«تأملی در صحت و سقم گزاره‏های تاریخی» (3) «راه‏کارهای کشف صحت و سقم گزاره‏های تاریخی»

نویسنده: یدالله حاجی‏زاده

چکیده

در تاریخ، نقل‏های متعدد و بعضاً متناقضی در خصوص موضوعات مختلف پیش روی محقق قرار دارد که بعضی از آن‏ها ممکن است حتی با عقل و یا سایر منابع نیز ناسازگار باشد. علاوه بر این، برخی از داده‏های تاریخی در خصوص بعضی از موضوعات، کامل نیستند. با توجه به همه این شرایط آیا می‏توان واقعیت‏های تاریخی را از لابه‏لای منابع و اسناد گوناگون کشف کرد و به درصد بالایی از اعتماد دست یافت؟ هدف ما در مباحث پیش رو ارائه راه‏کارهایی در این زمینه است.

مقدمه

در بخش گذشته تحت عنوان «راه‏کارهای دست‏یابی به حقیقت در تاریخ» به دو مورد از راه‏کارهای کشف صحت و سقم گزاره‏های تاریخی اشاره کردیم. در این بخش، که بخش پایانی مقاله است، سایر ضوابط و راه‏کارها را بیان می‏کنیم.

ادامه‌ی راه‏کارهای دست‏یابی به حقیقت در تاریخ

ج) بررسی سند روایات

یکی دیگر از راه‏های بررسی صحت و سقم روایات تاریخی بررسی سندی آن‏ها است. بسیاری از روایات تاریخی خصوصاً روایاتی که مربوط به صدر اسلام و سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) است همراه با ذکر سلسله اسناد است. توجه به راویان این احادیث می‏تواند تا حد زیادی صحت و سقم این روایات را برای ما آشکار سازد.

باید توجه داشت که «اهمال در اعتبار و اصالت اسناد سبب می‏شود که اطلاعات کاذب، ناقص، نارسا و فاقد اعتبار به پژوهش راه یابد و آن را عقیم سازد.»[1] به عنوان نمونه اگر در سند روایات، افراد دروغگو و غیر قابل اعتمادی چون «سیف بن عمر» که هم شیعیان و هم اهل سنت به دروغگویی و عدم وثاقت او اذعان دارند،[2] وجود داشته باشد، دیگر نمی‏توان آن روایات را پذیرفت و مبنای استدلال قرار داد. امروزه در پرتو علومی چون «درایه» و «رجال» تا حد زیادی می‏توان این مشکل را بر طرف ساخت. دکتر “آقا جری” معتقد است: «شناسایی وقایع گذشته، که در پرتو متون منعکس‏اند و به دست ما می‏رسند، مستلزم رعایت یک روش ویژه است؛ روش بررسی و مطالعه اسناد، نقد سند، نقد مورخ… . دو رشته در علوم اسلامی به نام «درایه الحدیث» و «علم رجال» وجود دارد که به نظر من مورخان می‏توانند از آن‏ها استفاده کنند.»[3] البته تذکر این نکته بجاست که در مسایل تاریخی نیاز نیست که حتماً مستندات در حد مستندات فقهی (که در صدد اثبات احکام الزامی فقهی است) و کاملاً قرص و خلل‏ناپذیر باشند؛ بلکه اگر سندها دارای قوت نباشند اما تتبع و استقصای فرد به‏گونه‏ای باشد که قراینی اطمینان‏آور برای او به ارمغان آورد، کفایت می‏کند. به گفته “محمد هادی یوسفی غروی”: «مسایل تاریخی مثل همه مسایل انسانی، اموری عقلایی و عرفی هستند؛ یعنی همان‏گونه که سایر عُقلا در اثبات و نفی هر مسئله‏ای بر طبق مظنه‏های قابل قبول و اعتماد آفرین، عمل می‏کنند، در تاریخ نیز (عقلا) بر همین روال عمل می‏کنند.»[4]

د) بهره‏گیری از عقل

یکی دیگر از معیارهای بسیار مهم در بررسی روایات تاریخی عقل است. عدم مطابقت گزاره‏های تاریخی با عقل و تضاد این گزاره‏ها با مسلمات عقلی می‏تواند دلیلی بسیار محکم بر رد آن‏ها باشد. “سید جعفر مرتضی عاملی” در بیان ضوابطی که معتقد است یک محقق اسلامی باید آن‏ها را رعایت کند، آورده است: «مطلب مورد نظر باید با مسلّمات، بدیهیات و حقایق ثابته مخالف نباشد. علاوه بر این باید امکان تاریخی داشته باشد و با احکام عقلی و فطری هم موافق باشد.»[5]

محققِ در تاریخ می‏تواند با عقل خود بسیاری از روایات را مورد ارزیابی قرار دهد. ما باید در تمام قضایای تاریخی داوری عقل را بپذیریم. هرچند برخی از مورخان اولیه همانند “طبری” معتقد بودند که در خصوص اخبار گذشتگان و روایات تاریخی که به ما رسیده نباید استنتاج عقلی و استنباط ذهنی را دخالت داد؛[6] اما این دیدگاه امروزه مورد پذیرش نیست. بهره‏گیری از عقل و احکام عقلی به‏طور جدی مورد توجه محققان است؛[7] همچون “ابن‏خلدون” که به عقل به عنوان یکی از معیارها توجه داشته است.

ذ) بهره‏گیری از سایر منابع

با توجه به این‏که تاریخ از علوم اسنادی است، محققِ در تاریخ از طریق اَسناد مختلف به بررسی گزاره‏های تاریخی می‏پردازد و یک مسئله را با توجه به تمامی نقل‏ها و روایات بررسی می‏کند. او در واقع آن واقعه را بازسازی می‏کند و گزارشی را بر اساس منابع ارائه می‏دهد و در این راستا منابع غیر تاریخی و بهره‏گیری از آن‏ها می‏تواند در بسیاری از موارد مثمر ثمر و مفید باشد.

قرآن کریم، علم حدیث، تفسیر،[8] ادبیات و… اسنادی هستند که می‏توانند مورخ را در رسیدن به حقیقت رهنمون شوند. “سید جعفر مرتضی عاملی” معتقد است: «گاهی ممکن است در تأیید و یا رد یک متن تاریخی از آیات قرآن استفاده شود و نیز ممکن است گاهی از تفسیر یا علم حدیث، انساب، جغرافیا، ادبیات، شعر و… استفاده کنیم.»[9] به عنوان نمونه ایشان در خصوص استفاده از کتب حدیثی در تاریخ اسلام، می‏نویسد: «آن دسته از کتب تاریخی که بی‏اعتنا به احادیث درباره سرگذشت و سیره پیامبر داوری کرده‏اند، دچار لغزش و اشتباه شده‏اند.»[10]

پاره‏ای از مورخین به جهت ترس از پاره‏ای از گرایش‏های فکری یا جلب خشنودی حاکمان وقت یا هماهنگ با خط فکری خود و یا به جهت بیم از حاکم و یا ترس از ملامت، دست به تحریف وقایع زده‏اند. بنابراین برای رسیدن به حقیقت نباید تنها به وقایع تاریخی که گزارش شده اکتفا کرد؛ بلکه بایستی علاوه بر آن‏ها به کتب تفسیر، رجال، انساب و سایر آثار مربوطه مراجعه شود.[11]

در تاریخ به علل مختلف (مثل آنچه گفتیم) نمی‏توان همه گزاره‏هایی که در کتاب‏های تاریخی ذکر شده را پذیرفت؛ پس در مرحله اول نگاه غیر جازم به این گزاره‏ها باید مد نظر باشد تا تحقیق و بررسی به‏طور کامل صورت پذیرد. “تاج بخش” می‏نویسد: «به عقاید و نظرات نویسندگان گذشته نباید بدون بررسی و تحقیق متکی گردید، در صحت هر مطلبی باید شک کرد تا بررسی دقیق باشد.»[12] “طبری” در مقدمه کتابش می‏نویسد: «اگر من در این کتاب خبری از برخی مراجع (کتب) گذشته نقل کرده‏ام که خواننده منکر شود و یا شنونده را ناخوش آید و بگوید چگونه امکان دارد چنین خبری راست و درست باشد، باید بداند که من این خبر را از خود برنساخته‏ام؛ بلکه از کسانی است که خبر را برای من نقل کرده‏اند و من آن را به همان‏سان که به من رسیده در این کتاب آورده‏ام.»[13] این اعتراف طبری، ضرورت بررسی دقیق‏تر و عاقلانه‏تر را به ما اعلام می‏کند.

برخی از محققین معتقدند که شیعیان به علت توجه به منابع حدیثی و احادیث موثقی که از اهل بیت(ع) نقل شده برای رسیدن به مسایل تاریخ اسلام راه مؤثرتر و موفق‏تری دارند. دکتر “حسنی” پس از این بیان می‏نویسد: «شیعه مانند دیگران طرفدار منع تدوین حدیث و تاریخ که متأسفانه از طرف خلفا مطرح و اجرا شد نبوده است و حلقه مفقوده در سلسله سند تاریخ ندارد و از دست‏یابی به سنت صحیح پیامبر و تاریخ اسلام محروم نیست.»[14]

ر) حدس و گمان هوشیارانه

گاه در خصوص برخی از مسایل تاریخی نقل قولی که بتوان بر آن اعتماد کرد وجود ندارد و یا اصولاً هیچ بیانی به ما نرسیده است و سکوت مآخذ، مورخ را با نوعی خلاء مواجه می‏کند که عبارت باشد از «ما لا نص فیه».[15] در این‏گونه مواقع برخی از حدس و گمان‏های معقول می‏تواند مورد توجه قرار گیرد. “برکلی ادنیس” می‏نویسد: «در جایی که مورخ با فقدان واقعیت‏ها مواجه است، حدس و گمان هوشیارانه در خصوص وقایع محتمل اما فاقد سند، بر سکوت و خاموشی معلق ترجیح دارد.»[16]

ز) نقد درونی و برونی

نقد درونی و برونی نیز یکی از راه‏کارهای مفیدی است که می‏تواند در بررسی و نقد روایات و منابع تاریخی مورد توجه قرار گیرد. با توجه به این که تاریخ‏نگاران نمی‏توانند روش مشاهده مستقیم را درباره رخدادهای بسیار قدیمی به کار برند، بنابراین باید به داده‏ها و گزارش‏های شاهدان پیشین اکتفا کنند و با نقد علمی، داده‏های درست را از نادرست تشخیص دهند. در تحقیق تاریخی، داده‏های صحیح و قابل استناد را «شواهد تاریخی» می‏نامند. این شواهد تاریخی را می‏توان بر اساس نقد درونی و بیرونی از داده‏های تاریخی تمییز داد؛ و این یعنی «ارزشیابی منابع تاریخی».[17] در نقد بیرونی (ظاهری، خارجی) ماهیت منابع ارزشیابی و صحت و اصالت اسناد و منابع تاریخی مشخص می‏شود. دکتر “آئینه وند” می‏نویسد: «در نقد ظاهری (خارجی، بیرونی) مورخ می‏کوشد صحت سند تاریخی را اثبات کند و نوع خط و کاغذ، مؤلف، زمان تدوین و مکان آن را تعیین کند.»[18]

نقد درونی (داخلی، باطنی، محتوایی) در واقع در مرحله دوم قرار دارد؛ یعنی پس از بررسی صحت و اصالت سند یا آثار تاریخی، نقد درونی (محتوایی، باطنی، داخلی) که مرحله مهم‏تر است آغاز می‏شود. در این نقد شایستگی اطلاعات ارزیابی می‏شود. دکتر “آئینه وند” هدف از نقد داخلی (باطنی) را دست‏یابی به حقایق تاریخی از خلال اسناد و منابع موجود می‏داند و معتقد است این نقد بر دو نوع است: ایجابی و سلبی؛ نقد داخلی ایجابی عبارت است از تحلیل منبع تاریخی برای تفسیر و درک معنای آن از طریق تفسیر ظاهر متن و فهم معنای لفظی آن و همچنین از طریق فهم معنی حقیقی متن و شناخت غرض مؤلف. در نقد داخلی سلبی نیز هدف، شناخت حقایق و دور گرداندن امور غیر واقع از آن است.[19]

آن‏چه در این‏جا مهم است شاخصه‏هایی است که در نقد درونی و برونی به عنوان معیارهای ارزیابی منابع و روایات باید مورد توجه قرار گیرد. همان گونه که اشاره شد در نقد برونی علاوه بر توجه به سند تاریخی (کتاب) به مؤلف نیز باید توجه شود. بنابراین ما در نقد برونی دو گونه ارزیابی داریم: 1. سند یا تألیفی که مطالب تاریخی را در بر دارد؛ 2. مؤلف آن مطالب. در ارزیابی سند تألیف (کتاب) باید به شاخصه‏هایی چون: اصالت آن از لحاظ نوع خط و کاغذ (برای فهم صحت انتساب آن به مؤلف)، منابع و مآخذ تألیف و… توجه شود. در ارزیابی و نقد برونی، مؤلف به شاخصه‏هایی چون هویت فردی و خانوادگی، فاصله زمانی و مکانی بین راوی و روایت، اعتقادات و گرایش‏های فکری راوی، عدالت او و… توجه دارد.[20] همچنین صداقت و مهارت مؤلف، ارزیابی می‏شود؛ مثلاً مورخان اسلامی از طریق علم رجال می‏توانند عدالت افراد و وثاقت آن‏ها را تشخیص دهند.

در نقد درونی (که شناخت مطلب و ارزیابی مطلب است) هم دو گونه ارزیابی داریم:1. نقد راوی؛ 2. نقد روایت. در نقد درونی راوی، به مواردی چون: مقصود راوی از نقل روایت، انگیزه‏های او (به‏عنوان مثال: آیا انگیزه تحریف واقعیت را داشته یا خیر؟ آیا تحت فشار سیاسی و… بوده یا خیر؟) مورد توجه قرار می‏گیرد. در نقد درونی روایت، به این سؤالات پاسخ داده می‏شود: آیا این روایت با شواهد دیگر مثل آراء و عقاید ما توافق دارد یا خیر؟ آیا با عقل سازگار است یا خیر؟ آیا می‏توان حلقه‏های مفقود در روایت را با کمک عقل تاریخی کشف کرد؟ آیا در این روایت اشتباهی صورت نگرفته است؟

با نقد تاریخی است که می‏توان به اهدافی چون افشای اسناد جعلی، روشن ساختن خطاهای موجود در نسخ خطی و نیز معلوم نمودن کمبود‏ها و فقدان داده‏ها و اطلاعات و عیان نمودن معانی و مضامین نهفته در متون، دست یافت. مورخ با روش انتقادی از نواقص و معایب موجود در قسمت عمده منابع خود آگاه می‏شود؛ نواقصی از قبیل دروغ‏ها یا جهت‏گیری‏های عمدی، خطاهای ناشی از حافظه انسانی و… و در نهایت، نواقص ناشی از فقدان و کمبود منابع یا عدم ثبت گزارش‏های موثق و معتبر.[21]

نتیجه‏گیری

دست‏یابی به حقیقت و واقعیت امکان‏پذیر است، به شرطی که ضوابط و راه‏کارهایی که در این زمینه وجود دارد رعایت شود. توجه به همه شواهد و دلائل، عرضه داده‏های تاریخی بر قرآن و سنت معتبر، بررسی سند روایات، بهره‏گیری از عقل و سایر منابع، حدس و گمان هوشیارانه (در جایی که داده تاریخی نداریم) و نهایتاً نقد درونی و بیرونی مطالب تاریخی و راویان آن‏ها از جمله راه‏کارهایی است که می‏تواند موجب کشف حقیقت شود. باید دانست که بسیاری از داده‏های تاریخی به درجه بالایی از اعتبار و حجیت رسیده‏اند و تقریباً عموم مورخان و اندیشمندان، آن‏ها را پذیرفته‏اند و به سادگی نمی‏توان این حقایق را انکار کرد.

فهرست منابع

قرآن کریم.

1)      آئینه‏وند، صادق؛ علم تاریخ در گستره تمدن اسلامی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1387.

2)      ادینس، برکلی؛ مقاله «تاریخ و فلسفه تاریخ»، ترجمه: نصرالله صالحی، مجله تاریخ اسلام، پائیر 1380، شماره 7.

3)      تاج‏بخش، احمد؛ تاریخ و تاریخ‏نگاری، شیراز، نوید شیراز، ‌اول، 1376.

4)      حسنی، علی‏اکبر؛ مقاله «سیری کوتاه در بازشناسی منابع تاریخ اسلام، آیا تاریخ با همه عوامل و انگیزه‏های تحریف، حجت است؟» مجله درس‏هایی از مکتب اسلام، خرداد 1376، سال 37، شماره 3.

5)      حضرتی، حسن؛ تأملاتی در علم تاریخ و تاریخ‏نگاری، تهران، نقش جهان، اول، 1380.

6)      ذهبی؛ سیر اعلام النبلاء، بیروت، مؤسسه الرساله، 1413.

7)      زرین‏کوب، عبدالحسین؛ تاریخ در ترازو، تهران، امیر کبیر، چهارم، 1375.

8)      طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دار التراث، دوم، 1387.

9)      عاملی، سید جعفر مرتضی؛ الصحیح من سیره النبی الاعظم، بیروت، دار الهادی، چهارم، 1415.

10)    عسقلانی، ابن حجر؛ الاصابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1415.

11)     فرامرز قراملکی، احد؛ روش‏شناسی مطالعات دینی، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، چهارم، 1385.

12)     فلاح‏زاده، سید حسین؛ مجموعه مقالات تاریخ اسلام (گفتگوی «تاریخ و تاریخ‏نگاری» با سید جعفر مرتضی عاملی)، قم، دفتر نشر معارف، اول، 1381.

13)     مصاحبه با محمد‏هادی یوسفی غروی با عنوان «ارزیابی گزاره‏های تاریخی در تعامل با فقه و کلام»، فصلنامه تاریخ در آیینه پژوهش، شماره 6، تابستان 84.

14)     ملایی توانی، علیرضا؛ درآمدی بر روش پژوهش در تاریخ، تهران، نی، اول، 1386.

15)     نسائی، احمد بن علی بن شعیب؛ کتاب الضعفاء و المتروکین، بیروت، دار المعرفه، بی تا.



[1]. روش‏شناسی مطالعات دینی، ص117-118.
[2]. کتاب الضعفاء و المتروکین، ص187 و سیر اعلام النبلاء، ج1، ص449 و الاصابه، ج5، ص343 و الغدیر، ج18، ص230.
[3]. مجله متین، شماره 13، ص41و 43، مقاله «نقد تاریخی گزارش ابن خلدون از سانحه عاشورا».
[4]. فصلنامه تاریخ در آیینه پژوهش، شماره 6، مصاحبه با محمد هادی یوسفی غروی با عنوان «ارزیابی گزاره‏های تاریخی در تعامل با فقه و کلام».
[5]. الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج1، ص263تا 265.
[6]. تاریخ الامم و الملوک، ج1، ص7.
[7]. مجموعه مقالات تاریخ اسلام، گفتگوی «تاریخ و تاریخ‏نگاری» با سید جعفر مرتضی عاملی، ص22.
[8]. بعضی از قطعه‏های تاریخی از طریق تفسیر به دست می‏آید که البته مربوط به تاریخ صدر اسلام و سیره نبوی است. فصلنامه تاریخ در آیینه پژوهش، شماره 6، مصاحبه با محمد هادی یوسفی غروی با عنوان «ارزیابی گزاره‏های تاریخی در تعامل با فقه و کلام».
[9]. مجموعه مقالات تاریخ اسلام، گفتگوی «تاریخ و تاریخ‏نگاری» با سید جعفر مرتضی عاملی، ص22.
[10]. همان، ص24.
[11]. همان، ص21.
[12]. تاریخ و تاریخ‏نگاری، ‌ص184.
[13]. تاریخ الامم و الملوک، ص7- 8.
[14]. مجله درسهایی از مکتب اسلام، شماره 3، ص41، مقاله «سیری کوتاه در بازشناسی منابع تاریخ اسلام، آیا تاریخ با همه عوامل و انگیزه‏های تحریف حجت است؟».
[15]. تاریخ در ترازو، ص114.
[16]. مجله تاریخ اسلام، شماره 7، ص176، مقاله «تاریخ و فلسفه تاریخ».
[17]. درآمدی بر روش پژوهش در تاریخ، ص142.
[18]. علم تاریخ در گستره تمدن اسلامی، ص486.
[19]. همان، ص490.
[20]. مجله متین، شماره 13، ص92، مقاله «نقد تاریخی گزارش ابن‏خلدون از سانحه عاشورا».
[21]. مجله تاریخ اسلام، شماره 7، ص175، مقاله «تاریخ و فلسفه تاریخ».
 منبع: پژوهشکده باقرالعلوم
No votes yet.
Please wait...

درباره‌ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: ۰۲۱۶۶۹۲۱۰۰۲ ۰۲۱۶۶۵۸۱۷۴۸

همچنین ببینید

کتاب حقوق بین الملل مخصوص آزمون کارشناسی ارشد حقوق سال 1399

سخنی با خوانندگان کتاب مسلما تصمیم خوبی گرفته‌اید در انتخاب این کتاب برای مطالعه آزمون …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *