بازخوانی حقوق خانواده در پرتو سنت نبوی(3)

بررسی حقوق خانواده در عصر پیغمبر
اسلام چون جهان‌بینی و ایدئولوژی نوی به بشر ارائه نمود، تمام نهادهای موجود از جمله نهاد خانواده را معطوف به تعالیم و ارزش‌های متعالی خود قرار داد.
عدالت اجتماعی، ارج نهادن به حقوق ذاتی بشر، احترام به کرامت انسانی زن، حمایت از نظم و نظام پایدار اجتماعی، حمایت از نهاد خانواده… در یک کلمه هدایت انسان به سوی زندگی سالم و حیات طیبه از ارزش‌های متعالی اسلام بود.
حضرت محمد(ص) با تمام توان کوشید ارزش‌های والای اسلام را در لایه‌های مختلف ارائه دهد و اهداف کلی و نظام مطلوب را به صورت برنامه‌های جزئی و کاربردی به جامعه عرضه نماید:

أ) آزادی زن در انتخاب همسر
آزادی زن در انتخاب شریک زندگی (که در حقوق و فقه از آن به قصد و رضای زن در عقد تعبیر می‌شود) از مهم‌ترین اصلاحات صورت گرفته در زمینه حقوق و هویت زنان است که اسلام بر آن تأکید فراوان دارد؛ زیرا دین برای زن شایستگی کامل قایل است که به موجب آن می‌تواند طرف عقد قرار گیرد.
قصد و رضا (که از آن به اراده طرفین تعبیر می‌شود) از ارکان هر عقد از جمله نکاح است. در زمان جاهلیت و در بعضی جوامع سنتی رضایت و قصد زنان برای بستن پیمان ازدواج لحاظ نمی‌شود. پدر و برادر و سایر افراد در مورد ازدواج زنان تصمیم می‌گرفتند و به خواست و اراده زنان هیچ توجه نمی‌شد.
شهید مطهری حدیثی از حضرت محمد(ص) را در ضمن گفتگو آورده‌اند که نقل می‌کنیم:
«دخترک نگران و هراسان آمد نزد رسول اکرم:
– یارسول‌الله، از دست این پدر…
– … مگر پدرت با توچه کرده است؟
– برادرزاده‌ای دارد و بدون آنکه قبلاً نظر مرا بخواهد مرا به عقد او درآورده است.
– حالا که او کرده است، تو هم مخالفت نکن، صحه بگذار و زن پسرعمویت باش!
– یارسول الله، من پسر عمویم را دوست ندارن. چگونه زن کسی بشوم که دوستش ندارم؟
– اگر او را دوست نداری، هیچ اختیار با خودت، برو هرکس را که خودت دوست داری به شوهری انتخاب کن!
– اتفاقا او را خیلی دوست دارم و جز او کس دیگری را دوست ندارم و زن کسی غیر از او نخواهم شد. اما چون پدرم بدون آنکه نظر مرا بخواهد این کار را کرده است، عمداً آمدم با شما سئوال و جواب کنم تا از شما این جمله را بشنوم و به همه زنان اعلام کنم از این پس پدران حق ندارند سر خود هر تصمیمی که می‌خواهند بگیرند و دختران را به هرکس که دل خودشان می‌خواهد شوهر دهند.»(50)
روایت فوق که از ابن عباس نقل شده و در منابع اهل سنت وارد شده،(51) مورد توجه و استناد فقیهان شیعه نیز قرار گرفته است.(52)
وقتی خنساء دختر خذام ابن خالد انصاری پیش پیغمبر می‌آید و از اینکه پدرش در امر ازدواج وی با او مشورت نکرده و وی را به عقد کسی که او را دوست ندارد درآورده است، حضرت فرمود: «أمرک بیدک، اختیار با خودت هست.»(53)
نظیر این روایت در منابع حدیثی مکرر آمده است. حضرت محمد(ص) به صورت مطلق فرمود:
«لاتنکحوا النساء حتی تستأمروهنّ فاذا سکتن فهو اذنهن؛(54) زنان را پیش از اینکه با خودشان رایزنی کنید شوهر ندهید. هر گاه از آنان در مورد خواستگاران‌شان نظر خواستند و سکوت کردند، سکوت علامت رضایت است.»‌
سیره عملی پیامبر بر این استوار بود که رضایت دختر شرط صحت عقد است. در تاریخ بر این نکته تصریح شده است که قبل از حضرت علی(ع) چند تن از بزرگان صحابه به خواستگاری حضرت فاطمه (س) رفتند ولی هربار که پیامبر نظر حضرت زهرا را جویا شد، وی نپذیرفت. اما وقتی حضرت علی به خواستگاری آمد حضرت محمد فرمود: علی، پیش از تو کسانی به خواستگاری او آمده بودند اما دخترم نپذیرفت. بگذار ببینم وی چه می‌گوید.
سپس به خانه رفت و به دخترش گفت: علی تو را از من خواستگاری کرده است. تو پیوند او را با ما و پیشینه او را در اسلام می‌دانی و از فضیلت او آگاهی.
زهرا(س) بی‌آنکه چهره خود را برگرداند خاموش ماند. پیغمبر چون آثار خشنودی را دید گفت: الله‌اکبر، خاموشی او علامت رضاست.(55)
به این ترتیب رضایت زن برای ازدواج و ابراز آن از مسلمات سیره نبوی است. هرچند اظهار و اعلام رضایت با سکوت نیز پذیرفته است. لحاظ رضایت زن هم برای اعراب جاهلی (که زنان را به ارث می‌بردند و گاهی نیز می‌ربودند)، کار ساده‌ای نبود، همچنان که اکنون در برخی جوامع اسلامی (که اسیر سنت‌های قبیله‌ای هستند) به رضایت دختر چندان اهمیت نمی‌دهند. برخی افراد ناآگاه و مغرض این رسوم غلط مسلمانان را به اسلام و پیغمبر روشن‌اندیش منتسب می‌نمایند!

ب) داشتن حق مالکیت
زن از دید اسلام دارای استقلال مالی است. در صورتی که پیش از قرن بیستم در حقوق اروپا زن در برابر شوهر استقلال مالی نداشت.
مهر و نفقه از آثار نکاح است و اساساَ عقد نکاح یک عقد معوض نیست تا مبادله و معاوضه‌ای در کار باشد. به این معنا که اسلام در تنظیم روابط زن و شوهر در نهاد خانواده در برابر تکالیفی که بر عهده زن نهاد حقوقی نیز برای وی قایل شد. به این معنا که بار اقتصادی خانواده و تأمین هزینه‌های خانواده را بر عهده شوهر گذاشت.

ج) پدیده‌هایی پیرامون پیوند زناشویی

1- مهر
کلمه مهر در قرآن کریم نیامده، اما کلماتی نظیر «صداق»(56)، «نحله»(57)، «فریضه»(58) و «اجر»(59) استعمال شده است. مهر از نظر کمی و زیادی محدودیتی ندارد هرچند مستحب است که مقدار آن از «مهر السنه»- مهری که پیامبر کابین زنان خود قرار داده و پانصد درهم (پنجاه دینار)- افزون نباشد. (60)
مهر فقط جنبه مادی ندارد بلکه جنبه اخلاقی و معنوی نیز دارد. قرآن کریم از آن به «صداق» که نشانه صداقت مرد می‌باشد و «نحله» که به معنای تحفه و هدیه‌ای است از جانب مرد به زن، یاد کرده است. از تعبیرات قرآن کریم فهمیده می‌شود مهر جهت تعظیم و تکریم زن قرار داده شده است. اگر زن از حقش می‌تواند بگذرد، بدان معنا نیست مهر بهایی است که مرد در مقابل انتفاعی که از زن می‌برد، می‌پردازد. این تصور غلط را برخی فمینیست‌ها کرده‌اند. آنان مهریه را بقایای عصر تیول‌داری و برده‌داری می‌دانند که به زن به دیده کالا نگریسته‌اند.
غرب‌گرایانی که برداشت مادی از پدیده‌های اجتماعی، اساس و جوهر اندیشه و نواندیشی‌شان است میان «مهریه» با «کالا بودن زن» که اسلام با آن مخالف است، آمیخته‌اند. اسلام مهریه را در نظام معنوی خویش جنبه اخلاقی داده است. تأکید بر جنبه معنوی مهر در اسلام و بخصوص در سنت نبوی فراوان است. حضرت محمد(ص) فرمود:
«خیر الصداق أیسره؛(61) بهترین مردها آنست که سبک‌تر باشد.» نیز فرموده‌اند: «از خوش یمنی زن آن است که خواستگاری‌اش بی‌تکلف و مهرش کمتر باشد.»‌ در زمان حضرت و به توصیه وی برخی اصحاب، آموزش سوره‌ای از قرآن را توسط شوهر کابین زن قرار داده‌اند.(62)
نکته مهمی شهید مطهری در باب مهر گفته‌اند: مهر زنان در زمان ما با مهر در زمان پیغمبر، جدای از کم و زیادی‌اش تفاوت عمده‌ای پیدا کرده است. در زمان ما مهریه‌ای که در عقد نکاح قرار می‌‌گیرد به صورت دین به ذمه شوهر می‌ماند. زن معمولاً آن را مطالبه نمی‌کند مگر مشاجره و اختلافی پیش آید. به تعبیر ایشان مهر در این فرض جنبه وثیقه به خود می‌گیرد: در صدر اسلام معمول بود که مرد هرچه به عنوان مهر متعهد می‌شد، نقد می‌پرداخت. علی‌هذا به هیچ وجه نمی‌توان گفت که نظر اسلام از مهر این بوده که وثیقه‌ای در اختیار زن قرار دهد.
بنابراین مهر نه بهای زن است و نه وثیقه.
مهر هدیه و پیشکشی است از سوی مرد که خریدار محبت و عشق زن است و این دقیقاً مطابق با خصوصیات روحی و روانی زن و مرد و خلقت آنهاست.

2- نفقه
یکی از آثار مالی عقد نکاح قرار گرفتن نفقه بر عهده زوج است. منشأ این حکم آیات و روایات است. (63) نفقه عبارت است از مسکن، لباس، غذا و لوازم منزل است که با توجه به عرف محل زندگی و وضع همسر تعیین می‌گردد و باید به اندازه‌ای باشد که احتیاج زن مرتفع گردد.
نفقه زوجه بر نفقه سایر افراد واجب النفقه مثل پدر و مادر و اولاد مقدم است. (64)
روایات وارده از نبی اکرم (ص) تأکید بسیاری بر ادای این حق دارد و از پرداخت نکردن نفقه به بزرگ‌ترین گناهان در نظر خداوند تعبیر فرموده.(65) و گفته‌اند:
نخستین چیزی که در ترازوی بنده می‌گذارند خرجی است که برای کسان خود کرده است.(66)
در روایت دیگر دیناری را که خرج اهل و عیال می‌شود، بالاتر از دیناری می‌داند که در راه خدا و آزادی بنده و دادن به مسکین خرج می‌گردد. (67) پیامبر فرمود:
هرکس خدا بدو گشایش دهد و باز بر عیال خود سخت گیرد از ما نیست.(68) خرجی که مرد برای کسان خود کند صدقه است.(69)
چنانچه ملاحظه می‌شود حضرت رسول اکرم (ص) نفقه را که مسئله حقوقی و از آثار نکاح است، به چه زیبایی با اخلاق می‌آمیزد و یک قاعده خشک حقوقی را چگونه لطیف می‌فرماید.
همچنان که در مقدمه این مقاله اشاره کردیم این شیوه از خصوصیات و ابتکارات نظام حقوقی اسلام است که قواعد و احکام آن صرفاً جنبه حقوقی ندارند بلکه با اخلاق و معنویت آمیخته‌اند. بسیاری از حقوقدانان این خصوصیت را از امتیازات و مزیت‌های نظام حقوقی اسلام دانسته‌اند،(70) چه اینکه قواعد اخلاقی دارای ضمانت اجرای درونی است بر عکس قواعد حقوقی که با الزام بیرونی تضمین می‌گردد. فشاری که در قواعد حقوقی، شخص احساس می‌کند و همواره به گریز از آن می‌اندیشد، در قواعد اخلاقی چنین فشاری شخص بر خود احساس نمی‌کند بلکه با جان و دل آن را می‌پذیرد. در فلسفه تشریح نفقه بحث‌های بسیار صورت گرفته است که نیاز به تکرار نیست.(71) نفقه نه تنها از منزلت زن نکاهیده، بلکه منزلت و حقوق زن را بیشتر تأمین و تضمین نموده است.
با توجه به اینکه جوهره آموزه‌های اسلام را عدالت اجتماعی تشکیل می‌دهد سعادت جامعه و خانواده درگرو اجرای عدالت است و عدالت این است: زنی که نه ماه حمل را تحمل می‌کند و مدت طولانی از فرزند خود پرستاری و نگهداری می‌کند باید مسئولیتی در قبال مخارج خود و فرزندش نداشته باشد و مرد باید مخارج زندگی خانواده‌اش را تأمین کند.
بر اساس سنت نبوی این وظیفه نه تنها یک قاعده حقوقی است و در صورت خودداری شوهر، زن می‌تواند به حاکم مراجعه و الزام او را بخواهد بلکه قاعده دینی و اخلاقی است که اگر مرد از دادن نفقه سر باز زند گرفتاری وجدان و عذاب اخروی را به جان خریده است.

ادامه دارد …

نقش ها

نویسنده : عبدالله شفایى
No votes yet.
Please wait...

درباره‌ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: ۰۲۱۶۶۹۲۱۰۰۲ ۰۲۱۶۶۵۸۱۷۴۸

همچنین ببینید

جزوه ارث دکتر محمد حسین شهبازی(جزوه حقوق مدنی 8- جزوه حقوق مدنی هشت دکتر کاتوزیان/ خلاصه کتاب شفعه وصیت ارث دکتر ناصر کاتوزیان)

نکاتی در خصوص ارث    موجبات ارث : به تصریح ماده 861 ق. م ²موجبات ارث دو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *