مبارزه امام باقر(ع) با شرک و ستم

تداوم بخشی امام باقر(ع) به مبارزه با کفر و شرک و ستم

مبارزه با کفر و شرک و ظلم و ستم از جمله محورهای اصلی بینش سیاسی اسلام است. چرا که مشرکان و کفار و ستمکاران همواره در مسیر رشد و تعالی جامعه اسلامی مشکل ایجاد کرده و مایه گمراهی مومنان می شوند. در قرآن کریم اوصافی که برای کفار ذکر می شود به خوبی از این واقعیت پرده برداشته است. به عنوان مثال در آیه ای می فرماید: اِنَّ الکافرین کانُوا لَکُمْ عدُوّاً مبیناًو کافران برای شما دشمنان آشکاری هستند.([۱]) در آیه ای دیگر می‏فرماید: اِنَّ الذین کفروا ینفقون اموالَهُم لیصدّوا عن سبیل الله. آنها که کافر شدند، اموالشان را برای بازداشتن مردم از راه خدا خرج می‏کنند.([۲]) و در آیه ای هم در مورد کافران و مشرکان باهم می فرماید: مٰا یوَدُّ الذین کفروا مِنْ اهل الکتاب و لا المشرکین اَنْ یُنَزَّلَ علیکُمْ من خیرٍ مِنْ ربّکم. کافران از اهل کتاب و مشرکان دوست ندارند خیر و برکتی از سوی خداوند بر شما نازل گردد.([۳]) و گذشته از آنچه گفته شد قرآن کریم تصریح کرده دارد که کفار کوشش می کنند تا حق را نابود سازند. «کافران همواره مجادله به باطل می کنند (بدان گمان که) حق را از این راه از بین ببرند.»([۴]) و در مورد اهل حق هم آرزو و هدفشان این است که آنها را همانند کفار سازند. «آنان دوست دارند که شما هم مانند آنها کافر شوید …»([۵]) یا در آیه ای دیگر در این باره می فرماید: پیوسته با شما به جنگ می پردازند تا اگر بتوانند شما را از آیین تان برگردانند.([۶])  و یا می فرماید: با نشر دروغ مردم را گمراه می سازند([۷]) و…بر این اساس قرآن کریم دستور می دهد که مومنان به شیوه های مختلف با مشرکان و کافران ستمگران به مبارزه برخیزند از جمله راه هایی که قرآن برای مبارزه با آنها تصریح دارد این امور است:

۱-پیشه کردن صبر و تقوا: انْ تصبروا و تتقوا لا یَضِرُّکُمْ کیدهم شیئاً … اگر شما (مومنان) در برابر آنها (مشرکان و کافران و ستم گران و …) استقامت و پرهیزکاری را در پیش بگیرند، نقشه های آنها به شما زیانی نمی رساند.([۸])

۲-آمادگی برای مقابله نظامی با دشمنان: و اَعدُّوا لَهُمْ ما استطعتُم مَنْ قُوّهٍ … و ترهبونَ بِهِ عدوّالله و عدوَّکُم … در برابر دشمنان آنچه توانایی دارید از نیرو آماده سازید و همچنین اسب های ورزیده (برای میدان نبرد) تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید.([۹])

۳-خودداری از دوستی با دشمنان: لا یتخذ المومنینَ الکافرینَ اولیاء مِنْ دونِ المومنین. افراد با ایمان نباید به جای مومنان کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند.([۱۰]) و در آیه ای دیگر با توضیح بیشتر می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید، افرادی که آیین شما را به استهزاء و بازی می گیرند از اهل کتاب و مشرکان دوست خود انتخاب نکنید و از خدا بپرهیزید اگر ایمان دارید.([۱۱])

۴-حفظ وحدت و اعتصام به حبل الهی: و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرّقوا. همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید.([۱۲])  چرا که نزاع و کشمکش در نهایت سبب به نابودی جامعه اسلامی منجر خواهد شد. و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهَبَ ریحُکُمْ. نزاع و کشمکش مکنید تا سست نشوید و قدرت و شوکت و هیبت شما از بین نرود.([۱۳])

۵- عدم همکاری با دشمنان: از آنجا که همکاری با دشمن بویژه در زمینه های حساس اقتصادی و امنیتی و فرهنگی و … چه بسا سبب فراهم شدن زمینه نفوذ دشمن در ارکان جامعه اسلامی می شود لذا هشدار داده شده است در نوع تعامل با دشمنان دقت شود که چنان خطری متوجه امت اسلامی نگردد. بر این اساس است که اگر مسلمانان نیازی به امکانات دشمنان ندارند حتی از کوچکترین همکاری با آنها خودداری کنند. در رهنمودهای اهل بیت(ع) وارد شده است که: حتی از تراشیدن قلم و آماده کردن قلم و دوات بر آنها خودداری کنید وگرنه دچار گناه و معصیت شده‏اید.([۱۴]) بر این اساس است که در کتابهای فقهی وارد شده است که فروش اسلحه و اجاره دادن مسکن و در اختیار گذاشتن وسایل نقلیه به منظور حمل کالا در اختیار دشمنان از جمله تجارت های حرام است.([۱۵]) قرآن‏کریم در نهی از همکاری ها که در نهایت نفوذ دشمنان را فراهم می سازد با این تعابیر یاد می‏کند: و لَنْ یجعَلْ اللهُ الکافرین علی المومنین سبیلا. خداوند هرگز برای کافران نسبت به مومنان راه تسلطی قرار نداده است([۱۶])

۶-دعوت و ترغیب به مبارزه قهرآمیز: اگر وضع به گونه ای بود که با روشهای گفته شده امکان دفع دشمنان نبود یا آنها در صدد جنگ برآمدند، قرآن با صراحت کامل از مسلمانان می خواهد که به جهاد با آنها بپردازند. در آیه ای می فرماید: و قاتلوا فی سبیل اللهِ الذین یُقاتلوانکُم … در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند نبرد کنید.([۱۷])

و یا اگر دشمنان (کفار و مشرکان و ستم کاران و …) در صدد برآمدند که مسلمانان را به اطاعت و پیروی از خودشان وادار سازند قرآن در مقابله با این خواست آنها می فرماید: فلا تُطع الکافرین و جاهدهم به جهاداً کبیراً. بنابراین از کافران اطاعت مکن و به وسیله قرآن با آنان به جهاد بزرگی اقدام کن.([۱۸]) و دریک مورد در فراخوانی مسلمانان به پیکار با دشمنان پیمان شکن می فرماید: آیا با گروهی که پیمان های خود را شکستند و تصمیم به اخراج پیامبر گرفتند پیکار نمی کنید؟ درحالی که آنان نخستین بار پیکار با شما را شروع کردند. آیا شما از آنان می‏ترسید؟ با اینکه سزاوار آن است که اگر واقعا مومن هستید از خداوند پروا داشته باشید([۱۹])  (نه از دشمنان).

ائمه اطهار(ع) به عنوان پاسداران واقعی احکام الهی هریک در دوره امامت شان به این مهم اهتمام می ورزیدند. لزوم  مبارزه با کفر و شرک و ستم از جمله اموری است که در اغلب مواضع عملی حضرت باقر(ع) در عرصه های سیاسی و اجتماعی به چشم می‏خورد و در بسیاری از رهنمودهای آن حصرت به ضرورت این مهم تاکید شده است. در حکایت بسیار زیبایی نقل شده است که روزی شخصی در مورد جنگ های حضرت علی بن ابیطالب(ع) از امام باقر(ع) سوالاتی را پرسید. آن حضرت به بهانه پاسخ به این پرسش به صورت کامل ابعاد گوناگون مبارزه اسلامی را تشریح کردند. روایت شده است امام باقر(ع) در پاسخ به آن مرد که در صدد شناخت فلسفه جنگ و جهاد و دلیل مشروعیت جنگ‏های حضرت علی(ع) بود چنین پاسخ دادند: خداوند، پیامبرش محمد(ص) را همراه پنج شمشیر([۲۰])  مبعوث کردند.( به تعبیر دیگر خداوند زمانی که پیام رسالت را به پیامبر اکرم(ص) داد و وی را مسئول رساندن ارزشهای الهی به خلق فرمود، برای هموار ساختن راه و از میان برداشتن موانع پنج فرمان مبارزه به او داد.) سه شمشیر از آن پنج شمشیر، همواره کشیده و در اهتزاز است و هرگز نباید در نیام رود، مگر آن که دشمن است از ستیز با اسلام و ارزشهای اسلامی بردارد.

البته جنگ میان ارزشها و ضد ارزشها (جنگ میان خط انبیا و جبهه کفر و شرک و ستم) فروکش نخواهد کرد، مگر آن روز که خورشید از نهانگاه مغرب طلوع کند (و قائم آل محمد(ص) ظاهر گردد) تنها در آن روز، بشریت روی صلاح و امنیت را خواهد دید. و تنها کسانی سود خواهند برد که دارای پیشینه ایمانی و ارزشهای عملی اند.

شمشیر چهارم، هماره مترصد فرصت است  تا به گاه لزوم به اهتزاز درآید.

شمشیر پنجم در نیام است. کشیدنش با دیگران و فرمانش با ماست.

اما آن سه شمشیر آخته، عبارتند از:

۱-شمشیر علیه مشرکان عرب (آنان که ظالمانه ترین روشها را علیه دین و مومنان به کار گرفتند، و هرگز دست از ستیز و توطئه برنداشتند و جایی برای صلح و مسالمت باقی نگذاشتند، تا آنجا که) خداوند درباره آنان فرمود: «فَاقتُلُوا الْمُشْرِکینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهم و خُذُوهم وَاحْصُرُوهم وَاقْعُدُوا لهم کُلَّ مَرْصَدٍ» …([۲۱]) مشرکان را هرکجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر کمین گاهی به کمین آنان بنشینید…

دومین شمشیر آخته بر کافرانی است که به یکی از کتب آسمانی ایمان دارند، ولی ارزشهای الهی را حرمت نمی‏نهند و به دین حق نمی‏گروند. خداوند درباره آنان فرموده است: «قاتِلوا الذین لایُومِنوُن باللهِ و لا بالیومِ الآخِرِ و لایُحرِّمون مَا حَرَّم اللهُ و رسولهُ»..([۲۲]) اینان اگر در سرزمین مسلمانان ساکن باشند، یا باید ایمان بیاورند، یا جزیه بدهند وگرنه محکوم به مرگند … (این حکم به معنای واداشتن کافران به ایمان جبری نیست، بلکه راه دوم؛ یعنی دریافت جزیه و مالیات از ایشان ایمان جبری را نفی می کند و اصل این حکم، حکمی است رایج و معقول که تمامی حکومت ها درباره شهروندان خود معمول می دارند و در قبال آن، خدمات رفاهی و اجتماعی را به ایشان عرضه می‏کنند. و چون کافران این گونه مالیات ها را از طریق زکات یا خمس نمی پردازند، تحت عنوان جزیه این مهم را ایفا می نمایند. و تن ندادن به این حکم در حقیقت اعلام ناهمسازی و جنگ با حکومت می باشد.)

سومین شمشیرمتوجه مشرکان غیرعرب است …

شمشیر چهارم که باید هماره آماده و مترصد نگه داشته شود، شمشیر علیه ستمکاران، متجاوزان، فسادانگیزان و نیز اهل تأویل است. (اهل تأویل آنانند که به توجیه آیات و احکام الهی، حقایق دین را تحریف می کنند.)

اما شمشیر در نیام، شمشیر قصاص است که خداوند می فرماید: «النفسُ بالنفس و العینُ بِالعینِ» تقاضای قصاص با بازماندگان مقتول و حکمش با ما است.([۲۳])

از جمله رهنمودهای سیاسی امام باقر(ع) به شیعیان خود، جبهه گیری علیه حاکمان ستمگر و ساکت نبودن در برابر ظلمها و تجاوزهای آنان است.

امام باقر(ع) می فرماید:

کسی که به جانب سلطان ستمگری حرکت کند تا او را به تقوای الهی فرمان داده، وی را از عواقب شوم ظلم بترساند و موعظه نماید، از پاداشی همانند پاداش تمامی جن و انس، و از عملی همانند عمل ایشان برخوردار خواهد بود.([۲۴])

امام باقر(ع) در نکوهش پیشوایان ستم پیشه و پیروان و حامیان آنان می فرماید: همانا پیشوایان ظلم و پیروان ایشان، از دین الهی عزل شده و برکنارند.([۲۵])

یعنی هیچ حاکم جائری نمی تواند مدعی دینداری باشد و نمی تواند با اتکا بر مسند خلافت دینی، بندگان خدا را مورد ستم قرار دهد. و مردم باید فریب ادعاها و اظهار دین و دینداری او را نخورند و گمان نکنند که طغیان علیه او، طغیان علیه دین خواهد بود.

خداوند در قرآن فرموده است:

هنگامی (فرا رسد) که پیشوایان از پیروان خود بیزاری جویند و عذاب را در برابر خود مجسم یابند و دستشان از هر وسیله ای برای نجات و رهایی کوتاه باشد.([۲۶])

امام باقر(ع) در تفسیر این آیه و بیان مصداق این پیشوایان و پیروان می فرماید: به خدا سوگند! این پیشوایان همان رهبران ستمگرند که در روز قیامت و لحظه مشاهده عذاب الهی، از پیروان و حامیان خود دوری و بیزاری می‏جویند.([۲۷])

امام باقر(ع) با این گونه رهنمودها و هشدارها، در حقیقت به امت اسلامی نمایانده است که اگر به قرآن و پیام وحی ایمان دارند، باید بدانند که پیروی از ظالمان و حمایت از ایشان، هم کیفر اخروی دارد و هم از سوی همین پیشوایان ستمگر مورد بی مهری و خیانت قرار خواهند گرفت.

 


[۱]– نساء، ۱۰۱٫

[۲]– انفال، ص۳۶٫

[۳]– بقره، ۱۰۴٫

[۴]– کهف، ۵۶٫

[۵]– نساء، ۸۵٫

[۶]– تقره، ۲۱۷٫

[۷]– انعام، ۱۴۴٫

[۸]– آل عمران، ۱۲۰٫

[۹]– انفال، ۶۰٫

[۱۰]– آل عمران، ۲۸٫

[۱۱]– مائده، ۵۷٫

[۱۲]– آل عمران، ۱۰۳٫

[۱۳]– انفال، ۴۶٫

[۱۴]– مکاسب محرمه، ص۵۴٫

[۱۵]– همان، ص۵۵٫

[۱۶]– نساء، ۱۴۱٫

[۱۷]– بقره، ۱۹۰٫

[۱۸]– فرقان، ۵۲٫

[۱۹]– توبه، ۱۳٫

[۲۰]– بدیهی است که در اینجا شمشیر در معنی واقعی به کار نرفته است بلکه به معنای برخورداری از پنج فرمان مبارزه است.

[۲۱]– توبه، ۵٫

[۲۲]– توبه، ۲۹٫

[۲۳]– تحف العقول، من کلام الباقر(ع) فی احکام السیوف؛ فرع کافی، کتاب الجهاد ۵/۱۰٫

[۲۴]– من مشی الی سلطان جائر فَاَمرَه بتقوی الله و خَوَّفَه وَ وَعَظَه، کانَ لَهَ مثْلُ اَجْرالثقلین من الجنَّ و الانس و مثلُ اعمالِهم. بحارالانوار، ۷۵/۳۷۵؛ وسائل الشیعه، ۱۱/۴۰۶٫

[۲۵]– اصول کافی، ج۱، ص۱۸۴٫

[۲۶]– بقره، ۱۶۷

[۲۷]– و هم الله ائمه الظلم و اشیاعهم. بحارالانوار، ج۱، ص۳۷۴٫

منبع:

http://pajuhesh.irc.ir/

No votes yet.
Please wait...

درباره ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: ۰۲۱۶۶۹۲۱۰۰۲ ۰۲۱۶۶۵۸۱۷۴۸

همچنین ببینید

داشتن کتاب در مصاحبه دکتری چند نمره یا امتیاز دارد؟

در نوشته ذیل اطلاعاتی در مورد داشتن کتاب برای مصاحبه دکتری داده شده و اضافه بر آن سوالاتی که ممکن است در روز مصاحبه ازکتاب شما بپرسند؛ توضیح داده شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *