سرخط خبرها

از «بازنشستگی اساتید» تا «حواشی هیأت نظارت بر قانون اساسی» در مصاحبه با دکتر موسوی – پایانی

منبع: تبصره:

بخش نخست مصاحبه با دکتر سید فضل الله موسوی، رئیس پرسابقه ترین دانشکده حقوق در ایران، پیش تر در تبصره منتشر شده بود. اکنون بخش دوم و پایانی این مصاحبه، که ناظر به مسائل مدیریتی دانشکده حقوق و مسائل روز جامعه است، در پیش روی شما قرار داد.

*****

با توجه به اینکه کشور ما از نظر منافع و ارزش ها، تا حدود زیادی مستقل و منحصر به فرد در میان سایر کشورهاست، کاربر محترمی راهکار شما را در مقابله با اساتیدی که در کلاس های درس خواسته یا ناخواسته ضد ارزش ها و منافع کشور صحبت می کنند را پرسیده اند.

در دانشگاه های ما هم همین طور است که فرمودید و گاهی متأسفانه برخی اساتید از این سنگر مقدس استفاده می کنند و به جای اینکه به طرح مباحث درسی و علمی خودشان بپردازند می آیند با انتقادها و تهمت ها و مسائل ضد ارزشی که فرمودید، چیزهایی می گویند که باعث انحراف عده ای از دانشجویان می شود. بهترین راه آن است که دانشجو در کلاس ضمن حفظ احترام و ادب ، استدلال خودش را بیان کند. روشش این است و سکوت کار ناپسندی است. طبیعتاً استاد چنین حقی ندارد. استاد بایستی نظرات علمی خودش را در محدوده درس و کلاس و بر اساس اطلاعات دقیق و درست و نه اطلاعات ژورنالیستی و اخباری که هیچ مبنایی ندارند بیان کند و به دانشجو هم اجازه انتقاد و بحث در خصوص نظراتش را بدهد.

آقای دکتر می توان این برداشت را از صحبت های شما داشت که اگر دانشجویی اطلاعات کافی نداشت یا هنوز ذهنیت منظم و منطقی در رابطه با موضوع بحث پیدا نکرده بود ، بهتر است سکوت کند و وارد بحث با اساتید نشود؟

به هرحال باید تلاشش را بکند. اگر در آن جلسه نشد جلسات بعدی با مطالعه و تسلط کافی ضمن مشورت با دیگران حتی با اساتید دیگر بیاید و پاسخ دهد. اما یک وقت هایی هم توهین های بدی نسبت به مقدسات می شود که در آن مواقع شاید جای صبر نباشد و باید اعتراضش را به هرنحو بیان کند. قرآن ، احادیث ما ، ولی فقیه ما و… برای ما مقدس هستند. شمای استاد چرا توهین می کنید؟ اگر نظری هم دارید بایستی در قالب منطقی بیان کنید و مجال پاسخ دهی هم به دیگران بدهید. بعد از آن دانشجویان باید از دیگر افراد از جمله اساتید دیگر استفاده کنند یا با مسئولان دانشکده صحبت کنند تا به آنها تذکر داده شود تا کلاس را وسیله سوء استفاده  خود قرار ندهند. همه این کارها باهم بایستی انجام شود تا دانشجو در کلاس مظلوم واقع نشود.

نظر شما در مورد بازنشستگی اساتید پیشکسوت دانشکده حقوق چیست؟ اینطور که می بینیم رتبه دانشکده حقوق دانشگاه تهران در بازنشستگی اساتید از همه دانشگاهها بالاتر است .یک سری از آنها که قبل از ریاست شما بازنشسته شدند مثل دکتر ازمایش و دکتر کاتوزیان. ولی در زمان ریاست شما تعدادبیشتر شد. دکتر آشوری، دکتر عراقی ، دکتر ممتاز، دکتر صفایی و اخیرا هم از یکی اساتید جزا شنیده شده که دکتر رهامی هم در آستانه ی این مهم هستند.آیا شما از طرفداران این اتفاق بوده اید؟ افراد شایسته ای برای جایگزینی این اساتید به نام در دست دارید؟

این سوال شعبه های مختلف دارد. اولا گفته اند اساتید پیشکسوت بازنشسته می شوند . طبیعی است که اساتید جوان بازنشسته نمی شوند… آنها که سنی ازشان می گذرد معمولا می روند و اساتید جوان جایگزین می شوندو این همیشه بوده و هست. البته این نه به این معناست که از صحنه علم کنار بروند بلکه باید از کتاب هایشان ، سخنرانی هایشان و حتی کلاس هایشان استفاده کرد ولی به هرحال دانشگاه مقرراتی دارد. ثانیاً اینکه آمار دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران را بالا بردند من نمی دانم این آمار از کجاست؟ درست است یا نه و باید بررسی شود، اما این اطلاعات غلط است که دکتر آشوری ، دکتر صفایی ، دکتر عراقی در زمان اینجانب بازنشست شده اند. غلط و دروغ است و اینگونه نبوده. ضمنا آقایان دکتر الماسی و رهامی خود تقاضای بازنشستگی کردند بعلاوه این بازنشستگی ها ربطی به رئیس دانشکده ندارد که گفته اند در زمان شما. دانشگاه مقرراتی بر اساس قوانین بازنشستگی قانون خدمات کشوری دارد. قانون می گوید به فلان سن و مرتبه ای که رسید بازنشست می شود. پس اساساً طرح این سوال غلط است که چرا در زمان ریاست شما این اتفاق افتاد . نکته بعدی اینکه چرا انقدر به مقام بازنشستگی توهین می کنند؟  مگر بازنشستگی جرم و گناه است که اگر کسی بازنشسته شد ننگ و عار تلقی می شود؟ استادی که بازنشست می شود با کوله باری از تجربیات و علمش می توان از او استفاده کرد. می تواند کتاب و مقاله بنویسد در همایش های مختلف شرکت و حتی تدریس کند. اما با افزایش سن از لحاظ جسمی کم می آورد. من آن انرژی را که ۲۰ سال پیش داشتم الان ندارم. تدریس در کلاس انرژی می خواهد و به همین خاطر طبیعی است که مقررات بازنشستگی در هر کشوری وجود دارد. بعد هم با رفتن آنها نیروهای جوان تری می آیند. بنابراین بازنشستگی عیب نیست ، یک افتخار است . درعین حال مقررات اجازه می دهد  اساتیدی که دارای رتبه علمی بالایی ( استاد یا دانشیار) هستند تا ۱۰ واحد تدریس  یا مشاوره پایان نامه یا رساله داشته باشند. کما اینکه بیشتر اساتید نامبرده ی بازنشسته در دانشکده درس می دهند. بازنشسته که می شوند، حقوق خودشان را دریافت می کنند ، پاداش های قابل توجهی هم بیش از ۱۰۰ میلیون تومان به آنها داده می شود، تازه تدریس هم که می کنند حق التدریس اضافه ای هم به آنها اعطا می شود و آزاد هم هستند؛ هروقت بخواهند درس می دهند و هر وقت نخواستند نه. تابع اینکه حتماً در جلسات گروه یا شورای دانشکده شرکت کنند هم نیستند. متأسفانه بعضاً مسئله بازنشستگی را سیاسی کرده اند.البته در این زمینه ممکن است دانشگاه قصورها و کج سلیقگی هایی هم کرده است که باید با دقت نظر بیشتری عمل شود.

در حوزه ی مدیریتی شما برخی این انتقاد را دارند که بیشتر به امور ظاهری توجه شده است که البته بسیاری از آن هم قابل تقدیر است، مانند بازسازی نمازخانه ، تغییر مکان بوفه و پخش اذان و… اما سوال اینجاست که برای پویایی و نشاط علمی دانشکده تا کنون چه برنامه های جدیدی داشته اید و کدام یک از آنها اجرا شده است؟ برای حمایت از پژوهشگران وعده هایی داده شده بود که هنوز به برخی از آنها توجهی نشده است، علت این امر چیست و چه برنامه ای برای محققان دارید؟ مثلا یکی از کاربران پرسیده اند: چند سال قبل صحبتی مطرح بود مبنی بر اینکه برای دانشجویان دکتری مزایای پژوهشی در دانشکده در نظر گرفته شود. در حال حاضر تا جایی که بنده اطلاع دارم فقط سایت اینترنت مستقل وجود دارد. چرا امکان استفاده از کتابخانه به صورت قفسه باز، اتاقهای پژوهش مختص دانشجویان دکتری(شبیه دانشکده های علوم و فنی) و سایر امکانات مورد نیاز برای دانشجویان دکتری در دانشکده ما نیست؟ خودتان می دانید که کتابخانه قفسه بسته برای کار پژوهشی استفاده چندانی ندارد.

اگر توجه داشته باشید برخی از دانشجویانی که ۷، ۸ سال پیش در دانشکده درس خوانده  و رفته اند وقتی دوباره به دانشکده برمی گردند میگویند که انگار انقلابی در دانشکده رخ داده و آنهایی که شرایط دیگر را دیده اند به خوبی این موضوع را حس می کنند.این تحولات به نظر من چیز کمی نیست. از نظر امکانات آموزشی تمام کلاس ها مجهز به پروژکتور شده و در کلاس ها پرده نصب شده ، کلاس ها یا کولر نداشتند یا اگر داشتند کانال آنها آنقدر طولانی بود که چندان فضا را خنک نمی کرد. شیشه ها زمانی چرکین و آلوده بود و اتاق های گردگرفته. در راهروها هم با گذاشتن گل ها و گلدان ها به لحاظ مادی زیبا شده و هم تزئینات معنوی که قابهای احادیثی است که عوض می شود و پیام فرهنگی را به دانشجو منتقل می کند. صفحات LED که قرار داده شده تا بتواند برنامه های آموزشی یا پیام ها و شعارهایی را نشان بدهد. از لحاظ امکانات رفاهی برای دانشجویان به دستگاه های واکس کفش می توان اشاره کرد و همچنین دستگاه های عابربانک که قرار است به زودی نصب شود. . ببینید برخی جوان ها بسیار معتقد و مذهبی هستند و برخی ممکن است اصلاً اعتقادی نداشته باشند اما برخی قشر خاکستری و حد وسط هستند. اگر محیط مساعد باشد آنها هم به طرف خوبی ها می روند و بالعکس. یا اگر بوفه با آن فضا که اسمش جدا بود ولی مخلوط می شدند و در آن حیاط خلوت سیگار می کشیدند.به نظرم کار ظاهری نیست. کاری بزرگ و باعظمت است. البته ما به اینها اکتفا نکردیم.برای دانشجویان مسأله مشاوره را ایجاد کردیم که هر استادی تعدادی دانشجو زیرنظرش قرار می گیرد و جلساتی با هم دارند می توانند مشکلاتشان را مطرح کنند. خود من الان با ۲۰ نفر از دانشجویان در ارتباط هستم برایشان پرونده تشکیل داده ایم با چند نفرشان مصاحبه کرده ام و پیش بنده می آیند و مسائل خودشان را بیان می کنند. تازه این شکل رسمی تر آن است. به صورت غیر رسمی خود من شاید برای اولین بار است که روزهای یکشنبه را از ساعت ۱:۳۰ تا ۳ قرار ملاقات با دانشجویان و پرسنل دانشکده دارم. کارمندی که  می گفت: “قبلاً سه سال بود می خواستم رئیس دانشکده را ببینم و با او صحبت کنم، نتوانستم!” الان این امکان برایش فراهم است و هر هفته می تواند بیاید و با بنده صحبت بکند. در زمینه اساتید شاید از دانشکده های نمونه ای باشد که در دو سال و خرده ای متجاوز از ۲۵ استاد جذب کرده ایم. به هرحال در دانشکده ای که افکار خاصی حاکم بود و برخی اساتید در این زمینه نقش داشتند، ما توانستیم بیش از ۲۵ استاد جوان با انرژی زیاد و دارای شرایط علمی خوب همچنین  با خصوصیات اخلاقی و مذهبی جذب کنیم. این یک کار فرهنگی عمیق است.

اما در ایجاد نشاط علمی در دانشکده، ضمن اینکه انجمن های علمی ما در دانشکده فعالیت می کنند، انجمن های علمی دیگری هم داریم که قبلاً اتاقی در دانشکده داشتند ولی الان دانشگاه گفته چون خصوصی هستند بایستی بیرون فعالیت کنند.همچنین آمار سخنرانی های علمی ، سیاسی ما بسیار زیاد است و هفته ای نیست که ۲ یا ۳ برنامه در تالار شیخ مرتضی انصاری نداشته باشیم.گاهی سر زمان برگزاری جلسات باهم اختلاف پیدا می کنند. یا نهاد رهبری که در همه دانشکده ها مکان فعالیت ندارد اما در دانشکده ما این امکان وجود دارد.

اما در خصوص دانشجویان دکتری ما سایتشان را جدا کردیم تا بهتر بتوانند کار بکنند و  به هرحال سطحشان با سایر مقاطع متفاوت است. برای کارشناسی ارشد و دکتری قبلا برای پایان نامه ها و دکتری چیزی داده نمی شد ولی الان مبلغی به عنوان کمک هزینه تحقیقاتشان به آنها داده می شود. در خصوص کتابخانه قفسه باز ما هنوز نتوانسته ایم این کار را انجام دهیم و مشکلات خاص خودش را هم دارد. چون ببینید پیش از این ما با مشکل کمبود کتاب روبرو بودیم . اینکه قفسه باز باشد خیلی خوب است ، چون من در زمان دانشجویی آن را تجربه کرده ام . پیشنهاد خوبی است باید بببینیم در آینده آیا می شود چنین امکانی را برای دانشجویان دکتری فراهم کرد یا نه. چون می دانید الان ما به اندازه دانشجویان کارشناسی دانشکده ، دانشجوی ارشد و دکتری داریم و گزینشی هم نمی توانیم عمل کنیم. از لحاظ اینکه فضای مخصوصی داشته باشند ما یک کمبودی را به لحاظ فضای آموزشی داریم و در تشکیل کلاسهایمان هم بعضاً با مشکل مواجه می شویم. ولی درمورد این دو مسأله به نظرم پیشنهاد خوبی است تلاش می کنیم در حد امکان آنها را محقق کنیم.

 با توجه به اینکه هر روز در دنیا چالش های جدیدی ایجاد می شود و کشور برای آنها نیاز به متخصصان جدید دارد، برنامه ی شما برای ایجاد گرایش ها ی جدید در دانشکده از قبیل حقوق فضا، انرژی، محیط زیست و… چیست؟

بعضی درس ها هست که ما نبایستی فوراً رشته اش را ایجاد کنیم. ما که در جریان برنامه ریزی هستیم می بینیم هر استادی درس خودش را که به نظرش مهم می آید        می خواهد رشته ایجاد کند. مثلا حقوق کیفری بین المللی  یک درس است ولی برخی میخواهند آن را رشته کنند؛ آنوقت درس های زیادی را باید بگذارند که نتیجه آن تقسیمات تکلف آمیز و تکراری شدن درس هاست. در مورد حقوق محیط زیست خوشبختانه ما سالها تلاش کردیم و برنامه اش را چیده ایم.از اینجا به دانشگاه و سپس به وزارت علوم رفته و در جریان است البته به جهت جریانات تحول در علوم انسانی، در آن توقف ایجاد شده. در مورد حقوق انرژی هم چنین کاری انجام شد و به وزارت علوم رفت منتها توقف هایی بوجود آمد تا اینکه بعد از سخنرانی مقام معظم رهبری در عسلویه در اوایل سال ۹۰ ایشان فرمودند حقوق نفت و گاز ایجاد شود لذا به جای رشته حقوق انرژی، رشته حقوق نفت و گاز مطرح شد و از اول امسال ما دانشجویانی برای رشته نفت و گاز داریم. هم در خصوص حقوق فضا و هم حقوق انرژی ما دو مؤسسه ایجاد کردیم که پیگیر این مسأله خانم دکتر امین زاده معاونت محترم پژوهشی دانشکده هستند و الان مجوزاش بعنوان مؤسسه، گرفته شده است. حقوق اجتماعی هم در دانشکده تصویب شده و به وزارت علوم فرستاده شده. در مورد فلسفه حقوق به نظرم چیزی نیست که نیاز باشد به صورت رشته  در بیاید ولی این از آن درسهایی است که در جریان تحول در علوم انسانی در آن باید تحول اساسی ایجاد شود.

و آخرین سوال: آقای دکتر نظر خود را درباره این خبر که اخیرا در سایتهایی مثل جهان نیوز منتشر شده و تحلیل آن  بفرمایید؛

محمود احمدی‌نژاد در حالی حکم اعضای هیات نظارت بر قانون اساسی را صادر کرد که سخنگوی شورای نگهبان ششم اسفندماه امسال از نظر مخالف این شورا با تشکیل هیئت نظارت بر اجرای قانون اساسی توسط رئیس جمهور خبر داده بود. عباسعلی کدخدایی گفته بود که نظر شورای نگهبان در این زمینه همان نظری است که در ادوار گذشته، ‌درباره اقدام مشابه یکی از رؤسای جمهور ‌‌اعلام شده بود. کدخدایی این را هم افزوده بود که نظر مخالف شورای نگهبان هنوز به قوت خود با‌قی است و‌ جدیداً در این رابطه بررسی جدیدی انجام نشده است..

متن حکم رییس جمهور به شرح ذیل استجناب آقای محمد رضا رحیمیجناب آقای دکتر سید فضل الله موسوی… به موجب این حکم به عنوان عضو هیات نظارت بر اجرای قانون اساسی منصوب می شوید”

واکنش شما نسبت به پذیرش و رد این حکم چه بوده است؟

برخی منتفدان به این حکم ایراد گرفته اند که اساس کار این هیئت مخالف اصول قانون اساسی است، زیرا از طرفی با اصل تفکیک قوا مغایرت دارد و از طرف دیگر انجام وظیفه در این هیئت مستلزم تفسیر قانون اساسی است که آن هم برعهده ی شواری نگهبان است. آیا شما این ایراد ها را وارد می دانید؟ اگر خیر، استدلال حقوقی شما در پاسخ به این انتقادات چیست؟

فارغ از جنبه ی سیاسی مسئله، این طرح در دوره ی ریاست آقای خاتمی هم مطرح شده بود، تا جایی که برخی آن را احیای همان لایحه ی پیشنهادی آقای خاتمی می دانند،که البته از طرف مجلس رد شد. تفاوت شکلی و ماهوی در بعد حقوقی این دو تصمیم با هم چه بوده است که باعث دوباره مطرح شدن ان شده است؟

من به لحاظ تاریخی نمی خواهم وارد این قضایا بشوم و به دلیل مشغله های زیادی که دارم طی نامه ای از ریاست محترم جمهور عذرخواهی کردم. اما در خصوص اصل مسئله ، اصل ۱۱۳ قانون اساسی  اجرای قانون اساسی را برعهده شخص رئیس جمهور قرار داده که به عنوان شخص دوم بعد از مقام رهبری است که می توان از آن استنباط نمود که اجرای آن مستلزم پیگیری و نظارت بر آن نیز هست و این هیأت هم می تواند نظارت کند که اگر جایی مقررات قانون اساسی اجرا نشده در صدد اجرایش برآیند. در اینجا البته نظر متقن و مورد اجماعی وجود ندارد. بعضی ممکن است بگویند اینکه اجرا برعهده رئیس جمهور است فقط در حیطه قوه مجریه است نه همه امور. برخی می گویند اگر گفته است اجرای قانون اساسی، یعنی اجرای تمام قانون اساسی. پس این هیأت باید تشکیل شود جهت نظارت بر اجرای تمام اصول قانون اساسی .از آن طرف شورای نگهبان ممکن است نظرش این بوده باشد که به دلیل تفکیک قوا، رئیس جمهور تنها در حدود قوه مجریه بایستی این نظارت را اعمال کند و ممکن است برداشت دوم هم از آن اصل صورت گیرد.این دو نظر قابل بحث است که جا دارد حقوقدانان خارج از مسائل سیاسی درباره آن به بحث بپردازند و ببینند قانون اساسی واقعاً چه چیزی را بیان می کند. از طرف دیگر ما اصل ۹۸ را داریم که تفسیر قانون اساسی را به شورای نگهبان سپرده است. بنابراین نظرات حقوقدانان ، مقالات آنها و همایش هایی که می تواند برگزار شود در این رابطه خوراک فکری و حقوقی برای شورای نگهبان که تصمیم گیرنده نهایی است فراهم آورد. بهرحال فصل الخطاب نظر شورای نگهبان است. نظر شورای نگهبان هم یک وقت هایی در یک مقاطعی بیان شده ولی ظاهراً صریح نبوده است.

 

آقای دکتر، از اینکه با سعه صدر به سوالات مخاطبان تبصره پاسخ دادید، متشکریم.

برای شما آرزوی موفقیت می کنم.

No votes yet.
Please wait...

درباره ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: 66965272 -021

همچنین ببینید

نقد حقوقی فیلم عدالت برای همه

اگه وجدان نداشته باشی هیچی نداری                         ال پاچینو در نقش یک وکیل شرافتمند …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *