ضرب و جرح- جرایم خیابانی- آدم ربایی- خشونت، اسیدپاشی- فحاشی- مقاله حقوقی

بررسی جرایم خیابانی

 

نرگس کبیری چیمه

دانش آموخته کارشناسی ارشد جزا و جرمشناسی- دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق

چکیده:

در این مقاله،به جرایم خیابانی وانواع آن وچگونگی به وقوع پیوستن آن پرداخته شده است.هدف از نوشتن چنین مقاله ای کمک به شناخت بهتر اینگونه جرایم است.شاید در زندگی روزمره با اقسام این جرم روبرو شده ایم اما به دلیل عدم آگاهی وشناخت ناکافی نحوه برخورد با آنرا ندانیم.

این مقاله از مطالب وکتب ومقالات دیگر اقتباس شده وروش گردآوری آن به صورت کتابخانه ای میباشد.

برای فهم بهتر این موضوع لازم دانستم تا درباره جرایم مشهود و رقم سیاه بزهکاری بپردازم و امیدوارم در این مقاله ،در آگاهی وشناخت کامل خواننده در مورد جرم خیابانی موثر واقع شود.

کلمات کلیدی:جرایم خیابانی-جرم مشهود-رقم سیاه بزهکاری

مقدمه:

جرایم خیابانی از جمله جرایمی است که در حقوق جزا به آن پرداخته نشده است وجرمشناسی در مورد آن بحث میکند.جرم خیابانی در مقابل جرایم آپارتمانی همچون جرم زنا،خشونت خانوادگی،همسرآزاری و… قرار میگیرد و میتوان این دسته از جرایم را جزء جرایم مشهود آورد.فلذا جادارد در اینجا جرایم مشهود را تعریف نمود.

در کشورهای مختلف وهمچنین کشور ما این جرم بسیار به چشم میخورد اما مقابله با آن دشوار است.به عنوان مثال جرم کیف قاپی که از جمله جرایم خیابانی است بزهدیدگان زیادی دارد اما در واقع جلوگیری ومقابله با این جرم بسیار سخت است ودیده میشود که بزهدیده چاره ای جز گذشتن از این موضوع ندارد.

علاوه بر شناسایی این گونه جرایم،باید راهکارهای مقابله با آنرا هم فراگرفت وبه هنگام مواجه شدن با آن بادقت وعدم سهل انگاری باجرم مواجه شد.

در این مقاله تنها به مفهوم جرم خیابانی وانواع آن پرداخته شده است.

-جرم مشهود:

گاه اتفاق می افتد که جرمی در مرئی و منظر عموم،و یا حتی مأمورین دولت وپلیس واقع گردد،واین افراد به چشم خود وقوع جرم را مشاهده نمایند.مثل آن که کسی در خیابان و در حضور عده ای،دیگری مجروح ویا مقتول نماید ویا توهین کند.این قبیل جرایم را که در مرئی و منظر عمومی واقع میشود،جرایم مشهود نامیده اند.پس جرایم خیابانی در این دسته بندی قرار میگیرند.

همچنین جرایم خیابانی  جزء جرایمی است که رقم سیاه بزهکاری آن پایین است و جرایم مربوطه در اغلب موارد کشف میشوند.در اینجا لازم است رقم سیاه بزهکاری نیز بررسی شود.

“رقم سیاه بزهکاری” به معنای جرایم نامکشوف و اعلام نشده است؛ اصطلاحی که برای اولین بار توسط “اوبا”، دادستان ژاپنی مطرح شد.

 ‌رقم سیاه بزهکاری بخش عمده‌ای از جرایم به وقوع پیوسته در جوامع را به خود اختصاص می‌دهد و از لحاظ آماری بسیار بیشتر از رقم بزهکاری قضایی است که شامل بزهکاری ظاهری و قانونی می‌شود.

در حال حاضر مسأله اجتماعی جزء لاینفک جامعه نوین شده است یعنی نمی‌توان جامعه‌ای را پیدا کرد که

تحولات مدرن را در بر داشته باشد ولی با مسأله اجتماعی روبرو نباشد. بنابراین مسأله اجتماعی وقتی بروز می‌کند که بین وضع موجود و وضع مطلوب مردم تفاوت معناداری وجود داشته باشد، که در صورت تداوم،زمینه‌های کژرفتاری را پدید می‌آورد. در این مورد تفاوتی میان جوامع وجود ندارد بنابراین پیدایش جوامع و ارتکاب جرم از آغاز با یکدیگر همراه بوده‌اند بطوری که امروزه مسأله کجروی و بزهکاری به صورت یکی از حادترین مسائل اجتماعی جوامع مختلف در آمده است.

جامعه‌شناسان جرم را بر مبنای اینکه چگونه اتفاق می‌افتد و چگونه جامعه قانون‌شکنان را به مجازات می‌رساند به چهار طبقه جرایم خیابانی، جرایم یقه سفیدان (جرایم شغلی و صنعتی)، جرایم سازمان یافته و بالاخره جرایم سیاسی تقسیم می‌کنند.

جرایم خیابانی را می‌توان به سه دسته جرایم خشونت آمیز، جرایم مالی و جرایم اخلاقی تقسیم کرد:

جرایم خشونت‌آمیز: به جرایمی گفته می‌شود که به زور یا تهدید علیه دیگران همراه است مانند: جنایت، تجاوز، غارتگری یورش، حمله و…

جرایم مالی: شامل، دزدی، دستبرد، جیب بری، اتومبیل دزدی و…

جرایم اخلاقی: به رفتارهای غیرقانونی داوطلبانه‌ای گفته می‌شود که معمولاً بوسیله خود فرد انجام می‌شود مانند روسپیگری، قمار، سوء استفاده از مواد مخدر.

حال اگر به واقعیت‌های انضمامی اجتماع برگردیم و ساختار جوامع جرم خیز را آسیب‌شناسی کنیم خواهیم دید که در ارائه خدمات لازم جهت رفع نیاز افراد جامعه کوشش لازم صورت نگرفته است ‎بنابراین چند عامل مهم را که بستر وقوع جرایم خیابانی را فراهم کرده بر می‌شماریم:

۱- افزایش روزافزون آمارهای طلاق و از‌هم‌گسیختگی نهاد خانواده بطوریکه زنان و کودکان که آسیب‌پذیرترند از هر گونه حمایت نهادهای اقتصادی و اجتماعی بی‌بهره هستند و بدون هیچ برنامه مدونی به حال خود رها شده‌اند.

۲- گذار از جامعه سنتی به مدرن و ماندن در برزخ سنت و مدرنیته که‏‎ ‎در واقع جوان ایرانی دچار بحران هویت شده و نوعی بی‌هنجاری در جامعه تسری پیدا کرده است.

۳- فقدان آموزش‌های لازم و کافی برای اجتماعی کردن کودک توسط نهاد‌های آموزشی که متأسفانه جوان امروزی توان روبرو شدن با مشکل و قدرت حل مسأله اجتماعی را ندارد که از جمله این کمبودها، فقدان شفافیت مواد آموزشی، دوری مطالب آموزشی از واقعیت‌های زندگی روزمره و تاکید بر یادگیری شناختی و مفاهیم انتزاعی است.

۴- نداشتن برنامه‌ریزی صحیح در زمینه اشتغال و جذب نیروی کارکه به جرات می‌توان بیکاری را ام‌الفساد جوامع نامید.

۵- رسانه‌های جمعی و پدیده جهانی شدن که در واقع ارزش‌های جدیدی را در ذهن جوان بوجود آورده که با ارزش‌های والدین همنوایی ندارد و به صورت رقیب برای جامعه‌پذیری جوانان در محیط خانواده در آمده‌اند وسخن والدین برای جوانان دارای اهمیت سابق نیست و برای جوان امروزی خانواده صرفاً یک نهادی است که کارکرد اقتصادی دارد.

۶- مهاجرت بی‌رویه افراد جویای کار و افزایش جمعیت حاشیه‌نشین شهر و پدیده گمنامی در کلان شهرها، که در واقع کشش سائقی به ارتکاب جرم و کجروی را افزایش می‌دهد.

۷- سکولاریزه شدن اندیشه جوان امروزی و در راستای آن تنزل کیفیت دینداری در نزد آنان و دوری از جنبه جوهری دین که متأسفانه اوامر و نواهی دین در ذهن این گروه، قدرت بازدارند‌گی‌اش را از دست داده است و تنها جنبه مناسک‌گرایی و زیباشناختی دین حائز اهمیت شده لذا پرواضح است که دینداری با وقوع هر گونه جرمی رابطه‌ای معکوس دارد. بنابراین هر چقدر جامعه در ارائه وسائل مشروع نهادینه شده برای رسیدن به اهداف پذیرفته شده اجتماع ناتوان‌تر باشد به همان میزان انحراف از هنجار‌ها بیشتر می‌شود و طرد شدگان اجتماع از وسائل غیرنهادی شده جهت رسیدن به هدف استفاده می‌کنند.بنابراین احساس سرخوردگی از شکست در تحقق انتظارات جامعه که با طرد اجتماعی همراه است و احساس محرومیت نسبی به سبب پولاریزه شدن جامعه و افزایش دارایی طبقات بالای جامعه و نمایش تجمل‌گرایانه این دارایی‌ها از یک طرف و آگاهی از شکل و کیفیت زندگی مدرن در جوامع پیشرفته که ناشی از تأثیر فرهنگ جهانی است که دنیا را تبدیل به دهکده جهانی کرده است از سوی دیگر، این احساس فقر نسبی را در نزد طبقات پایین جامعه دو چندان کرده است.

جرایم خیابانی عبارتست از هرنوع جرمی که علیه هرشخصی در مکان های عمومی اتفاق می افتد.برطبق نظر نیروی پلیس لندن،سرقت مقرون به آزار وتهدید وبیشتر سرقت هایی که در خیابان اتفاق می افتد منتهی به ربودن اموال قربانی است و دراینجا،قربانی مورد حمله وتجاوز قرار نمیگیرد.از دیگر موارد مربوط به جرم خیابانی میتوان به جیب بری،تجارت غیر قانونی دارو،کسانیکه خواهان فاحشگی اند،ایجاد نقاشی های دیواری و وحشی گری برای ازبین بردن امنیت عمومی،حمله و یورش اشاره کرد.به عبارت دیگر،جرم خیابانی میتواند شامل همه این جرایم،همچنین جرایم علیه اموال خصوصی باشد.اکثر جرایم خیابانی توسط رسانه های خبری مختلف به تصویر کشیده میشوند وآغازگر جرایمی هستند که به سرعت به اموال دست میابند.بهرحال جرایم خیابانی میتوانند بوسیله افراد سازمان یافته که هدف مشترکی باعنوان احتکار دارند،انجام شود.ازسوی دیگر همه این موارد بیان شده از سوی FBIجزء جرایم سازمان یافته به حساب نمی آیند وماهیت تصادفی ازجنایات برایشان متصور است و جرایم سازمان یافته غالبا شامل جرایم خیابانی نمیشوند.جرایم سازمان یافته،اصولا یک کسب وکار بزرگ متشکل از بسیاری از افراد مرتبط وبا هدف مشترک جنایی میباشد.در مقابل،جرایم خیابانی به طور معمول آزادانه وعجولانه وباهدف به دست اوردن اموال غیر قانونی صورت میگیرد.

-انواع جرایم خیابانی:

اول)کیف زنی و جیب بری:

جرمی که به نظر خیلی اتفاق می افتد آن هم کیف زنی یا به اصطلاح عامه کیف قاپی است .این جرم به دلیل آن که موارد شانزده گانه سرقت حدی را شامل نمی شود جز سرقت های خاص است اگر این جرم بدون آزار یا تهدید  صورت گیرد مجازات آن ماده(۸۸۳)۶۵۷قانون مجازات اسلامی است.

جیب‌بری شکلی از سرقت است که طی آن پول یا اشیا گران‌قیمت از شخص قربانی دزدیده می‌شود به طوری که زیان‌دیده در لحظه جیب‌بری متوجه دزدی نشود. جیب‌بری نیازمند زبردستی فراوان و شم گمراه کردن افراد است. دزدی که به این ترتیب عمل می‌کند را جیب‌بر می‌نامند.

جیب‌برها و سایر دزدان، به ویژه آن‌ها که به طور گروهی کار می‌کنند، گاهی از روش‌هایی مانند سئوال پرسیدن یا تنه زدن برای پرت کردن حواس قربانی استفاده می‌کنند. برای این که جیب‌بر بتواند حواس قربانی را پرت کند باید دست‌های چالاک، سرعت عمل، توانایی رد گم کردن و برخی مهارت‌های دیگر را داشته باشد.

دوم) توهین:

جرم توهین می‌تواند به شکل گفتار، کردار، نوشتار و حتی اشارات مختلف دست و چشم و نظایر آن باشد، بدین ترتیب اعمالی مثل آب دهان به روی دیگری انداختن، هل دادن تحقیرآمیز دیگری و یا برداشتن خشونت آمیز کلاه یا عمامه یا روسری از سر شخصی محترم و پرتاب کردن آن به زمین با توجه به اینکه عرفا باعث تخفیف و تحقیر شخص است، می‌تواند توهین کیفری محسوب شود، همینطور برخی اشارات انگشتان دست در فرهنگ کشور ما یا کشورهای دیگر اهانت آمیز تلقی می‌شوند. در این خصوص باید توجه داشت که توهین ممکن است به صورت حضوری و یا غیابی باشد در واقع لازم نیست حتما حضورا شخص مورد توهین قرار گیرد بلکه اگر فردی، دیگری را در غیاب او هم مورد توهین قرار دهد مرتکب جرم توهین، موضوع این ماده شده است، همچنین در انجام جرم توهین، راست یا دروغ بودن نسبت‌ها شرط نیست و اصل مطلب این است که گفتار یا رفتار در نظر عرف وهن‌آور و سبک کننده باشد.

سوم) اخاذی:

اخاذی در لغت به معنای زورگیری، باج­گیری، اخذ مال یا چیزی به زور و تهدید از دیگری می­باشد. این واژه برگردان و ترجمه اصطلاح فرانسوی شانتاژ(chantage)  می‌باشد.در اصطلاح به معنای گرفتن پول، مال، سند و غیره از مردم با جبر و تهدید می­باشد

علیرغم شیوع جرم اخاذی در سطح جامعه، نه تنها قانون­گذار اسمی از آن نبرده که مجازات جداگانه­ای را برای آن نیز وضع ننموده است.

 اخاذی تنها علیه اشخاص حقیقی قابل ارتکاب است و مجنی علیه باید انسان باشد. نمی­توان به صرف این که ماده ۵۸۸ قانون تجارت، اشخاص حقوقی را از کلیه حقوق و تکالیف اشخاص حقیقی، مگر حقوق و وظایفی که طبیعتا مختص انسان­ها است، برخوردار کرده است؛ آن­را شامل اشخاص حقوقی نیز دانست.

البته تهدید برای اخاذی منحصر به مجنی علیه نیست بلکه همان­طور که ماده صراحت دارد، تهدید نسبت به بستگان مجنی علیه را نیز شامل می­شود.اخاذی از جرایم عمدی است و همچون سایر جرایم عمدی، باید با آگاهی و اراده همراه باشد. تحقق عنصر روانی این جرم مقید به تحصیل منفعت مادی نامشروع از ناحیه تهدید کننده عالم و آگاه به تهدید نیست.

چهارم) تهدید:

یکی از جرائمی که بزهکاران برای رسیدن به مقاصد خودشان به آن متوسل می‌شوند، جرم تهدید است که در تمام قوانین کیفری دنیا از جمله قانون مجازات اسلامی ایران، آن را جرم دانسته است.

 تهدید در لغت ترساندن و بیم دادن و در اصطلاح کیفری هم همان معنای لغوی، عرفی مراد است یعنی عبارت است از واداشتن دیگری به ارتکاب جرم، یا گرفتن مال، چندان که ترس از عاقبت فعل یا ترک فعل مذکور،

فاعل را مطیع ساخته باشد.تهدید باید ناظر به موضوع معین باشد. و در این امر واقعی یا غیر واقعی بودن تهدید بی‌تاثیر است. لکن هدف مرتکب لزوماً از تهدید باید تحصیل منفعت نامشروع باشد. و همچنین نوع وسیله تهدید اعم از کتبی، شفاهی، علنی، غیرعلنی بودن آن نیز در وقوع جرم مطرح نیست. لذا نوع تهدید مطرح نیست بلکه بیم اضطراب ناشی از تهدید در مباشر جرم او را مصمم به ارتکاب جرم نماید.

پنجم) افترا: 

افترا در لغت به معنی دروغ‌بستن، و بهتان‌زدن، و در اصطلاح حقوقی عبارت است از نسبت دادن صریح عمل مجرمانه برخلاف حقیقت و واقع به شخص یا اشخاص معین به یکی از طرق مذکور در قانون، مشروط بر این‌که صحت عمل مجرمانه نسبت داده شده، در نزد مراجع قضایی ثابت نشود.هر چند که وجه مشترک افترا بانشر اکاذیب در هتک حرمت اشخاص است، ولی هر اشاعه اکاذیبی افترا نیست. به دلیل آن‌که در تحقق افترا

لازم است که اتهام نسبت داده شده قبلاً از طرف قانون‌گذار به عنوان جرم و با قید مجازات یا اقدامات تأمینی و تربیتی توصیف و اعلام شده باشد، در حالی‌که اشاعه اکاذیب اعم از افترا است و شامل نسبت‌دادن هرگونه خبر کذبی به ضرر اشخاص و مقامات رسمی و دولتی می‌شود.

ششم) اسید پاشی:

 مدتی است که اسیدپاشی در جامعه، رواج یافته است. باتوجه به اهمیتی که این امر به لحاظ امنیت و آسایش عمومی دارد و باتوجه به این که نتایج آن خواه مرگ، خواه کریه المنظر شدن باشد هر دو وخیم و هولناک است.اسیدپاشی در حقیقت یک انتقام بسیار فجیع است که یک انسان از انسان دیگر می‌گیرد.

بدون تردید یکی از جرایمی که در هر بار ارتکاب انزجار عمومی را به شدت بر می انگیزد ، اسیدپاشی است . علت این انزجار را علاوه بر صدمات جدی و بعضاً جبران ناپذیری که به قربانی جرمی وارد می شود باید در انگیزه ی مرتکب جستجو کرد . این جرم که معمولاً روی صورت قربانیان انجام می گیرد ، عموماً به انگیزه ی تباه ساختن آینده و گوشه نشین کردن دائمی قربانی انجام می گیرد که متاسفانه در عمل نیز چنین شده و قربانی جرم تا مدت های طولانی و حتی تا پایان عمر از بند لطمات جسمانی و روانی این جرم خلاصی نخواهد یافت . با این وجود این جرم از جرایمی است که در کتب و مقالات حقوقی مهجور مانده و کم تر مورد تحلیل حقوق دانان و ارباب نظر قرار گرفته است . با چنین رویکردی این مقاله سعی بر آن دارد که بتواند با تحلیلی هر چند مختصر از این جرم ، راه را برای بررسی دقیق تر آن هموار کند .

هفتم) جرایم خشونت آمیز:

 به جرایمی گفته می‌شود که به زور یا تهدید علیه جان،عرض،ناموس،حیثیت دیگران صورت میگیرد. مانند: جنایت، تجاوز، غارتگری یورش، حمله و… . هرگونه رفتاری که با هدف وارد نمودن آسیب به یک یا بیش از یک پدیده صورت گیرد، رفتار خشونت‌آمیز نام می‌گیرد.

در ایران خشونت جنسی پدیده ای پنهان است. در این کشور تقریباَ هیچ آمار رسمی از تعداد موارد گزارش شده در دسترس رسانه ها وسیاست های رسمی دولت نیست. هچنین هیچ آمار و گزارشی از تعداد قربانیان و میزان جرم و شدت آن، اعلام نمی شود.

هشتم) آدمربایی:

 به انتقال یک شخص بدون رضایت او از محلی به محل دیگر بوسیله زور ، تهدید یا فریفتن آدم ربایی گفته می شود.جرم آدم ربایی و گروگانگیری دو مصداق از جرایم علیه اشخاص هستند . آزادی تن را مورد تعرض قرارداده و موجبات سلب آزادی تن را فراهم می آورند این جرایم علاوه بر اینکه آزادی تن اشخاص را سلب می کنند ، در اغلب اوقات صدمات بدنی (ضرب و جرح و قتل) و صدمات حیثیتی (ریختن آبرو، شرف و هتک ناموس) بر افراد وارد می کنند که غیر قابل جبران است و غالباً با نوعی عنف و تهدید و اجبار یا حیله و نیرنگ با انگیزه های سوء همراه هستند.

نهم) آزار خیابانی:

بی تردید یکی از تجربه های تلخ تاریخ، ظلم و ستم بر حقوق و امنیت زنان است، از جمله، تهدید امنیت آنها در بیرون از منزل و آسیب هایی که به اقتضای شرایط روحی و جسمی بر ایشان وارد می شود.

آزارهای خیابانی پدیده شومی است که درسطح جهان قربانیان فراوانی دارد و امروزه یکی از دغدغه های قابل توجه کارشناسان مسائل اجتماعی و مدیران جامعه می باشد، به طوری که با رویکردهای متفاوتی این مسئله را تبیین نموده اند.

آزارهای خیابانی شامل خواسته‌ها، توجه‌های جنسی،‌ آزار بدنی و کلامی با هدف جنسی و به صورت اجباری است. معمولاً آزار خیابانی به صورت آزار کلامی (متلک‌پرانی،‌ صدا در آوردن و پیشنهادهای جنسی) و آزارهای غیرکلامی (بوق زدن با وسیله نقلیه در برابر زنانی که منتظر وسیله ای برای رفت و آمد هستند،‌ تعقیب و کمین کردن، لمس کردن، چشم‌چرانی، ادا درآوردن، عورت نمایی و تجاوز) است.

 دهم) ضرب و جرح:

در صورتی که  سیلی‌زدن به شخصی منجر به افتادن و شکستن دست وی شود، موضوع می‌تواند منطبق با مقررات ماده (۶۱۴) ق.م.ا، باشد:” هرکس عمدا به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که‌موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به‌مرض دایمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل‌مجنی‌علیه گردد در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه‌اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم‌تجری مرتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم‌خواهد شد و در صورت درخواست مجنی‌علیه مرتکب به پرداخت‌دیه نیز محکوم می‌شود.”

ضرب در لغت به معنی “زدن ” است و از حیث حقوقی به صدماتی گفته می‌شود که وارد کردن آن‌ها موجب از هم گسیختگی ظاهری نسوج و جاری شدن خون از بدن نمی‌شود. از این رو تورم، کبودی، پیچ خوردن مفاصل بدون شکستگی، خونمردگی و  ، از مصادیق ضرب هستند.ضرب ممکن است با دست یا پا یا تمام سنگینی بدن و امثال آن یا با استفاده از ابزاری مثل چوب و سنگ باشد. بنابراین ملاک تشخیص وارد کردن صدمه بدون خونریزی، ظاهری است.

اما جرح در لغت به معنی زخم زدن بوده و به آسیب هایی گفته می‌شود که موجب از هم گسیختگی بافت‌ها شده و با خونریزی ظاهری و بیرونی همراه باشد مانند خراشیدگی، بریدگی یا پارگی دست. گاه ممکن است این از هم گسیختگی همراه با شکستگی باشد بنابراین قطع عضو، سوختگی، شکستگی و بریدگی و امثال آن از انواع جرح محسوب خواهند شد. عمدی

جرم ضرب و جرح درمحدوده آن دسته ازجرائمی که علیه تمامیت جسمانی اشخاص می باشد، قرارمی گیرد و موضوع آن (اشخاص) تشکیل می دهند.

 قطع عضو و یا جرح آن اگرعمدی باشد موجب قصاص است و حسب مورد مجنی علیه می تواند با اذن  ولی امر جانی را با شرایطی که ذکرخواهد شد قصاص نماید. قطع عضو یا جرح آن سه نوع است : عمد-  شبه عمد-  خطاء

 قطع عضو یا جرح آن درموارد زیرعمدی است:

 الف : وقتی که جانی با انجام کاری قصد قطع عضو یا جرح آن را دارد چه آن کار نوعاٌ موجب قطع یا جرح باشد یا نباشد ب :  وقتی که جانی عمداٌ کاری انجام دهد که نوعاٌ موجب قطع یا جرح عضو باشد هرچند قصد قطع یا جرح نداشته باشد. ج :  وقتی که جانی قصد قطع عضو یا جرح را  ندارد و عمل او نوعاٌ موجب قطع یا جرح نمی باشد ولی نسبت به مجنی علیه بر اثر بیماری یا پیری یا ناتوانی یا کودکی نوعاٌ موجب قطع یا جرح باشد و جانی به آن آگاهی داشته باشد.

 در موارد زیر دیه پرداخت می شود:

الف : قتل یا جرح یا نقص عضوکه به طورخطاء محض واقع می شود و آن درصورتی است که جانی نه قصد جنایت نسبت به مجنی علیه را داشته باشد و نه قصد فعل واقع شده بر ا و را مانند آنکه تیری را به قصد شکاری رها کند و به شخصی برخورد کند.

ب :  قتل یا جرح یا نقص عضوکه به طورخطاء شبیه عمد واقع می شود و آن درصورتی است که جانی قصد فعلی  را که نوعاٌ سبب جنایت نمی شود داشته باشد و قصد جنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته باشد مثل طبیبی مباشرتاٌ بیماری را به طورمتعارف معالجه کند و اتفاقاٌ علت جنایت براو شود.

نتیجه گیری:

جامعه‌شناسان جرم را بر مبنای اینکه چگونه اتفاق می‌افتد و چگونه جامعه قانون‌شکنان را به مجازات می‌رساند به چهار طبقه جرایم خیابانی، جرایم یقه سفیدان (جرایم شغلی و صنعتی)، جرایم سازمان یافته و بالاخره جرایم سیاسی تقسیم می‌کنند.

جرایم خیابانی را می‌توان به سه دسته جرایم خشونت آمیز، جرایم مالی و جرایم اخلاقی تقسیم کرد:

جرایم خشونت‌آمیز: به جرایمی گفته می‌شود که به زور یا تهدید علیه دیگران همراه است مانند: جنایت، تجاوز، غارتگری یورش، حمله و…

جرایم مالی: شامل، دزدی، دستبرد، جیب بری، اتومبیل دزدی و…

جرایم اخلاقی: به رفتارهای غیرقانونی داوطلبانه‌ای گفته می‌شود که معمولاً بوسیله خود فرد انجام می‌شود مانند روسپیگری، قمار، سوء استفاده از مواد مخدر.

اغلب این جرایم در منظر عموم اتفاق می افتد و دیگران هم شاهد وقوع جرمند.اما امکان دارد مجرم مرتکب جرم شود و نه بزهدیده و نه دیگر افراد ارتکاب جرم رابفهمند.به طور مثال در جرم آدمربایی یا فرد به طور پنهانی ربوده میشود ویا افراد متوجه میشوند که فرد توسط عده ای ربوده میشود.

آنچه در اینگونه جرایم دارای اهمیت است ،شناخت جرایم خیابانی و آموزش های گسترده به عموم مردم و بالا بردن امنیت در سطح شهر و راهکارهای پیشگیری از این جرایم است.

منابع وماخذ:

-کتاب ها

۱-آقایی نیا،حسین،حقوق کیفری اختصاصی،نشر میزان،چاپ۱،جلد۱،سال۱۳۸۵

۲-پاد،ابراهیم،حقوق کیفری اختصاصی،بی ناشر،جلد۱،سال۱۳۴۷

۳-سخاوت،جعفر،جامعه شناسی انحرافات اجتماعی،نشر دانشگاه پیام نور،سال۱۳۸۰

۴-گلدوزیان،ایرج،بایسته های حقوق جزای عمومی،نشر میزان،چاپ۱۱،سال۱۳۸۴

۵-محسنی،مرتضی،دوره حقوق جزای عمومی(پدیده جنایی)،نشر گنج دانش،چاپ۳،جلد۲،سال۱۳۸۳

-مقالات

۶- آب روشن،مصطفی،بررسی ریشه های جرایم خیابانی در شهرها،نشر پارس بوک،مهر۱۳۹۰

۷-صفری،رضا،رقم سیاه بزهکاری و علت افزایش آن،نشریه داخلی قوه قضاییه،سال۱۳۸۸

۸-طالبی،ابوتراب،بررسی تعارضات بین ارزش های مذهبی و کنش های اجتماعی در بین جوانان،مجموعه مقالات جامعه و فرهنگ،جلد۳

۹- آقاجانی،نصرالله،تکثر خشونت درآزارهای خیابانی،فصلنامه کتاب زنان،شماره۲۳،سال۱۳۸۹

۱۰- نجف پور،محسن،آدم ربایی،نشر مقالات حقوقی حق گستر،سال۱۳۸۱

درباره‌ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: 66965272 -021

Check Also

بسته دکتری حقوق کیفری و جرمشناسی آزمون نیمه متمرکز ۹۶

????منابع دکتری حقوق جزا و جرمشناسی آزمون دکتری نیمه متمرکز ۹۶ الف- بسته دکتری جزا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *