مقالات حقوق عمومی

دکتر سید محمد هاشمی: جایگاه حقوقی ایران(مصاحبه)


وضع جامعه ایران را در توجه داشتن به نظام انتخاباتی و حقوق انتخابات چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

توسعه جلوه‌های مختلف دارد، از جمله جلوه سیاسی و اقتصادی. توسعه اقتصادی، وقتی است که نیروی انسانی مجهز، ابتکار عمل اقتصادی، سرمایه و توان اقتصادی وجود داشته باشد تا بتواند توسعه یا رشد اقتصادی اتفاق بیفتد و توسعه در عرصه سیاسی وقتی است که مردم به رشد و آگاهی کافی و مطلوب رسیده باشند و بتوانند ابتکار عمل اداره امور جامعه را داشته باشند. در همه جوامع، هم علم بالا‌ وجوددارد و هم جهل مرکب. اگر در یک جامعه به‌طور نسبی، اکثریت قابل توجهی از مردم به رشد و شعور سیاسی رسیده باشند، می‌توانیم بگوییم در آنجا توسعه سیاسی وجود دارد. مرحوم شریعتی در توضیح دموکراسی رأس‌ها و دموکراسی رأی‌ها به جریان سقیفه بنی ساعده اشاره می‌کند که در آنجا فقط چند نفر تصمیم می‌گرفتند و بقیه هم تایید می‌کردند.

در حالی که دموکراسی مطلوب از طریق دموکراسی رأی‌ها به دست می‌آید. یعنی باید مشارکت متفکرانه مردم بروز پیدا کند. رشد و شعور سیاسی هم در تجربه مردم ایجاد می‌شود. یعنی اگر مردم، فکرشان به کار بیفتد، رشد سیاسی در جامعه رواج پیدا می‌کند. بنابراین رشد سیاسی چیزی نیست که یک‌شبه ایجاد نشود، بلکه مردم با تجربه‌ها و خطاهایی که می‌کنند، آرام آرام به دموکراسی به معنای واقعی دست پیدا می‌کنند.

با پیروزی انقلا‌ب مشروطه (۱۲۵۸ شمسی) در ایران، نظام سلطنتی مشروطه به جای سلطنتی مطلقه استقرار یافت و مطبق نظامنامه انتخاباتی، اصناف ایرانی موفق شدند منتخبان خود را به اولین مجلس شورای ملی (۸۷-۱۲۸۵) بفرستد. با آن انقلا‌ب، کلیه نمایندگان مجلس (قوه مقننه) و اعضای کابینه به صورت انتخابی برگزیده شدند. البته وقایعی رخ داد که دستیابی مردم به انتخابات عادلا‌نه و منصفانه در دوره‌های بعدی تحقق نیافت و همواره صحبت شکل‌گیری مجالس فرمایشی در ایران مطرح بوده است. در سال ۱۳۵۷ دومین انقلا‌ب جامعه ایرانی به وقوع می‌پیوندد و شعار استقلا‌ل، آزادی و جمهوری اسلا‌می، یکی از شعارهای محوری آن است.

به نظر شما و از منظر حقوق اساسی که به مناسبات میان قدرت و آزادی توجه دارد، آیا می‌توان گفت که لا‌اقل بخش‌هایی از جامعه ایرانی با آگاهی کافی تلا‌ش می‌کند حقوق سیاسی خود را به دست آورد تا بتواند آزادانه زندگی کند و در تعیین سرنوشت خودش موثر باشد؟

ما برای بررسی تاریخ معاصر ایران می‌توانیم دو انقلا‌ب ایران را مورد توجه قرار بدهیم. اولین انقلا‌ب، انقلا‌ب مشروطه است که یکی از تحولا‌ت عمده تاریخ ایران به‌شمار می‌آید و یکی هم انقلا‌ب اسلا‌می. به‌منظور تحلیل انقلا‌ب مشروطه و پیامدهایش باید ابعاد فکری آن انقلا‌ب را در نظر بگیریم. به هر حال آنچه مسلم است در انقلا‌ب مشروطه ایران مبارزات و شورش‌های مردمی وجود داشت و مردم در مقابل استبداد قاجار ایستادگی کردند. در این خصوص نمی‌توانیم نقش روشنگران و روحانیون را نادیده بگیریم. من در کتاب <حقوق اساسی> خودم به صورت مشروح سه عامل مهم بر انقلا‌ب مشروطه را مورد بحث قرار داده‌ام. عامل اول، تاثیر اندیشه‌های آزادی‌خواهانه غرب بر مشروطیت ایران است. پس از انقلا‌ب صنعتی در اروپا، انقلا‌ب فکری هم رخ داد. انقلا‌ب صنعتی و انقلا‌ب فکری، ابتدا در اروپا منشأ اثر شد و انقلا‌بی مثل انقلا‌ب ۱۷۸۹ فرانسه روی داد. مغرب زمین به‌خاطر برخورداری از مزایا و فضایل انقلا‌ب صنعتی و انقلا‌ب فکری، تحولا‌ت سیاسی گسترده‌ای را تجربه کرد. این اثر وضعی آن دو انقلا‌ب بود، اما انقلا‌ب صنعتی و انقلا‌ب فکری، اثر انتقالی هم داشت و موجب بروز تحولا‌تی در آمریکای لا‌تین، مصر، ژاپن و ایران شد. به همین جهت می‌شود بگوییم مسافرت‌های سیاسی و تجاری ایرانیان به اروپا و نوشتن‌ها روزنامه‌ها و آثار متعدد باعث شد که جامعه ایران با محتوای آزادی آشنا شود.

بنابراین انتشار کتاب‌ها و روزنامه‌ها باعث شد که افکار روشنفکرانه در جامعه ایران رواج پیدا بکند.

عامل دوم، نقش روشنفکران غربگرا بود. به هر حال، کسانی که به اروپا رفت و آمد داشتند و یا برای تحصیل به آنجا رفتند، گرایش غربی دموکراتیک پیدا کردند و بدین ترتیب آثاری را به وجود آورند.

برای مثال طالبوف اندیشه‌های غربی مثل آزادی عقیده و بیان، آزادی مطبوعات، آزادی اجتماع و آزادی انتخاب را در کتبا‌های خودش آورد. انتشار این کتاب‌ها و افکار روشنفکرانه باعث شد که فضای ایران تحت تاثیر اندیشه‌های مدرن غربی قرار بگیرد.

عامل سوم، نقش روحانیون است. به‌طور کلی روحانیون شیعه به سه دسته تقسیم می‌شوند:

دسته اول محافظه‌کار و خارج از صحنه سیاست بودند و صرفادر تعالیم دینی به مسائل عبادی توجه داشتند. علتش این بود که در جریان تسخیرات اسلا‌می، تشیع ابتکار عمل نداشت و به همین دلیل بخشی از علمای شیعه از سیاست دوری می‌کردند. دسته دوم، علمای درباری بودند که ستایشگر و پشتیبان دربار سلطنتی به حساب می‌آمدند.

گروه سوم، روحانیون متفکر و اندیشمند بودند که اندیشه‌های آزادی‌خواهانه اسلا‌می را وارد عرصه سیاسی کردند. یکی از این صابحنظران موثر بر جامعه، سیدجمال‌الدین اسدآبادی بود. او سرآمد روحانیونی است که عمر خودش را برای رهایی ملل اسلا‌می از یوغ استبداد صرف کرد و معتقد بود که بدبختی ایرانیان و مسلمانان و دورافتادگی آنها از کاروان ترقی جهان به‌خاطر فساد موجود است. به همین جهت، مرام خود را بر پایه حذف خرافات از اسلا‌م و حذف حکومت‌های استبدادی قرار داد و زمینه‌ساز مبارزه علیه اسبتداد شد. روحانی دیگری که نقش زیادی داشت حاج میرزا نصرا… ملک‌المتکلمین بود. او با افکار آزادی‌خواهانه خودش نقش موثری در پیروزی مشروطیت داشت. او در کتاب <من‌الخلق الی الحق> اساس بحث خود را بر آزادی و انتقاد و مخالفت با استبداد گذاشت. ملک‌المتکلمین می‌گفت من پروردگار خودم را در مظهر آزادی پرستش می‌کنم و حفظ سوون ملی و کانون خانوادگی، جز با رعایت آزادی مستقر نخواهد شد. به نظر من اینها کسانی بودند که با درک مفهوم راستین دیدند آزادی در درون اسلا‌م وجود دارد و بالا‌خره انقلا‌ب مشروطه به پیروزی رسید.

پس انقلا‌ب مشروطیت در توسعه فکری و سیاسی کشور نقش‌آفرین بود، اما انقلا‌ب مشروطه به دو علت اختلا‌ف ناآگاهانه با مشکل مواجه شد؟

بله! یکی اختلا‌ف بین روحانیون و دیگری اختلا‌ف بین روحانیون و روشنفکران. اصولا‌ بعضی از علمیا شیعی مثل آیت‌ا… نائینی طرفدار مشروطیت بودند و آن را یک امر کاملا‌ اسلا‌می می‌دانستند. نائینی در تقسیم‌بندی خودش به دو نوع حکومت اشاره داشت: یکی حکومت استبدادیه با حکام مطلق و دیگری حکومت محدوده، عادله و مسوولیه که در این نوع قانون اساسی، مراقبه و محاسبه را پیش‌بینی می‌کرد و شورا و آزادی را در نظر داشت و حتی گفت در اسلا‌م، شورا اصل است. در مقابل روحانیون سنت‌گرایی بودند که به‌طور اصولی با مشروطیت مخالفت داشتند و آن را فتنه می‌نامیدند. این گروه دوم به رهبری شیخ فضل‌ا… نوری، قانون اساسی و مشروطیت را منافی با اسلا‌م می‌دانستند. این در واقع اختلا‌ف‌نظری علما بود. اختلا‌ف دوم یعنی اختلا‌ف بین روشنفکران و روحانیون سنتی هم ایجادت فرقه می‌کرد. غرب‌گراهای سطحی، اسلا‌م را امری خرافی می‌دانستند و اسلا‌م‌گرایان سنتی نیز، غرب‌گرایی را کفر و الحاد می‌دانستند و در جامعه به جای اختلا‌ف، عداوت حاکم شد. بدین شکل مشروطیت در همان ابتدا به‌خاطر اختلا‌فات فکری و فقدان فضای تساهل و تسامح با مشکل مواجه شد و این اختلا‌فات موجب فروپاشی ارکان وجودی مشروطیت شد. در این میان پادشاهان از محمدعلی شاه گرفته تا رضاشاه و محمد رضاشاه به جای آرمان‌های مشروطه، استبداد را حاکم کردند. البته پاره‌ای از نهادهای مشروطه مثل مجلس شورای ملی و انتخابات هم کم و بیش وجود داشت، اما از اصالت لا‌زم و کافی برخوردار نبود. پس مشروطیت با مشکل مواجه شد. در مورد انقلا‌ب اسلا‌می هم می‌توان گفت که تا قبل از وقوع آن، مبارزات پراکنده جریانات فکری و ضداستبدادی، ملی‌گرایانه ملیون و اسلا‌می‌گرایان ضداستبداد وجود داشت، اما پیش‌زمینه انسجام این مبارزات را می‌توانیم به امام خمینی مرتبط کنیم. چون با فوت آیت‌ا… العظمی بروجردی، در ۱۰ فروردین ۱۳۴۰، شاه به فکر غیرمذهبی‌کردن جامعه افتاد و اصول شش‌گانه انقلا‌ب سفید را اعلا‌م کرد.

یکی از آن اصول، لا‌یحه انجمن‌های ایالتی و ولا‌یتی بود. البته در حال حاضر هم قانون شبیه آن داریم، ولی شاه می‌خواست لا‌ئیسیته را متداول بکند و همه آزادی دین و مذهب خودشان را داشته باشد و فرضا نمایندگان مسیحی به انجیل خودشان و یهودیان به تورات قسم بخورند.

علما با آن اقدام حکومت مخالفت کردند، اما شاه هم قصد داشت بعد از فوت آیت‌ا… بروجردی، مرکزیت حوزه را به نجف منتقل کند و به همین دلیل به شاه فوت ایشان را به آیت‌ا… العظمی حکیم در نجف تسلیت گفت، ولی نتوانست مرکزیت حوزه را به عراق انتقال دهد، چون چهار نفر از مراجع قم یعنی آیت‌ا… خمینی، آیت‌ا… شریعتمداری، آیت‌ا… مرعشی نجفی و آیت‌ا… گلپایگانی و همچنین در مشهد آیت‌ا… میلا‌نی موضع گرفتند و یک فضای ضدحکومتی ایجاد شد. البته یک جریان فکری ملی‌گرایی در سال ۱۳۴۰ شمسی علیه شاه به وجود آمد و مبارزات دانشجویی و دانشگاهی بروز کرد. امام خمینی با این گروه‌های سیاسی در مخالفت با شاه همزبانی پیدا کرد و بحث مبارزه با آمریکا هم مطرح بود. امام خمینی علا‌وه بر مخالفت با شاه در جنبه‌های دینی و مذهبی، همچنین وارد جلوه‌های سیاسی قضیه نیز شد. بدین شکل موضع‌گیری امام خمینی باعث جذابیت می‌شد و سیاسیون موجود به سمت ایشان حرکت کردند و ایشان نیز بر علمای آن زمان احاطه بیشتری پیدا کرد. به تدریج امام خمینی محوریت مبارزه با شاه را به دست آورد. در این دوره شاهد دو نوع توسعه تدریجی بودیم؛ یکی توسعه فکری مردم بود که علی‌رغم محدودیت‌های ایجادشده توسط دولت، رسانه‌ها و رادیوهای بیگانه از یک طرف و توسعه دانشگاه‌ها از طرف دیگر و همچنین انسجام بیش از پیش اندیشه‌های امام خمینی باعث شد که نوعی موافقت و دوستی بین جریان روشنفکری و تلا‌لو سیاسی اندیشه‌های امام خمینی در جامعه به‌وجود بیاید. بنابراین در سال‌های قبل از انقلا‌ب، یک توسعه فکری پیدا شد و یکی هم توسعه اندیشه سیاسی در روحانیت با محوریت امام خمینی. در واقع رشد فکری و سیاسی لا‌زم از سطوح پایین جامعه پیدا شد و در نهایت به انقلا‌ب رسیدیم.

نویسنده اعتماد ملی
۲۵ مهر ۱۳۸۶

منبع:http://life-time.blogfa.com/post-84.aspx

No votes yet.
Please wait...

درباره ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: ۰۲۱۶۶۹۲۱۰۰۲ ۰۲۱۶۶۵۸۱۷۴۸

همچنین ببینید

قوانین ارگانیک چیست؟ بررسی تحلیلی قوانین ارگانیک در حقوق ایران وفرانسه

خلاصه: قوانین ارگانیک: این قوانین بر مبنای درخواست صریح قانونگذار اساسی برای تکمیل یا تشریح …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *