهم را. با اینکه مشرکان باز عناد ورزیدند و به جای قبول حق، رسول خدا(ص) را متهم به سحر کردند.

    اما مجموعه این مسایل سبب شد که زمینه برای لغو این قرارداد ظالمانه فراهم شد. به گونه ای که مخالفان قرارداد از میان خود قریش تصمیم گرفتند آن را لغو کنند و در صورت مقاومت کسی، با او حتی حاضر به جنگ هم شدند.

    به هر صورت که بود این پیمان از میان رفت و بنی هاشم آزاد شدند تا در مکه با دیگران معاشرت داشته باشند و داد و ستد کنند. این پیش آمد هم یکی دیگر از پیروزی های بزرگ رسول خدا(ص) و یاران تازه مسلمان شده او بود که در اثر تحمل سختی ها آن را به دست آوردند.

     

    رحلت حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه(س)

    اندکی پس از آن که با لغو پیمان قریش بنی هاشم از شعب ابیطالب به مکه آمدند دو نفر از یاران حضرت رسول(ص)، حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه(س) رحلت کردند که این پیش آمد برای رسول خدا(ص) بسیار سنگین و غمبار بود.

    بنابر نقلی حضرت ابوطالب در اول ذیقعده سال دهم بعثت و یا نیمه اول شوال آن سال در حالی که هشتاد و اندی سال داشت در گذشت. و حضرت خدیجه(س) سی و پنج روز بعد از آن و یا به احتمال دیگر بیست و پنج روز پس از رحلت ابوطالب وفات یافت.[۱] هر دو را در قبرستان معلّی در نزدیکی قبور بزرگان بنی هاشم دفن کردند.[۲]

    پیامبر خدا(ص) در رحلت این دو بزرگوار بسیار متاثر شده بود. حضرت تصریح کرده اند که تا وقتی که ابوطالب زنده بود دست قریش از آزار من کوتاه بود و پس از ابوطالب بود که مدتی حضرت در خانه ساکن شد و بیرون نمی آمد.[۳]

    نقل شده است وقتی زمان مرگ ابوطالب فرا رسید، به فرزندان خود چنین گفت: من محمد را به شما توصیه می کنم. زیرا او امین قریش و راستگوی عرب و حائز تمام کمالات است. آیینی آورده است که دل ها به آن ایمان آورده اما زبان ها از ترس شماتت به انکار آن برخاسته است. من اکنون می بینم که افتادگان و ضعیفان عرب به حمایت از او برخاسته و به او ایمان آورده اند و محمد به کمک آنها بر شکستن صفوف قریش قیام نموده است. سران قریش را سرشکسته ساخته و بی پناهان قریش را نیرومند و قوی نموده است.

    در پایان سخنانش افزود: ای خویشاوندان من، از دوستان و حامیان او و آیین اش باشید. هر کس از او پیروی کند سعادتمند می گردد و اگر اجل به من مهلت می داد من از او پیش آمد های ناگوار را دفع می کردم.[۴]

    وقتی که حضرت علی(ع) خبر رحلت ابوطالب را به رسول خدا(ص) داد وی سخت گریست و به علی(ع) دستور غسل و کفن و دفن او را داد و از خداوند تبارک و تعالی آمرزش او را خواست و برای او دعا کرد.[۵]

     


    ۱– رحلت حضرت خدیجه(س) را در ماه رمضان سال دهم بعثت دانسته اند و ذکر شده است که وی به هنگام رحلت شصت و پنج سال سن داشت واز عمر مبارک رسول خدا(ص) ۴۹ سال و ۸ ماه و ۱۱ روز می گذشت. با رحلت خدیجه حضرت تنها همسر خود را از دست نداد بلکه یک خدمتگزار و پشتیبان بزرگی را که درراه پیشرفت اسلام هرگونه سختی را تحمل کرده بود از دست داد. حضرت خدیجه همه اموال خود را در راه حفظ مسلمانان و اعتلای آیین اسلام خرج کرد. از زندگی همراه با آرامش و رفاه دست کشید و سه سال در سخت ترین شرایط در شعب ابیطالب و در کنار دیگر مسلمانان به دور از خانه و کاشانه به سر برد. لحظه ای در حمایت از اسلام و پیامبر خدا(ص) کوتاهی نکرد.

    ۲- سیره رسول خدا(ص)، صص۳۶۳ و ۳۶۴٫

    ۳- تاریخ صدر اسلام، ص۲۹۲٫

    ۴- سیره حلبی، ج۱، ص۳۹۰٫

    ۵- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۴، ص۷۶٫

    منبع:

    http://pajuhesh.irc.ir

No votes yet.
Please wait...

درباره ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: 66965272 -021

همچنین ببینید

نظر فقها در مورد مهریه

آیت‌الله مکارم شیرازی در دیدار با اعضای فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی درباره ازدواج و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *