مقاله حقوق خصوصی

امیر سالار داودی: نگاهی تاریخی به ازدواج و تشکیل خانواده(همسر گزینی)

مردان قدیم زنانی را به همسری بر می گزیدند که تا لحظه ای پس از عقد و پرده برداری از چهره آنها و اجرای مراسم تور اَندازون ، چهره شان را نمی دیدند و حال بودند کسانی که زیرآبی هم رفته و ما قبل مراسم عقد یک ناخونک بصری به عروس خانم می زدند.

البته صَرف فعل بریدن مسبوق به گز کردن آن زمان روش های خود را داشت.
بررسی ظاهر اعم از چهره و متفرّعات بر عهده خانم هایی بود که پول می گرفتند و جهت بررسی و اجرای قرار معاینه اطراف و اکناف و مطمئن شدن از یک سری مسائلی که گفتن ندارد ، با عروس خانم و مادرش قرار حمام روی نمره می گذاشتند ومتعاقب بررسی های کارشناسی ، گزارش مبسوطی به خانواده آقا داماد ارائه می نمودند تا مبنای تصمیم گیری ایشان قرار گیرد.
البته در این بین کم کم فساد حلول کرده و یک سری از این خانم های موسوم به خاله خانباجی شدند اهل شیتیل و زیرمیزی.
زیرمیز میگرفتند و چیزی می دیدند و چیز دیگر گزارش می نمودند.
البته یک سری از بررسی های میدانی را مادر آقا داماد علی رأس معمول می داشتند. مانند بوئیدن دهان.
بررسی های توانایی های عروس خانم هم توسط مادر آقا داماد یا خانم بزرگی که یا عمه خانم بود یا خاله خانم و یا مادر بزرگ داماد صورت می پذیرفت.
در این قسمت از بررسی ها یک دسته سبزی قرمه یا خوردن رو به روی عروس خان ولو می کردند و از او می خواستند پاک کند و خُرد نماید و یا یک کلّه قند به وی تسلیم کرده تا با قند شکن حبّه قند درست کند و اینگونه معلوم و عیان می گشت که عروس خانم بلد کار است یا فقط منزل مادرش خوردن و خوابیدن فرا گرفته است.
در تمام این مراحل آقا داماد عروس خانم را نمی دید و حتی در مراسم بلّه برون هم چشم آقا داماد به جمال عروس خانم روشن نمی گشت.
دلیلش هم جز این نبود که مراسم بلّه برون یک مراسم مردانه بود بر خلاف این روز ها که از پیر و جوان و کبیر و صغیر حضور دارند.
در این مراسم آقا داماد با چند تن از مردان معتبر خاندانش به خانه عروس خانم می رفت و پدر عروس خانم هم چند نفر از مردان معتبر خاندانش را دعوت می نمود.
در این مرسومه مردان می نشستند و در مورد مهریه و شیر بها و در برخی فرهنگ ها هم باشلق (خانواده عروس مبلغ وجه نقدی را به عنوان باشلق از خانواده داماد برای خرید لوازم زندگی دریافت می کردند) و کم و کیف پرداخت آن، اسباب سرعقد، پول حمام عروس، رخت و لباس و زیورآلات و جواهرات عروس، هزینه های عروسی و نحوه تامین آن، کم و کیف مراسم و جشن عروسی، تعداد مهمانان عروس و… گفتگو و چانه زنی (بدون حضور زنان) می کردند و سرآخر هم توافق حاصل گشته و توافقات را مکتوب می نمودند و ذیلش را همه مردان حاضر و بعضی وقت ها هم فقط بزرگان حاضر امضاء ، مهر یا انگشت می کردند.
مردم گیل و دیلم به این مرسومه ثبت هگیری( ثبت گرفتن) یا صورت هگیری (صورت گرفتن) می گفتند و در تهران بلّه بری یا بلّه برون یا خرج بُری می گفتند و در خراسان جواب اِستَنی یا کفش پاکِنی می گفتند و درکازرون شرط کنان و در قم گلاب گیرون و مهر برون و در ایل ممسنی باشلق برون و کدخدا کِشون و در روستا های گرگان قند شکنی موسوم بود.
اقلامی که خانواده داماد با خودشان به خانه عروس خانم می بردند در فرهنگ های مختلف متفاوت بوده و هست. حلقه جهت نشون کردن و کلّه قند برای شکستن هنگامه توافق و برخی مناطق هم شال و برخی دیگر یک دست لباس و یا یک جفت کفش و نقل و نبات و سکه نقره .
بنابراین انتخاب همسر در دوران قدیم واقعا انتخاب هندوانه در بسته بود .
مردان قدیم تمایل داشتند که همسرانشان چندین سال از خودشان کوچکتر باشد و هم سن و سال بودن اساساً عرف و مرسوم نبود که هیچ حتی عروس خانم هرچقدر کوچکتر از آقا داماد می بود مطلوبیتش بیشتر بود. ۱۰ سال ، ۱۵ سال معمول اختلاف سن زن و مرد طالب ازدواج بود و دلیل این مهم هم جز این نبود که اولاً آقا داماد ما بعد ازدواج به یک بچه و دو بچه و حتی سه بچه قناعت نمی کرد و تازه با احتساب تلفات مستحدثه موالید ، به طور معمول کمتر از شش یا هفت فرزند اساساً اُفت محسوب می گشت و لذا به واسطه هر بار زایمان و دو سال شیر دادن دیگر چیزی از زن باقی نمی ماند و بدین سان زنان بسیار کوچکتر از مرد ان مطلوبیت می داشتند تا بعد از این هفت خوان رستم ، تازه زن هم سن و سال مردش به نظر آید.
البته این همه ماجرا نبود و مردان در انتخاب زنانی بسیار کوچکتر مهم دیگری را مدّ نظر قرار می دادند و آن امکان زورگویی و تربیت زن مطابق سلایق و علایقشان بود.
طبعاً وقتی زنی را ۱۰ یا ۱۵ سال اصغر از خود بر می گزیدند ، دیگر سراغ زنان سن بالا نرفته و میانگین سنی زنان برای ازدواج به زور از ۲۰ سال تجاوز می نمود و اساساً دختری وقتی به ۲۰ سالگی می سید گویی به سقف امکان ازدواجش رسیده است و دیگر مطلوبیتش برای ازدواج داخل در مسیر تنازل قرار می گرفت.
دختری ۱۲ ، ۱۳ یا ۱۴ ساله و حداکثر ۱۵ ساله به واقع نوجوان محسوب بود و هنوز فرایند تربیت پذیری اش کامل نشده ، به منزل شوهر می رفت تا آن پله های واپسین تربیت توسط شوهر و مطابق خواست و اراده شوهر و مادر شوهر و پدر شوهر صورت پذیرد.
یکی از مهمترین مسائلی که مادر شوهر و زنان بزرگ خاندان داماد در مورد عروس خانم مورد وارسی قرار می دادند ، دور بازو و دور ساعد و چهار شانگی و دور کمر عروس خانم بود تا از امکان کارایی اش اطمینان حاصل گردد .
در واقع عروس خانم صرفاً یک همسر برای آقا داماد نبود و به نوعی نیروی کار در خاندان داماد هم محسوب می گشت.
البته این اختلاف سن در دوران کهولت کار دست آقا داماد چهل پنجاه سال قبل داده و به وقت پیری و افتادگی ، داماد قبراق سابق به وقت پیری و افتادگی تحت انقیاد مطلق زورگویی و جبران گذشتهء عروس خانم حالا مستظهر به فرزندان بزرگ شده در می آمد.گَهی زین به پشت و گَهی پشت به زین
یک روز دختر خانمی از دوستان به من گفت که چقدر دوست می داشته در دوران قدیم زندگی کند.
برایش این ها را عرض کردم و …….
سکوت کرد و هیچ نگفت و چندی بعد دیدم و شنیدم که در مدح دوران مدرن سخن ها می گوید!

منبع: صفحه ی اجتماعی امیر سالار داودی

No votes yet.
Please wait...

About ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: 66965272 -021

Check Also

ماهیت ابرا در حقوق ایران و انگلیس

محمد پریشانی فروشانی دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رباط کریم   …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *