آرمان جمهوری اسلامی سعادت کل بشریت است

دکتر اصلانی: آرمان جمهوری اسلامی سعادت کل بشریت است
در نظام جمهوری اسلامی انتخاب فقط معطوف قدرت نیست، معطوف به رفاه نیست، معطوف به امنیت نیست. انتخاب معطوف به تامین سعادت دنیا و آخرت است. یعنی هر دو، سعادت فردی، سعادت اجتماعی، سعادت دنیایی، سعادت آخرتی بشر مدنظر است و حتی معطوف به سعادت ملت ایران نیست، معطوف به سعادت کل بشریت است. در قانون اساسی آرمان جمهوری اسلامی سعادت کل بشریت مدنظر است.

اشاره:آنچه از پیش می گذرد مصاحبه اختصاصی پایگاه پژوهشکده مجازی حقوق عمومی است که با آقای دکتر اصلانی؛ استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و عضو هیات نظارت بر انتخابات با عنوان «آرمان جمهوری اسلامی سعادت کل بشریت است» توسط آقای علی فتاحی، دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه تهران انجام شده است و اینک از نظر خوانندگان سایت حقوق عمومی می گذرد.

سئوال: ضمن عرض سلام و تشکر از حضر تعالی ؛ لطفا بفرمایید به نظر شما مردم در تحقق حماسه سیاسی چه نقشی دارند؟

بسم الله الرحمن الرحیم

نظام سیاسی جمهوری اسلامی به یمن حرکت حضرت امام(ره) در ایران تاسیس شد و از همان ابتدا حضرت امام دو عنصر اسلام و مردم را در نظام جمهوری اسلامی تعبیه کردند. در طول تاریخ ایران دو عنصر در عرصه سیاسی و حکومتی غایب بود و از متن به حاشیه برده شده بود یکی عنصر اسلام که توسط عوامل استعمار و استکبار در ایران به هیچ وجه اجازه حضور در متن به آن داده نمی‌شد. دیگری هم عنصر مردم بود که آن هم اجازه حضور پیدا نمی‌کرد و هنر امام این بود که عنصر مردم و عنصر اسلام را وارد متن سیاست و اجتماع کرد و با ورود این دو عنصر بود که انقلاب اسلامی مردم ایران به پیروزی رسید. بعد از پیروزی انقلاب، جمهوری اسلامی شکل گرفت و دقیقاً جمهوری اسلامی برگردان یا ترجمه حضور مردم و اسلام در عرصه سیاسی و حکومتی بود. تعبیر جمهوری اسلامی و تعبیر مردم سالاری دینی، دقیقاً برگردان حضور دو عنصر اسلام و مردم در عرصه سیاست و حکومت بود. که این هنر حضرت امام به حساب می آید. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی حضور مردم در عرصه‌های سیاسی و حماسه‌آفرینی‌های متعدد، حضور پررنگ و برجسته و تعیین کننده ای بوده است. حضور برجسته ای که به هیچ وجه نمی توان این برجستگی حضور مردم را در طول این ۳۴ سال انقلاب انکار کرد، پر رنگی و تعیین‌کنندگی و برجستگی آن کاملاً مشخص است. ممکن است برخی افراد تصور کنند که حضور مردم یک حضور تزیینی است و نقش مردم خیلی تعیین کننده نیست. رای مردم، اندیشه مردم،‌ تصمیمات مردم، اراده مردم، خواست مردم در عرصه حکومت و سیاست اصلاً هیچ نقشی ندارد و اگر نقشی هم دارد یک نقش نمایشی است. اما فی‌الواقع آن چیزی که در طول این ۳۴ سال مشخص می‌شود این است که حضور مردم تعیین کننده است. یعنی اگر این حضور نباشد اصلا انقلابی باقی نمی‌ماند و اصلاً نظامی باقی نمی‌ماند. این حضور است که همچنان استمرار انقلاب و استمرار نهضت را تضمین کرده، و نظام جمهوری اسلامی سر پا نگه داشته و از این به بعد هم همین دو عنصر، به ویژه عنصر مردم است که می‌تواند بقای انقلاب و سلامت انقلاب در مسیر اصلی خود را تضمین کند. این حضور پررنگ و تعیین کننده است. در انتخاب یازدهم هم همین حماسه حضور رقم زده خواهد شد.

سئوال: چه عاملی موجب پیش بینی تحقق چنین حماسه­ای می­گردد؟

در نظام جمهوری اسلامی پیوند امام و امت، یک پیوند بسیار تنگاتنگ و دیرینه و مستحکم است. بسیاری از افراد این رابطه را تشخیص نمی‌دهند و به خاطر همین عدم تشخیص هم در تحلیل‌هایشان دچار مشکل می‌شوند. اما فکر می‌کنم اگر به این رابطه تنگاتنگ و مستحکم توجه بشود می‌توان حضور چشم‌گیر و برجسته و تعیین کننده و حماسی مردم را در عرصه انتخابات در دوره‌های مختلف با این رابطه تبیین کرد. یعنی چون نظام، نظام امت و امامت است و رابطه بین امام و امت برقرار است لذا این حضور برای تضمین این نظام همیشه حماسی و پرشور و تعیین کننده بوده است. از این به بعد هم همین طور خواهد بود. در انتخاب یازدهم نیز این حضور پررنگ خواهد بود. حماسی خواهد بود و درس بسیار محکمی به بدخواهان نظام و انقلاب داده خواهد شد.

البته مثل همه‌ی جریانات و دوره‌های مختلف ممکن است عوامل بدخواه نظام و ملت و انقلاب بخواهند علیه نظام توطئه کنند. چرا که آن‌ها هیچ روزی را صبح نکرده اند که در فکر توطئه علیه انقلاب نباشند. اگر جایی نتوانستند کاری انجام بدهند نه اینکه نمی‌خواستند، می‌خواستند و حرکت هم کردند و اقدام هم کردند اما موفق نشدند، عدم موفقیت دشمنان در برنامه‌ها و توطئه‌هایشان به منزله نبود این توطئه‌ها و دشمنی‌ها نبوده، همیشه دنبال این مسائل بودند، الان هم هستند در آینده هم خواهند بود. ملت ایران به تعبیر یکی از شهدای انقلاب، باید کمربندهایشان را محکم ببندند و چشم‌هایشان را باز کنند و عوامل آمریکا را در ایران تشخیص بدهند و با آن‌ها مقابله کند. بنی صدر اولین و آخرین مهره آمریکا نبوده و نیست بعد از آن مهره‌های آمریکا در ایران آمدند، هر روز آمریکا مین‌های خودش را در انقلاب ما منفجر کرده است. برخی‌ها زودتر، برخی‌ها دیرتر، به هر حال امریکا از این عوامل داشته، دارد و خواهد داشت و ملت ما به هیچ وجه فکر نبود دشمن و نبود توطئه را نکرده است. با توجه به اینکه این توطئه‌هاست که ملت در صحنه‌ها حضور پیدا کرده و توطئه‌ها را خنثی کرده اند. من فقط این را می‌توانم بگویم که ملت ما این را فهمیده که «شمع فروزنده چو پنهان شود. شب پره بازیگر میدان شود.»

خدا رحمت کند شهید محمد منتظری را، ایشان همیشه می‌گفت و همیشه تاکید می‌کرد که ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که یا باید برای خودمان تصمیم بگیریم یا دیگران برای ما تصمیم خواهند گرفت، ما که در خلا حرکت نمی‌کنیم. در یک دنیایی زندگی می‌کنیم که عوامل مختلفی وجود دارند، موافق، مخالف، نیروهای مختلف. نیروهای مختلف، جبهه‌بندی‌های مختلفی موافق و مخالف وجود دارند.

عالم سیاست مانند عالم طبیعت است. یک سری از عوامل می‌خواهند پیشروی کنند، یک سری از عوامل هم می‌خواهند جلوی آن‌ها بایستند. اگر کسی جلوی حرکت توطئه نایستد، جلوی اقدامی نایستد. ممکن است دشمن پیشروی بکند. دشمنان دارند پیشروی می‌کنند اقدام می‌کنند، ملت هم جلوی دشمنان ایستادگی می‌کند. اگر ایستادگی‌ها نباشد، اگر این انرژی‌های حاصل از اراده ملت نباشد، پیشروی دشمن محقق نمی گردد. اگر این انرژی‌های حاصل از اراده ملت نباشد پیشروی دشمن حتمی است. توطئه‌هایشان موفقیت آمیز خواهد بود. نتیجه عدم حضور این است. اما حضور مومنانه، آگاهانه و مشارکت پرشور و حماسی مردم که یک انرژی‌ای ایجاد می‌کند که این انرژی جلوی انرژی دشمن را می‌گیرد و حرکت آن را خنثی می‌کند و آن به جای پیشروی مجبور به عقب‌نشینی می‌کند. این انرژی‌های حاصل از اراده ملت در طول این سی و چهار سال همیشه عقب گرد دشمن و خنثی کردن حرکت‌های آن را به دنبال داشته است.

در این انتخابات بنا بر همان رویه سابق توده‌های مردم چون حضور در صحنه انقلاب به عنوان وظیفه شرعی خودشان می‌دانند، به عنوان وظیفه ملی خودشان می‌کنند، مردم در صحنه می‌آیند تا از دستاورد حرکت خودشان که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و نهادهای سیاسی جمهوری اسلامی است حفاظت کنند. این را وظیفه خودشان می‌دانند. چون خودشان انقلاب را به پا کردند و خودشان هم برای حفظش جان فشانی می‌کنند، جان‌فشانی کردند و جان فشانی خواهند کرد. بنابراین یک چیز بسیار طبیعی است. و این تحلیل واقعیتی است که در طول این سی و چند سال اتفاق افتاده. چیزی نیست که ما بخواهیم به عنوان تحلیل غیرواقعی اعلام کنیم و تصورات خودمان را مطرح بکنیم. این یک تحلیل کاملاً واقع‌بینانه مبتنی بر وقایع تاریخی مسلم این ۳۴ ساله است. توده‌های مردم چون انقلاب متعلق به خودشان هست و نظام متعلق به خودشان هست، پای صحنه انقلاب و نظام ایستادند، می‌ایستند ومعنای حماسه آفرینی ملت هم همین است. در اوج همه این توطئه‌ها، در اوج همه این خصومت‌ها و حرکت‌های مبتنی بر خصومت دشمنان تا بن دندان مسلح، ملت ایستاده است و باز هم می‌ایستد. اگر هر کشور دیگری بود جلوی این همه توطئه، از بین رفته بود. چه چیزی این انقلاب را حفظ کرده. همین حضور حماسی مردم. حضور مومنانه مردم. وظیفه ایمانی و دینی این حضور هست که این نتایج را برای انقلاب به بار آورده است. این کلیت قضیه است که من خدمت شما عرض کردم.

سئوال: ساختار نظارت بر انتخابات چگونه است؟ آیا ما در نظام‌های دیگر هم نظارتی داریم، این نوع نظارت تفاوت ماهوی می‌کند با نوع نظارتی که در کشور ما وجود دارد؟

ببینید در هر نظامی تصور کنید افرادی که برای مناصب سیاسی خودشان را در معرض قرار می‌دهند، خودشان را قابل می‌دانند و مطرح می‌کنند باید دارای شرایط و صلاحیت‌های خاص باشند، شرایط و صلاحیت‌های خاص در همه نظام ها موجود است اگر بگوییم برای تصدی این منافع هیچ نیازی به هیچ شرطی نیست اصلاً هیچ نظامی را نمی‌توانید در دنیا مثال بزنید که برای تصدی این مناصب شرط و صلاحیت قائل نباشد. چرا این را من عرض می‌کنم. از این حیث که انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان شرایط داشته باشند یا نداشته باشند ما چهار مدل را قابل تصور می‌دانیم. مثلاً شما می‌گویید انتخاب کنندگان، نیاز به شرایط دارند یا نه؟ چه کسی انتخاب کند و چه کسی انتخاب شود. آیا این‌ها شرایط می‌خواهند یا نه. چهار مدل بیشتر قابل تصور نیست. مدل اول این است که انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان نیازمند شرایط باشند. یعنی هم انتخاب کننده و هم انتخاب شونده شرایط دارند. مدل دوم بالعکس مدل اول. یعنی هیچ کدام نیاز به شرایط نداشته باشند. مدل سوم اولی‌ها یعنی انتخاب کننده‌ها شرایط داشته باشند، انتخاب شونده‌ها نیاز به شرایط نداشته باشند. مدل چهارم بالعکس مدل سوم، اولی‌ها شرایط نیاز نداشته باشند، و انتخاب شونده‌ها نیازمند شرایط باشند. کدام مدل مطلوب‌تر و معقول‌تر و عاقلانه‌تر است. خوب از هر فرد عاقلی این چهار مدل را بپرسید می‌گویند مدل اول، مدل مطلوب است، یعنی مدلی که هم انتخاب کننده و هم انتخاب شونده شرایط داشته باشند. اگر این نباشد چه می‌شود؟ اگر انتخاب کننده شرایط نداشته باشد، هر کسی می‌تواند انتخاب کند. یک طفل شش ماهه هم می‌تواند انتخاب کند. یک کسی که عقل ندارد می‌تواند انتخاب کند. یک کسی که تابعیت ندارد می‌تواند انتخاب کند. یک کسی که سن خاصی دارد می‌تواند انتخاب کند. اگر شما بگویید هر کسی می‌تواند انتخاب کند این است که شما بگویید هر کسی می‌تواند انتخاب بشود، طفل شیرخوار قابل انتخاب است، پیرمرد ۲۰۰ ساله هم قابل انتخاب است. کسی هم که بیگانه است و تابعیت کشور را ندارد می‌تواند انتخاب شود و کسی که هم که صلاحیت اخلاقی دارد یا ندارد هم می‌تواند انتخاب بشود.

پس یک شرایطی باید باشد. اگر این شرایط نباشد هر کسی قابلیت انتخاب کردن دارد و هر کسی قابلیت انتخاب شدن دارد. پس بنابراین معقول آن است که شرایطی وجود داشته باشد. حالا چه کسی شرایط را تعیین می‌کند. مرجع تعیین شرایط وجود دارد. یک کسی باید مرجع تعیین شرایط باشد. چه کسی باشد؟ معمولاً قانونگذار شرایط را تعیین می‌کند. یاقانونگذار اساسی یا قانونگذار عادی این شرایط را تعیین می‌کند. مهم این است مرجعی برای تعیین شرایط باشد. چگونه شرایط را معین می‌کنند؟ قانونگذار اساسی یا عادی بر مبنای نظام ارزشی جامعه که توده‌های مردم به آن معتقدند شرایط را تعیین می‌کنند. ممکن است در نظامی ارزش های اخلاقی مهم نباشد که انتخاب بشود، اما در یک نظامی اخلاقی و ارزشی ممکن است بگویند اگر کسی که تخلف اخلاقی دارد نمی‌تواند انتخاب بشود. شرط سن، شرط تابعیت، شرط اقامت، شرط صلاحیت اخلاقی، شرط ایمان به قانون اساسی، شرط اعتقاد به مبانی قانونی و حکومتی یک کشور این‌ها شرایطی است که در نظام‌های مختلف معمولاً قرار می‌دهند. در نظام جمهوری اسلامی هم همین طور است. پس مرجع تعیین شرایط است که این کار را انجام می‌دهد. یا قانونگذار اساسی است یا قانونگذار عادی. مطلب دوم حالا مرجع تعیین شرایط شرایط را معین کرد.

بعد از این که شرایط تعیین شد، مرجعی باید این شرایط را احراز کند. آیا همه می‌توانند پست‌ها را تصدی کنند؟ می‌گویند نه برخی می‌توانند پست‌ها را تصدی کنند. کسانی می‌توانند که حائز شرایط هستند. می‌گویند باید شرایط را داشته باشند. چگونه این شرایط احراز بشود؟ یک کسی باید این کار را بکند. یک مرجعی، نهادی، فردی باید این کار را بکند. کسانی که انتخاب شدند باید احراز صلاحیت بشوند. باید احراز کنند که این شرایط در افراد وجود دارد. مثلا برای تصدی هر مسئولیت خاصی حتی رفته‌گری در یک محل شرایطی را تعیین نمایند. برای این شغل شرایطی لازم است، دست می‌خواهد تا زباله را بردارد، چشم می‌خواهد تا زباله را ببیند، عقل می‌خواهد که بین زباله و غیر زباله تشخیص بدهد. این حداقل شرایط است. خوب اگر بخواهند واجدین شرایط را استخدام کنند هر کسی تقاضای کار دهد آیا او را استخدام می‌کنند. نه خیر ابتدا باید شرایط احراز شود. تشخیص دهند که شرایط وجود دارد یا ندارد. در سیاست هم همین طور است. شرایط را می‌سنجند، که آیا آن شرایط هست یا نیست. پس علاوه بر مرجع تعیین شرایط، مرجع تشخیص شرایط هم لازم است. حالا مرجع تعیین شرایط و مرجع تشخیص شرایط را یا قانون گزار عادی یا اساسی مشخص می‌کنند.در همه نظام‌ها مرجع تشخیص را مشخص می‌کنند. شورای عالی قانون اساسی، در فرانسه، اسپانیا، الجزایر شرایط را کنترل می‌کنند. این شرایط را احراز می‌کنند. در نظام جمهوری اسلامی این وظیفه در حوزه اختیارات یک نهاد غیر قوه مجریه قرار دارد و آن شورای نگهبان است.

کار نظارت بر شرایط و تشخیص شرایط دو مرحله دارد. در مرحله رئیس جمهوری در ایران کار اجرای انتخابات را هیئت‌های اجرایی انجام می‌دهند، اما کار نظارت بر اجرای انتخابات توسط شورای نگهبان به انجام می‌رسد. اما از حیث تشخیص شرایط برای داوطلبان هیچ ربطی به هیئت‌های اجرایی ندارد، مستقیماً شورای نگهبان این مسئولیت را انجام می‌دهد. ممکن است بپرسند مرجع تعیین صلاحیت در بحث ریاست جمهوری کیست؟ در قانون اساسی در اصل ۱۱۵ شرایط افرادی که را که می توانند خودشان را به عنوان داوطلب ریاست جمهوری معرفی نمایند اعلام کرده، ومقرر می دارد باید از رجال سیاسی و مذهبی باشد، یعنی اولین شرط این است که فرد رجل سیاسی و مذهبی باشد، بعداً بقیه شرایط را می‌سنجند. اول یک دایره می‌کشند، آن‌هایی که رجال سیاسی و مذهبی هستند را جدا می­نمایند و بعد بقیه شرایط را می‌سنجند. چون می‌گوید قانون اساسی می گوید رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی افرادی که دارای شرایط زیر باشند انتخاب می‌شوند. پس اول دایره را قرار می‌دهند. هر کسی رجال سیاسی و مذهبی بود درونش قرار می‌دهند

سئوال: رجل سیاسی و مذهبی کیست؟

رجل سیاسی و مذهبی حداقل باید کسی باشد که در مراحل مختلف زندگی‌اش سابقه حضور در مسائل سیاسی، فهم سیاسی، بینش سیاسی یا رده سیاسی را داشته باشد. حتی ممکن است در دولت جمهوری اسلامی وزیر بوده باشد، ولی جزو رجال سیاسی نباشد. لزوماً وزیر بودن دلالت بر سیاسی بودن نمی‌کند. رجل سیاسی منطبق بر داشتن شغل وزارت یا وکالت نیست، ممکن است فردیعضو مجلس باشد رجل سیاسی نباشد. لزوماً این نیست که هر کسی در مجلس آمد،مانند فردی که در یک منطقه‌ای آدم خوبی است، در یک منطقه‌ای پزشک است، پزشک خوبی است می‌آید و کاندیدا و نماینده مجلس می شود. این لزوماً رجل سیاسی و مذهبی تلقی نمی شود. لزوماً این نیست. داشتن شرایط سیاسی برای افراد از مباحثی است که شورای نگهبان به صورت ریز دقت می‌کند. باید نگاه کند که در موقعیت‌های مختلف به عنوان یک فرد سیاسی موضع سیاسی داشته باشد، بینش سیاسی داشته باشد. تدبیر سیاسی داشته باشد و به عنوان سیاسی قلمداد بشود.

برخی از افراد ممکن است کار اجرایی خوب انجام بدهند، در کار اجرا بودند. رجل سیاسی تلقی نشوند. رجل مذهبی هم همین طور. مذهبی بودن به این فرد اطلاق بشود. برخی از افراد ظاهرشان هم مذهبی نیست. چه برسد باطنشان. ظواهرشان هم ظواهر مذهبی‌ای نیست چه برسد باطنشان. لذا این‌ها رجل مذهبی تلقی نمی‌شوند. رجل مذهبی باید فهم مذهبی و رفتار مذهبی داشته باشد. رفتارها مبتنی بر معرفت‌ها هست، مبتنی بر بینش‌ها و باورهاست. باید باورهایشان مذهبی باشد. رفتارهایش هم باید مذهبی باشد. این فرد رجل مذهبی است. طرف قبل از اینکه وزیر بشود یا معاون وزیر بشود یا بیاید در صحنه، خوب حداقل باید ده سال، بیست سال در صحنه‌های مختلف سیاسی باشد تا به عنوان رجل سیاسی قلمداد بشود، مدت کوتاهی معاون وزیر یا وزیر شده، یا مدتی نماینده مجلس شده، به نظر من برای رجل سیاسی یا مذهبی، این مدت کفایت نمی‌کند. حالا شورای نگهبان دایره را با رجل مذهبی و سیاسی می‌بندد، و بعد بقیه‌ی شرایط را هم نگاه می‌کند. اگر آن شرایط را به انضمام رجل سیاسی و مذهبی داشت، ایرانی‌الاصل باشد، مومن باشد، شیعه باشد، مدیریت داشته باشد و تدبیر مهم است. دو شرط مدیریت و تدبیر یک شاخصه‌های بسیار ریزی دارد که باید در احراز آن دقت کرد، فردی در حد یک دبیرستان، یک استان، حتی یک وزارتخانه توان اداره‌ی این مجموعه را داشته باشد اما توان اداره کشور را نداشته باشد. توان اداره قوه مجریه را نداشته باشد. این‌ها نسبی است. شورای نگهبان حتماً شاخصه‌هایی دارد که این‌ها موارد را در نظر می‌گیرد و بعد تصمیم‌گیری می‌کند.

سئوال: در مقایسه نظام انتخاباتی ایران و سایر کشور ها به نظر تفاوت ساختاری وجود ندارد و فقط تفاوت ماهوی است. این تفاوت ماهیتی کجاست؟

ببینید در نظام جمهوری اسلامی در مقدمه قانون اساسی اگر نگاه کنید یک بحث مطرح است و آن بحث شایسته‌سالاری است. شایسته سالاری «ان الارض یرثها عبادی الصالحین»، ارض را صالحین به وراثت می‌برند. این به معنای شایسته‌محوری است. اساس کار در نظام جمهوری اسلامی این اصل جاری است. جمهوری اسلامی از سایر نظام‌ها ماهیتاً متمایز است. این تمایز محتوا فقط از حیث قوانین و مقررات نیست. از حیث حاکمان هم هست. کسانی که در راس مناصب در جمهوری اسلامی قرار می‌گیرند باید ویژگی محتوایی را داشته باشند. یعنی به لحاظ ایمانی، تدین، تقوا، صلاحیت، شایستگی از میزان خاصی شایستگی برخوردار باشند. لذا اگر این شایستگی‌ها را داشته باشند می‌توانند بار مسئولیت را بر دوش بگیرند. این تنها و مهمترین وجه ممیزه‌ای نظام جمهوری اسلامی و مسئولان است. درست است در ظاهر شما فکر می‌کنید بحث انتخابات است، آن‌ها انتخاب می‌کنند ما هم انتخاب می‌کنیم، ولی آن‌ها چه کسانی را انتخاب می‌کنند و ما چه کسانی را انتخاب می‌کنیم. آن‌ها انتخاباتشان چه هدفی دارد. ما دنبال چه هدفی هستیم. ما به دنبال تامین سعادت دنیا و آخرت هست. آن‌ها به دنبال زندگی مادی این دنیا هستند. به دنبال رفاه و معیشت و امنیتشان حرکت می‌کنند. اما در نظام جمهوری اسلامی انتخاب فقط معطوف قدرت نیست، معطوف به رفاه نیست، معطوف به امنیت نیست. انتخاب معطوف به تامین سعادت دنیا و آخرت است. یعنی هر دو، سعادت فردی، سعادت اجتماعی، سعادت دنیایی، سعادت آخرتی بشر مدنظر است و حتی معطوف به سعادت ملت ایران نیست، معطوف به سعادت کل بشریت است. در قانون اساسی آرمان جمهوری اسلامی سعادت کل بشریت مدنظر است. بنابراین یک انتخابی که ما انجام می‌دهیم، انتخاب معطوف به فقط انتخاب یک فرد برای داخل ایران نیست، انتخاب معطوف به سعادت کل بشر است. ما با این آرمان داریم حرکت می‌کنیم و این فرق بسیار مهم جمهوری اسلامی با سایر نظام‌هاست.

از این که با سعه صدر پاسخگوی سوالات ما بودید صمیمانه سپاسگزارم.

منبع: پژوهشکده حقوق عمومی

No votes yet.
Please wait...

درباره ی ابوالقاسم شم آبادی

(حقوق عمومی) -مدرس دانشگاه-صاحب امتیاز انتشارات حقوقی عدلیه-ارتباط با ابوالقاسم شم آبادی: shamabadi.abolghasem@yahoo.com تلفن: ۰۲۱۶۶۹۲۱۰۰۲ ۰۲۱۶۶۵۸۱۷۴۸

همچنین ببینید

کتاب مجموعه سوالات شبیه سازی شده جهاد ولایت(آزمون دکتری)

با سلام این کتاب حاوی مجموعه سوالات شبیه سازی شده جهاد و ولایت برای آزمون …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *