فلسفه حقوق و شان وکالت

معراج جانثاری 

دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رباط کریم

 

     مقدمه 

 انتظاری که جامعه از وکلای دادگستری دارد ، باعث شده است توجه خاص به اعمال و رفتار همکاران بیش از سایر مشاغل باشد. در قوانین وکالتی ، رفتار و اخلاق و عملکرد وکلای دادگستری به صورت جزء جزء دارای نص است اما برای اینکه کوچکترین موردی از دید قانون گذار خارج نشود و مجری قانونی قادر به اجرا و اعمال مجازات به هر نحوی در مقابل اعمال و رفتار و کردار خلاف شان وکالت باشد بند ۱ ماده ۸۰ راه گشای مجریان قرار گرفته شده تا همکاران متوجه تمامی اعمال و رفتار خود باشند دو مطلب در این بحث حائز اهمیت است اول تعریف شان وکالت دوم اعمال مشمول شان وکالت.

    شان وکالت: در قانون هیچ تعریفی از شان وکالت نیامده است اما می توان از گستره وسیع مصادیق این واژه تعریفی از آن به دست آورد، شان وکالت از مرتبه و منزلت وکیل صحبت می کند، همان مرتبه و منزلتی که نشان از بزرگی و قدرت و عظمت وکیل در جامعه دارد. به همین دلیل است که شمول حفظ آن بسیار گسترده است و دید و نگاه جامعه در انتظاری است که از وکلای دادگستری دارند. لذا هرگونه فعل یا ترک فعل از ناحیه وکلای دادگستری که منشاء آن خلاف مرتبت و عظمت نام وکلای دادگستری در جامعه باشد می تواند مشمول ((خلاف شان وکالت)) تلقی شوند و وفق مجازات برای آن در نظر گرفته شود. شان وکالت فقط منجر به اعمال و رفتار همکاران در مباحث وکالت نیست، یا منحصر به اعمال وکالتی وکلای دادگستری نمی گردد بلکه شخص وکیل دادگستری در زندگی روزمره خود هر لحظه می بایست مراقب اعمال و رفتار و کردار خود باشد، از نحوه سخن گفتن با مردم گرفته تا زندگی زناشویی به هر نحوی در شبانه روز تمامی عملکرد وکیل دادگستری می تواند در تراز وی با حفظ شئونات وکالت قرار گیرد. لذا با توجه به مصادیق فراوان اعمال و رفتار وکلای دادگستری و رعایت تمامی اخلاقیات موجود در جامعه و با توجه به نگاه اجتماع به وکلای دادگستری شان وکالت تعریف می شود. اعمال مشمول شان وکالت با توجه به گستره زندگی وکلای دادگستری چه اعمال مشخص و چه اعمال اجتماعی ،وکالتی، قابلیت شمارش ندارند لذا سعی بر آن بوده که همکاران را نسبت به بعضی از مصادیق که واقع شده است مطلع کنیم.

شان وکالت در چند نگاه                                                                                           

لفظ مرسوم فعلی جوامع حقوقی و غیر حقوقی لغاتی است مشتمل بر شان وکالت بدون اینکه تعریف خاصی در خصوص این لغات داشته باشیم در بسیاری از موارد از آن استفاده می نماییم این واژه آنقدر گسترده است که به جرات می توان گفت در ذره ذره رفتار و کردار و گفتار و زندگی عادی و وکالتی یک وکیل دادگستری کاربرد دارد.لذا می توان این واژه را از زوایای مختلف بررسی و کاووش نمود.

         نگاه هایی از قبیل                                                                                             

نگاه های مردم،دولت،قوه قضائیه،وکلای دادگستری ،کانون وکلای دادگستری و دادسرای انتظامی کانون،جوامع بین المللی و حقوق بشری و نگاه های فقهی و دینی به واژه شان وکالت که می توان به منشاء و جایگاه شان وکالت پرداخت.

   مردم نگاهی که به جامعه وکالت دارند،این قشر را دارای ارزش والا و فرهیخته می دانند،نگاه عامی به این موضوع نشان می دهد وقتی از شخصی به عنوان وکیل خطاب می کنند، در کنارش مطمئنا احترام و قدرت و بزرگی را به کار می برند. نمود دیدگاه عام جامعه را در خصوص وکلای دادگستری می توان در نشست های خانوادگی دید همانند پزشکان از لحاظ علمی مورد احترام می باشند در مقام سخن همیشه استفاده از لفظ ((وکیل و وزیر)) نشان از بزرگی این واژه دارد در مراسم هایی از قبیل خواستگاری و جشن های خانوادگی و مراسمات دیگر وکلای دادگستری را دارای شان متعالی و شخصیت خاص می بینند در معاملات، وکلای دادگستری را خود قانوندان و امین اموال جامعه خطاب می کنند.اما سوالی که در اینجا ایجاد می گردد این است که چه اموری باعث شان والای وکلا می گردد و عملا چه مسائلی می تواند در حیطه محدوده شان وکالت قرار گیرد،همانطور که قبلا اشاره نمودم گستره شان وکالت بسیار وسیع است از تمامی خصوصیات اخلاقی یک وکیل دادگستری در زندگی خصوصی وی گرفته تا حضور در دادگاه ها و دفتر کار و نحوه عملکردش در جامعه و نحوه ارتباط آن با دیگران را مشمول می گردد. یک وکیل دادگستری می بایست شخص بسیار منظم و با انضباط باشد دارای پوشش بسیار تمیز، این پوشش به ارزش مالی آن نیست بلکه منظم بودن البسه و آراستگی وکیل همیشه می بایست مثالی برای دیگران باشد، رفتار و کردار وکیل در عامه مردم بسیار با اهمیت است آنقدر با اهمیت که به چگونگی حرف زدن ،خندیدن، غذا خوردن،رانندگی کردن ، نحوه برخورد با همسر و فرزند و اقوام  و خانواده و بسیاری از موارد دیگر که ریز این برخورد ها و رفتار های وکیل در جامعه نمود خاصی دارد که می توان بیانگر شان وکلای دادگستری باشد در دولت نیز با توجه به نیازی که تمامی ارگان های دولتی به وکلای دادگستری دارند و همیشه این وکلای دادگستری هستند که قادرند در بسیاری از مواقع راهگشای امور دولت در امور داخلی و بین المللی باشند نگاه آنها نیز به وکلای دادگستری می تواند نگاه واقع بینانه ای از شان والای وکالت باشد. اما نگاه قوه قضاییه به شان وکلای دادگستری را می توان در ارتباط این دو قشر با یکدیگر بررسی نمود. ارتباط فی مابین محاکم و دادگستری ها و وکلای دادگستری می تواند بیانگر شان وکالت در امور کاری وکلای دادگستری باشد، در مقام دفاع از حقوق موکل وکلای دادگستری دارای تامینات قضائی می باشند، به جرات میتوان گفت که شان وکالت و قضاوت با یکدیگر عجین است، همان گونه که نحوه رفتار و کردار یک قاضی دادگستری در جامعه می تواند اهمیت داشته باشد چه بسا اهمیت رفتار و کردار وکلای دادگستری با توجه به ارتباط وسیع آنها با جامعه به دلیل (عدم محدودیت وکلا در مقایسه با قضات دادگستری) بیشتر است. چگونگی رفتار و کردار وکلای دادگستری با موکلین و طرف مقابل دعوی، رعایت نزاکت و احترام دادگاه و اطراف دعوی همچنین برخورداری از صبر و تحمل در مراجع قضایی و چگونگی برخورد وکلای دادگستری در دفاتر دادگاه ها در نحوه دفاع وکلای دادگستری از حقوق موکلین خود و همچنین چگونگی برخورد وکلای دادگستری با یکدیگر و رعایت احترام وکیل یا وکلای طرف دعوی در دفاع از حقوق موکلین همگی می تواند شان وکلای دادگستری را تبیین نماید که در این خصوص می توان گفت که متاسفانه بعضی از همکاران محترم شئون و رفتار حرفه ای وکالت را با یکدیگر در محاکم و بیرون از دادگاه رعایت نمی کنند.

عملا بعضا (حتی بسیار نادر) شاهد کم بینی ها و برخورد های زننده همکاران با یکدیگر هستیم که این امر باعث تعجب مقامات قضایی و دفاتر دادگاه ها و حتی مردم عامه که همان موکلین و طرف های مقابل و ناظرین می باشند می گردد و می تواند موضوع بسیار مهمی در جامعه وکلا تلقی گردد که این امر نیاز به پوشش از طریق انتقال تجربه وکلای با سابقه به کار آموزان و وکلای جوان و حتی ایجاد کلاس های متفاوت و تبیین این رفتارها برای وکلای دادگستری در کانون وکلای دادگستری دارد. این موضوع نقطه ضعفی است برای این قشر عظیم چرا اینکه وکیل حرفه ای دادگستری می بایست حقوق خود و موکل خود را با شان وکالتی خود آمیخته و به دفاع از آنچه که قانون و عرف به وی اجازه داده است بپردازد، در هنگام ورود یا خروج به دادگاه رعایت احترام همکار و بزرگترها را بنماید نحوه نشستن وکیل دادگستری در محکمه، آغاز دفاعیات با رعایت احترام وکیل طرف مقابل و قاضی دادگاه،نحوه آرام سخن گفتن با آرامش و وارد مدافعات وکیل طرف مقابل نشدن ها و از الفاظ و کلمات غیر حرفه ای استفاده نکردن اجازه خواستن در دفاع از حقوق موکل، رعایت حقوق طرف مقابل و وکیل طرف مقابل( همانند اینکه وکیل طرف مقابل در حال تبیین خواسته موکل خود در صورتجلسه است، وکیل دیگر نباید شروع به دفاعیات شفاهی کند که این امر خود باعث تشویش ذهن وکیل طرف مقابل می شود و قدرت درج مطالب صحیح و نتیجتا دفاع درست از حقوق موکلش را از وی می گیرد.)در اتمام جلسات دادگاه، احترام در امضاء ذیل صورت جلسه و در پایان جلسات دادرسی هرگز نباید تعریف از دفاع خودمان آن قدر شدید باشد که باعث لکه دار شدن نام همکار شود همیشه و در همه حال نزد موکل می بایست احترام وکیل طرف مقابل حفظ شود. به قول معروف احترام امام زاده با متولی است، چرا این که اگر محاکم شاهد بی احترامی و عدم رعایت شئونات وکالتی از ناحیه خودشان باشند، دیگر هیچ احترامی برای وکلای دادگستری قائل نخواهند بود.باید بدانیم و باور داشته باشیم که وکیل فقط وظیفه دفاع از حقوق موکلش را در چارچوب قانون دارد و موکل نباید منتظر یک دعوی یا درگیری وکیلش با وکیل طرف مقابل باشد، تحقیر همکار چه در دادگاه با استفاده از الفاظ نا مناسب که بیشتر نشان دهنده بی سوادی وکیل طرف مقابل شود و چه در دفتر کار وکیل که پس از شنیدن نام یک همکار به عنوان وکیل طرف مقابل آن را یک وکیل جوان بی سواد یا بی عرضه و مظلوم و بسیاری از توصیفات محقرانه دیگر نمودن النهایه بر می گردد به وکیلی که این اعمال را به همکار خود خطاب می کند و هرگز در طولانی مدت نمی تواند بزرگی و عالم بودن و با تجربه بودن وکیل را نشان دهد ، جز این که نظر مردم را نسبت به وکلا عوض کند. لذا این اعمال به هیچ وجه صحیح نمی باشد و همکاران می بایست در رفتار و کردار و اعمال خود در مقابل یکدیگر شان و شئون وکالت را رعایت نمایند تا موجبات احترام موکلین و محکمه را نیز به خود فراهم نمایند. این امر خود موظف نمودن دیگران به رعایت حقوق وکلای دادگستری و اطراف آنها خواهد بود. همانطور که اشاره نمودم کانون وکلای دادگستری موظف است در این راستا بیشتر با وکلای دادگستری تعامل داشته باشد و زمینه یادگیری وکلای جوان تر را در نحوه ارتباط فراهم نماید ، البته مصوبات کانون وکلای دادگستری به صورت موردی و خاص در خصوص نحوه پوشش و نحوه نگارش یا عدم استفاده از القاب و غیره و عدم تبلیغات، رعایت شئونات وکالتی و نحوه رفتار کارآموزان را نمی توان نادیده گرفت اما به نظر اینجانب کانون وکلای دادگستری به عنوان یک مرجع ناظر بر اعمال وکلا و کارآموزان می بایست بیشتر از اینکه فقط به مجازات وکلای خاطی بیاندیشد و به عنوان پدری که فقط تنبیه را بلد است، پدری باشد که تمامی سعی و تلاش خود را در راستای آموزش درست زندگی کردن و درست برخورد کردن فرزندان خود بنماید و به آنها تماما رعایت شئونات وکالتی را بیاموزد و مکررا بر این موضوع اصرار ورزد تا عدم رعایت شئونات وکالتی را از ناحیه همکاران تقلیل دهد و النهایه در صورت عدم رعایت به بحث مجازات بپردازد. وکلای جوان نیاز به آموزش دارند و مطمئنا در طولانی مدت عدم آموزش صحیح همکاران و وکلای جوان تر می تواند در جامعه نمود بسیار اسفناکی داشته باشد،دادسرای انتظامی کانون وکلا وفق قوانین جاریه وکالت، وکلایی را که خلاف شان وکالت عمل نمایند مجازات می نماید و بسیاری از اعمال وکلای دادگستری که خلاف شان تلقی میگردد، در قوانین وکالتی عنوان خاص داشته و همکاران متخلف را به مجازات خاص قانونی تنبیه می نمایند همانند عدم رعایت احترام دادگاه و طرف مقابل، عدم رعایت نزاکت در دادگاه، درج عناوینی که وکیل درجه خود را بالاتر نشان دهد عدم رازداری وکیل و عدم خفظ اسرار موکل و بسیاری از موارد دیگر که همگان در کلیات عدم رعایت شئونات وکالتی تلقی می گردد اما در قانون مجازات خاص دارند. در بعضی از موارد نیز می توان عدم رعایت شئونات وکالت را با تخلف از سوگند مطابقت داد و یا تخلف از نظامات کانون اما آنچه که بسیار با اهمیت است، وکلای دادگستری و قوانین وکالتی به ((شان وکالت)) بسیار توجه داشته و این موضوع را در وجود و بطن وکالت اعیان می بینند و رعایت شان وکالت را قسم یاد می کنند چرا این که ناموس و حیثیت و آبروی وکلای دادگستری در جامعه((شان وکالت)) و حفظ ارزش های آن است. این امر آن قدر با اهمیت است که در صورت عدم پرداخت نفقه به وسیله وکیل به همسرش ، می تواند موجبات پیگرد انتظامی وکیل را فراهم آورد یا صدور چک بلا محل و بسیاری دیگر از این قبیل موضوعات.لذا وکلای دادگستری می بایست رعایت شان وکالت را سرلوحه تمامی اعمال خود بدانند.شان وکالت درون نگری و یک امر داخلی نیست بلکه این امر بین المللی است در تمامی جوامع، وکلای دادگستری دارای شان بسیار والایی می باشند، به عنوان مثال می توان اکثر دولت مردان و سیاست مداران کشور های دیگر را از شغل وکالت دید، با توجه به خصیصه شغل وکالت که سخنوری و امانت داری و پیروی از عدالت و رعایت حقوق مردم بوده، مردم بسیاری از کشور ها به اعتقادات و زمینه های باوری و اعتقادی وکلا به عنوان سکاندار و محور اساسی کشور خود رای می دهند و چه جامعه ایرانی چه جوامع دیگر هر زمان قصد دریافت واقعیات را داشته باشند وکلای آن جامعه را هدف قرار میدهند و مرکز واقع نگری هر کشوری را می توان به جرات وکلای دادگستری آن کشور دانست . رعایت شئونات وکالتی در یک جامعه است که می تواند در تمامی جوامع این برتریت را به اثبات رساند.

     در پایان در مقام ((شان وکالت)) همان بس که در قرآن کریم ، خداوند چندین بار خود را وکیل خطاب نموده است.امید است دولت مردان و رسانه های عمومی کشور ما، در تبیین این موضوع در جامعه کوشا باشند و راهی خلاف این امر را طی نکنند که به نفع جامعه نخواهد بود.

    (بررسی اجمالی اعمال و رفتار منافی شئون وکالت)                                         

کلیات                                                                                                                                              شئون جمع مکسر واژه شان می باشد شان واژه عربی است که در فارسی نیز مورد استفاده قرار می گیرد. در فرهنگ دهخدا شان به معنای حق وباره و قاعده کار آمده است. فرهنگ عمید نیز این کلمه را به معنای قدر و مرتبه دانسته است.فرهنگ لاروسی نیز برای این کلمه واژه منزلت را به کار برده است.در سایر فرهنگ ها نیز کلمات ارزش، اعتبار، شکوه،جلال،درجه،عظمت، پایگاه برای این واژه عنوان شده است.

   در مورد شان چنین سروده اند:

  پارسی سرای بزرگ ایران:فردوسی چنین سروده است:

   جهان را چنین است آیین و شان                                 همیشه به ما راز دارد نهان                            سعدی شیرازی نیز چنین گفته است:

از خدا آمده ای آیت رحمت بر خلق             و آن کدام آیت لطف است که در شان تو نیست

و همچنین خاقانی که می گوید:

   به خدایی که فرستاد از عرش                                                آیت عاطفه در شان اسد                              در بین صاحب نظران نیز تعاریف متعدد و گاه متفاوتی از این واژه شده است.

   بر خی شئون وکالت را مجموعه امور و وظایف حرفه ای و تکالیف اخلاقی و اجتماعی می دانند که به لحاظ شغل و مقام وکالت، رعایت آنها برای وکلا الزامی است. برخی دیگر شان را انتظاراتی که جامعه از یک منزلت یا جایگاه اجتماعی دارند می دانند.

   به طور کلی برخی برای تشخیص رفتار خلاف شئون، عرف خاص وکلا را معیار قرار می دهند و گروهی دیگر عرف عام و انتظارات جامعه از این اشخاص را ضابطه رفتار خلاف شان می دانند.

الف)فلسفه وکالت در عرف عام: بر خی از صاحبنظران معتقدند که در هر جامعه عمل منافی شان را باید با توجه به انتظاراتی که افراد آن جامعه از آن صنف دارند تفسیر و احراز کرد. به عقیده ایشان معیار تشخیص اعمال منافی شئون وکالت عرف عام بوده و افکار عمومی بهترین وسیله سنجش آن محسوب می شود و به عبارت دیگر شان وکالت یک اصطلاح کلی است که اگر بخواهیم آن را تعریف کنیم می گوییم ( انتظاراتی که جامعه از وکیل دارد) و اگر وکیل بر خلاف آن عمل و رفتاری را انجام دهد می گویند خلاف شان انجام داده است.

   این عده معتقدند قرارگرفتن در هر جایگاهی به معنای فوق (جایگاه)، انتظاراتی را از شخصی که در آن جایگاه قرار گرفته است ایجاد می کند. این انتظارات تعریف نشده ولی در وجدان اجتماعی افراد یک جامعه حضور دارد و حسب مورد مجال بروز پیدا می کند . در ارتباط با شان وکیل نیز باید گفت: وظایف وکالتی وکیل، غیر از شئون وکالتی او است. وظایف وکیل را تعهدات و الزامات قانونی او در مقابل موکل و طرف دعوی و دستگاه قضایی تشکیل می دهد اما داشتن عنوان وکیل مسئولیت های دیگری را خارج از حیطه کاری وکیل برای او ایجاد می کند که ممکن است دارندگان سایر مشاغل دیگر این مسئولیت را نداشته باشند. به عبارت دیگر رفتار خلاف شان در ضمن وظایف قانونی وکیل خلاصه نمی شود بلکه در حوزه زندگی اجتماعی و خانوادگی او نیز موضوعیت پیدا می کند.

        ب)فلسفه وکالت در عرف خاص : در این خصوص نظرات صاحبنظران به شرح ذیل بیان می گردد برخی بر این باورند که در هر مورد نظر عرف یعنی عرف جاری جامعه و عرف حاکم بر جامعه وکالت تعیین کننده تکلیف خواهد بود و احراز عرف نیز با مقام انتظامی است. بر خی دیگر نیز معتقدند از نظر حقوقی فقط منبعی که می توان برای تشخیص رفتار و اعمال مخالف یا موافق شئون وکالت در چارچوب قانون مدنظر آورد آراء دادگاه های انتظامی کانون است.

    و عده ای بر این باورند که در واقع شئون وکالت در تعریف خودش بر می گردد یه اقتضای عرف خاص وکلای دادگستری و به عبارتی رفتار و عمل خلاف عرف غالب وکلا.

نظر فوق در هر یک از آراء شعب دادگاه انتظامی کانون وکلا و همچنین دادگاه عالی انتظامی قضات به گونه ای عینیت پیدا کرده است که به تعدادی از این آراء ذیلا اشاره می شود.

پرونده اول: وکیلی که از وکالت استعفاء می دهد مکلف است وضعیت اسناد و مدارکی که تحویل وی شده را مشخص کند و اگر از بابت حق الوکاله از موکل طلبی دارد به طریقی به وی تذکر دهد و همچنین با توجه به عدم مطالبه حق الوکاله بعد از چندین ماه از تاریخ استعفاء اگر اموالی از موکل بخرد( بعد از استعفاء) و بدون دلیل قانونی از پرداخت مابقی ثمن معامله به موکل سابق خود امتناع نماید، مرتکب عمل مغایر شئون وکالتی شده است.(دادنامه مورخ ۵/۸/۸۴ دادگاه عالی انتظامی قضات)                                                                                                                                              پرونده دوم:اعلام آدرس طرف دعوای موکل غیر از آدرس واقعی فرد اخیر علی رغم اطلاع از آدرس وی و ارائه نامه جهت توصیه به مقام قضایی رسیدگی کننده از سوی مقامات عالی رتبه قضایی، خلاف شان وکالت است.(شعبه اول دادگاه عالی انتظامی قضات دادنامه شماره ۳۶۸)                 پرونده سوم: عدم انجام تعهد وکیل بعد از عزل با موکل، مبنی بر اینکه (علی رغم آنکه هیچگونه اقدامی برای انجام مورد وکالت نکرده) ما بقی پول دریافت شده را مسترد نماید اما از این تعهد خودداری می کند خلاف شان وکالت است.(شعبه اول دادگاه انتظامی وکلا)

    پرونده چهارم: همکاری وکیل دادگستری با افراد دیگر در تنظیم استشهادیه خلاف واقع جهت اخذ سند مالکیت المثنی و ذکر آدرس وکیل به عنوان آدرس متقاضی سند المثنی توسط وکیل یاد شده، عمل خلاف شان وکالت است. (شعبه پنجم دادگاه انتظامی کانون وکلا)

پرونده پنجم: اقدام وکیل در تنظیم و ارائه قرارداد جعاله به جای قرارداد حق الوکاله با موکل، عمل خلاف شان وکالت است.

 پرونده ششم: عمل وکیل دادگستری در همکاری با یک موسسه حقوقی( بدون مجوز فعالیت) در امور وکالتی وامضاء موکل روی فرم های تایپ شده توسط موسسه و سپس قبول وکالت وکیل یاد شده از این طریق، خلاف شان وکالت است.( شعبه اول دادگاه انتظامی قضات و شعبه پنجم دادگاه انتظامی کانون وکلا)

   پرونده هفتم: تعلیق مجازات وکیل در خصوص اتهام استعمال تریاک، خلاف شان وکالت است و تعلیق اجرای مجازات مانع از خلاف شان بودن عمل وکیل نخواهد شد.( شعبه دوم دادگاه انتظامی کانون وکلاء)

    پرونده هشتم: اقدام وکیل دادگستری در نسبت دادن عنوان رباخواری به طرف موکل خود علی رغم صدور حکم برائت از مرجع قضایی و ارائه طی یک لایحه به همان شعبه صادر کننده حکم برائت، عمل خلاف شان وکالت محسوب می گردد.

   پرونده نهم: تصدیق فتوکپی بدون ملاحظه اصل آن توسط وکیل و ارائه آن به دادگاه و اعلام فقدان اصل سند در جلسه دادرسی ، خلاف شان وکالت است.( شعبه چهارم دادگاه انتظامی کانون وکلاء)                                                                                                                                                 پرونده دهم: نظر به اینکه کیفری بودن چک صادره هنوز در محکمه حقوقی به اثبات نرسیده است و نفس صدور چک و برگشت آن بدون لحاظ شرایط موجود و چگونگی اصدار چک صادره، به نظر نمی رسد که واجد شرایط و اوصاف مربوط به خلاف شان وکالت باشد( در این پرونده صندوق حمایت کانون وکلا به جهت بلامحل بودن چک وکیلی که بابت تضمین بازپرداخت اقساط وام خود به صندوق، به کانون وکلا اطلاع داده و ریاست کانون نیز جهت رسیدگی به دادسرای انتظامی ارجاع داده است، شعبه پنجم دادگاه انتظامی کانون وکلای دادگستری مرکز)

   پرونده یازدهم: اقدام وکیل دادگستری در عدم اجرای گواهی عدم امکان سازش( اجازه طلاق) و انتظار برای انقضای مهلت اعتبار گواهی صادره و مبادرت به طرح مجدد دعوی طلاق به این امید که دادگاه با نحله کمتری اجازه طلاق همسرش را به وی دهد، توسط شعبه دوم دادگاه انتظامی کانون وکلا به شرح ذیل خلاف شان تشخیص داده نشد: … با توجه به قسمت اول بند یک ماده ۸۰ که وکیل دادگستری را از اشتغال به کار دیگری که با شئون وکالت منافی باشد منع کرده، ارتکاب اعمال و رفتار منافی شئون که در قسمت دو این ماده قید گردیده است نیز ناظر بر اعمال و رفتاری است که در مرئی و منظر عمومی و در محیط روابط اجتماعی صورت پذیرد. اعمال انتسابی صرفنظر از صحت و سقو آنها مربوط به روابط داخلی خانوادگی و زناشویی می باشد که از جهات مختلف نمی تواند از مصادیق اخیر بند یک ماده ۸۰ آیین نامه لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری تلقی شده لذا رای بر برائت وکیل مشتکی عنه صدر و اعلام می گردد.

  (نظریه هیات عمومی دادگاه انتظامی وکلا راجع به موضوع)                                   

  

   به عنوان مثال: دادسرای انتظامی کانون به شرح پرونده به کلاسه … آقایی … را که بدون تحصیل اجازه از دادگاه اقدام به تجدید فراش کرده است تحت تعقیب انتظامی قرار داده و با این توجیه که عمل وی خلاف شان وکیل دادگستری است از دادگاه انتظامی تقاضای کیفر مشارالیه را کرده است،شعبه دوم دادگاه انتظامی نیز با پذیرش کیفرخواست صادره، وکیل موصوف را به دلیل ارتکاب عمل خلاف شئون وکالت به استناد قسمت دوم بند یک ماده ۸۰ آیین نامه لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری مرکز که جهت بررسی آرای متهافت بعضی از شعب دادگاه در تاریخ ۲۴/۸/۸۳ تشکیل شده بود در تایید رای فوق چنین رائی صادر می نماید: (( هر چند از ظاهر مواد در آیین نامه تخلفات چنین مستفاد می شود که اعمال و رفتار وکیل دادگستری در آنجا که به عنوان خلاف شان مدنظر قرار گرفته اعمال و رفتاری است که باید رابطه علیت با وظیفه وکالتی وی داشته باشد لیکن در همین آیین نامه مواردی نیز آورده شده که خارج از این محدوده و حوزه قرار دارد مثل: تجاهر به استعمال مسکر و افیون در ماده ۷۹ که صرفا جنبه شخصی دارد علاوه بر این در قسم نامه که تخلف از آن در بند ۳ ماده ۸۱ پیش بینی شده و تعیین مجازات گردیده است تصریح دارد که وکیل دادگستری در امور شخصی خود باید راستی و درستی را رویه قرار دهد و مدافع حق باشد، که ناظر به جهات اخلاقی وکیل دادگستری است لذا رای شعبه دوم دادگاه انتظامی کانون در پرونده شماره …. که بر محکومیت مشتکی عنه در تجدید فراش با عدم رضایت همسر خود و بدون تحصیل مجوز قانونی صادر شده نتیجتا موجه و مورد تایید است))

      در پایان این بررسی ، لازم است رابطه هنر و تبلیغات نیز با این مقوله مورد کنکاش قرار گیرد

   الف) رابطه هنر با شئون وکالت                                                                         

گروهی معتقدند هنر اساسا ارزش است نه ضد ارزش و اگر هنر را بر خلاف شان وکالت بدانیم این عمل اعلان جنگی که از ناحیه کانون وکلا به جامعه هنر خواهد بود و چنین نگرشی به هیچ وجه نمی تواند برازنده کانون وکلا بوده که بنا به ساختار هویتی اش از مراکز نو اندیش جامعه است، شان و جایگاه هنر مقدس بوده به نحوی که هر شخص در حیطه آن قرار گیرد از ارزش بالایی برخوردار می گردد. همانگونه که وکالت دارای شان والایی است هنر نیز دارای شان مقدسی بوده مضافا بر اینکه عمر هنر بنا به حکایت تاریخ تمدن به پنجاه هزار سال می رسد بنابراین صدور رای توسط مراجع انتظامی کانون وکلا بر اینکه عرضه هنر توسط وکیل هنرمند رفتار خلاف شان محسوب می گردد توهین به تقدس هنر و تمدن بشری است.

  برخی دیگر انجام اعمال هنری( از جمله بازیگری را) توسط وکیل را با تردید خلاف شان می دانند. عده ای نیز بر این باورند که اگر وکیلی هنرمند، برای عرضه هنر خویش حقوق بگیر نباشد عمل وی خلاف شان نیست به دیگر سخن هر نوع رابطه استخدامی که وکیل را با سازمان و شخص دیگر مرتبط کند، خلاف شان است به جهت آنکه استقلال وکیل را از بین می برد. به عبارتی وکیل نباید به شغلی که با این حرفه تباین داشته بپردازد زیرا مفاسد حاصله از آن مشاغل به پای شغل وکالت محسوب خواهد شد و مردم با وکیل سر و کار دارند و اینگونه اعمال از منظر وکیل و شغل وکالت می دانند نه از منظر آن شغل.

        ب) رابطه تبلیغات با شئون وکالت:                                                                     

 گروهی معتقدند در رابطه با اجرای مجازات انتظامی احتیاج به نص صریح مقررات می باشد و در مقررات فعلی حتی مصوبه ای ندارم که تبلیغات را منع کرده باشد در دادگاه های انتظامی وکلا برخی از شعب تبلیغات را خلاف شان دانسته و بعضی دیگر بالعکس وقتی که موضوع در هیات عمومی دادگاه های انتظامی کانون وکلا مطرح شد اکثریت تبلیغات را خلاف شان دانستند و لیکن ای رای همانند آراء وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور نمی باشد که برای سایر شعب لازم الاتباع باشد.                                                                                                                                             عده ای دیگر معتقدند که وکالت بک خدمت اقتصادی نبوده و در شان وکیل نیست که خود را ارائه کننده خدمت اقتصادی  معرفی نماید حقوقدانان فرانسه تبلیغات را خلاف استقلال وکیل می دانند سخن آخر آنکه وکیل باید انتخاب شود نه آنکه موکل را جلب نماید.

نتیجه                                                                                                                                               در پایان آنچه به واقع در خصوص فلسفه وکالت و ارتباط آن با شئون وکالتی می بایست ارائه شود و خلاصه اینکه فلسفه وکالت در سرزمینی که وکالت دادگستری جز خطیرترین و با اهمیت ترین مشاغل جامعه محسوب می گردد شاید مرقومه فوق هر چند اندک مبحثی بوده باشد در جهت درک بیشتر فلسفه وکالت و جلوگیری و پیش گیری از هر گونه اعمال خلاف شان وکالت چرا که در هر لحظه و هر آن کوچکترین اعمال وکلای دادگستری زیر ذره بین موشکافانه مردم (موکلین) و محاکم و از همه مهمتر کانون وکلای دادگستر ی قرار می گیرد به هر وصف امید است مطالبی که در حد بضائت ارائه گردید مورد توجه همکاران وکیل و سایر علاقه مندان واقع شود.

منابع                                                                                                                                                 – آیین نامه لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری

– قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت دادگستری مصوب ۱۷/۷/۱۳۷۶

– قانون وکالت مصوب ۱۳۱۵

– آیین نامه قانون وکالت   ۱۳۱۶

———————-

—————————————

ارتباط بامعراج جانثاری ناو                                                                                                           

meraj.jannesari@gmail.com

 

 

 

 

No votes yet.
Please wait...

درباره ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: ۰۲۱۶۶۹۲۱۰۰۲ ۰۲۱۶۶۵۸۱۷۴۸

همچنین ببینید

اطلاعیه سازمان سنجش درباره شرایط وضوابط ، تاریخ و نحوه ثبت نام در آزمون کارشناسی ارشد ۱۳۹۸ و بیست و چهارمین دوره المپیاد علمی- دانشجویی کشور

اطلاعیه سازمان سنجش درباره شرایط وضوابط ، تاریخ و نحوه ثبت نام در آزمون کارشناسی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *