Breaking News

خبرنامه شماره ۱۰، دوره سوم (اردیبهشت ۱۳۸۸): سالرزو تأسیس سازمان ملل متحد

سالروز ِ تأ سیس سازمان ملل متحد

خیرمقدم

دبیرکل انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد

خانم دکتر نسرین مصفا

انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد از بدو تأسیس خود، با توجه به اهمیت سالروز تأسیس ملل متحد همواره مراسمی را برگزار نموده است. در تاریخ دوشنبه ۲۹ مهر ماه سال ۱۳۸۷ انجمن گردهمائی بمناسبت شصت و سومین سالروز تأسیس ملل متحد را تشکیل داد که در آن جناب آقای دکتر محمد جواد ظریف با عنوان”تحول مفهوم حاکمیت” سخنرانی نمودند. این مراسم با استقبال فراوان اعضای انجمن، اساتید، محققان و دانشجویان در محل تالار بعثت دانشگاه تهران برگزار گردید.
در ابتدای جلسه دکتر نسرین مصفا، دبیر کل انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد ضمن خیر مقدم گویی به اساتید، پژوهشگران، دانشجویان و حضار محترم، مناسبت های بین االمللی را فرصت خوبی برای توجه به موضوعات مهم دانستند و یاد آوری نمودند انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد بعد از تشکیل خود بمناسبت سالروز ملل متحد همراه مراسمی برگزار نموده است. وی حضور دکتر ظریف (سخنران جلسه) و استفاده از تجربه های عملی و توانایی هایی علمی ایشان را برای انجمن بسیار مهم دانستند. دکتر مصفا با ذکر این نکته که شخصیت برجسته علمی دکتر محمد جواد ظریف بر همگان شناخته شده است به بیان مختصر موقعیت های بین المللی سخنران جلسه (دکتر ظریف) پرداختند:
۱- سال ۲۰۰۷: رئیس کمیسیون فرهنگی یونسکو
۲-سال۲۰۰۵-۲۰۰۳: معاون رئیس مجمع عمومی سازمان ملل متحد
۳-سال ۲۰۰۱: رئیس کنفرانس مقدماتی تهران برای نژادپرستی، دیگر ستیزی و مدارا
۴- عضو پنل نخبگان دبیرکل برای گفتگوی تمدنها
۵-رئیس کمیته سیاسی دوازدهمین اجلاس سران عدم تعهد
۶- ۱۹۹۲-۱۹۹۳ رئیس کمیته ششم ملل متحد برای مسایل حقوقی

در پایان دبیر کل انجمن با بیان این که انجمن همواره ارتباط ثمر بخشی با مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد در تهران داشته است از آقای سونیل نارولا برای قرائت پیام دبیر کل و همکارانشان و نیز نمایندگان سایر کارگزاران تخصصی ملل متحد در تهران تشکر و قدردانی نمود. وی در سخنان خود در ابتدای این مراسم از نیروی انسانی نیز به عنوان بزرگترین سرمایه انجمن یاد نموده و اظهار امیدواری کرد که انجمن بتواند در توسعه ادبیات ملل متحد ایرانی و هچنین در عرصه بین المللی جایگاه خود را پیدا کند. سپس از آقای سونیل نارولا رئیس مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد در تهران دعوت نمودند تا به قرائت پیام دبیر کل بپردازند.

ارائه پیام دبیر کل سازمان ملل متحد به مناسبت روز ملل متحد

جناب آقای سونیل نارولا

رئیس مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد در تهران

“در این شصت و سومین سالگرد تاسیس سازمانمان، برای گرامیداشت ملل متحد به شما می پیوندم. امسال سالی دشوار در زندگی سازمان ملل است. به تازگی از نیمه راه در جدال برای دستیابی به آرمان های توسعه هزاره، یعنی دیدگاه مشترکمان برای ساخت دنیایی بهتر در قرن ۲۱، عبور کرده ایم. می توانیم به روشنی بیش از همیشه ببینیم که تهدیدهای قرن ۲۱ هیچکس را بی بهره نمی گذارد. تغییرات آب و هوا، گسترش بیماری، سلاح های کشنده، و خطر تروریسم در سراسر مرزها. چنانچه بخواهیم مواهب مشترک را در دنیا توسعه دهیم، بایستی از منافع عمومی در سطح جهان مراقبت کنیم. بسیاری از کشورها هنوز هم در مسیر دستیابی به آرمانهای توسعه هزاره تا سال هدف یعنی سال ۲۰۱۵ قرار ندارند. اینجانب هم اکنون از آثار بحران مالی جهانی نگرانم. هیچگاه رهبریت و شراکت تا این اندازه از اهمیت برخوردار نبوده است.

این، توفیقمان را در گردهمایی عالیرتبگان درباره آرمانهای توسعه هزاره که در سپتامبر برگزار شد، چشمگیرتر می کند. ما به اتفاق، ائتلافی گسترده برای تحول عرضه کرده ایم. دولتها، مدیران اجرایی ارشد و جامعه مدنی. ما تعهدی بی سابقه در انتظامات و مشارکتها برای کمک به فقیران جهان بنا نهاده ایم. محاسبه نهایی هنوز مشخص نیست، اما سر جمع مبالغی که در رویداد آرمانهای توسعه هزاره وعده داده شده  ممکن است از ۱۶  میلیارد دلار تجاوز کند. مشارکت راه آینده است. به پیشرفت درباره مالاریا بنگرید. تلاشهای جهانی ما درباره مالاریا، مارا به مسیر بازداری از بیماری رهنمون کرده که در هر ۳۰ ثانیه کودکی را می کشد. این از راه برنامه ریزی متمرکز کشوری قابل اجراست. تعمین وجه قابل توجه تر، مدیریت هماهنگ جهانی، علم و فناوری رده بالا. همچنانکه به کنفرانسهای دوربان، و کپنهاگ نزدیک می شویم، الگوهایی مانند این نیاز داریم که از عهده چالش هایی دیگر شامل تغییرات آب و هوا برآییم. ما به آنها نیاز داریم تا بتوانیم به تمامی دیگر آرمانها ی توسعه هزاره دست یابیم.

اجازه دهید بر این امر بعنوان راهی پیشِ رو نگاه کنیم. زمانی برای از دست دادن باقی نمانده است. سازمان ملل باید الگوهایی برای دنیایی امن تر، سالمتر و مرفه تر ارائه دهد. در این روز، سازمان ملل متحد تمام شرکا و رهبران را فرا می خواند تا سهم خود را به اجرا در آورند و به قولشان وفادار بمانند.”

جناب آقای دکتر محمد جواد ظریف

استاد دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه

دکتر محمد جواد ظریف در ابتدا، روز ملل متحد را به همکاران گرامی، اعضای محترم انجمن و نمایندگان محترم دفاتر ملل متحد در تهران تبریک گفتند و اظهار خوشوقتی نمودند که این روز در این مراسم به عنوان سخنران حضور دارند. دکتر محمد جواد ظریف از دکتر جمشید ممتاز و دکتر نسرین مصفا تشکر نمودند و همکاری طی دو دهه با ایشان را مایه افتخار خود عنوان نمودند.

ایشان سخنرانی خود را این گونه آغاز نمودند: یکی از مهمترین وقایع تاریخ جهان ایجاد نهادهای چند جانبه ای است که سازمان ملل متحد برجسته ترین و فراگیرترین آن می باشد و یک تحول عمده در تاریخ بشر شکل گیری مفهوم حاکمیت در قالب دولت ملت پس از قرارداد وستفالی است. تا قرن پانزده تعداد محیط های چند جانبه تعامل وجود نداشته و ظهور این بازیگران و تعریف هایی که از اینها می شود به عنوان موجودیت های مستقل در صحنه بین المللی باعث می شود تا نهادهای چند جانبه شکل بگیرند، رشد کنند و نمودار برتر آن ها در سازمان ملل متحد متجلی شود. لذا اگر بخواهیم راجع به سازمانهای بین المللی در ملل متحد صحبت کنیم ارتباط این سازمانها با حاکمیت یک ارتباط غیر قابل تبدیل است. بدون وجود حاکمیت و تعریف حاکمیت به عنوان حاکمیت های دولت- ملت ها امکان تأسیس مجامع و نهادهای چند جانبه بوجود نمی آید. این نهادها ضمن این که در واقع حضور و حیات خود را وام دار حاکمیت می دانستند شاید بیشترین تأثیر را هم بر حاکمیت گذاشته اند.

اگر امروزه بخواهیم در مورد تحول مفهوم حاکمیت و سازمانهای بین المللی و ملل متحد صحبت کنیم، ارتباط این سازمانها با حاکمیت یک ارتباط غیر قابل انکار است. بدون وجود حاکمیت، دولت ها همواره به جز مواردی که چاره ای نداشته اند، بسیار با خسّت نسبت به حاکمیت خود رفتار نموده اند. تنها زمانی که ناچار بوده اند برای حفظ حاکمیت خودشان اجازه داداه اند که دخالت هایی در این زمینه صورت بگیرد. به همین دلیل هم اگر به تاریخچه سازمان های بین المللی نگاه کنید، می بینید که دولتها در ابتدا در این سازمانها بیشترین حساسیت را داشته اند که سازمان بین المللی از حدود خودش خارج نشود و در حوزه حاکمیت دولتها وارد نگردد. دلیل واقعی تأسیساتی که در سازمانهای بین المللی هست، مثل شوراها و هیأت مدیره ها، این بوده که دولتها مراقبت می کردند که سازمان یک شخصیت مستقل و یک هویت حاکمیتی را به خودش نگیرد. دولتها تلاش کرده اند که تمامی سازمانها مخصوصاً در ابتدای شکل گیری خود تصمیماتشان جنبه توصیه داشته باشد و نتوانند دولتها را مجبور به اجرای این مطالب کنند. ظهور این سازمانهای چند جانبه به اضافه تحولات دیگری که در صحنه بین المللی رخ داده باعث شده که آن حاکمیتی که در قرن ۱۹ و ۲۰ از آن صحبت شده امروز دیگر مبنایی نداشته باشد.

دکتر محمد جواد ظریف در ادامه گفتند: بحث من یک بحث ارزشی نیست یعنی من نه در پی آن هستم که بگویم این یک اتفاق میمون و مبارکی بوده و نه در پی آن هستم که بگویم این اتفاق خطرناکی است. صرفاً در این جلسه در پی بیان آن هستم که چه اتفاقی برای حاکمیت افتاده است. حاکمیت و تجلی آن در مجامع بین المللی با دو اصل همراه بوده است: این دو اصل، یکی اصل تساوی حاکمیت و دیگری اصل عدم مداخله است. این دو اصل هم اجازه داده کشورها و دولتها بعنوان واحدهای مستقل در صحنه بین المللی با هم تعامل داشته باشند و هم با شکل گیری سازمانهای بین المللی ارتباط داشته باشد. یعنی این دو اصل با یکدیگر ارتباط داشته و شاید بتوانیم بگوییم که مبنای اولیه دیپلماسی و بویژه دیپلماسی چند جانبه همین دو اصل است.

اصل تساوی حاکمیت به معنای برابری دولت های ملی بعنوان بازیگران در صحنه بین المللی، امکان تعامل این واحدها در صحنه بین المللی را می دهد و این تعامل را هماهنگ می کند. میزان قدرت، وسعت سرزمین، ثروت، جمعیت این موارد تأثیری بر اصل تساوی حاکمیت ندارد. این اصل اهمیت بسیار فوق العاده ای در منشور ملل متحد دارد. شما اگر به مقدمه منشور نگاه کنید یکی از مهمترین نکاتی که در آن اشاره شده این است: “اعلام مجدد ایمان به حقوق اساسی بشر و ارزش شخصیت انسانی و به تساوی مرد و زن و ملتها از کوچک و بزرگ”. یعنی مفهوم سیاسی اصل تساوی حاکمیت در مقدمه متن منشور به صورت واضح ذکر شده است، که در واقع ملتهایی که در سازمان ملل متحد جمع شده اند صرف نظر از اندازه و اهمیت و قدرتهای خود، تساوی دارند. بسیاری چیزها از این اصل تساوی حاکمیت ناشی می شود که یکی از آنها عدم مداخله است. اصل تساوی حاکمیت می تواند به عنوان مبنای فلسفی اصل عدم مداخله محسوب شود. اصول دیگری هم از اصل تساوی حاکمیت نشأت می گیرد مثل اصل مصونیت دولتها، یعنی هیچ دولتی نمی تواند در مورد اقدامات حاکمیتی دولت دیگر قضاوت کند. اصل عدم مداخله در امور داخلی دولتها فراتر از مداخله در امور داخلی بوده و شامل مداخله در رفتار خارجی دولتها نیز شده است تا حدی که دولتها خودشان تنها تشخیص دهنده صحت یا عدم صحت اقداماتشان در سطح بین المللی بوده اند.

در قرن های ۱۸ و ۱۹ یکی از نشانه های بارز حاکمیت دولتها جنگ بود. اگر به تعاریف قدیمی حاکمیت نگاه کنید می بینید یکی از لوازم شناسایی حاکمیت، توانایی یک دولت در شروع جنگ است. یعنی دولتی از حاکمیت برخوردار است که چنین توانایی را داشته باشد. خیلی طبیعی است که این برداشت از حاکمیت را قبل از جنگ جهانی اول در مورد روشها و بعد از جنگ جهانی اول در مورد اصل جنگ زیر سوال ببریم. یعنی اولین بند قرارداد ۱۹۲۸ می گوید “دولتها استفاده از زور را بعنوان ابزار سیاست خارجی خود رد می کنند.” یعنی استفاده از زور تا آن زمان یکی از ابزارهای سیاست خارجی بوده است. نظام توازن قوا بر این اساس بوده که دولتها بتوانند از جنگ استفاده کنند. به نظر ایشان، زمانی این جنگ ممنوع شد که کارایی خود را در پیشبرد اهداف ملی از دست داد، یعنی جنگ نه به این دلیل که یکسری حقوقدان خوش خیال نشستند و گفتند ما می خواهیم از این به بعد در دنیا جنگ نشود ممنوع شد، بلکه کارائی اش را از دست داد هزینه جنگ بر منافع آن پیشی گرفت و لذا دیگر فایده ای نداشت از جنگ بعنوان ابزار توازن استفاده شود. به همین دلیل جنگ بعنوان یک ابزار سیاست خارجی از بین می رود و همین تعریف را هم در تحدید مفهوم حاکمیت از بعد خارجی آن ملاحظه می کنید، تا اینکه به مقدمه منشور ملل متحد می رسد، در مقدمه منشور استفاده از زور برای منافع جنگی رد می شود و نیز ضرورت فیصله مسالمت آمیز اختلاف ها و همینطور ممنوعیت توسل به زور را مطرح می کند. منشور یک اصل جدید را ابداع نکرده است بلکه اصولی را که در صحنه بین الملل وجود داشته مورد تأکید قرار داده که یکی از آنها ممنوعیت توسل به زور است، به جزء دفاع مشروع آن هم در مقابل حمله مسلحانه قبلی. بنابراین حاکمیت در بعد خارجی خود دچار تهدید و خدشه شد. یعنی حاکمیت مطلقی که دولتها در پیشبرد اهداف خود در سیاست خارجی داشتند که حتی اجازه توسل به زور به آنها می داد و تنها خودشان بودند که می توانستند تشخیص دهند که این توسل به زورشان مشروع است یا نه، دچار خدشه شد.

در بعد داخلی منشور ملل متحد هنوز تاکید اساسی بر حاکمیت دارد. بند ۷ ماده ۲ یکی از مواردی است که راجع به حقوق کشورها است مانند داشتن انرژی هسته ای.  ماده ۲ مقرر می کند: هیچ چیز در این منشور نه تنها اعضا بلکه ملل متحد را مجاز نمی داند، “در اموری که ذاتاً جزو صلاحیت داخلی هر کشوری است دخالت نماید و اعضا را نیز ملزم نمی نماید که چنین موضوعاتی را تابع مقررات منشور نماید.” یعنی تا این میزان صراحت دارد و تنها استثنایی که دارد اقدامات مصلحتی است. دو نمونه برجسته آن حقوق بشر و کنترل تسلیحات جمعی می باشد. منشور با توجه به شرایط زمانی به این دو حوزه پرداخت. از یک طرف منشور هدفش ریشه کن کردن جنگ بود و از طرف دیگر در زمانی تصویب می شود که بزرگترین جنایات علیه بشریت اتفاق می افتد . تلاش منشور بر این است که حقوق بشر بعنوان یک بحث که نه تنها بر وجدان بشری تاثیر دارد بلکه بر صلح  و امنیت بین المللی نیز مؤثر است مورد توجه قرار گیرد.
تحول در بخش حقوق بشر، در اقدامات سازمان ملل متحد به چه شکلی منعکس می شود؟ به شکل تشکیل کمیسیون حقوق بشر با وظیفه ای که برای یک دوره نزدیک به ۲۰ سال که دوره ترویج یا promotion نام می گیرد. یعنی در این دوره کمیسیون حقوق بشر بیشتر به هنجارسازی و به ترویج آن می پردازد و دغدغه ی مسئله نظارت و آنچه که ما به آن protection و حمایت می گوییم در مقابلش نبوده است. دهها هزار نامه شکایت در مورد وضعیت حقوق بشر به دبیرخانه ملل متحد ارسال می شود و این بحث بین کشورها وجود دارد که تحول موضوع حاکمیت با دیپلماسی همراه است یعنی دولتها هم بیکار ننشسته اند و مجبور شده اند انواع دیپلماسی از قبیل دیپلماسی بین المللی و چند جانبه خودشان را همراه کنند. این روند ادامه داشته تا اینکه امروز در مورد دیپلماسی اقتصادی ،دیپلماسی فرهنگی و ارزشی، دیپلماسی آموزشی صحبت می کنیم که در اوج جنگ سرد روسها مجبور بودند علی رغم همه اثرات آن دیپلماسی آموزشی آمریکا را بپذیرند. تاثیراتش از آن مطالعاتی که درباره آن انجام شده می توان دریافت. این دیپلماسی چه تاثیراتی در حوزه جنگ سرد داشته، و نهایتا” حوزه  دیگری که بیشترین نام را برای دانشگاهیان آمریکایی فراهم می کند دیپلماسی عمومی است که نتیجه حضور فرد در سطح بین المللی می باشد.

امروز دیپلماسی عمومی آنچنان اهمیت پیدا کرده که سرباز آمریکایی (نه دیپلمات آمریکایی) همراه با یاد گرفتن فنون جنگی زبان کشوری را که قرار است در آن بجنگد یاد میگیرد. یعنی اثر بدست آوردن سرزمین از بدست آوردن آنچه به آن می گویند hearts and minds  (قلب ها و مغزها) کمتر شده و به سرباز یاد می دهند که برای بدست آوردن فلبها و مغزها تلاش کند. این تحولی است که دولتها برای برخورد با این چالش و برای کاهش اثرات و فرصت هایی که این چالش یرایشان فراهم می کند بدست گرفته اند و تلاش کرده اند در این حوزه ابتکار عمل را بدست بگیرند و همه جا هم موفق نبوده اند اما خوب در برخی از موارد هم توفیق هایی داشته اند.

کلام آخر

جناب آقای دکتر جمشید ممتاز

رئیس انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد

دکتر ممتاز ضمن خیر مقدم به حضار و یاد از سابقه ۲۸ ساله دوستی با دکتر ظریف، با بیان اینکه در انجمن عادت بر این بوده است که ایشان در پایان سخنرانی نظرات خود را راجع به موضوع مورد بحث مطرح می کند، ابتدا به نماینگی از همگی از جناب دکتر ظریف صمیمانه تشکر کردند و سپس سخنان خود را با تأکید بر جنبه ارزشی مباحث اینگونه آغاز نمودند:

با دقت زیاد به این سخنرانی توجه کردم و بسیار بهره گرفتم و چندین صفحه را سیاه کردم و همواره مورد استفاده قرار خواهم داد. فرمودید که دولتها وقتی مسئله حاکمیت مطرح می شود هم حساس هستند و هم خسیس. این کاملاً درست است ولی احساس می کنم که دولتها کاملاً متوجه شده اند که تحول حقوق بین الملل که روی آن تاکید زیادی داشتید، نهایتاً به نفع آنهاست. تحول حقوق بین الملل با افزایش تعهدات دولتها منجر به متزلزل شدن حاکمیت ها نمی شود و بحث ارزشی اینجاست. من فکر می کنم اگر تحول حقوق بین الملل به نتیجه برسد در جهت استحکام حاکمیت ها خواهد بود. یکی دو موردی که میخواهم بدان اشاره داشته باشم، یکی مسئله رعایت حقوق بشر است و اینکه آیا جنبه نظارتی را دولتها باید بپذیرند یا نه. الان خیلی ها بر این عقیده هستند (از جمله دبیر کل ملل متحد) که نقض حقوق بشر بزرگترین تهدید علیه حاکمیت است و دقیقاً در جایی که حقوق بشر بصورت مستمر و گسترده نقض می شود احتمال بروز درگیری بیشتر می شود و این درگیری نهایتاً تهدیدکننده ی حاکمیت است. به نظر من دموکراسی در جهت تضمین حاکمیت خواهد بود، نه تهدید کننده حاکمیت. همین نظر را احتمالاً در مورد کنترل سلاح می توانیم بدهیم. اگر به نتیجه برسیم و خلع سلاح کامل را داشته باشیم، در جهت تحکیم حاکمیت های فاقد نیروهای مسلح نخواهد بود؟ من حاکمیت گرا هستم و در خیلی از موارد طرفدار حاکمیت هستم ولی بایستی که حقوق بین الملل مسیر حاکمیت ها را مشخص کند و مطالب ارزنده ای شما امروز مطرح کردید افزایش تعهدات حاکمیت ها بنظر در جهت عقلایی کردن حاکمیت و در خیلی از موارد در جهت تضعیف حاکمیت خواهد بود. در صورتیکه من فکر میکنم در جهت تحکیم حاکمیت ها می باشد. این نظری بود که من می خواستم در اینجا ارائه کنم و می دانم که شما بدلیل اینکه می خواهید بحث ارزشی داشته باشید مایل نیستید که نظر خودتان را در مورد این مسائل بیان کنید. من میدانم که در تمام این تحولات شما ۸ مورد را بیان داشتید که بسیار ارزنده بود و این هشت مورد همگی در جهت افزایش تعهد و در مورد تحکیم حاکمیت ها می باشد.

اصولاً باید ذکر می کردم که سازمان بین المللی برای  انقلاب در حاکمیت ایجاد نشده، سازمانهای بین المللی برای این ایجاد شده اند که به حاکمیت ها کمک کند تا بتوانند پایدار بماند. یعنی آنچه که حاکمیت قبلاً حوزه اختیاراتش بر می شمرده الان آن اختیارات را همچنان دارد اگر این اختیارات محدود نشود و جهت دهی نشود همانطور که فرمودید اصل حاکمیت زیر سوال می رود و دچار خدشه می شود. اما همزمان باید توجه کنیم که که این حاکمیتی که امروز از آن بحث می کنیم با آن حاکمیتی که در قرن بیستم یا نوزدهم از آن بحث می شود فرق دارد. دولتها چه دولتهای جهان سوم و چه آمریکا، وقتی به خودشان می رسند، هنوز در تفکر قرن نوزدهمی هستند. من یک مثال می زنم: با اینکه خانم آلبرایت زمانیکه نماینده دائم آمریکا در سازمان ملل بود، بیشترین نقش را داشت که کوفی عنان دبیر کل شود -این البته نقطه ی منفی در انتخاب کوفی عنان نیست و کوفی عنان یکی از بهترین دبیر کل ها در تاریخ ملل متحد است- کوفی عنان به کنگره آمریکا برای درخواست کمک مالی رفته بود (چون آمریکایی ها پولهای خود را پرداخت نمی کنند کوفی عنان هم معروف بود به اینکه در دایره های قدرت داخل آمریکا نفوذ دارد)، نمایندگی آمریکا که رئیس آن خانم آلبرایت بود، فردی محافظه کار و جدید نبود بلکه لیبرال هم بود، بیانیه ای داد که آقای کوفی عنان دارد در امور داخلی ما دخالت می کند یعنی تصور نکنیم که تنها ما که حاکمیت های جهان سومی هستیم خیلی با خسّت نسبت به امور حاکمیتی خود اصرار داریم، متاسفانه همه دولتها چنین می کنند. به علاوه، مفهوم حاکمیت روشن نیست؟ من با شما موافق هستم ولی اصرار داشتم این مسئله باز شود و افزایش تعهدات را برای دولت ها بپذیریم دولت ها باید بخصوص نسبت به شهروندانشان برای تحکیم حاکمیت متعهد باشند.

در انتها، دکتر ممتاز، از حضار دعوت کردند تا سؤالات احتمالاً خود را مطرح کنند تا با اتفاق سخنران محترم دکتر ظریف به تبادل نظر در مورد آنها بپردازند.

یکی از سوالاتی که مطرح شد این بود: وقتی منشور مسئولیت اصلی حفظ صلح بین المللی را به شورای امنیت اعطا می کند و تعریفی از تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی نمی کند، این اختیار و مسئولیت را به شورای امنیت واگذار می کند. در نتیجه، در مواردی ممکن است همانطور که در جنگ ایران و عراق به ما می گفتند، شورای امنیت به این نتیجه رسیده باشد که شناسایی متجاوز کمکی به حل مسئله و حفظ صلح و امنیت بین المللی نمی کند و چون شورای امنیت مسئول حفظ صلح و امنیت بین المللی است استاندارد را ما اینجا دوگانه اعمال می کنیم و این دولت متجاوز را شناسایی نمیکنیم. آقای دکتر در جواب ایشان عنوان کردند از تأسیس سازمان ملل متحد بیش از ۶۰ سال گذشته است، ولی ۵ عضو دائم همان ۵ عضو هستند. این به معنی تعدیل قدرت بیرونی است. ایشان عنوان کردند که همین منشور دو اختیار را  به مجمع عمومی داده است. اختیار رسیدگی به گزارش شورای امنیت، شورای امنیت موظف است به مجمع عمومی گزارش بدهد، مجمع عمومی می تواند شورای امنیت را مواخذه کند. حتی در مورد انتخاب دبیر کل مجمع عمومی علی رغم اینکه می تواند از شورای امنیت بخواهد تا چندین نامزد به او معرفی کند عنوان کردند که مجمع عمومی اختیار اداره این وضیعت را دارد. منشور وظیفه اولیه حفظ امنیت و صلح بین المللی را به عهده شورای امنیت می گذارد ولی آن جا می گوید اعضا موافقت می کنند که مسئولیت اولیه صلح و امنیت بین المللی از طرف ایشان توسط شورای امنیت انجام شود. یعنی این شورای امنیت وکیل است و مجمع عمومی موکل است. مجمع عمومی این اجازه را دارد که برای حفظ صلح و امنیت بین المللی اقدام کند، کما اینکه در قضیه بحران یوگسلاوی این کار انجام شد و از شورای امنیت خواست که تحریم تسلیحاتی بوسنی را قطع کند و بر اساس ماده ۱۲ منشور، مجمع عمومی بعنوان موکل این حق را دارد که از وکیل خود بخواهد که درست رفتار کند، ولی استفاده نمی کنند.

اخبار
انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد در نمایشگاه دستاوردهای علمی وپژوهشی در آذر ماه سال ۱۳۸۷ در مصلی تهران  و نمایشگاه جامع علم و فناوری هفته پژوهش کمیسیون انجمن های علمی ایران در نمایشگاه بین المللی  در آذر ماه ۱۳۸۷ فعالیت های خود را به نمایش گذاشت.

معرفی کتاب سازمان ملل متحد و مقابله با بی کیفری

ناشر: انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد سال ۱۳۸۸

در معنایی ساده به زبان حقوقی، «بی کیفری» یعنی به مجازات نرسیدن آن که جرمی را مرتکب شده است. از دیدگاه حقوق بین الملل، که در برخی موارد نقض حقوق بشر را موجب مسئولیت کیفری می داند، بی کیفری بدین معناست که عاملان نقض حقوق بشر از هرگونه تحقیق و تعقیب، دستگیری و محاکمه بگریزند و به مجازات متناسب با رفتار ضد انسانی خود نرسند. در این معنا، بی کیفریِ آن که جنایت می کند و در سکوت و فراموشی از محاکمه و کیفر می گریزد، غلبه ستم و قساوت است بر انسانیت و عدالت. برای همین باید با آن «مبارزه» کرد.

پیشترها اندیشه مبارزه برای اجرای عدالت با کیفر دادن جنایتکاران هر از چندگاه فرصت بروز می یافت. اما مبارزه با بی کیفری، به معنایی که ذکر شد، در جهان امروز ما نمودی گسترده یافته است و تلاشهای مستمر و فراوانی می شود تا جنایتکاران به دست عدالت سپرده شوند. چنانکه، در پی تحولات یکی دو دهه گذشته، این مبارزه امروزه همچون یکی از عوامل اصلی برقراری حاکمیت قانون و تضمین ارزشهای مشترک بشری به شمار می آید.

قطعنامه های متعدد شورای امنیت مربوط به مسایل و موضوع های گوناگون که در آنها مفهوم «مبارزه با بی کیفری» به کار رفته است؛ برخی آرای اخیر دیوان بین المللی دادگستری که به شیوه خود ضرورت این مبارزه را بازگو کرده است و عملکرد مراجع قضایی بین المللی و ملی برای محاکمه جنایتکاران، گواه درک اهمیت و ضرورت این مبارزه برای اجرای عدالت در سطح بین المللی است.

از دیگر سو، ورود سازمانهای مردم نهاد غیر دولتیِ مدافع حقوق بشر به عرصه این مبارزه و همنوایی نوعدوستان و دلسوزان جامعه بشری و همچنین کوشش حقوقدانان از کشورهای مختلف برای پیشبرد این مبارزه، جنبه های دیگری از چنین مبارزه ای ضروری و مهم برای تحقق آرمانهای عدالت و بشردوستی را نشان می دهد. در یک کلام، مبارزه با بی کیفری، ابعاد مختلف انسانی، حقوقی و سیاسی را در بر می گیرد که دولتها و نهادهای بین المللی از طریق آن اهدافی والا را دنبال می کنند.
در همین حال باید به یاد داشت که مبارزه با بی کیفر ماندن جنایتکاران کار چندان آسانی نیست. این کار مهم نیازمند ابزارها و امکاناتی است و ظرافتها و پیچیدگی هایی هم دارد. تجربه دو دهه ای که از آن یاد شد، نشان می دهد که راه مبارزه برای پیروز کردن عدالت با موانع و ناهمواریهایی هم روبرو بوده و هست. اما دستاوردهای این مبارزه در آن حد هست که مایه دلگرمی برای پیمودن راه باقیمانده باشد.

همانطور که گفته شد، مبارزه با بی کیفری در بردارنده ابعاد گوناگونی است که نیاز هست اهل فن به آن بپردازند. به همین منظور بود که انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد تصمیم به برگزاری همایش در این خصوص گرفت. انجمن در راستای اهداف و وظایف در چارچوب اساسنامه خود، برگزاری گردهمائی های علمی در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی را در دستور کار دارد.

«همایش سازمان ملل متحد و مقابله با بی کیفری» اولین همایش انجمن بود که در خرداد ماه سال ۱۳۸۵ باشرکت جمع کثیری از اعضای انجمن، استادان، محققان و دانشجویان و علاقه مندان موضوعات مرتبط به سازمان ملل متحد در محل باشگاه دانشگاه تهران برگزار شد.

مباحث علمی این همایش حول چهار محور زیر برگزار شد.
۱-    بی کیفری و صلح و امنیت بین المللی
۲-    اقدامات سازمان ملل متحد در زمینه امحاء بی کیفری
۳-    تهدیدات و موانع بی کیفری
۴-    تحول ساختار جامعه بین المللی و تأ ثیر آن بر بی کیفری

در این همایش برجسته ترین استادان حقوق و سازمان های بین المللی در ایران درباره موضوعات یاد شده در سه جلسه کاری سخنرانی کردند.
مجموعه حاضر حاوی مقالات ارائه شده توسط استادان شرکت کننده در همایش است، که امیدواریم بتواند سهمی را در توسعه ادبیات مربوط به موضوع داشته باشد.

No votes yet.
Please wait...

About ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: 66965272 -021

Check Also

منابع دکتری حقوق بین الملل نیمه متمرکز ۹۶

منابع دکترای حقوق بین الملل نیمه متمرکز ۹۶ حقوق بین الملل عمومی به مجموعه قواعد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *