سربازی‏نامه‏ یا تاملاتی چند پیرامون نظام کیفری و زندان

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: مجله اصلاح و تربیت » شهریور ۱۳۸۳ – شماره ۳۰ (از صفحه ۲۹ تا ۳۱)


نویسنده : گودرزی بروجردی، محمد رضا

اصلاح و تربیت » شماره ۳۰ (صفحه ۲۹)


محمد رضا گودرزی بروجردی

مقدمه

به موجب قانون نظام‏وظیفه‏ی عمومی و سایر قوانین موجود در کشور هرفرد ذکور ایرانی که به سن ۱۸ سال تمام برسد،باید مدتی را در حال‏حاظر ۲۰ ماه به عنوان خدمت نظام‏وظیفه، بدون دریافت دستمزد،در یکی از مراکز نظامی و یا در صورت‏ رعایت برخی مقررات و اخذ امریه در یکی ازنهادهای دولتی بگذراند۱ من نیز پس از اتمام تحصیلات و فارغ التحصیلی از دانشکده‏ی حقوق و علوم‏ سیاسی دانشگاه تهران،در سال ۸۱ به خدمت سربازی اعزام شدم و پس از گذراندن آموزش‏های نظامی ابتدایی با درجه‏ی افسروظیفه و کارشناس در مرکز آموزشی و پژوهشی سازمان زندان‏ها مامور خدمت شدم.مطالب در حالی بر خامه قلم‏ جاری می‏شود که،این دوره به زودی‏ خاتمه می‏یابد و البته لازم است بدانید که‏ نگارش این مقاله نه‏تنها خاطره‏نویسی‏ نیست بلکه تاملاتی است پیرامون نظام‏ کیفری و زندان نهادی که زاده تمدن‏ امروزین بشر و محصول گذرا از کیفرهای‏ جهانی به کیفرهای روانی(سالب آزادی) است.و این سخن و این مهم را سال‏ها پیش(میشل فوکو)فیلسوف اجتماعی‏ فرانسوی در کتاب خود به نام(مراقبت و تنبیه)به خوبی به تصویر کشانده است.۲ فیلسوفی که بر بسیاری از متخصصان علوم‏ اجتماعی و کیفری از جمله این نگارنده‏۳ اثرگذار بوده است.بی‏شک گذران این دوران‏ در مرکز علمی علوم زندانبانی کشور،که‏ خود همراه با جدیت،مطالعه،اهتمام و Lبازدیدهای علمی و اجرایی بوده است،اگر از حیث همترازی از گذران یک دوره‏ی عالی دانشگاهی ثمربخش نباشد.کم‏اثرتر هم‏ نیست،بدین‏جهت بنده به جرات از این دوران-که ابتدا با نارسایی‏ها و تلخکامی‏هایی نیز که،ویژگی اغلب ادارات است‏ همراه بود-به دوره‏ی کارشناسی ارشد دوم در علوم کیفری‏ و زندانبانی یاد می‏کنم.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

اصلاح و تربیت » شماره ۳۰ (صفحه ۳۰)


با این‏همه و به عنوان یک چکیده در این‏جا ضروری است که‏ گزارشی هرچند موجز از یافته‏هایم در مورد زندان و زندانبانی‏ ارایه دهم.

*الف:زندان-گذشته

زندان نه به مثابه یک کیفر که به عنوان یک موسسه‏ی اجتماعی‏ -عمری به درازی عمر بشر دارد و همواره در تاریخ قدیم‏ترین‏ تمدن‏ها،چون مصر،یونان،حکومت‏های پادشاهی یهود،ایران‏ باستان و در آخر امپراطوری‏های روم،با این نهاد مواجه می‏شویم، گفته می‏شود که در اروپا نخستین‏بار پاپ بونیفاک‏۴هشتم از آن‏ به عنوان کیفر استفاده کرده و از آن‏پس(از قرن ۱۲ م به بعد) رفته‏رفته استفاده‏ی کیفری از آن متداول شد و سرانجام در اواخر قرن هیجدهم و اوایل قرن نوزدهم در قانون‏نامه‏های کیفری‏ ناپلئون،به مثابه اصلی‏ترین پاسخ و واکنش به پدیده‏های مجرمانه، پدیدار گردید و از آن روزگار و پس از آن به ویژگی عمده‏ی‏ نظام‏های عدالت کیفری در سراسر دنیای امروز مبدل شد،در کشور عزیزمان ایران هم پس از سقوط سلطنت قاجارها تصویب‏ قوانین کیفری جدید در سال‏های ۱۲۹۰ و ۱۳۰۴ تا به امروز این‏ کیفر همواره عمده‏ترین واکنش در مقابل بزهکاری بوده و این‏ ویژگی هنوز نه‏تنها ادامه دارد که با افزایش جمعیت کیفری‏ بزهکاران روبه افزایش‏ است.۶

*ب:زندان-اکنون

آنچه که در دوران‏ یادشده و در طی ۲۰ ماه‏ گذشته با آن مواجه شدم، ویژگی و وضعیت زندان‏ در کشور،فرازها و فرودهای آن به‏عنوان‏ یک کیفر و در نهایت کاستی‏ها و نارسایی‏های آن بویژه در اوضاع کنونی جهانی و نیازمندی‏های آن است.

ازنظر تشکیلاتی زندان‏ها و موسسه‏های کیفری در کشور در غالب یک سازمان اداره می‏شوند که شامل ۲۸ اداره‏ی کل‏ استانی،چندین اداره‏ی کل ستادی،چندین دفتر مستقل و مرکز آموزشی و پژوهشی و توابع آن است.۷

در طرحی که در سال ۸۲ با عنوان(طرح بازنگری در ساسیت‏ها و سازوکارهای سازمان زندان‏ها با رویکرد اصلاحی‏ -تربیتی)به اجرا درآمد،افزون بر اشاره و سرشماری بسیاری از مشکلات زندان‏ها و سازمان،راهکارهایی نیز در همه‏ی گروه‏های‏ علمی طرح به منظور بهینه‏سازی امور زندانبانی کشور ارایه شد، با این‏همه،از آنجا که هنوز تفکرات غالب،سنتی بود،دیدگاه‏ها به‏طور خواسته یا ناخواسته پیرو(فلسفه‏ی اصلاح و درمان)یا ساست کیفری اصلاح و درمان)و گرداگرد این محور می‏چرخید۸) بدین‏جهت و در آینده اداره‏ی امور زندانیان با کشمکش‏های‏ محوری چندی مواجه خواهد بود که،ممکن است به(بحران‏ پدیده‏ی زندان)،(بحران جمعیت کیفری)و(بحران زندانبانی و مدیریت آن)در آینده‏ی کشور تبدیل شود.توضیح آنکه امروزه‏ در اروپا و آمریکای شمالی آنچه که آن را(سیاست کیفری اصلاح‏ و تربیت)،جرم‏شناسی اصلاح و درمان)و یا(روان‏درمانی بر پایه‏ی اصول روان‏شناختی)می‏نامیم،با شکست مواجه شده‏ است و از دهه‏های ۱۹۶۰ و پس از آن حتی بزرگترین کیفرشناسان‏ و نام‏آورانی چون(نوروال موریس)در ایالات متحده و(انگری‏ آنتیلا)در کشورهای اسکاندیناوی که تا دهه‏ی ۱۹۶۰ از طرفداران‏ سرسخت اصلاح بزهکاران بودند،اعلام کردند که این اصلاح و درمان سرابی بیش نیست.۹و این جریان در دهه‏های ۱۹۷۰ و پس از آن همه‏ی دنیا فراگیر شده است و این در حالی است‏ که حقوقدانان و جرم‏شناسان نیز به بیش از ۲۰ ایراد عمده‏ی‏ زندان که غیرقابل جبران می‏نماید اشاده کرده‏اند.از دیگرسو و به موازات رد فلسفه‏ی کهنه واپس‏گرایانه و شکست‏خورده‏ی‏ اصلاح و درمان در داخل کشور نیز با حاکمیت قوانین شرعی و اطلاق و عموم اصل چهارم قانون اساسی که مطابق آن کلیه‏ی‏ قوانین و مقررات کشور باید مطابق با موازین اسلامی باشد مواجه‏ایم. و از آن‏جا که در قواعد شرعی و متون فقهی-جز چند مورد نادر-به زندان‏ به‏عنوان یک کیفر اشاره‏ای‏ نشده است،بدین‏جهت و همگام با دیدگاه‏های فقهی‏ ریاست محترم‏ قوه‏ی قضائیه که خود از بزرگان فقه و اصول‏اند باید بر آن بود که در نظام حقوقی امامیه باشد،کیفر زندان یک مجازات‏ استثنایی است که،تسری آن موارد و جرایم مشابه خلاف اصل‏ بوده و جاهت شرعی ندارد.و این کشمکشی بزرگ فراروی نظام‏ کیفری و زندانبانی کشور است،چه از یک سو قانون‏گذار کیفری‏ -برخلاف اصل-کیفر حبس را مرکز ثفل و گرانیگاه نظام کیفری‏ قرار داده‏۱۰از دیگر سو و در اجرا نیز ما هنوز پیرو فلسفه‏ی کیفری‏ کهنه و واپس‏گرایانه‏ی اصلاح و درمان‏۱۱هستیم.بنابراین به‏نظر می‏رسد که این دو نکته،مهمترین کشمکش فراروی نظام کیفری‏ و نظام اجرایی آن یعنی زندانبانی باشد.بدین‏علت ما در عمل‏ نیازمند نگاهی نو به آینده و ارایه‏ی(فلسفه‏ی کیفری نوینی)در عمل و ا جرا هستیم وانگهی توسل به جایگزین‏های کیفر حبس و مجازات‏های اجتماعی نیز در عمل و برعکس در صورت نداشتن‏ دیدی جامع و نیز بی‏بهره‏گی از(یک فلسفه‏ی کیفری نوین)

اصلاح و تربیت » شماره ۳۰ (صفحه ۳۱)


توسل به چنین کیفرهای بینابینی هم می‏تواند ما را به بیراهه‏ رهنمون سازد و راه را برای بروز ناامنی،گسترش خشونت و ناامنی‏ شهری و در نهایت(هرج‏ومرج اجتماعی)فراهم سازد۱۲٫پس چه‏ باید کرد؟

*ج:زندان-آینده

همانگونه که گفته شد زندان دیگر و در عمل آنچه را که مدعی‏ آن است،یعنی به منظور آن ایجاد شده است ارایه نمی‏دهد،هدف‏ انسان‏های اواخر سده‏ی هجدهم که برای زندان اقسام و درجاتی‏ را منظور کرده بودند،آن بود که مجازات مذکور جنبه‏ی‏ عبرت‏انگیز به خود گیرد.انسان‏های اواسط سده‏ی نوزدهم را نظر بر آن بود که زندان انفرادی موجبات ندامت محکوم را فراهم‏ خواهد ساخت و او را در اتخاذ تصمیمی مبنی بر ادامه‏ی زندگی شرافتمندانه‏ در آینده یاری دهد. انسان‏های سده‏ی بیستم‏ زندان را مکان و وسیله‏ی‏ بازپروری اجتماعی محکومان‏ می‏دانند ولی حقیقت این‏ است که همه‏ی این امیدها بر باد رفته است زیراکه‏ زندان می‏باید ابزار اصلی‏ واکنش در مقابل بزهکاری باشد،از همان آغاز به صورت یک‏ مدرسه‏ی تکرار جرم درآمده و یا به آن تبدیل شده است‏۱۳٫بدین‏ علت از جمله مهم‏ترین مسایل(سیاست جنایی)امروز،این است‏ که،جز در موارد استثنایی و اجتناب‏ناپذیر،باید (جامعه را از شر زندان)رها سازیم‏۱۴٫و این در حالی است که از یک سو کیفر حبس‏ با موازین حقوق بشر و حقوق امامیه که مبنای حقوق ماست- مباین است و از دیگرسو و در اجرا نیز ما با محوریت فلسفه‏ی‏ اصلاح و درمان،که همان روان‏درمانی است،اداره‏ی زندان‏ها را به سمت دکترینی هدایت می‏کنیم که تاریخ معرف آن گذشته و دیگر ممالک در دهه‏ی ۱۹۶۰ با اذعان به ناکارآمدی آن،چنین‏ سیاست کیفری را وانهاده‏اند.افزون بر آن،زندان‏های ما در اجرای همین فلسفه‏ی منسوخ سیاست اصلاح و درمان هم به‏ درستی تجهیز نشده‏اند،مشکلات مربوط به نبود نیروهای انسانی‏ متخصص یا ضعف کیفیت آموزشی آنان و…از دیگر مشکلاتی‏ است که ما را،با فرض‏صحت-در ادامه‏ی همین سیاست کیفری‏ اصلاح و درمان،ناتوان می‏سازد.

بنابراین در آغاز هزاره‏ز سوم،به‏نظر نمی‏رسد که،بتوانیم‏ چنین سیاست کیفریئی را که از دهه‏های ۱۹۶۰ و پس از آن‏ واپس‏گرایانه و منسوخ می‏نمود،ادامه دهیم،چه اینکه نباید، پیرو سیاست کیفریئی باشیم که ناکارآمدی آن بیش از ۴۰ سال‏ است به اثبات رسیده است.بنابراین اتخاذ سیاست‏های کیفری‏ نیم‏قرن گذشته‏ی اروپاییان،خواه خودآگاه باشد و یا اینکه‏ ناخودآگاه،چیزی جز تکرار اشتباهات غربی‏ها و پانهادن بر مسیری پیموده شده که بیراهه بودن آن به اثبات رسیده است‏ نیست.اگرهم این سیاست نتیجه‏ای را دربر داشته باشد بازهم‏ چیزی جز پیروی برابر با شکست نخواهد بود.در کمترین میزان‏ بدین‏علت و در وضعیت کنونی که(پدیده‏ی زندان)یا موسسه‏ی‏ کیفری یا هرآنچه که آن را کیفر سالب آزادی می‏نامیم با کشمکش‏های عمده‏ای چون ضعف فلسفه‏ی وجودی یا نارسایی‏ آن،مخالفت قاطع با موازین حقوق‏بشر،مباینت با حقوق امامیه- که مبنای نظام حقوق کیفری ماست و در آخر شکست پیشاپیش‏ (سیاست کیفری اصلاح و درمان) که پیمودن آن نتیجه‏ای جز پیمودن راه خطای غربیان-که‏ بدان اذعان کرده‏اند-ندارد،مواجه‏ است.آیا زمان آن فرا نرسیده است‏ که با مطالعه،پیگیری و ارایه‏ی‏ دکترینی علمی و عملی که هم رافع‏ کشمکش‏های یاد شده باشد و هم‏ ضعف‏های اجرایی،جایگزین‏های‏ تصنعی کیفر حبس را به همراه‏ نداشته باشد،در پی ایجاد فلسفه‏ی‏ نوینی از مجازات‏های اجتماعی-به جای دکترین قدیمی اصلاح و درمان و یا جایگزین‏های بی‏قواره و تصنعی که فاقد وجاهت‏ اجتماعی کافی‏اند-باشیم؟

منابع:

(۱)-رک:قانون نظام‏وظیفه‏ی عمومی مصوب ۱۳۶۴

(۲)- M.Faucauit ،به منظور اطلاع بیشتر رک:مراقبت و تنبیه،نوشته‏ی‏ همین مولف،ترجمه‏ی نیکویی سرخوش و افشین جهان‏دیده،نشر نی،۱۳۸۰

(۳)-از جمله خود اکنون در پی نوشتن کتابی برای پاسخگویی به آقای فوکو هستم. G-PapBonifaCVIII

(۵)-برای اطلاع بیشتر در مورد تاریخ زندان‏ها،ر-ک جمعی از نویسندگان‏ (تاریخ اکسفورد زندان)ترجمه‏ی محمد رضا گودرزی بروجردی و دیگران،بویژه‏ فصل نخست این اثر که به زودی از زیر چاپ خارج خواهد شد.

(۶)-برای کسب اطلاع در مورد تاریخ به کارگیری کیفر حبس در ایران به‏عنوان‏ کیفر رک:گودرزی بروجردی،محمد رضا،از اندیشه‏های حقوق‏مدار تا اندیشه‏های‏ الفاءگرایانه،دیباچه،در شمس،علی،حقوق زندانیان،ج دوم،راه تربیت،۱۳۸۲

(۸)-رک:گزارش نهایی ارائه شده از این طرح به دولت،دبیرخانه‏ی طرح،مرکز آموزشی و پژوهشی سازمان زندان‏ها،پاییز ۱۳۸۲٫

(۹)-رک:آنسل،مارک،دفاع اجتماعی،ترجمه‏ی محمد آشوری و علی حسین‏ نجفی ابرند آبادی،چ سوم،دانشگاه تهران،۱۳۷۵،ص ۶۷٫

(۱۰)-رک:قانون مجازات اسلامی بویژه بخش تعزیرات،مصوب ۱۳۷۵

(۱۱)-برای نمومه به سیاست روان‏درمانی میتوان اشاره کرد.

(۱۲)-برای اطلاع از این مفاهیم رک:بوئر آلن وروفو،اگزویه،خشونت و ناامنی‏ شهری،ترجمه‏ی محمد رضا گودرزی بروجردی،مجد،۱۳۸۲٫

(۱۳)-رک:دفاع اجتماعی ص ۸۷

(۱۴)-همان ص ۹۳

پایان مقاله

No votes yet.
Please wait...

About ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: 66965272 -021

Check Also

بلیط هواپیما – ticketyab.com

سامانه تیکت یاب یک موتور جستجو گر بلیط هواپیما می باشد که بلیط های چارتری و بلیط …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *