حقوق و مسئولیت‌های افراد صغیر، بالغ و رشید

 

در زندگی روزمره شاید بارها با کلمات صغیر، بالغ و رشید برخورد کرده‌ایم اما شاید ندانیم هر یک از این کلمات از نظر حقوقی چه معنا، مفهوم و چه تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند و شاید ندانیم انسان در هر یک از این مراحل از نظر قانونی وظایف، تکالیف و مسئولیت‌های خاص همان دوران را دارد. به همین خاطر آشنایی با این اصطلاحات برای ورود به جامعه ضروری به نظر می‌رسد.

تعریف صغیر

صغیر به کسی گفته می‌شود که از نظر سن به رشد جسمی ‌و فکری لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد. به عبارت دیگر، صغیر کسی است که بالغ و رشید نشده اما صغیر در این مرحله دو دوره را پشت سر می‌گذارد؛ دوره‌ای که می‌تواند خوب و بد و زشت و زیبا را تا حدودی تشخیص دهد و دوره‌ای که نمی‌تواند چنین تشخیصی داشته باشد. به صغیری که به هیچ عنوان قوه درک و فهم نداشته باشد، صغیر غیرممیز گفته می‌شود و وی نمی‌تواند مصلحت خود را در همه امور رعایت کند اما صغیر ممیز می‌تواند تا حدودی مصالح خود را تشخیص دهد و می‌تواند هبه، صلح (چون برایش هیچگونه تعهدی ایجاد نمی‌کند) را قبول کند اما از انجام معامله ممنوع است زیرا قادر نیست به تنهایی اموال خود را اداره کند. در کشور ما تشخیص صغیر ممیز از غیر ممیز با قاضی دادگاه است. صغار اعم از ممیز و غیر‌ممیز تحت ولایت پدر و جد پدری هستند و به موجب ماده ۱۲۰۷ قانون مدنی از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند. به موجب ماده ۱۲۰۷ قانون مدنی، اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع می‌باشند: ۱- صغار ۲- اشخاص غیر رشید ۳- مجانین. همچنین طبق ماده ۴۹ قانون مجازات اسلامی، اطفال درصورت ارتکاب جرم مبرا از مسئولیت کیفری هستند و تربیت آنان با نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و در صورت اقتضا، کانون اصلاح و تربیت اطفال است.

تبصره ۱- منظور از طفل، کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد.

تبصره ۲- هرگاه برای تربیت اطفال بزهکار تنبیه بدنی آنان ضرورت پیدا کند، تنبیه بایستی به میزان و مصلحت باشد.

 

بالغ

بالغ (بلوغ در لغت به معنی رسیدن است) عبارت از حالت شخصی است که قوای جسمانی‌اش رشد کرده، نیروی جنسی‌اش بیدار و آماده برای زاد و ولد می‌شود. در واقع در این دوره که مرحله‌ای از تکامل انسان است، نیروی اندیشه و تشخیص نیز همراه با رشد نیروی جنسی به تکامل می‌رسد. تعیین سن بلوغ همیشه یکی از موضوعات قابل طرح در نظام‌های قانونی کشورهای مختلف بوده و هر کشوری با توجه به عرف جامعه خود سن معینی را برای بلوغ تعیین کرده است. از جمله سن بلوغ در کشور سوئیس و غنا هفت سال، استرالیا هشت سال، عراق و فیلیپین ۹ سال، مکزیک ۱۸ سال و انگلستان ۱۴-۱۰ سال است. در قانون مدنی کشور ما نیز سن بلوغ به موجب تبصره ۱ ماده ۱۲۱۰ در پسر ۱۵ سال تمام قمری و در دخترها ۹ سال تمام قمری تعیین شده است. آموزش و پرورش نیز با برگزاری جشن عبادت این سن را ملاک بلوغ دختران و پسران قرار داده است. البته در قوانین کشور ما برای ورود به فعالیت‌های مختلف اجتماعی، سنین مختلفی در نظر گرفته شده است. به عنوان مثال سن شرکت در انتخابات ۱۶ سال، ورود به بازار کار ۱۵ سال، ورود به کار کشاورزی ۱۲ سال، خدمت نظام وظیفه ۱۸ سال و شرط قبول تقاضای شناخته شدن تابعیت کشور بیگانه برای متقاضی به وسیله ایران ۱۸ سال تمام تعیین شده است. زمان بلوغ با توجه به شرایط هر مکان و محیط رشد و آب و هوا متغیر است. به عنوان مثال سن بلوغ دختران در ایران در مقایسه با بسیاری از کشورها زودتر آغاز می‌گردد. حال آن که در قرآن مجید برای بلوغ، سن معینی تعیین نشده و آثار و نشانه‌های ظاهری برای بلوغ معرفی شده است.

 

رشید

رشید به فردی گفته می‌شود که می‌تواند در اموال و حقوق مالی خود تصرف کند یعنی این اختیار و اراده را دارد که اموال خود را مورد نقل و انتقال قرار دهد. سفیه در مقابل رشید است و سفیه کسی است که تصرفات او در اموالش عقلایی نباشد. نظر به ‌این که به خاطر محیط تربیتی، تحصیلی، آب و هوا و عوامل مختلف دیگر همه در یک سن معینی به سن رشد نمی‌رسند قانونگذار به طور معمول سن معینی را قرینه و نشانه رشد قرار داده است. به موجب تبصره ۱ و ۲ ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی، سن بلوغ در پسر ۱۵ سال تمام قمری و در دختر ۹ سال تمام قمری است اما دختر و پسری که به سن بلوغ رسیده‌اند، در صورتی می‌توانند در اموال خود تصرف قانونی کنند که رشد آنان در دادگاه ثابت شود. با این توصیف نشانه و قرینه رشد در درجه نخست بلوغ و دوم اثبات رشد در دادگاه است. بنابراین با توجه به مطالب ارائه شده، می‌توان گفت هر گاه رشد جسمی ‌و رشد دماغی و فکری در کسی جمع شود، معلوم می‌شود که دوران کودکی او به پایان رسیده است.

تشخیص رشد و بلوغ در امور حقوقی و کیفری موثر است. بسیاری از مجازات‌ها به شرط رسیدن به بلوغ و رشد پیش‌بینی شده است. اقدام به انعقاد قرارداد نیز نیازمند وجود اهلیت است. اهلیت منوط به وجود بلوع، عقل و رشد است. بدین ترتیب، تشخیص و احراز این شرایط از اهمیت فراوانی برخوردار است.

Rating: 4.3/5. From 4 votes.
Please wait...

درباره ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: ۰۲۱۶۶۹۲۱۰۰۲ ۰۲۱۶۶۵۸۱۷۴۸

همچنین ببینید

داشتن کتاب در مصاحبه دکتری چند نمره یا امتیاز دارد؟

در نوشته ذیل اطلاعاتی در مورد داشتن کتاب برای مصاحبه دکتری داده شده و اضافه بر آن سوالاتی که ممکن است در روز مصاحبه ازکتاب شما بپرسند؛ توضیح داده شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *