مقاله حقوق بین الملل

ایران می‌تواند غرامت‌های جنگ جهانی اول و دوم را بگیرد؟

  حمیده گودرزی

طبق یک قاعده قطعی برآمده از آرای دیوان بین‌المللی دائمی دادگستری موسوم به کارخانه «کورزو»، هر تخلفی که درخصوص نقض حقوق دولت‌ها صورت گرفته باشد، منجر به مسئولیت بین‌المللی دولت متخلف می‌شود و باید نسبت به جبران این تخلف با پرداخت و جبران خسارت‌های مادی و معنوی کشور زیان‌دیده اقدام کند. طبق این قاعده حقوق بین‌الملل، دریافت و پرداخت غرامت‌‌ها زمانی صورت می‌گیرد که یک کشور به خاطر منفعت‌طلبی از مرزهای بین‌المللی‌اش عبور کرده و به خاک کشورهای دیگر تجاوز کند. کشور ما نیز از این امر مستثنی نیست، چرا که بارها شاهد حمله و تاخت و تازهای کشورهای غربی و همسایه بوده است که البته در جریان این حمله‌ها، خسارت‌های مادی و معنوی شدیدی را نیز تحمل کرده است. نمونه بارز این موضوع نیز با آغاز جنگ جهانی اول و حمله آلمان‌ها به خاک اتحاد جماهیر شوروی سابق رخ داد و باعث شد نیروهای روسیه و عثمانی از شمال و غرب، کشور ما را مورد تهاجم قرار دهند و در نتیجه خسارت‌های هنگفتی به ما تحمیل شد. البته این جنگ پایان راه نبود زیرا در جنگ جهانی دوم نیز بار دیگر دولت‌های متفقین، کشور را به حالت نیمه اشغال درآوردند و به بهانه دفاع از روسیه در برابر آلمان‌ها، به شهرها و روستاهای کشور خسارت‌های سنگین و جبران‌ناپذیر دیگری تحمیل کردند

دریافت غرامت‌ها امکان دارد؟
با توجه به قوانین موجود، پرسش اینجاست که آیا ایران می‌تواند غرامت‌های ناشی از دو جنگ جهانی را از دولت‌های اشغالگر و متخاصم دریافت کند یا نه؟
دکتراحمد بخشایش، عضو کمیسیون امنیت و امور خارجه مجلس شورای اسلامی با بیان این که بحث دریافت غرامت‌های ناشی از خسارت‌هایی که متفقین هنگام اشغال ایران در جنگ جهانی دوم به بار آورده بودند، موضوعی قدیمی و بسیار پیچیده است، می‌گوید: «در طول سالیان متمادی، کشور ایران ناخودآگاه یا ناآگاهانه وارد جنگ‌های بزرگی از جمله جنگ‌های اول و دوم جهانی شده است که اثرهای هر یک از آنها در ابعاد مختلف تاکنون باقی مانده است، اما نکته حائز اهمیت این است که طبق قوانین حقوق بین‌الملل، دریافت خسارت از کشور متجاوز به رسمیت شناخته شده است. بر اساس همین اصل قانونی نیز کشور پیروز می‌تواند خسارت‌هایی را که ناشی از این جنگ بر او وارد شده، از کشور شکست خورده دریافت کند. این رویه اگرچه در صحنه بین‌الملل با واقعیت فاصله دارد اما دیده شده است که بسیاری از کشورهای پیروز توانسته‌اند از این حق خود استفاده کنند و تاکنون نیز حتی یک بار دیده نشده که کشور شکست خورده‌ای که حتی شروع کننده جنگ نیز نبوده، توانسته باشد از این حق استفاده کند. به عنوان مثال در زمان جنگ جهانی دوم، دولت انگلیس که به عنوان یکی از کشورهایی که در این جنگ پیروز شده بود، به جای این که غرامتی بپردازد، از بسیاری کشورها غرامت گرفت. این در حالی بود که کشور ایران هم که بعدها به متفقین پیوسته و به نوعی پیروز این جنگ بود، به دلیل خسارت‌های بسیاری که متحمل شده بود، باید غرامت می‌گرفت، چرا که ناخواآگاه وارد این جنگ شده بود و نیروهای متفقین نیز هنگام اشغال کشور، بسیاری از روستاهایمان را خراب کردند. حتی انگلیسی‌ها نیز از مواد غذایی، معیشتی و راه‌های کشور استفاده کردند تا در جنگ با آلمان‌ها پیروز شدند. از این رو باید کشور ایران را نیز به عنوان پیروز جنگ جلوه می‌دادند. اما متأسفانه بعد از پایان جنگ، دولت‌های متفق در سفارت اتحاد جماهیر شوروی سابق خود را پیروز جنگ اعلام کردند بی آن که از ایران به عنوان پیروز نامی ببرند. از آن به بعد هم ما به خاطر خسارت‌های وارده به کشورمان شاهد دریافت غرامتی نبودیم.> به گفته این نماینده مجلس، از آنجا که در جنگ جهانی دوم کشور ایران نیز همپای کشورهای متفق پیروز شده است، ما نیز می‌توانیم مطابق نظام بین‌الملل و دادگاه‌های حقوقی اعاده حیثیت و غرامت کنیم چرا که این امری طبیعی است.
خسارت‌های جنگ مشمول مرور زمان نمی‌شد. صابر نیاورانی، حقوقدان و استاد دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات در تهران نیز معتقد است: <امکان دادخواهی درخصوص خسارت‌های ناشی از جنگ جهانی دوم وجود دارد چرا که در حقوق بین‌الملل موضوعی تحت عنوان مرور زمان وجود ندارد و اگر کشوری در نتیجه فعالیت‌ها و اقدام‌هایش قواعد بین‌المللی را نقض کند و این مسأله منجر به ورود خسارت به کشور دیگری شود، به طور قطع کشور قربانی حق دارد ادعای جبران خسارت کند. همچنین مسئولیت آن کشوری هم که مرتکب نقض حقوق بین‌الملل شده به موجب حقوق بین‌الملل موضوعه امری محرز است. بدین ترتیب با این قاعده قطعی حقوق بین‌الملل هر عمل متخلفانه بین‌المللی منجر به مسئولیت بین‌المللی دولتی می‌شود که قاعده بین‌المللی را نقض کرده و منجر به تحمیل خسارت به سایر کشورها شده است پس این از اصل اول که هر عمل متخلفانه بین‌المللی که منجر به ورود خسارت به کشورهای دیگر بشود، موجب مسئولیت بین‌المللی دولت خاطی است. >
اما با توجه به این دو نظریه، دکتر محمدرضا ضیایی بیگدلی، استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی نظر متفاوتی دارد. او معتقد است: <نیروهای اشغالگر هم در جنگ جهانی اول و هم در جنگ جهانی دوم خسارت‌های بی‌شماری برای ایران به بار آوردند. اما در نظام حقوق بین‌الملل دریافت غرامت‌ها متفاوت‌تر است.> وی با اشاره به آنچه در جنگ جهانی اول رخ داده، می‌گوید: <آنچه که در اسناد تاریخی موجود از جنگ جهانی اول حکایت دارد، اعلام بی‌طرفی دولت ایران در این نبرد بوده است. اما با وجود این نیروهای انگلیس، روسیه و عثمانی از همان آغاز جنگ- سال ۱۹۱۴- وارد خاک ایران شدند و تا پایان جنگ که حدود ۴ سال به طول انجامید، در کشور ماندند که در همین راستا خسارت‌های مادی و معنوی بسیار زیادی به کشور ما وارد کردند.
این در حالی است که بعد از جنگ دولت ایران وقتی موضوع غرامت جنگی را مطرح کرد، دولت‌های متفقین اعتنایی نکردند. حتی نماینده ایران وقتی قصد داشت در کنفرانس صلح پاریس معروف به «ورسای» شرکت کند و از این طریق مطالبه‌های کشور را بگیرد و به نوعی تظلم‌خواهی کند، متأسفانه انگلیسی‌ها فشار آورده و اجازه ندادند که نماینده ایران در این کنفرانس شرکت کند. به همین خاطر این موضوع حل نشده باقی ماند. از این رو موضوع مذکور جزو موارد قابل مطالبه است و مرور زمان نیز هیچ تأثیری در آن ندارد.
اما بحث دریافت غرامت‌ها در جنگ جهانی دوم کمی متفاوت‌تر است چرا که در آن زمان آلمان‌ها بخشی از روسیه را اشغال کرده بودند و نیروهای متفقین نیز بهترین راه رسیدن به پیروزی را کشور ایران می‌دانستند.
از این رو نیروهای انگلیس و امریکا از جنوب و نیروهای شوروی نیز از مغرب و شمال شرقی و غربی وارد خاک کشور شده و به نوعی ایران را به حالت نیمه اشغال درآوردند. بعد هم دولت‌های شوروی و انگلیس، معاهده‌ای تحمیل کشور ایران کرده و طبق آن دولت ایران را مجبور کردند تا از بی‌طرفی خود دست کشیده و به متفقین کمک کند.
در این معاهده به ایران قول داده شده بود چنانچه نیروهای آلمان وارد خاک ایران شدند، دولت‌های طرف قرارداد از این کشور حمایت کنند. دولت ایران هم به ناچار با امضای این معاهده، پذیرفت با متفقین همکاری کند چرا که در آن زمان اوضاع سیاسی کشور به گونه‌ای که مطلوب متفقین بود، رقم خورد. آن زمان نیروهای متفقین وارد خاک ایران شده بودند و رضاشاه هم با این موضوع بشدت مخالفت کرد که در نتیجه جریان سال ۱۳۲۰ رخ داد. بعد هم دولت‌های انگلیس و شوروی با وارد آوردن این اتهام که رضاشاه طرفدار آلمان‌هاست و با آنها همکاری می‌کند، او را تبعید کردند، اما بعد از پایان جنگ خسارت‌های وارد آمده به کشور بسیار سنگین‌تر از خسارت‌هایی بود که در زمان جنگ جهانی اول به بار آمده بود. آن طور که اسناد تاریخی نشان می‌دهد، اتحاد جماهیر شوروی بابت خسارت‌هایی که به ایران وارد شده بود، ۵/۱۱ تن طلا به عنوان غرامت داد.
انگلیسی‌ها هم ابتدا اعلام کردند ۵/۸ میلیون لیر غرامت پرداخت می‌کنند اما فقط ۵/۳ میلیون لیر دادند و از پرداخت مابقی غرامت سر باز زدند. البته بخشی از این غرامت را به صورت مهمات و باقی را هم به صورت اقساط پرداخت کرده بودند. همچنین دولت امریکا که ابتدا زیر بار نمی‌رفت، بعدها به خاطر بازسازی راه‌آهن ایران به دلیل استفاده بیش از اندازه متفقین از راه‌آهن ایران از جنوب تا شمال حاضر شد یک میلیون دلار غرامت بدهد. بعد هم در چارچوب اصلی که به اصل ۴ ترومن معروف بود، با ایران به توافق رسیدند کمک‌هایی به ایران کنند. از این رو با توجه به پرداخت غرامت از سوی این سه کشور، دیگر دولت ایران از لحاظ حقوقی و حقوق بین‌الملل نمی‌تواند ادعای غرامتی در این رابطه داشته باشد. بنابراین پیگیری این مسأله در اساس منتفی است.>
غرامت‌های معوقه انگلیسی‌ها
اما یکی دیگر از موضوعات حائز اهمیت این است که دولت انگلیس بعد از پایان جنگ جهانی دوم تنها بخش کوچکی از غرامت مورد توافق را به ایران پرداخت و به عبارتی ساده‌تر زیر قولش زد. حال سؤال اینجاست که با توجه به قوانین بین‌الملل، امکان دریافت بخش باقی‌مانده غرامت‌ها از انگلیسی‌ها تا چه اندازه قابل وصول خواهد بود یا این که آیا می‌توان از سوی سازمان ملل برای دریافت این غرامت‌ها
اقدام کرد؟
دکتر محمدرضا ضیایی بیگدلی در این باره اظهار می‌کند: «به طورکلی در آن زمان چون ایران به خواست دولت‌های انگلیس، امریکا و شوروی تمکین کرده بود، دیگر درخصوص کم یا زیاد بودن غرامت‌ها اعتراضی نکرد، چرا که آن زمان دولت ایران هم در موضع ضعف بود و از سویی دیگر می‌دید هر چقدر که بتواند از متفقین غرامت بگیرد، به نفعش است. بنابراین بدون آن که در مرجع خاصی برآورد خسارت بشود، خود دولت‌های متفقین یک طرفه تصمیم گرفتند که خسارت‌ها پرداخت شود و یکطرفه هم پرداخت کردند. این درحالی بود که ایران نیز در این خصوص هیچ اعتراضی نکرد.
اما درخصوص پیگیری آن از سوی سازمان ملل باید بگویم که دریافت غرامت‌ها از طریق سازمان بین‌الملل امکانپذیر نخواهد بود، چرا که سازمان ملل بعد از جنگ جهانی دوم تأسیس شده است و طبق قوانین حقوق بین‌الملل مواردی که قبل از تأسیس سازمان ملل مطرح شده باشد، دیگر موضوعیت ندارد. از این رو چنین مواردی نه تنها در سازمان ملل غیر قابل بررسی است، بلکه خود سازمان ملل هم صلاحیت ورود به این بحث را ندارد. ضمن این که در آن زمان دولت انگلیس یکطرفه برای پرداخت غرامت اعلام آمادگی کرده بود و دولت ایران هم هیچ اعتراضی نکرده بود. حال اگر اسنادی وجود داشته باشد که ایران در این خصوص اعتراض کرده باشد یا سیستمی وجود داشته است که در آن زمان برآورد غرامت شده باشد، قابل بررسی و پیگیری خواهد بود. بنابراین اگر بخواهیم دقیق روی این مسأله اظهارنظر کنیم، مستلزم این است که اسناد و مدارک را به طور دقیق نگاه کنیم. اما در مجموع بعید می‌دانیم که این موضوع قابل طرح باشد. در مورد جنگ جهانی اول هم با مشکل برآورد غرامت‌ها روبه‌رو هستیم، اگرچه خوشبختانه تاریخ و اسناد حکایت از ابعاد مختلف خسارت دارد.>
تغییر دولت‌ها مانع پرداخت غرامت‌ها می‌شود؟
اما نکته قابل بحث دیگر این است که از زمان جنگ جهانی دوم حدود ۶۰ سال می‌گذرد و در این میان، در ایران و کشورهای متفق  دولت‌های بسیاری روی کار آمده‌اند و تغییر کرده‌اند. حال با توجه به این موضوع سؤال دیگر این است که آیا با مرور زمان و تغییر دولت‌ها امکان از بین رفتن حق دادخواهی در حقوق بین‌الملل وجود دارد یا خیر؟
دکتر صابر نیاورانی در این باره می‌گوید: «به طور کلی در حقوق بین‌الملل امری تحت عنوان مرور زمان برای مطالبه خسارت‌ها نداریم. اگر هم در نتیجه یک عمل متخلفانه بین‌المللی خسارتی به کشوری وارد شود، باید جبران شود. در پرونده [کانال کورفو] دیوان بین‌المللی دادگستری دولت آلبانی را مسئول خسارت‌ها به انگلستان شناسایی کرد اما جبران این خسارت بعد از چهار دهه و به هنگام اعطای وام از سوی انگلستان به آلبانی محاسبه و تهاتر شد. دولت آلمان هم هنوز در حال جبران خسارت‌های ناشی از جنگ جهانی دوم است.»
وی همچنین درخصوص تأثیر دریافت غرامت‌ها با تغییر دولت‌ها می‌گوید: «تغییر دولت‌ها در دریافت غرامت‌ها تأثیری ندارد، زیرا مسئولیت یک دولت در حقوق بین‌الملل، مسئولیتی مستمر است. وقتی هم دولتی تحت هر حاکمیتی باشد و منجر به ورود خسارت به سایر دولت‌ها شده باشد، حتی با از بین رفتن یا تغییر دولت هم باید جبران خسارت کند.
نمونه بارز این که دولت بلژیک همچنان از بابت غرامت‌های جنگ جهانی دوم از آلمان خسارت دریافت می‌کند یا یکی از نمونه‌های کلاسیک پرونده [تینوکو] و رأی داوری قاضی [تافت] است که در حقوق بین‌الملل بسیار مشهور شده و مؤید این قاعده بین‌المللی است که اگر خسارتی در نتیجه عمل دولت وارد شود یا قراردادی منعقد شود، دولت‌های بعدی به آن متعهد هستند.
البته این نظریه در مورد برخی قراردادها بشدت مورد تردید قرار گرفته و مردود دانسته شده است، اما در مورد خسارت‌هایی که در اثر اقدام‌های دولتی وارد می‌شود، هیچ تردیدی وجود ندارد که دولت خاطی مسئولیت دارد.»
البته جبران خسارت در قالب‌های مختلف شکل می‌گیرد.
به عنوان مثال تا همین چند سال گذشته صدراعظم آلمان مجبور بود در سالگرد فجایعی که به خاطر جنگ جهانی دوم در بلژیک و لهستان رخ داده بود، در مکانی که گورهای دسته‌جمعی در این کشورها بود حضور یافته و از ملت این کشورها درخصوص جنایت‌هایی که رخ داده بود،
به عنوان جبران خسارت عذرخواهی کند. با این که دولت آلمان بارها عوض شده بود و ده‌ها سال هم از جنگ جهانی دوم می‌گذشت اما این موضوع هر ساله انجام می‌شد تا جایی که در خاطرم هست، چند سال پیش نخست وزیر آلمان اعلام کرد«از کشورهای اروپایی خواهش می‌کنم تاکنون هر آنچه عذرخواهی کرده‌ایم، بپذیرند و بیش از این باعث شرمندگی ملت آلمان به خاطر اقدام‌هایی که اجداد ما در جنگ دوم جهانی مرتکب شده‌اند، نشوند. ضمن این که تصور می‌کنیم به اندازه کافی جبران خسارت کرده‌ایم!» بنابراین چنین شیوه‌هایی برای جبران خسارت‌های معنوی بود که به روش‌های مختلف صورت می‌گرفت. با این که بیش از ۶ دهه از جنگ جهانی دوم می‌گذرد، همچنان خسارت‌های مادی که دولت آلمان به بلژیک می‌پردازد، ادامه دارد. بنابراین قاعده مسلم حقوق بین‌الملل، الزام به جبران خسارت‌های ناشی از توسل به زور و تجاوز به سایر کشورهاست.
منبع: روزنامه ایران

About ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: 66965272 -021

Check Also

منابع دکتری حقوق بین الملل نیمه متمرکز ۹۶

منابع دکترای حقوق بین الملل نیمه متمرکز ۹۶ حقوق بین الملل عمومی به مجموعه قواعد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

hacklinkci anal porn