دکترصادق شریعتی نسب: چرا پزشکان باید رازدار باشند؟

وکیل پایه یک دادگستری، پژوهشگر پژوهشگاه رویان

۱- برخی از قوانین و مقررات، ریشه‏های اخلاقی دارند؛ یعنی در آغاز، یک حکم اخلاقی وجود داشته است که به مرور وارد قلمرو حقوق شده و برای آن حکم خاص پیش‏بینی شده است. رازداری نیز پیش از هرچیز، حکمی اخلاقی است و زشتی برملا کردن راز دیگران را می‏توان از داوری‏های مردم کوچه و بازار نیز دریافت.
گاه این حکم‏های اخلاقی، زمینه مقررات قانونی می‏شوند و قانونگذار را نیز با خود همسو می‏کنند. البته در عالم حقوق، زشتی افشای اسرار، به‌اندازه عالم اخلاق گسترده نیست و مسئولیت حقوقی کسی که راز دیگری را برملا می‏کند، فقط در پاره‏ای موارد جاری است. به‏عنوان مثال، اگر کسی راز دوست خویش را به دیگران بازگو کند،از نظر اخلاقی کاری ناپسند انجام داده است. اما این زشتی اخلاقی، به طور الزامی سبب نمی‏شود بتوان از نظر حقوقی نیز او را محکوم ساخت.
۲- در قوانین ایران، تنها برای موردی مجازات پیش‏بینی شده که کسی به دلیل حرفه خود اسراری از دیگران در دست دارد. اما در دیگر موارد (دوستی و روابط خانوادگی و…)، برای افشاکننده راز مجازات در نظر گرفته نشده است. علت هم آن است که قانونگذار از اعتماد مشروع افراد در مراجعه به متخصصان، حمایت و از حفظ امنیت عمومی در سطح جامعه پاسداری می‏کند. برخلاف روابط دوستی که مبتنی بر اعتمادهای شخصی است و افراد خود باید آن را مدیریت کنند (و به عنوان نمونه به هرکسی اعتماد نکنند و مراقب سخن‏های خویش باشند)، در روابط حرفه‏ای و شغلی، کل جامعه از خدشه‏دار شدن اعتماد افراد لطمه می‏خورد.
از سوی دیگر، افراد در مراجعه به متخصصان، نه فرصتی برای شناخت روحیات آنان دارند و نه این کار را لازم می‏شمارند. به همین دلیل نیز نزد پزشک یا وکیل یا روانشناس، به آسانی شخصی‏ترین وقایع زندگی خویش را که شاید به نزدیک‏ترین دوست و خویشاوند خود نمی‏گویند، بازگو می‏کنند، بی‏آنکه نگرانی در مورد عواقب آن داشته باشند.
به عنوان مثال بیماری که به پزشک مراجعه می‏کند، براحتی در مورد مشکلات روحی و جسمی خود با او سخن می‏گوید و گاه از خصوصی‏ترین جنبه‏های حریم خویش وی را آگاه می‏سازد؛ بویژه در مورد بیماری‏ها و اندامی که جزو حریم خصوصی انسان‏ها به شمار می‏آیند. همچنین کسی که به روانپزشک یا روانشناس مراجعه می‏کند، گاه از گذشته‏ها (دوران کودکی ، نوجوانی، میانسالی و…) و خصوصی‏ترین مسائل خانوادگی خویش با او سخن می‏گوید. همچنین است موکل در مراجعه به وکیل، که به‎واسطه دعوی و خواسته خویش، در مورد مسائل خاص زناشویی یا روابط خانوادگی یا قراردادها و معاملات خود با وکیل مشورت می‏کند.
۳- به همین دلیل قانونگذار بر خود لازم دانسته با وضع مقرراتی، از این اعتماد و حسن‏نیت حمایت کند. در بخش تعزیرات از قانون مجازات اسلامی ایران (ماده ۶۴۸) می‏خوانیم: «اطبا و جراحان و ماماها و داروفروشان و همه کسانی که به‏مناسبت شغل یا حرفه خود محرم اسرار می‏شوند، هرگاه در غیر از موارد قانونی، اسرار مردم را افشا کنند، به سه ماه و یک روز تا یک سال حبس یا به یک میلیون و پانصد هزار تا شش میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‏شوند.»
بنابراین، وظیفه رازداری، ویژه پزشکان نیست و درباره وکلا و مشاوران و… و به‏طور کلی هرکس که به‏مناسبت حرفه خود «محرم اسرار» است نیز اجرا می‏شود. بویژه مشاغلی که در آن افراد پیش از اشتغال رسمی ‏باید سوگند بخورند (مانند پزشکی و وکالت)، این وظیفه سنگین‏تر خواهد بود. در مورد پزشکان، «آیین‏نامه انتظامی رسیدگی به تخلفات صنفی و حرفه‏ای شاغلان حرفه‏های پزشکی و وابسته» مصوب ۹/۵/۱۳۷۳ هیأت وزیران، برای افشای اسرار بیمار، توبیخ و در صورت تکرار تخلف، محرومیت از اشتغال به حرفه‏های پزشکی از سه ماه تا یک‌سال در نظر گرفته است (مواد ۴ و ۳۱).
۴- گذشته از مسئولیت‏های کیفری و انتظامی که در قوانین و آیین‏نامه‏ها آمده است، اگر در اثر افشای اطلاعات، به بیمار (یا موکل و…) خسارتی وارد آید، حتی ممکن است علیه کسی که اسرار دیگری را افشا کرده است، دعوای مسئولیت مدنی طرح و از او مطالبه خسارت کرد.
۵- با وجود این، وظیفه رازداری پزشک استثنائاتی نیز دارد و مطلق نیست: گاهی اوضاع و احوالی پیش می‏آید که پزشک باید برای رعایت مصالحی، آنچه را از بیمار خویش می‏داند به مراجع یا افرادی اعلام کند. آگاه ساختن این مراجع یا افراد، همواره باید به دلایل توجیه‏پذیری متکی باشد. به‏طور کلی، در مواردی که جان یا سلامت فرد یا افرادی در خطر باشد، یا مصلحت عمومی اقتضا کند، افشای اسرار بیمار نه تنها جرم و سلب مسئولیت نیست بلکه وظیفه پزشک خواهد بود.
به‏عنوان مثال، اگر یک خلبان هواپیما یا سوزنبان قطار به پزشک مراجعه کند و به او بگوید از بیماری صرع رنج می‏برد، برای جلوگیری از در خطر افتادن جان مسافران، پزشک باید موضوع را گزارش کند. همچنین اگر معلم دبستانی به روانپزشک مراجعه کند و او تشخیص دهد که به دلایل شخصیتی، آن معلم میل به کودک‏آزاری دارد، باید موضوع را به مقامات مربوطه گزارش دهد. یا اگر کسی به پزشک مراجعه و به او اعلام کند که قصد خودکشی یا به قتل رساندن فرد دیگری را دارد، یا پزشک در معاینات خویش به این احتمال معقول برسد که چنین خطری در کمین است، باید مقامات مربوط را از موضوع آگاه سازد.
مثال دیگر، حالتی است که یکی از زن و شوهر، مبتلا به بیماری‏های مقاربتی است که از راه آمیزش جنسی، به دیگری منتقل می‏شود. در این حالت، سخن از وظیفه پزشک به آگاه ساختن همسر فرد بیمار به میان می‏آید.
البته همواره تعیین مواردی که پزشک حق دارد یا مکلف است راز بیمار را افشا کند، آسان نیست و گاه میان علمای اخلاق پزشکی یا حقوقدانان نیز بحث بر سر این مسأله ادامه می‏یابد. با وجود این، می‏توان موارد استثنایی نقض رازداری پزشک و نیز اصول افشای اطلاعات را به‏طور کلی در زیر خلاصه کرد:
۱- مواردی که در قوانین یا آیین‏نامه‏های خاص، به‏عنوان امور استثنایی بیان شده و در آن‌ها پزشک مکلف است در مورد بیمار یا بیماری او، به نهادهای خاصی گزارش بفرستد. ‌قانون «طرز جلوگیری از بیماری‏های آمیزشی و بیماری‏های واگیردار» مصوب ۱۱/۳/۱۳۲۰ و نیز اصلاحیه آن مصوب ۳۰/۸/۱۳۴۷، از نمونه‏های این موارد هستند. در این قانون، گزارش بیماری‏هایی مانند آبله، وبا، اسهال خونی، فلج اطفال، مالاریا و… از سوی پزشکان اجباری است. همچنین است ‌قانون راجع به ‌ثبت و گزارش اجباری بیماری‏های سرطانی مصوب ۵/۷/۱۳۶۳٫
۲- مواردی که در جریان رسیدگی قضایی به پرونده‏‏ای، مقام قضایی برای روشن شدن حقایقی، از پزشک کسب اطلاع می‏کند. در این موارد نیز، حتی اگر در قانون نیامده باشد، پزشک باید به دستور مقام قضایی احترام بگذارد و اطلاعاتی را که برای کشف حقیقت لازم است، بازگو کند؛ هرچند آن اطلاعات جزو اسرار پزشکی بیمار باشد.
۳- حتی در مواردی که نه در قانون پیش‏بینی شده و نه حکم قضایی وجود دارد، اگر حفظ جان شخص یا اشخاصی، یا مصلحت جامعه اقتضا کند، پزشک ‏باید در حد ضرورت اطلاع‏رسانی کند. گزارش احتمال وقوع قتل به پلیس، یا اطلاع دادن برخی بیماری‏های خطرناک به همسر بیمار، در این زمره هستند.
۴٫ در همه این موارد، پزشک باید چند نکته را رعایت کند:
اول: در حد ضرورت و به میزان نیاز اسرار بیمار را در اختیار بگذارد. بنابراین به‏عنوان مثال، اگر مقام قضایی برای روشن شدن حقیقت، از قصد جنایت کسی بپرسد، پزشک نباید اتفاقات خصوصی دوران کودکی یا مسائل زناشویی او را که ارتباطی به ماجرا ندارد بازگو کند.
دوم: حتی در مواردی که قانون گزارش امری را اجباری کرده، تا جای ممکن گزارش اطلاعات باید محرمانه باشد؛ یعنی تنها به مراکز پیش‏بینی شده در قانون ارائه شود و پزشک مجاز نیست این اطلاعات را مثلاً در اختیار رسانه‏های عمومی بگذارد. همچنین، جز در مواردی که ضرورت دارد، گزارش‏ها باید تا جای ممکن بدون ذکر نام و مشخصات بیمار و تنها با اشاره به نوع بیماری باشد.
سوم: جز در موارد فوری (مانند خطر قتل) یا مرتبط با امنیت عمومی (مانند شیوع بیماری‏های واگیر)، افشای اطلاعات باید تا جای ممکن همراه با مشارکت و کسب رضایت از خود بیمار باشد. اما اگر این امر ممکن نشد، آن‌گاه پزشک باید به‏طور مستقیم عمل کند. بنابراین، به‏عنوان مثال تا جایی که ممکن است بیمار به‏توصیه پزشک عمل کند و همسر خویش را در جریان بیماری خود بگذارد، پزشک نباید مستقیماً وارد عمل شود.

About ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: 66965272 -021

Check Also

بسته دکتری حقوق کیفری و جرمشناسی آزمون نیمه متمرکز ۹۶

????منابع دکتری حقوق جزا و جرمشناسی آزمون دکتری نیمه متمرکز ۹۶ الف- بسته دکتری جزا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

hacklinkci - e sigara - ko cuce